علم و فرهنگ، تأسيس دانشكده و دانشگاه و كارخانه، صنعت، بد و خوب، ارتجاعو ترقّي ميزند؛ براي همين است كه در اين سه مرحله كاميابتر شود؛ و به همين جهت هم كامياب نميشود، و هر روز نگراني ها و نابساماني هايش زيادتر ميگردد.
خوردن و پوشيدن و لذّت جنسي بردن، قدر مشترك بين همه انسان ها و حيوان ها است ولي اين يك قدر مشترك و جامعي نيست كه همه انسان ها را دور خود جمع كند و از تجاوز آنها به يكديگر مانع شود و آتش حرص و آز و زياده خواهي و جاهطلبي بشر را فرو بنشاند، اين قدر مشترك هرگز نخواهد توانست كسي را از بيشتر بهره گرفتن به وسيلة دست درازي به حقوق ديگران جلوگيري كند.
ما اكنون در مقام بيان زيان تمدّن (منهاي انسانيّت) مادّي امروز، و اينكه با شأن و مقام انسان مناسب نيست، و عاجز از انتظام امور بشر و حلّ مشكلات زندگي اوست، نيستيم چون اين رشته سر دراز دارد.
غرض ما اين است كه بيان كنيم: بشر مادّي غرق در منجلاب مادّيت، و تلاش براي بهرهگيري، و تمتّع از حظوظ حيواني است، آن چنان در تاريكي ها سرگردان شده كه ديده بصيرت او انوار حقايق و خورشيدهاي عوالم پشت اين پردة مادّه را نميبيند، و اگر هم بعضي نور ضعيفي ببينند آن قدر سرگرم و مستغرق امور دنيا هستند كه به زودي جاي نور را گم ميكنند، و به سير در تاريكي ها ادامه ميدهند.
فهم و درك بشر معاصر عالي است، و لذا گاهي از همان انسان هاي مادّي كه افكار و آراي مادّي آنها را احاطه كرده و مظاهر مادّيات، چشمشان را خيره ساخته، حقايقي بلند تراوش ميكند؛ اما مادّيات و جلوات مادّه و وسايل طغيان قواي حيواني به قدري زياد شده كه تراوش آن حقايق اثر قاطع نميكند، و پردههاي ضخيمي را كه جلوي بصيرت ها كشيده شده پاره نميسازد. اگر اين پردههاي ضخيم در ميان نبود و اكثريت مردم امروز از ملكات عالي اخلاقي
ص: 68
بهرهمند بودند، و اگر راهنمايي هاي اخلاقي صحيحي به اين بشر ميشد حتماً باوسايل صناعي فعلي توأم با اخلاق و معنويّات خرد پسند، دنيا، در نهايت آرامي و امن و امان بود.