صفحه 7 از 19 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 185

موضوع: ۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس ۞*•*♥*•*۞

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    March 2010
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    14,176
    تشکر
    35,238
    مورد تشکر
    36,009 در 11,472
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس ۞*•*♥*•*۞


    نگاهي به وصاياي شهدا




    خدايا، كمكم كن تا آن‌طوري كه تو مي‌خواهي باشم. خدايا؛ گناه بسيار كرده‌ام؛ مستحق عذابم، عذابي دردناك. ولي، خدا، به تو اميدوارم. خدايا! تو توبه‌پذيري، تو بخشنده‌اي. مي‌دانم. مي‌توانم با كمك تو و توسل به انبيايت، خشنودي تو را به دست آورم. خدايا، از گناهم درگذر و كمك كن دگربار گناهي نكنم. خدايا، كمكم كن تا گناهانم را با كارهاي نيك جبران كنم. خدايا، عبادت‌هاي ناقابلم را بپذير؛ و اگر نپذيري، خدايا، من بدبختم بيچاره‌ام. خدايا، كمكم كن تا خالص براي تو باشم. خدايا، كمكم كن تا شكر تو را به جاي آرم. خدايا، كمكم كن تا راه شهيدان، راه مولايم، حسين‌بن‌علي(ع)، را بپيمايم.
    شهیدمحمد دهقان‌دهنوي

    خداوندا، به عزت و شوكت و قدرتت، كه درهم شكنندة دشمنان دينت و انقلاب اسلاميمان است، و به خون مظلومين تو را سوگند مي‌دهم كه مرا در اين آزمايش مقدس، كه براستي تعالي انسانها در آن نهفته است، سربلند گرداني.
    شهیدداور دانش‌كهن

    الهي، يا قدوس، يا ارحم‌الراحمين، من ذليلم. من كوچكم. به عظمت خودت توانايي‌ام ده. با نور خودت آشنايم كن. قطعه قطعة بدن پردردم عاشق اسلام و عاشق شهادت است. خدايا، نگذار چشم بسته از اين دنيا بروم.
    شهیدابوالفضل رازقاني

    خداوندا، ما را در راهمان ثابت‌قدم بدار. خداوندا، خودت شاهدي كه من براي اداي تكليفي كه بر گردنم نهاده‌اي حركت كردم. اگر در اين حركت لغزشي در كارم و يا در اخلاصم ذره‌اي اختلال بود، به فضل و كرم خودت از آن درگذر و ما را بيامرز
    شهیدمحمود رفيعي مياندشتي

    به مردم ما وحدت و در صحنه بودن، به امام ما كمك و هميشه پيروزي، به ياران امام ما صداقت و اخلاص، به علماي ما تفكر و تدبر، به شهداي ما علو درجات، به نويسندگان ما تعهد و مسئوليت و به تمام ما اسلام عطا بفرما.
    شهیداحمد دادستان


    امضاء



    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …



  2. تشكر

    نرگس منتظر (23-09-2010)


  3. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  4. Top | #62

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    March 2010
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    14,176
    تشکر
    35,238
    مورد تشکر
    36,009 در 11,472
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس ۞*•*♥*•*۞



    آش صدام

    روزهاي اولي كه خرمشهر آزاد شده بود، توي كوچه پس كوچه‌هاي شهر براي خودمان صفا مي‌كرديم.
    پشت ديوار خانه مخروبه‌اي به عربي نوشته بود: « عاش الصدام. »
    يك دفعه راننده زد روي ترمز و انگشت به دهان گزيد كه: پس اين مرتيكه آش فروشه! آن وقت به ما مي‌گويند جاني و خائن و متجاوز!
    كسي كه بغل دستش نشسته بود، گفت:
    « پاك آبرومون رو بردي پسر، عاش، بيسواد يعني زند باد!»


    منبع :مجله شميم عشق - صفحه: 62


    امضاء



    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …



  5. تشكر

    نرگس منتظر (23-09-2010)

  6. Top | #63

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    March 2010
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    14,176
    تشکر
    35,238
    مورد تشکر
    36,009 در 11,472
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس ۞*•*♥*•*۞




    آشنا در آمديم

    يك روز سيدحسن حسيني از بچه‌هاي گردان رفته بود ته دره‌اي براي ما يخ بياورد. موقع برگشتن پيش پاي او را هدف گرفتن، همه سراسيمه از سنگر آمديم بيرون، خبري از سيد نبود، بغض گلوي ما را گرفت. بدون شك شهيد شده بود. آماده مي‌شديم برويم پايين كه حسن بلند شد. سر و پا و لباس‌هايش را تكاند، پرسيديم: «حسن چه شد؟» گفت: «آشنا در آمديم، پسرخاله‌ي زن عموي باجناق خواهرزاده‌ي نانواي محلمان بود. خيلي شرمنده شد، فكر نمي‌كرد من باشم والا امكان نداشت بگذارد بيايم. هرطور بود مرا نگه مي‌داشت!»
    منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 133


    امضاء



    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …



  7. تشكر

    نرگس منتظر (23-09-2010)

  8. Top | #64

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    March 2010
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    14,176
    تشکر
    35,238
    مورد تشکر
    36,009 در 11,472
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس ۞*•*♥*•*۞

    شهيد محمدامير ساراني

    تاريخ تولد :1345
    نام پدر :..
    تاریخ شهادت : 4/2/1365
    محل تولد :سيستان‌وبلوچستان /زابل /مير
    طول مدت حیات :20
    محل شهادت :جزيره مجنون


    ساراني در سال 1345 در روستاي مير از توابع شهرستان زابل در خانواده‌اي متدين و مذهبي چشم به جهان گشود. تحصيلاتش را در تا مقطع دبستان و راهنمايي در زادگاهش به پايان رساند. در دوران اوجگيري انقلاب و در زمان رژيم سفاک پهلوي با پخش اعلاميه‌ها و شرکت در تظاهرات انزجار خود را از آن رژيم ملعون نشان مي‌داد. به جهت تهيدستي خانواده علي‌رغم ميل باطني از ادامه‌ي تحصيل بازماند و به کار کشاورزي روي آورد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي با عشق و علاقه زايدالوصفي در مراسم و مناسبت‌ها شرکت مي‌جست. او فردي متواضع و متين بود. براي گذراندن دوران سربازي در تاريخ 18/11/64 به عضويت وظيفه سپاه زابل درآمد. در جنگ عليه مزدوران بعثي رشادت‌هاي فراواني از خود نشان داد و سرانجام در تاريخ 4/2/65 در منطقه «جزيره‌ي مجنون» بر اثر اصابت ترکش از خاک به افلاک پرواز کرد.

    منبع:كتاب كبوتران بهشتي جلد 2 صفحه 96

    وصیت نامه

    اگر من به اين تحفه الهي دست يافتم اندوهگين مباشيد، چرا که خون من از خون سيدالشهدا رنگين‌تر نيست. مادرم من اين هدف را دنبال نمودم که تو را پيش حضرت زهرا (س)‌ روسفيد کنم.
    لحظاتي که خيلي غمگين شديد، اين جمله امام حسين (ع) را به ياد آوريد که
    « جگرم از تشنگي سوخت».


    امضاء



    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …



  9. تشكر

    نرگس منتظر (23-09-2010)

  10. Top | #65

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,513
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پاسخ : ۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس ۞*•*♥*•*۞



    اکثر عملیات ها به خاطر مسائل مختلفی از در اسفندماه انجام می شد.منطقه جنوب هم گاهی شب های بسیار سردی داشت.یه روز فرمانده گردانمون به بهانه دادن پتو همه بچه ها را جمع کرد.و با صدای بلند گفت :کی خسته است؟گفتیم دشمن.

    صدا زد :کی ناراضیه؟
    بلند گفتیم دشمن

    دوباره با صدای بلند صدا زد: کی سردشه؟
    ما هم با صدای بلند گفتیم دشمن

    بعدش فرماندمون گفت :
    خدا خیرتون بده حالا که سردتون نیست می خواستم بگم که پتو به گردان ما نرسیده!!!

    نویسنده:قاسم اللهیاری فرزند شهید حسن اللهیاری


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  11. تشكرها 2


  12. Top | #66

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    March 2010
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    14,176
    تشکر
    35,238
    مورد تشکر
    36,009 در 11,472
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar پاسخ : ۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس ۞*•*♥*•*۞



    از خط برايت مي ‌آورم

    براي اين‌كه مجروحان دردشان را از ياد ببرند و جراحت يا نقص عضوشان زياد نمود نداشته باشد، هنگامي كه در رفت و آمد و كار و استراحت مشكلي پيدا مي‌كردند، مناسب حال هر كدام كلمه‌اي شنيده مي‌شد: برادر سرت درد مي كند؟ «غصه نخور مي‌روم خط يك، سر نو برايت مي‌آورم»، پايت مجروح شده؟ «بكن بينداز دور، برو از خط يك پاي قشنگ بردار.» دستت قطع شده؟ «عيبي نداره، رفتيم عمليات بعدي يك دست قوي و سالم مي‌آوريم.» همه‌ي اين‌ها كنايه از اين بود كه در معركه‌ي جنگ اعضا قطع شده فراوان است.

    منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 172


    امضاء



    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …



  13. تشكر

    نرگس منتظر (23-09-2010)

  14. Top | #67

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    March 2010
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    14,176
    تشکر
    35,238
    مورد تشکر
    36,009 در 11,472
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس ۞*•*♥*•*۞



    از خوف خدا غش كرده


    اگر كسي بي‌موقع در ميان جمع مي‌خوابيد، خصوصاً اگر اين شخص بعد از سلام نماز خوابش مي‌برد يا مثلاً در مراسم دعاي كميل، دعاي توسل يا زيارت عاشورا كه نوعاً بعد از نماز صبح برگزار مي‌شد و به گوشه‌اي مي‌افتاد و از خود بي‌خود مي‌شد و احياناً «خُرخُر» هم مي‌كرد، بچه‌ها رو به هم مي‌كردند و او را به هم نشان مي‌دادند و به خنده مي‌گفتند: «نگاه كن، طفلي از خوف خدا غش كرده.» كه علاوه بر شوخي، كنايه از اين بود كه شخص بي‌توجه است و اين اوقات را قدر نمي‌داند.

    منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 133



    امضاء



    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …



  15. Top | #68

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    March 2010
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    14,176
    تشکر
    35,238
    مورد تشکر
    36,009 در 11,472
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس ۞*•*♥*•*۞


    نگاهي به وصاياي شهدا




    پيرو خط امام خمينى باشيد و سعى كنيد، عظمت او را بيابيد و خود را تسليم او سازيد و صداقت و اخلاص خود را همچنان حفظ كنيد .

    شهيد محمدولى پاكدل

    اى مردم، هميشه در خط امام و انقلاب باشيد و از گفته ‏ها و رهنمودهاى امام سرپيچى نكنيد.
    شهيد محمد رجايى

    پيامم به شما همشهريانم، اين است كه دعا كنيد براى سلامتى امام امت كه ما را از ظلمات به سوى نور كشاند و كارى بكنيم كه از نور به سوى ظلمات نرويم و قدر امام را بدانيد و اين را بدانيد كه اگر لحظه ‏اى از خط امام كه همان معصومين و انبياء است پايمان را فراتر و يا كج‏تر برداريد گمراه خواهيد شد .
    شهيد محمدهادى درويشى

    بردادرانم، در هر كارى كه انجام مى‏دهيد قرآن و اسلام را ملاك قرار دهيد و هميشه و در همه حال گوش به فرمان امام باشيد. كه سخنان امام، جز قرآن و احاديث چيز ديگرى نيست و آن را در متن زندگيتان قرار دهيد.

    شهيد رمضان ذاكرى

    برادران حزب الهى، روستاى شوقان
    از شما تقاضا دارم كه امام امت را تنها نگذاريد و به نداى او لبيك گوييد كه سعادت در آن است.
    شهيد محمدتقى دانش پژوه



    امضاء



    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …



  16. Top | #69

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    March 2010
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    14,176
    تشکر
    35,238
    مورد تشکر
    36,009 در 11,472
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس ۞*•*♥*•*۞



    اشتهاي عينكي


    بعضي از بچه‌ها خيلي بي‌ميل غذا مي‌خوردند.
    كسي كه آن‌ها را نمي‌شناخت، فكر مي‌كرد بيمار هستند، به قول معروف، خوردن را زياد جدي نمي‌گرفتند و هر وقت كسي از آن‌ها مي‌پرسيد:
    «چرا درست غذا نمي‌خوري؟
    مي‌گفت: برادر اشتهايم عينكي شده» يعني چيزي نمانده تا كور شود.


    منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 95


    امضاء



    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …



  17. تشكر

    نرگس منتظر (23-09-2010)

  18. Top | #70

    عنوان کاربر
    کارشناس افتخاری سایت
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    40
    نوشته
    474
    تشکر
    12,787
    مورد تشکر
    1,962 در 449
    دریافت
    1
    آپلود
    5

    پیش فرض پاسخ : ۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس ۞*•*♥*•*۞






    خاطرات مقام معظم رهبری از دوران دفاع مقدس


    نويسندگان: جواد میرزاحسینی و حسین اکبری



    محل استقرار ما در اين هشت، نه ماهي كه در منطقه‌ عمليات بودم، «اهواز» بود،‌نه« آبادان» يعني اواسط مهر ماه به منطقه رفتم ( مهر ماه 59 تا اواخر ارديبهشت يا اوايل خرداد‌60) يك ماه بعدش حادثه‌ مجروح شدن من پيش آمد كه ديگر نتوانستم بروم. يعني حدود هشت، نه ماه، بودن من در منطقه‌ جنگي، طول كشيد.


    حدود پانزده روز بعد از شروع عمليات بود كه ما به منطقه رفتيم. اول مي‌خواستم بروم«دزفول» يعني از اين جا نيت داشتم. بعد روشن شد كه اهواز، از جهتي، بيشتر احتياج دارد. لذا رفتم خدمات امام و براي رفتن به اهواز اجازه گرفتم ، كه آن هم براي خودش داستاني دارد.


    تا آخر آن سال را كلاً در خوزستان بودم و حدود دو ماه بعدش هم تا اواخر ارديبهشت يا اوايل خرداد 60 رفتم منطقه‌‌ غرب و يك بررسي وسيع در كل منطقه كردم، براي اطلاعات و چيزهايي كه لازم بود؛ تا بعد بيايم و باز مشغول كارهاي خودمان شويم. كه حوادث « تهران» پيش آمد و مانع از رفتن من به آن‌جا شد. اين مدت، غالباً در اهواز بودم.


    از روزهاي اول قصد داشتم بروم «‌خرمشهر» و آبادان؛ لكن نمي‌شد. علت هم اين بود كه در اهواز، از بس كار زياد بود، اصلاً از آن محلي كه بوديم، تكان نمي‌توانستم بخورم. زيرا كساني هم كه در خرمشهر مي‌جنگيدند، بايستي از اهواز پشتيباني‌شان مي‌كرديم.چون واقعاً از هيچ جا پشتيباني نمي‌شدند.


    در آن‌جا ، به طور كلي، دو نوع كار وجود داشت. در آن ستادي كه ما بوديم، مرحوم دكتر«‌چمران» فرمانده‌ آن تشكيلات بود و من نيز همان جا مشغول كارهايي بودم. يك نوع كار، كارهاي خود اهواز بود. از جمله عمليات و كارهاي چريكي و تنظيم گروه‌هاي كوچك براي كار در صحنه‌ عمليات. البته در اين جاها هم، بنده در همان حد توان، مشغول بوده‌ام ... مرحوم چمران هم با من به اهواز آمد. در يك هواپيما، با هم وارد اهواز شديم.


    يك مقدار لباس آورده بودند توي همان پادگان لشكر 92، براي همراهان مرحوم چمران. من همراهي نداشتم. محافظيني را هم كه داشتم همه را مرخص كردم. گفتم من ديگر به منطقه‌ خطر مي‌روم؛ شما مي‌خواهيد حفاظت جان مرا بكنيد؟! ديگر حفاظت معني ندارد! البته، چند نفرشان، به اصرار زياد گفتند:« ما هم مي‌خواهيم به عنوان بسيجي در آن جا بجنگيم.»


    گفتيم:« عيبي ندارد.» لذا بودند و مي‌رفتند كارهاي خودشان را مي‌كردند و به من كاري نداشتند.

    -------------------

    ادامه دارد...


    .


    امضاء

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست

    باهم مهربان باشیم، زندگی پر از خداحافظی های غیرمنتظره است...



صفحه 7 از 19 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi