41- هدف آشكار حسين (ع )
حسين عليه السلام در اواخر عمر معاويه نامه اى به او مى نويسد و او را زير رگبار ملامت خود قرار مى دهد و از آن جمله مى گويد: معاويه بن ابى سفيان ! به خدا قسم ، من از اينكه الان با تو نبرد نمى كنم ، و مى ترسم در بارگاه الهى مقصر باشم . ميخواهد بگويد خيال نكن اگر حسين امروز ساكت است ، در صدد قيام نيست . من به دنبال يك فرصت مناسب هستم نا قيام من مؤ ثر باشد و مرا در راه آن هدفى كه براى رسيدن به آن كوشش مى كنم ، يك قدم جلو ببرد.
روز اولى كه از مكه بيرون مى آيد، در وصيتنامه اى كه به محمد بن حنفيه مى نويسد، صريحا مطلب را ذكر مى كند: انى ما خرجت اشرا و لا بطرا و لا ظالما، و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امه جدى ، اريد ان امر بالمعروف و انهى عن المنكر .
42- مردم دنيا بدانند!
(امام حسين عليه السلام ) روزى كه از مدينه حركت كرد، مهاجم بود. در آن وصيتنامه اى كه به برادرش محمد بن حنفيه مى نويسد، مى گويد: انى لم اخرج اظرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، انما خرجت الاصلاح فى امه جدى ، اريد ان امر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيره جدى و ابى . مردم دنيا بايد بدانند كه من يك آدم جاه طلب ، مقام طلب ، اخلالگر، مفسد و ظالم نيستم ، من چنين هدفهايى ندارم . قيام من ، قيام اصلاح طلبى است . قيام كردم ، خروج كردم براى اينكه مى خواهم امت جد خودم را اصلاح كنم . من مى خواهم امر به معروف و نهى از منكر بكنم . در نامه به محمد بن حنفيه نه نامى از بيعت خواستن است ، نه نامى از دعوت مردم كوفه ، و اصلا هنوز مساله مردم كوفه مطرح نبود.
43- ارزش نهضت حسين (ع )
در نهضت حسينى مجموعا سه عامل موثر بوده است . يكى امتناع از بيعت ، ديگر پذيرش دعوت كوفيان ، و سوم كه از آن دو مستقل است امر به معروف و نهى از منكر. و معلوم شد كه هر يك از اين سه عامل خود به خود براى امام عليه السلام وظيفه بخصوصى را ايجاب مى كرده است ، عكس العمل خاصى را به وجود مى آورده است . و هم عرض كرديم كه ارزش اين نهضت بر حسب هر يك از اين سه عامل ، مختلف و متفاوت مى شود. اگر تنها عامل دعوت كوفيان را در نظر بگيريم يك حد معينى از ارزش را دارا خواهد بود. اگر عامل امتناع از بيعت را در نظر بگيريم ارزش خيلى بيشتر و عظيم ترى را دارا خواهد بود اگر عامل امر به معروف و نهى از منكر را در نظر بگيريم ، ارزش آن ده ها برابر بالاتر مى رود و مهم تر مى شود.



نقل قول
