صفحه 6 از 9 نخستنخست ... 23456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 89

موضوع: مهر محبوب

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    گوهر شناسى


    (سيماهم فى وجوههم من اثر السجود).(15)
    بر رخسارشان از اثر سجده نشانه هاى (نورانيت) پديدار است. در اثر محبت وعشق، انسان گوهر وگوهر شناس مى گردد، هم او را مى شناسند وهم او گوهرها را مى شناسد: عن صفوان قال: سمعت ابا عبد الله عليه السلام يقول: جاء ابن الکواء الى امير المؤمنين عليه السلام فقال: يا امير المؤمنين (وعلى الاعراف رجال يعرفون کلا بسيماهم).(16)
    فقال: نحن على الاعراف نعرف انصارنا بسيماهم ونحن الاعراف الذين لا يعرف الله عز وجل الا بسبيل معرفتنا ونحن الاعراف يعرفنا الله عز وجل يوم القيامه على الصراط فلا يدخل الجنه الا من عرفنا وعرفناه ولا يدخل النار الا من انکرنا وانکرناه.(17)
    صفوان گويد: شنيدم که امام صادق عليه السلام مى فرمودند: ابن الکواء به محضر حضرت امير المؤمنين عليه السلام رسيد واز آيه وبر اعراف مردانى هستند که همگى را به چهره هايشان مى شناسند پرسيد. حضرت فرمودند:
    ما بر اعراف (جايگاهى بلند ميان بهشت وجهنم ومسلط بر هر دو) هستيم که ياران خود را به چهره هايشان مى شناسيم. وخداوند از طريق معرفت ما شناخته مى شود. وخداوند ما را روز قيامت بر صراط معرفى مى کند. پس، وارد بهشت نمى گردد مگر آن کس که ما را بشناسد وما او را بشناسيم، ووارد آتش جهنم نمى شود مگر آن کس که ما را نشناسد وما او را نشناسيم. اين چنين اند اهل محبت که در پيشانى نورانى آنان علامت عشق زده شده ومورد شناسائى هستند:
    بر جبينم نقش عشق خال تست در مسلمانى شدم هندوى تو
    واين عاشقان در هر نشئه وعالمى مورد شناسائى گوهر شناسان (عارفان) اند که امام صادق عليه السلام درباره آنان چنين مى فرمايند: ولاهل التواضع سيماء يعرفه اهل السماء من الملائکه واهل الارض من العارفين. قال الله تعالى: (وعلى الاعراف رجال يعرفون کلا بسيماهم).(18)
    وفروتنان چهره اى دارند که آسمانيان از فرشتگان وزمينيان از عارفان آنان را مى شناسند. وخداى متعال مى فرمايد: وبر اعراف مردانى هستند که... آرى، آن هنگام که روح وروان وجسم وجان يکسو گشته، به سوى محبوب جهت يافت وبه راه او هدايت شد، در مسير اين راه طولانى، هر آنچه رنگ وبوى او را داشته باشد مى شناسد، يعنى گوهر شناس ومحبوب شناس مى گردد ودر ميان هزاران نشان، نشان وى را مى يابد وبر دل وجان مى نشاند ودر ميان هزاران صدا، صداى او را مى شنود ودر ميان هزاران نام، نام او را مى بيند. واين خود از مهمترين آثار وخواص محبت است، زيرا به مصداق المؤمن ينظر بنور الله مؤمن با نور خدا مى نگرد، خدائيها مى شناسد وبا آنان انس مى گيرد وبه حکم (اهدنا الصراط المستقيم، صراط الذين انعمت عليهم)،(19) راه او طريق نعمت داده شدگان مى شود که راه ورسم وجسم وجان آنان را مى شناسد وتشخيص مى دهد. اما آن گوهر کيانند در آيه کريمه ديگر بيان مى شود: (ومن يطع الله والرسول فاولئک مع الذين انعم الله عليهم من النبيين والصديقين والشهداء والصالحين وحسن اولئک رفيقا).(20)
    وآنان که خدا ورسول را اطاعت کنند البته با کسانى که خدا به آنها لطف وعنايت کامل فرموده، يعنى با پيامبران وصديقان وشهيدان ونيکوکاران، محشور خواهند شد، واينان چقدر نيکو رفيقانى هستند. آرى، عاشق ومحب محبوب، دوستان ديگر خود را مى شناسد وبا آنان همراهى مى کند ودر سير وسفر الى الله ومع الله وفى الله با آنان خواهد بود. ودر اين مسير، از ميان ميليونها اسم وروح وجسد وقبر، نام وروح وجسد وقبر آنان را مى شناسد، چرا که نام آنان روح نامها وروح آنان روح ارواح وجسد آنان روح اجساد وقبر آنان روح قبرهاست واو به خوبى با روح ارواح وروح اجسام آشنايى دارد وزبان حال او چنين است که: واجسادکم فى الاجساد وارواحکم فى الارواح و... وقبورکم فى القبور فما احلى اسماءکم....(21)
    وجسدهاى شما در ميان جسدهاى وجانهاى شما در ميان جانها... وقبرهاى شما در ميان قبرها است. پس چقدر شيرين است نامهاى شما و.... فى المثل، در نيم روز وقوف عرفات، راهيان ديار يار، در ميان جمعيت بى شمار زائران، محبوب خود را مى يابند ومى بينند واز چشمه جوشان وصالش جرعه بر مى گيرند. آرى، هر آن کس پاى در راه محبوب نهد وبه جستجوى جمالش برخيزد، سرانجام، او را مى يابد وآتش سوزان هجر به آب گواراى وصل فرو مى نشاند. واين وصال تنها يک شرط دارد وآن سوخته وعاشق بودن در دربار اوست:
    من عاشقم گواه من اين قلب چاک چاک
    در پاره پاره ورقهاى اين سند
    در قتلم استخاره مکن ز آن که گفته اند
    در دست من جز اين سند پاره پاره نيست
    عشاق را نوشته که جز مرگ چاره نيست
    در کار خير حاجت هيچ استخاره نيست
    عاشق سرگشته وبيتاب در آنجا فرياد بر مى آورد که: اى مولاى من! سر وجانى دارم هر چند ناچيز، اما آرزو مى کنم به پاى شما فدايش کنم، قلبى دارم هر چند آلوده وزنگار گرفته اما جايگاه عشق خدائى شماست که با شير از مادر گرفته واز عهد الست به ارمغان آورده ام که آنجا نيز پروانه شمع وجود شما بوده ام:
    از ازل بست دلم با سر زلفت پيوند
    سر وجان چيست فداى قدم دوست کنم
    تا ابد سر نکشد وز سر پيمان نرود
    اين متاعى است که هر بى سر وپايى دارد
    پس شما را سوگند مى دهم که با نظر عنايتى دل شکسته ما شاد کنيد.
    به کر شمه عنايت نظرى به سوى ما کن که دعاى دردمندان ز سر نياز باشد
    پس، به خاطر اين عشق خالص ومحبت زلال است که محب، محبوب خود ومحبوب محبوب خود وديگر محبان محبوب خود را مى شناسد واين دير آشنائى را از سابقه آشنائى با معشوق دارد. يعنى همه کسانى را که بر گرد شمع وجود محبوبش مى چرخند، مى شناسد، زيرا اين محبت به او بصيرت مى بخشد واو را همرنگ وهم سنخ محبوب مى گرداند وائتلاف وقرب روحى را سبب مى شود که: الموده تعاطف القلوب فى ايتلاف الارواح.(22)
    دوستى جذبه دلهاست در حالت الفت جانها. انسان، در اثر عشق شديد، بوى وموى وکوى محبوب را نيز مى شناسد. شاهد گوياى اين مدعا دلباختگان کوى سلسله جنبان عشق وسرور دلدادگان، امام حسين عليه السلام هستند که بوى تربت پاک آن مولا را به مشام جان مى شناسند:
    شنيد ستم که مجنون دل افکار
    گريبان چاک کرده تا به دامان
    بديدش کودکى آنجا ستاده
    سراغ تربت ليلى ازو جست
    که اى نشنيده نام عشق مجنون
    تو را مجنون اگر که عشق بودى
    برو مجنون! به مدفن گه رجوع کن
    ز هر که بوى عشق برخاست
    بشد از مردن ليلى خبردار
    به سوى تربت ليلى شتابان
    به هر سو ديده حسرت گشاده
    پس آن کودک بخنديد وبه او گفت
    که اى نابرده نام عشق مجنون
    ز من کى اين تمنا مى نمودى
    ز هر خاکى کفى بردار وبو کن
    يقين دان تربت ليلى همانجاست



    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    محبوب ما، هم شمع وهم شاهد


    محبوب ما از آنجا که از محبوب حقيقى، رنگ پذيرد ونشان ازو دارد، در ميان تمام محبوبها شاخص است واين شاخص بودن وامتياز به سبب زيبائى جمال عالم آراى اوست که کس چون او نمى ماند واو نه تنها شمع است که شاهد نيز هست: (وکذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء على الناس).(23)
    واين چنين شما (اهل بيت عليهم السلام) را امت ميانه رو قرار داديم تا شاهد بر مردم باشيد. ودر شهادت وشاهد بودن سنخيت مطرح مى شود، زيرا شاهد مقياس والگو واصل واسوه هر چيز است طرح قالب والگوست، واز اينجاست که خداوند در خلقت ائمه طاهرين وپيامبر اکرم صلوات الله عليهم اجمعين به خود مباهات مى کند: (انى جاعل فى الارض خليفه).(24)
    من در زمين خليفه خواهم گماشت. چرا که اينان الگوهاى کامل انسانيت اند. ودر پرواز بندگى عاشقان، در بلند آسمان ربوبيت، پيامبر بزرگوارمان - که درود خداوند بر او وخاندانش باد - در پيشاپيش طايران بلند پرواز اين آسمان، پرچمدار عبوديت وبندگى است واول نور واول وافد الى الله در صحراى محشر است. پس از او به مصداق الامثل فالامثل، هر آن کس به او نزديک تر باشد، الگو وشاهدى است براى ديگر بندگان: (ان اولى الناس بابراهيم للذين اتبعوه).(25)
    همانا نزديک ترين مردم نسبت به ابراهيم (عليه السلام) پيروان اويند. پس، اولين شاخص ونشان گوياى راه محبت، پيامبر گرامى صلى الله عليه وآله است، که: (ما ضل صاحبکم وما غوى).(26)
    صاحب شما (محمد مصطفى صلى الله عليه وآله) هيچ گاه در ضلالت وگمراهى نبوده است. او در معراج بندگى به قله بلند حبيب اللهى دست يازيده وخود، مشعل فروزان محبت گرديده است. پس، او آشناى اهل محبت وبهترين شاهد مى باشد وفرزندان گرامى وعترت طاهره اش - سلام الله عليهم اجمعين - وآن گاه امت مرحومه اش نيز در طول مقام آن بزرگوار از اين شمارند. در آيه کريمه سوره بقره واژه وسط به کار رفته که معناى معتدل مى دهد که افراط وتفريط را در آن راهى نيست. در نتيجه، عاشق صادق، شمع شاهد خود را که معتدل وبه دور از افراط وتفريط است به ملاک سنخيت با او مى شناسد، که اين سنخيت از اصل آفرينش ونور در خلقت، پرده بر مى دارد. زيرا همه آنان به شهادت کريمه (والذين آمنوا اشد حبا لله).(27)
    رنگ شديد دوستى خدا را دارند وشاخصهاى خود را مى شناسند. مثلا امير المؤمنين عليه السلام شاهد والگوست وقسيم الجنه والنار.(28)
    ملاک والگوى عشق انبياء عليهم السلام است، خوب خوبان ومحبوب محبوبهاست.
    ازامير المؤمنين سلام الله عليه در بيان سنخيت خود ومردى از شيعيان چنين نقل شده است: عن ابى عبد الله عليه السلام ان رجلا جاء الى امير المؤمنين عليه السلام وهو مع اصحابه فسلم عليه ثم قال له: انا والله احبک واتولاک، فقال له امير المؤمنين عليه السلام: کذبت. قال: بلى والله انى احبک واتولاک، فکرر ثلاثا، فقال له امير المؤمنين عليه السلام: کذبت، ما انت کما قلت، ان الله خلق الارواح قبل الابدان بالفى عام ثم عرض المحب لنا، فو الله ما رايت روحک فيمن عرض، فاين کنت؟! فسکت الرجل عند ذلک ولم يراجعه. وفى روايه اخرى قال ابو عبد الله عليه السلام: کان فى النار.(29)
    مردى خدمت امير المؤمنين عليه السلام رسيد وآن حضرت همراه اصحابش بود، بر آن حضرت سلام کرد وگفت: به خدا من ولايت ومحبت تو را دارم. امير المؤمنين عليه السلام فرمود: دروغ مى گويى. پرسيد: چرا، به خدا من محبت ودوستى تو را دارم. وتا سه بار تکرار کرد. امير المؤمنين عليه السلام فرمود: دروغ مى گويى، تو چنانکه گويى نيستى. همانا خداوند روحهاى مردم را دو هزار سال پيش از بدنهايشان آفريد وسپس دوستان ما را به ما عرضه کرد. به خدا که من روح تو را در ميان آنها نديدم. پس تو کجا بودى؟! آن گاه مرد ساکت شد وجوابى نگفت. ودر روايت ديگر آمده است که امام صادق فرمودند: او در آتش دوزخ بود. ملاحظه مى کنيد که در روايت فوق، لغت معرفت به کار برده شده که مرتبه اى است بالاتر ودقيق تر از علم، ونيز واژه اولياء که جمع ولى است ومعناى قرب ودوستى بلا فاصله مى دهد. پس، اينان اولياى روحانى اند که نور شناخت وروح محبت را به دوستان خويش تفويض نموده اند واين چنين است که مشهود (شيعه) آن هنگام که بر شاهد (امام عليه السلام) عرضه مى گردد به سرعت شناخته مى شود وشاهد، عيار صدق گفتارش را به درستى محک مى زند. شهادت به آن معنا که ذکر کرديم (گواه وشاهد بودن) تنها به ظاهر وگفتار نيست، بلکه حقيقتى معنوى وروحانى است که اعمال ورفتار او تشعشع وپرتو افکنى مى کند واز اين رو شيعه که قلبش هنر، وصنع على واولاد او عليهم السلام مى باشد، وى را مى شناسند همان سان که هر هنرمندى، از ميان هزاران اثر متشابه ديگر، هنر خود را امتياز مى دهد. نتيجه اينکه جذبه دو طرفه، گوهر شناسى را سبب مى گردد که امير المؤمنين عليه السلام مصداق اتم اين گوهر شناسى است وهر کس به هر اندازه به او نزديک تر شود گوهر شناس تر مى شود واز بوى يار، کوى او را تشخيص مى دهد. يعقوب سوخته عشق يوسف نيز گفت: (انى لأجد ريح يوسف لو لا ان تفندون).(30)
    از اين کاروان بوى يوسف را مى يابم، اگر مرا تخطئه نکنيد. وشيعه صادق نيز يعقوب وار، گوهر عشق را مى شناسد، اگر چه ديدگانش به غبار عصيان آلوده باشد، که در اين صورت آن را به آب زلال اشک در رثاى فرزند پاک زهرا - حسين - عليهما السلام شستشو مى دهد تا بهتر وصحيح تر گمشده خويش را ببيند وباز شناسد. آنها خودشان چنين فرمانمان داده اند.
    پاورقى:‌



    (1) آنان مانند چهارپايان، بلکه گمراه ترند. (اعراف 179).
    (2) نور 30.
    (3) شعراء 89.
    (4) کافى 16:2 ح 5.
    (5) احزاب 4.
    (6) نساء 48.
    (7) وتسليم خداوند مى شوند هر کس در آسمانها وزمين است به رغبت وکراهت. (آل عمران 83).
    (8) مکيال المکارم 72:1 ح 148.
    (9) مکيال المکارم 76:1 ح 156.
    (10) انعام 79.
    (11) مکيال المکارم ج 1 باب چهارم تاليف القلوب.
    (12) فتح 29.
    (13) مائده 54.
    (14) بحار 22:70 ح 22.
    (15) فتح 29.
    (16) اعراف 46.
    (17) نور الثقلين 32:2 ح 128.
    (18) نور الثقلين 34:2 ح 135.
    (19) ما را به راه راست رهبرى فرما، راه کسانى که به آنها نعمت عطا فرمودى. (فاتحه:6 و7).
    (20) نساء 69.
    (21) زيارت جامعه کبيره.
    (22) غرر ودرر 122:2 ح 2057.
    (23) بقره 143.
    (24) بقره 30.

    (25) آل عمران 68.
    (26) نجم 2.
    (27) آنها که اهل ايمان اند کمال محبت ودوستى را فقط به خدا مخصوص دارند. بقره 215.
    (28) علل الشرايع باب 161:130.
    (29) کافى 438:1 ح 1 باب معرفتهم اوليائهم والتفويض اليهم.
    (30) يوسف 94.


    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    گوهر شناسى حضرت خديجه


    خديجه عليها السلام هم از ابتدا علائمى از فوق العادگى پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله را مى شناخت وروى همين تشخيص وگوهر شناسى، پيشنهاد ازدواج به آن بزرگوار صلى الله عليه وآله نمود واو را با سرمايه خويش به تجارت گسيل داشت. ولذا هنگامى که در روز اول بعثت که از کوه حرا پايين آمد به زبان آشکار همه اشياء او را سجده کردند ومى گفتند: السلام عليک يا نبى الله. خديجه گفت: اين نور چيست؟ فرمود: اين نور نبوت است، بگو لا اله الا الله، محمد رسول الله. خديجه گفت: خيلى وقت بود که من اين نور را در تو مى ديدم ومى شناختم. وسپس اسلام آورد. آن گاه فرمود: اى خديجه! من در خود احساس سرما مى کنم، پس خديجه او را در جاجيمى پيچيد. پس ندا آمد: (يا ايها المدثر). پس ايستاد ودست به گوش خود نهاده گفت: الله اکبر، الله اکبر. در اين هنگام هر موجودى آن صدا را مى شنيد با او همراهى مى کرد.(1)


    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 05-11-2023 در ساعت 19:23
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    گوهر شناسى بحيراى راهب


    بحيراى راهب مسيحى که وجودش خالى از گوهر عشق نبود در اولين برخورد با بزرگترين گوهر گرانبهاى محبت که در ميان عالم جسم وجسمانيات پنهان شده بود از تشعشعات وجودى اش او را شناخت وتشخيص داد، حال آن که همراهان ومصاحبان او چه بسيار بودند که شب وروز با او بودند اما هرگز درخشش وجود وجهانتابى او رانديدند. داستان چنين بود: ابوطالب عليه السلام در کاروانى تجارتى قصد حرکت به سوى شام داشت. حضرت رسول اکرم صلى الله عليه وآله که در آن موقع نه يا دوازده ساله بودند پيشنهاد واصرار کردند که همراه عموى خود به سفر بروند. کاروان حرکت کرد، در محلى به نام بصرى نزول کردند. راهبى نصرانى در صومعه اى در نزديکى آن مکان زندگى مى کرد واز نظر نصرانيان علم ودانشى فراوان داشت وکاروانهاى تجارتى قريش بارها از آن صومعه عبور کرده بودند اما با بحيرا به صحبت ننشسته بودند. اين بار بحيرا طعام مفصلى ساخت وبراى آنان برد واصرار نمود که تمامى کاروان در اين غذا شرکت کنند، اما ديد آن را که مى خواهد هنوز حضور ندارد. پرسيد: آيا همه شما حضور داريد؟ گفتن: همگى حضور داريم، تنها کودکى از ما حضور ندارد. بحيرا از آنان خواست که آن کودک را نيز حاضر کنند. در اين هنگام ابوطالب عليه السلام او را آورد وهمراه کاروان بر سر سفره نشانيد. بحيرا با ديدن نوجوان به دقت او را زير نظر گرفت وبه تن وقيافه وچهره او مى نگريست. وقتى غذا پايان يافت ومردم متفرق شدند، بحيرا به لات وعزى قسمش داد که او سوالاتش را پاسخ دهد. حضرت فرمودند: مبغوض ترين اشياء نزد من لات وعزى است. بحيرا گفت: به حق الله جواب سوالهايم را بدهيد. حضرت فرمودند: بپرس وسپس بحيرا سوالاتى نمود واو - که صلوات خدا بر او وخاندانش باد - جواب داد. پس، عمويش ابوطالب عليه السلام را خواست وسفارش نمود که اين گنج گرانبها را مراقبت شديد کند وهر چه زودتر به شهر وخاندانش برساند....(2)



    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    هديه به محبوب
    سر وجان چيست فداى قدم دوست کنم
    من چه در پاى تو ريزم که پسند تو بود
    اين متاعى است که هر بى سر وپايى دارد
    جان وسر را نتوان گفت که مقدارى هست
    يکى ديگر از بارزترين آثار محبت، هديه به محبوب است. امام معصوم عليه السلام مى فرمايند: من تکرمه الرجل لاخيه المسلم ان يقبل تحفته ويتحفه بما عنده ولا يتکلف له شيئا.(3)
    از تکريم مسلمان نسبت به برادر مسلمانش اين است که تحفه وهديه او را بپذيرد وبه او تحفه دهد وبراى او به مشقت نيفتد. واز امير المؤمنين على عليه السلام نقل شده است که: لان اهدى لاخى المسلم هديه تنفعه احب الى من ان اتصدق بمثلها.(4)
    هر آينه اگر من به برادر مسلمانم هديه اى دهم که به او سودى بخشد، برايم محبوب تر است که به همان مقدار صدقه دهم. ورسول اکرم صلى الله عليه وآله وسلم مى فرمايند: تهادوا تحابوا فانها تذهب بالضغائن.(5)
    به يک ديگر هديه دهيد تا محبت شما نسبت به هم بيشتر گردد، چرا که هديه کينه ها را زائل مى کند.


    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 14-11-2023 در ساعت 19:46
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    هديه، تنزل فدا شدن عاشق است


    محبت شديد اقتضا مى کند که عاشق در قرب وصال وحضور معشوق باشد واين شوق، آن به آن شديدتر مى گردد، چونان پدر که در هنگام جوشش عشق فرزند، او را به سينه مى چسباند، گويا در آن حال، تاب آن نمى آورد که کوچکترين فاصله اى ميان خود وفرزندش داشته باشد، وبر آن است که بيش از پيش با او حضور يابد وحتى گاه مى شود که جان خود فداى جان فرزند مى کند، باشد که او باشد واين، گر فنا شود باکى نيست. عبارت زيبا وپر معناى بابى انتم وامى ونفسى واهلى ومالى وولدى.(6)
    نيز حکايت از آن دارد که اين خصيصه فطرى بشر است که هميشه هستيهاى ارزشمند خويش را براى محبوب مى خواهد ونهايت قرب خود را به اين مى داند که تمامى آنها را نثار آستان او کند. لذا هر لحظه براى محب دلباخته عيد قربان است، که:
    به عيد قربان قربان کنند خلق جهان بتا تو عيد منى من شوم ترا قربان
    آرى، محبت حقيقى، چنين خاصيتى دارد، اما از آنجا که عاشق در هر موقعيتى قادر به نيل به چنين رتبه اى از ايثار وفداکارى نيست وبه حکم آن که: ما لا يدرک کله لا يترک کله و:
    آب دريا را اگر نتوان کشيد هم به قدر تشنگى بايد چشيد
    پس، تا آنجا که ممکن است بايستى از بستگيها وعلاقه هاى گوناگون، در راه محبوب گذشت، باشد که محب به خير کثير که نثار وابستگيهاست نائل آيد که اين، رسيدن به نيکى در راه دوستى محبوب است ودر اين زمينه قرآن مبين مى فرمايد: (لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون).(7)
    به نيکى نمى رسيد مگر اينکه از آنچه دوست داريد انفاق کنيد. واز آن رو که اموال ودارائى انسان در قيد تعلق وپيوند قلبى اوست، گويى آن هنگام که آدمى صدقه اى مى دهد يا نفاقى مى کند از خود مايه مى گذارد. لذا محب بايستى جهت اعلام شدت محبت خود نسبت به محبوب از آنچه بدان عشق مى ورزد وتعلق عميق نسبت به آن دارد، در گذرد، تا نشان دهد که آمادگى از خود گذشتگى دارد ونيز براى نثارهاى بالاتر مهيا گردد. مثل اعلاى اين کلام را، چون هميشه، در دستگاه خدائى خاندان اهل بيت عليهم السلام مى يابيم که هم خود وهم تمامى دارائى خود را در راه محبوب فدا کرده اند واز آن رو زبان وحى در مدحشان گويد: (ويطعمون الطعام على حبه).(8)
    ايشان اطعام طعام مى کنند از آنچه مورد علاقه ونيازشان است. والا انفاق در آنچه که مورد علاقه نيست ضرب المثل عاميانه روغن چراغ ريخته وقف مسجد کردن را در اذهان تداعى مى کند.

    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    هديه براى يکى کردن محبوبها است


    در صفحات پيشين ديديم که از آثار اوليه عشق، انتخاب محبوب واحد است ودانستيم که رسم عاشق نيست با يک دل دو دلبر داشتن. اکنون بر آنيم تا روشن کنيم که مى توان دوستها ودوستيهاى گوناگون را - که به ملاک واحد مورد علاقه اند - در يک مرکز، تمرکز داد ودر يک نقطه، کانون ووحدت بخشيد. عاشق آنچه را که دوست مى دارد در راه دوست هديه مى کند، وبه تعبير ديگر، به خود دوست مى دهد، در راه دوست انفاق مى کند وقرض مى دهد، يعنى به خود دوست قرض مى دهد وانفاق مى کند، به خاطر رضاى او صدقه مى دهد، يعنى به محبوب بخشش وعطا مى کند، اگر چه هر چه دارد از آن محبوب است. تعبيرات احاديث وآيات شريفه درباره صدقه وقرض وانفاق از اين واقعيت عاطفى پرده بر مى دارد. از طرفى، قرض در راه خدا را قرض به خدا تعبير مى کند: (من ذا الذى يقرض الله قرضا حسنا).(9)
    چه کسى است که به خدا قرض الحسنه دهد؟ واز سوى ديگر، نهادن صدقه را در دست سائل وفقير، چون قرار دادن آن در دست خداوند مى داند: کان زين العابدين عليه السلام يقبل يده عند الصدقه فقيل له فى ذلک فقال: انها تقع فى يد الله قبل ان تقع فى يد السائل.(10)
    امام زين العابدين عليه السلام هنگام صدقه دادن دست خود را مى بوسيد. از علت اين کار پرسش شد، حضرت فرمودند: صدقه قبل از اينکه در دست سائل قرار گيرد در دست خداوند قرار مى گيرد. تمامى اينها براى آن است که محبوبهايش را در يک نقطه جمع کند. يعنى عاشق بر آن است که محبوبهاى فرعى وتبعى اش را نيز نزد محبوب اصلى وذاتى اش گرد آورد تا همه در يک کانون قرار بگيرند ومحبتها تبديل به يک محبت شود. بنابر اين، هر تحفه اى که به نزد دوست مى فرستد، گويى عزم آن دارد که شعاع دايره محبت را کوتاه کند وسرانجام، نقش دايره را زائل نموده، آن را در يک نقطه خلاصه گرداند تا هماره به بيش از يک مرکز توجه نکند که آن مرکز، هم اصل محبت وهم محبت اصل است. وبر اساس همين انديشه وعزم است که شيعه هماره آرزوى آن دارد که در جهان آخرت نيز با محبوبهاى خدائى اش - ائمه صلوات الله عليهم اجمعين - در مقام محمود در نزد خدا اجتماع يابد، يعنى همه محبوبهايش در مقام محمد کانون يابند واو نيز غرقه در وصال گردد: واساله ان يبلغنى المقام المحمود لکم عند الله.(11)
    از خدا مسئلت دارم که مرا به مقام محمود، که شما در نزد خدا داريد، برساند.
    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 22-11-2023 در ساعت 15:28
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    هداياى مادى ومعنوى


    دارائيهاى انسان چون وجود خودش دو جنبه دارد. يک قسم دارائيهاى مادى است که بخشش وانفاق وهديه بر حسب ظاهر از آن مى کاهد، همچون يک تابلوى جالب، يک دسته گل خوشبو ويا يک پيراهن زيبا که با اهداى آنها به دوست، دارائى نقصان مى يابد. قسم دوم دارائيهاى معنوى است - که هر کسى از آن بهره ندارد - وبا بخشش واهدا فزونى مى يابد، همچون روايتى که براى کسى نقل مى کنيم يا زيارت ونمازى که به نيابت صديقى مى خوانيم ويا دعائى که در حق او انجام مى دهيم. همچنين است هداياى ما به آستان مقدس محبوب بزرگوارمان امام زمان عليه السلام:

    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. Top | #59

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    هداياى مادى


    محبوب ما که چرخش عالم امکان باذن الله در دست پر قدرت اوست وواسطه روزى رساندن خدا به بندگان مى باشد، هيچ گونه نيازى به ما وهداياى ما ندارد، اما از آنجا که انسانها ومسلمانان، وبخصوص شيعيان حضرتش، تحت سرپرستى وولايت وبه تعبيرى پدرى آن بزرگوارند، مى تواند گفت هديه بدانان، هديه به آن سرور محبوب محسوب مى شود. لذا فقها گويند: در نذر براى پيامبر صلى الله عليه وآله يا يکى از ائمه صلوات الله عليهم اجمعين، اگر نذر کننده مصرف خاصى را در نظر ندارد، يکى از مصاديق مصرف آن، نيازمندان از شيعيان آنان مى باشند.

    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 28-11-2023 در ساعت 17:20
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. Top | #60

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    هداياى معنوى


    آن هنگام که ما براى آن محبوب غايب از نظر وهجران گزيده از اغيار - که ياران بر دوام از چشمه زلالش سيراب اند - هديه اى مى فرستيم، نمازى مى خوانيم، امامى را زيارت مى کنيم ويا آياتى از قرآن مى خوانيم وبه آستان آن حضرت سلام الله عليه هديه مى کنيم، بر آنيم که هم اعمال ناقص ما شرف قبول يابد وهم با اين اهدا وابراز محبت، خود را به آن وجود نازنين نزديک تر کنيم. واين فرمان خود آنان است وراهى است که خود به رهروى اش امر فرموده اند، آنجا که مى فرمايند: آن کس که ثواب نماز خود را براى رسول خدا صلى الله عليه وآله وامير المؤمنين عليه السلام واوصياء پس از او صلوات الله عليهم قرار دهد، خداوند ثواب نماز او را چندين برابر مى گرداند وپيش از آن که روح از تن او بيرون رود به او گفته مى شود: اى فلانى! هديه تو به ما اکنون تو را بهره مى دهد وامروز روز پاداش تو است، چشمت روشن وخاطرت آسوده باد بر آنچه خداوند برايت مهيا ساخته وگوارايت باد. راوى مى گويد: گفتم: نماز خود را چگونه هديه کند؟ فرمود: نيت مى کند ثواب نماز خود را براى پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله. اگر مى تواند پنجاه رکعت (فريضه ونافله) دو رکعت در هر نمازى بجا آورد وبه هر کدام از ائمه که بخواهد هديه مى کند و... وپس از تشهد وسلام مى گويد: اللهم انت السلام ومنک السلام يا ذا الجلال والاکرام صل على محمد وآل محمد. خداوندا! اينها رکعاتى بود هديه به بنده وپيامبر وفرستاده تو محمد بن عبد الله صلى الله عليه وآله که فرجام پيامبران وسيد فرستادگان است. خداوندا! آن را از من قبول کن وبه او ابلاغ فرما...(12)
    سيد بن طاووس پس از بيان نحوه هديه به هر کدام از امامان عليهم السلام، خطاب به فرزندش محمد مى گويد: ممکن است به فکر تو برسد که آنان از هداياى تو بى نيازند يا در تکرار روزها به نظرت رسد که هديه زيادى به آنان نمودى پس به خيالت برسد که از آن فراغت يابى. اما بدان که آنان صلوات الله عليهم از هديه تو بى نيازند، اما تو از هديه دادن به آنان بى نياز نيستى که بدين وسيله دارائى خود را به آنان نزديک کنى همان گونه که خداوند از حالات وبندگى تو بى نياز است. پس اول که هديه مى کنى در انديشه تو بايد چنين باشد که منت از خدا وائمه عليهم السلام است بر تو که تو را به سعادت دائم وخلود در احسان خودشان راهنمائى کرده اند: (يمنون عليک ان اسلموا قل لا تمنوا على اسلامکم بل الله يمن عليکم ان هديکم للايمان).(13)
    وتو چنانى که بعضى اديبان گفته اند:
    اهدى لمجلسه الکريم وانما
    کالبحر يمطره السحاب وما له
    اهدى له ما خرت من نعمائه
    من عليه لانه من مائه
    يعنى: هديه مى کنم به مجلس بزرگوار او. اما آنچه را هديه مى کنم از داده هاى خود اوست، مانند دريا که ابرها بر آن مى بارند ومنتى بر دريا نيست زيرا از آب خود درياست که مى بارند. واما اگر به نظرت رسيد که هداياى زيادى نمودى پس بدان که انديشه هديه کردن بر تو از طريق عنايت خداوند - جل جلاله - حاصل شده زيرا بايد به خود بگويى: اگر محبتهاى الهى نبودند، خداوند نه زمينى ونه آسمانى ونه کسى را در شهرها ونه آتشى ونه بهشتى ونه چيزى از نعمتها خلقت نکرده بود. پس، آيا غير از اين است که برگشت تمامى اعمال تو به دارائى آنها ودر ديار خشنودى آنان است؟... وپس از آن سيد بن طاووس رضوان الله عليه به تفصيل، نمازهاى هديه را به هر يک از ائمه معصومين عليهم السلام بيان مى کند. در نتيجه اين مقال، گذشتن از دارائيهاى مادى ومعنوى در راه وصال محبوب، زمينه روحى را براى فدا کردن جان وهستى محب، آماده مى سازد وتمامى علقه ها را به سوى محبوب (الله واولياى او) سرازير مى کند.

    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 6 از 9 نخستنخست ... 23456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi