اگر شيرى دنبال تو گذاشت بايد به يك قلعه محكمى پناهنده شوى نه اينكه نزديكش شوى دست در دهانش كنى و به زبانت بگويى: واىواى! حقيقت استعاذه همان پناهنده شدن به قلعه محكم الهى است.
رؤياى صادقه و دام ابليساز يكى از تلاميذ شيخ انصارى عليهالرحمه نقل شده: زمانى كه در نجفاشرف براى تحصيل مشرف بودم و در محضر ملائك منظر شيخ انصارى حاضر مىشدم، شبى در عالم واقعه ديدم شيطان را چند عدد افسار در دست گرفته بود. من از او سؤال كردم اينها را براى چه به دست گرفتهاى؟
گفت: اينها را بر سر مردم مىزنم و ايشان را به سمت خود مىكشم. در روز گذشته يكى از اينها را بر سر شيخ مرتضى انصارى انداختم و از اتاقش تا بيرون كوچهاى كه بر در خانه اوست كشيدم، ولى در ميان كوچه از قيد رها شده مراجعت كرد.
وقتى كه بيدار شدم خدمت شيخ مشرف شدم و خواب خود را به ايشان عرض كردم. شيخ عليه الرحمه فرمود: شيطان راست گفته؛ زيرا آن ملعون ديروز مىخواست به لطايفالحيل مرا گول زند؛ زيرا من پول نداشتم و چيزى در منزل لازم شده بود، با خود گفتم: يك قران از مال امام (عليه السلام) كه در نزد من مىباشد و معطل مانده تا وقت لازم به مصرفش برسانم به عنوان قرض بر مىدارم سپس ادا مىكنم.
آن يك قران را برداشته و از منزل خارج شده تا به ميان كوچه هم آمدم. همين كه خواستم چيزى بخرم با خود خيال كردم كه چرا به اين چنين عملى اقدام نمايم؟ پس نادم و پشيمان شدم و به خانه مراجعت نموده يك قران را به جاى خود گذاشتم (41).



نقل قول
