صفحه 6 از 8 نخستنخست ... 2345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 74

موضوع: عجب حكايتى ...!

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    June 2021
    شماره عضویت
    14147
    نوشته
    2,363
    صلوات
    1514
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا اباالحسن المهدی
    تشکر
    438
    مورد تشکر
    406 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    شيطان و شيعيان راستين

    پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) مى فرمايد: شبى كه به معراج رفتم ، از آسمان بر روى زمين بقعه سرخى را ديدم كه رنگش از زعفران بهتر و بويش از مشك خوشتر بود، و در آن بقعه پير مردى با جامه بلندى كه بر تن ، و كلاه درازى كه بر سر داشت مثل لباس يكپارچه كه كلاه دار است نشسته بود.
    از جبرئيل پرسيدم : اين بقعه چيست ؟ گفت : اين بقعه امت تو و شيعيان وصى تو على بن ابى طالب (عليه السلام ) است . پرسيدم : اين پيرمرد كيست ؟ گفت ابليس است .
    گفتم : در اينجا چه كارى دارد و از شيعيان ما چه مى خواهد؟ گفت : مى خواهد شيعيان شما را از ولايت على (عليه السلام ) بيرون آورد و به سوى فسق و فجور و فحشاء بكشاند.
    گفتم : فورى مرا به سوى اين بقعه ببر، جبرئيل با سرعت مثل برق مرا به طرف آن بقعه برد. وقتى كه به آن ملعون رسيدم گفتم : (( قم يا ملعون )) اى ملعون برخيز و از اينجا دور شو كه تو رانده شده درگاه الهى هستى و براى هميشه لعنت شده اى و بدان كه هيچ گاه بر امت راستين من و شيعيان حقيقى على (عليه السلام ) سلطه و سلطنتى نخواهى داشت و از همان موقع آن زمين به اسم (( قم )) ناميده شد و معروف گرديد
    (50).



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    June 2021
    شماره عضویت
    14147
    نوشته
    2,363
    صلوات
    1514
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا اباالحسن المهدی
    تشکر
    438
    مورد تشکر
    406 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    حساب در دستتان باشد!

    آورنده اند شخصى به اسم ابن صمد بيشتر اوقات شب و روز در كارهاى خود يكى يكى حساب داشت ، روزى ايام گذشته خود را محاسبه مى كرد، چنين نتيجه گرفت كه شصت سال از عمرش گذشته است و اين شصت سال در حدود بيست و يك هزار و پانصد روز مى شود، گفت واى بر من ، اگر روزى يك گناه كرده باشم ، با خدا ملاقات مى كنم با بيست و يك هزار و پانصد گناه ، اين را گفت و بيهوش افتاد، و در همان بيهوشى جان به جان آفرين تسليم كرد
    (51) .



  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    June 2021
    شماره عضویت
    14147
    نوشته
    2,363
    صلوات
    1514
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا اباالحسن المهدی
    تشکر
    438
    مورد تشکر
    406 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    به جهنم رفتن حجاج

    در روايت است وقتى حجاج بن يوسف به هلاكت رسيد، مردى قسم خورد كه اگر حجاج به جهنم نرفته باشد من زنم را طلاق مى دهم ، ولى بعد متحير شد كه اين قسمى كه خورده چگونه است ؟ آيا حجاج جهنمى است و او زنش را نگه دارد، يا جهنم نرفته و او بايد زنش را طلاق دهد؟
    فلذا پيش ايوب سجستانى رفت و از او سؤ ال كرد كه وظيفه اش چيست ؟
    ايوب گفت : چيزى نمى توانم در اين باب بگويم چون خداوند فرموده (( يغفر ما دون لمن يشاء )) و مغفرت عاصيان را به مشيت خودش معلق نموده است و من از مشيت خدا آگاه نيستم .
    آن مرد، مايوس و نااميد نزد عمر بن عبد العزيز رفت و مشكلش را با او در ميان گذاشت . عمر بن عبدالعزيز گفت : برو زنت را نگه دار كه اگر خداوند حجاج را با آن همه ظلم و ستم به جهنم نبرد تو را هم به خاطر شكستن قسم ، به جهنم نخواهد رساند، چرا كه (( ان جهنم تموعدهم اجمعين .
    (52) )) .


  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    June 2021
    شماره عضویت
    14147
    نوشته
    2,363
    صلوات
    1514
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا اباالحسن المهدی
    تشکر
    438
    مورد تشکر
    406 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    دباغ در بازار عطر فروشان

    در تفسير روح البيان ضمن آيه 18 سوره يس داستان به شعر نقل نموده است كه بى مناسبت نيست .
    گويد روزى دباغى با كناسى كه هر دو با كثافت و بوى گند مانوس و آشنا هستند، در بازار آمدند، گذارش به بازار عطر فروشان افتاد، بوى عطر به اين بيچاره دباغ رسيد صيحه اى زد و افتاد. بيچاره عطارها گلاب و عطر به او زدند بدبخت حالش بدتر مى شد.
    همينطور كه اطرافش را گرفته بودند، ناگاه همكارش سر مى رسد و مى بيند رفيقش افتاده است فورا مى فهمد چه قضيه اى است رفت مقدارى نجاست برداشت و زير بينى او گرفت به هوش و سر حال آمد. دورش را گرفتند گفتند اى طبيب حاذق اين چه دواى عجيبى بود كه او را به هوش آورد؟ گفت : من نه افلاطون هستم و نه ارسطو، چيزى كه هست ما سر و كارمان با كثافت و نجاست است ما را چه كار با بوى عطر و گلاب
    (53).


  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    June 2021
    شماره عضویت
    14147
    نوشته
    2,363
    صلوات
    1514
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا اباالحسن المهدی
    تشکر
    438
    مورد تشکر
    406 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    بد اخلاقى در خانه

    يكى از عواملى كه باعث فشار قبر خواهد شد، بد خلقى در خانواده است ، يعنى كسانى كه در بين اهل منزل ، صاحب اخلاق پسنديده نباشند و رفتارهاى تند و خشن از خود بروز دهند، دچار فشار قبر خواهند شد. از نمونه هاى بارز آن در تاريخ اسلام ، زندگى جناب سعد بن معاذ است . پيامبر عظيم الشان اسلام (عليه السلام ) بعد از آنكه شنيد، سعد رحلت كرد، در منزل ايشان حضور يافت ، و در همه مراحل تجهيز ميت شركت فرمود و نظارت كامل بر غسل ، حنوط و كفن ايشان داشت از داخل قبر خارج شده و لحدها را چيد و خاك روى قبرش ريخت و همين طور كه روى قبر را صاف مى كرد، فرمود: به درستى كه من مى دانم كه ما هم به سوى قبر و ديار باقى خواهيم رفت و كهنگى و فرسودگى به اين قبر وارد مى شود. آنگاه مادر سعد بن معاذ عرضه داشت : گوارا باد بر تو، در اين بهشتى كه داخل شوى ! رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود: هم اكنون فشار قبر، معاذ را در بر گرفت .
    اصحاب وقتى به چهره پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نگاه كردند، متعجب شده و سؤ ال كردند: يا رسول الله ، چرا چهره شما منقلب شده ؟ حضرت فرمود: هم اكنون قبر آنچنان فشارى بر سينه هاى سعد وارد كرده است كه صداى شكستن استخوانهاى سينه سعد را شنيدم ! ياران عرضه داشتند: يا رسول الله او كه به دست مبارك شما براى دفن ، تجهيز شد و شما در تشييع جنازه او شركت فرموديد و او را با دست مبارك خود دفن نموديد، پس چه طور اينگونه دچار فشار قبر شد؟ حضرت فرمود: البته سعد بن معاذ همه برنامه هاى دينى اش درست بود، غير از اخلاق خانوادگى ، كه در خانواده خويش تندخو بود و اخلاق خشن داشت و اين بد اخلاقى وى باعث فشار قبر او گرديد.



  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    June 2021
    شماره عضویت
    14147
    نوشته
    2,363
    صلوات
    1514
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا اباالحسن المهدی
    تشکر
    438
    مورد تشکر
    406 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    يارى نكردن به مومنين از عوامل فشار قبر

    يكى از عوامل فشار قبر، كمك و مساعدت نداشتن نسبت به برادران مومن است ، امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: كسى كه به كمك برادر دينى خود شتابد در حالى كه حاجت خود را از او طلب مى كند و او هم قادر به يارى نمودن باشد، در عين حال از مساعدت و كمك دريغ نمايد، خداوند در قبر اين انسان ، مارى از مارهاى دوزخ را مى فرستد كه تا قيامت او را مى گزد و بر او مسلط است ، تا صور اسرافيل دميده شود
    (54) .


  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    June 2021
    شماره عضویت
    14147
    نوشته
    2,363
    صلوات
    1514
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا اباالحسن المهدی
    تشکر
    438
    مورد تشکر
    406 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    مرد روزه دار

    گويند كه شخصى در تابستان روزه گرفته بود طرف عصر كه شد از فشار گرسنگى زود به منزل آمد و به عيالش گفت سماور را روشن كن افطار نزديك است ، عيالش فهميد از فشار روزه حوصله بر شوهر تنگ شده و نمى تواند با او سخنى بگويد و شوهر در كمال عصبانيت است لذا او سماور را روشن كرد همين كه سماور جوش آمد چاى دم كرد و شوهر در كمال غضب نشسته و نگاه به آفتاب مى كرد كه غروب كند تا او افطار نمايد لكن هر چه نشست ديد خبرى از آفتاب نيست شروع كرد به بهانه گيرى نمودن و بچه ها را اذيت كرد، عيال نزديك آمد و گفت :
    مرد صبر كن و اينقدر بهانه نگير، آفتاب نزديك است كه غروب كند و تو افطار مى كنى و از خستگى بيرون مى آيى شوهر در كمال غضب گفت اگر آفتاب امروز غروب كرد تف كن به ريش من ، يقين دارم تا اين آفتاب امروز تو را بيوه و بچه هايم را يتيم نكند غروب نمى كند
    (55) .


  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    June 2021
    شماره عضویت
    14147
    نوشته
    2,363
    صلوات
    1514
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا اباالحسن المهدی
    تشکر
    438
    مورد تشکر
    406 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    سند طلب پول

    نقل شده است كه شخصى صالح از علماى نجف مريض شد، وقتى به عيادتش رفتند در حال جان دادن بود، از اين رو شهادتين را به وى تلقين كردند در جواب گفت : اين اول كلام است كه بايد ثابت شود آيا صحيح است يا خير.
    لذا در گفتن از روى اعتقاد شك و ترديد نمود در مرتبه دوم و سوم كه بر او تلقين كردند صورت خود را برگردانيد، باعث تعجب حاضرين شد از قضا پس از چندى بهبودى و سلامت خود را باز يافت لذا نزد او آمده و علت اعراض و نگفتن شهادتين را پرسيدند و گفت :
    من مبلغ پنج تومان به كسى قرض داده بودم و سند آن را در ميان اين صندوقچه گذاشتم هر وقت به من مى گفتند شهادتين بگو مى ديدم مرد محاسن سفيد در كنار صندوقچه ايستاده و مى گويد:
    اگر اين كلمه را بگويى سند طلب پولت را بيرون مى آورم و آتش مى زنم ، من براى اينكه سند را آتش نزند كلمه شهادتين را جارى نمى كردم تا شيطان به واسطه آن سند مرا در شهادتين مانع نگردد. و به وسيله اين دلبستگى به شك و شرك و كفر، ايمان و اعتقادم را نابود نكند و مرا به هلاكت نرساند
    (56) ..


  10. Top | #59

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    June 2021
    شماره عضویت
    14147
    نوشته
    2,363
    صلوات
    1514
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا اباالحسن المهدی
    تشکر
    438
    مورد تشکر
    406 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    فضيلت پدر

    آورده اند كه پدر مرحوم آيت الله العظمى حاج عبد الكريم حائرى موسس حوزه با عظمت قم پانزده سال بچه دار نشد، غصه مى خورد، شغل او هم قصابى بود و آن شغل آنچنان نبود كه سرگرمش كند همسر با كرامتش به او گفت احتمالا عيب بچه دار نشدن در من باشد، من رنج تو را تحمل نمى كنم و غصه تو را در قيامت قدرت جواب دادن ندارم ، از نظر من ازدواج مجدد براى فرزنددار شدن هيچ مانعى ندارد، بلكه خودم دنبال همسرى مناسب براى تو مى روم پس از مدتى زن جوان شوهر مرده اى را در چند فرسخى محل پيدا كرد، و به شوهر خود پيشنهاد ازدواج با او را داد.
    ازدواج صورت گرفت ، شب عروسى ، عروس و داماد را طبق مراسم قديم دست به دست دادند، دختر بچه سه ساله عروس كه از شوهر سابقش مانده بود، از مادرش جدا نمى شد، خاله دختر او را بغل زد كه ببرد. صداى ناله بچه يتيم بلند شد، آن مرد با كرامت تكان خورد.
    به آن خانم گفت تحمل ناله يتيم را ندارم ، علاوه بر اين بودن من و تو و بچه دار شدنت از من امكان لطمه زدن به اين يتيم را دارد، من از خير اين ازدواج گذشتم ، مهر زن را پرداخت و شبانه به منزل برگشت ، همان شب در كنار همسر اولش قرار گرفت و نطفه حاج شيخ عبد الكريم به مزد آن كرامت و گذشت بسته شد، فرزندى بوجود آمد كه پايه گذار حوزه علميه قم شد.
    حاج شيخ عبد الكريم نزديك به هزار عالم واجد شرايط و مراجع بعد از خود را تربيت كرد
    (57) .



  11. Top | #60

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    June 2021
    شماره عضویت
    14147
    نوشته
    2,363
    صلوات
    1514
    دلنوشته
    2
    صلی الله علیک یا مولانا یا اباالحسن المهدی
    تشکر
    438
    مورد تشکر
    406 در 110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پس اى عزيز

    گويند روزى از بزرگمهر حكيم پرسيدند: چرا بدانچه از مال دنيا به دستت مى آيد، شادمان نمى شوى و به آنچه از دستت مى رود، غمگين نمى گردى ؟
    گفت : با دلتنگى و افسوس خوردن ، از دست رفته را نمى توان باز آورد و عمر خود را به شادى مال دنيا نبايد صرف كرد. پس چرا به چيزى كه غم و اندوه بازش نياورد، غمگين شوم و به مالى كه به من وفا نمى كند، شادمان گردم ؟!
    پس اى عزيز! به آنچه از مال دنيا به دستت مى رسد، دل مبند كه مال دنيا را وفايى نيست و به تحصيل آخرت بپرداز كه آن ، باقى و ابدى است . به لحظه اى بينديش كه ناگاه پيك اجل مى رسد و كار را بر آدمى تنگ مى كند. در آن ساعتى از آن هنگامه خبر داده است : (( چنين نيست كه انسان مى پندارد، او هرگز ايمان نمى آورد تا گاهى كه جان به گلو گاهش مى رسد و گفته شود:
    آيا كسى هست كه اين بيمار را از مرگ نجات دهد؟ و به جدايى از دنيا يقين مى يابد و ساق پاها از شدت جان دادن به هم مى پيچد. آرى ، در آن روز مسير همه به سوى دادگاه پروردگار توست
    (58) .



صفحه 6 از 8 نخستنخست ... 2345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi