صفحه 2 از 8 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 78

موضوع: ویژه نامه عید سعید قربان { مکتب بندگی }

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    اي تو جان نوبهاران، خوش رسيدي، خوش رسيدي!
    اي تو شور آبشاران، خوش رسيدي، خوش رسيدي!

    اي شراب آسماني، اي طلوع مهرباني
    با تو شد خورشيد خندان، خوش رسيدي، خوش رسيدي!

    اي که نامت گشته ذکر هر دم جان و روانم
    اي شفاي درد پنهان، خوش رسيدي، خوش رسيدي!

    آمدي چون ماه تازه، تيغ بر کف، خنده بر لب
    آمدي اي عيد قربان! خوش رسيدي، خوش رسيدي!

    آمدي چون سيلْ جوشان ، بي‌خبر، ناگه، خروشان
    تا کني اين خانه ويران، خوش رسيدي، خوش رسيدي!

    خانه‌ي عقل زبون را، عقل سرد تيره‌گون را
    کرده‌اي با خاک يکسان، خوش رسيدي، خوش رسيدي!

    شعر مي‌جوشد ز من، پيوسته هر شب، هر سحرگه
    از تو شد اين چشمه جوشان، خوش رسيدي، خوش رسيدي!




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    اکنون ابراهیم است و فرزند دلبند او،
    فرزند انتظارهای طولانی،
    میوه دل او، پاره جگر او...

    و فرمان حقّ: اسماعیلت را ذبح کن!
    اسماعیل را هم‏چون قربانی، به قربان‏گاه ببر،
    سرش را بر مذْبَح بگذار، کارد بر گلویش بنه،
    خونش را جاری ساز... و بکش، بکش اسماعیلت را...

    قربانی کن هر آن‏چه میان تو و حقیقت مطلق است،
    به قربانگاه ببر هر آن‏چه را
    که میان تو و «او» فاصله می‏اندازد.

    ای بت شکن تاریخ! اکنون... اکنون، اسماعیل،
    فرزند دلبندت را به قربانگاه ببر!

    ای ابراهیم؛ ای قهرمان توحید؛ ای آزموده؛
    ای گذشته از آتش؛ ای برگزیده خدا؛
    ای وارث رسالت؛ ای پیامبر پاکی؛
    ای رسول روشنی! آنک آخرین آزمون بندگی است.


    اسماعیل تو، جاه توست، مال و موقعیت
    و مقام و شهرت و قدرت و مکنت توست.

    اسماعیل تو دنیای توست
    و هر آن‏چه در دنیا به آن دل بسته ‏ای.
    اسماعیل تو، نفس توست؛
    اسماعیل، تویی؛ و تا از میان برنخیزی،
    به وصلِ حقّ نمی‏رسی.


    پیرمرد یک عمر، بار انتظار فرزند به دوش کشیده بود؛
    سارا را توان فرزند آوردن نبود.
    در نشیب حیات، ناباورانه، فرزند را از هاجر جُست،
    و شگفتا که یافت؛ و اینک پس از سال‏ها انتظار
    و رخ نمودن ابرهای تیره نومیدی،
    خورشید میلاد اسماعیل،
    آتش در نهادِ شبستان سرد او نهاده بود.

    اسماعیل هدیه ‏ای بود از سوی خدا
    به صبر ناگزیرِ بت شکن تاریخ.
    اما اراده خداوند،
    بر توحید محض خود استوار شده بود.


    باید تمام بت‏ها می‏ شکستند تا جان ابراهیم،
    به حریم خلوت عشق راه می‏یافت.

    و آنک آخرین بتِ نَفْس،
    آخرین خواست دنیا،
    آخرین تصوّر حایل میان خود و خدا،
    اسماعیل بود.


    قلب مضطرب ابراهیم را تأیید اسماعیل آرام می‏کند:
    به فرمان خدا عمل کن پدر!

    اشک در چشمان پیر سال ابراهیم شعله می‏کشد.
    برای آخرین بار سر تا پای اسماعیل را می‏نگرد.
    دیگر تاب و توانش نیست.
    دیدگان را بر هم می‏نهد و دلش آرام می‏گیرد.


    عزیزترین ذبیح خدا سر بر تخته سنگ منا می‏نهد
    و تیغ ابراهیم بر رگ گردنش می‏نشیند
    که ناگاه... گوسفندی...
    و فرمان خدا که گوسفند را ذبح کن!

    ابراهیم در جان خویش، اسماعیل نفس را کشته بود؛
    و فرشتگان شاهد حماسه شگفت توحید بودند.





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    عيد سعيد «قربان»، جشن «تقرب» عاشقان حق



    روز به قربانگاه بردن اسماعیل نفس به مسلخ دوست



    روزقرار گرفتن بر اوج قله بندگي وایثار



    روز سرافرازی ابراهیم در آزمون بندگی




    بر پیروان آئین ابراهیمی مبارک باد










    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    خوشا
    سر به سوداى معبود سپردن و فرمان بردن از حضرت دوست!

    خوشا
    شيطان درون خويش را به بند كشيدن و از هر چه غير دوست، چشم پوشيدن!

    خوشا
    لحظه قربانى كردن بت‏هاى ظاهر و باطن به پاى عشق و هم‏سفر شدن با راهيان كوى دلدار!

    خوشا
    گرگ‏هاى خشم و غضب را از ديار دل خويش راندن!

    خوشا
    نوبت به زمين زدن ناقه ‏هاى تكبر كه اسباب زحمت آدمى‏ اند و سد شده‏ اند در مسير رستگارى ‏اش!

    خوشا
    روايت «بسم الله» بر گلوى خويش خواندن و كلمه توحيد را بر تخت پادشاهى قلب نشاندن!

    خوشا
    جهاد اكبر با مدعيان دروغين خدايى و خوشا جان عزيز خويش را به قربان‏گاه عشق بردن وگذشتن
    از همه چيز به خاطر او!

    مبارك باد عيد قربان، نماد بزرگ‏ترين جشن رهايى انسان از وسوسه ‏هاى ابليس.









    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    خدایا!
    از خیمه گاه رحمتت بیرون مان مکن.
    از آستان مهرت نومیدمان مساز.
    آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان.
    از درگاه خویشت ما را مران.
    ای خدای مهربان!
    بر من روزی حلالت را وسعت ببخش.
    و جسم و دینم را سلامت بدار.
    و خوف و وحشتم را به آرامش و امنیت مبدل کن.
    و از آتش جهنم رهایم ساز.

    خدای من!
    اگر آنچه از تو خواسته ام عنایتم فرمایی , محرومیت از غیر از آن زیان ندارد.
    و اگر عطا نکنی هر چه عطا جز آن منفعت ندارد.
    یا رب! یا رب! یا رب!

    خدای من!
    تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله ای که من از تو گرفته ام.


    خدایا!
    کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند.
    کور باد نگاهی که دیده بانی نگاه تو را درنیابد.






    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    خدایا!
    به که واگذارم می کنی؟
    به سوی که می فرستی ام؟
    من به سوی دیگران دست دراز کنم؟در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من.

    وقتی که راه ها و مذهب ها با همه ی فراخی شان مرا به عجز می کشانند
    و زمین با همه ی وسعتش بر من تنگی می کند و ….
    اگرنبود رحمت تو بی تردید من از هلاک شدگان بودم واگر نبود محبت تو بی شک سقوط و نابودی تنها پیشروی من میشد.

    ای آنکه:
    در بیماری خواندمش و شفایم داد.
    در جهل خواندمش و شناختم عنایت کرد.
    در تنهایی صدایش کردم و جمعیتم بخشید.
    در غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند.
    در فقر خواستمش و غنایم بخشید.

    اکنون باز گشته ام.
    باز آمده ام با کوله باری از گناه و اقرار به گناه.
    پس تو در گذر ای خدای من!
    ببخش

    معبود من!
    چه می توانم بکنم؟ وقتی که این کوله بار زشتی و گناه با من است ؟!

    انکار؟!

    چگونه و از کجا ممکن است و چه نفعی دارد وقتی که همه ی اعضا و جوارحم
    به آنچه کرده ام گواهی می دهند؟






    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  8. Top | #17

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    دل سفر کن در منا و عید قربان را ببین
    چشمه‌های نور و شور آن بیابان را ببین

    گوسفند نفس را با تیغ تقوی سر ببر
    پای تا سر جان شو و رخسار جانان را ببین

    سفره ی مهمانی خاص خدا گردیده باز
    لاله ی لبخند و اشک شوق مهمان را ببین

    دیو نفس از پا درافکن، سنگ بر شیطان بزن
    هم شکست نفس را، هم مرگ شیطان را ببین

    تیغ در دست خلیل و بند در دست ذبیح
    حنجر تسلیم بنگر، تیغ بران را ببین

    کارد تیز و دست محکم، حلق نازک‌تر ز گل
    پای تا سر چشم شو، اخلاص و ایمان را ببین

    خاک گل انداخته از اشک چشم حاجیان
    در دل تفتیده ی صحرا، گلستان را ببین

    گریه و اشک و دعا و توبه و تهلیل را
    رحمت و لطف و عطا و عفو و غفران را ببین

    آتش گرما گلستان گشته چون باغ خلیل
    در دل صحرا صفای باغ رضوان را ببین

    روی حق هرگز نگنجد در نگاه چشم سر
    چشم دل بگشا جمال حی سبحان را ببین

    خیمه ی حجاج را با پای جان یک یک بگرد
    آتش دل، سوز سینه، چشم گریان را ببین

    دل تهی از غیر کن تا بنگری دلدار را
    سر بزن در خیمه‌ها شاید ببینی یار را




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. Top | #18

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض







    «خوشا به قربان‏گاه عشق رفتن»





    خوشا سر به سوداى معبود سپردن و فرمان بردن از حضرت دوست!

    خوشا شيطان درون خويش را به بند كشيدن و
    از هر چه غير دوست، چشم پوشيدن!

    خوشا لحظه قربانى كردن بت‏هاى ظاهر و باطن به پاى عشق
    و هم‏سفر شدن با راهيان كوى دلدار!

    خوشا گرگ‏هاى خشم و غضب را از ديار دل خويش راندن!

    خوشا نوبت به زمين زدن ناقه‏ هاى تكبر كه اسباب زحمت آدمى‏ اند
    و سد شده‏ اند در مسير رستگارى‏ اش!

    خوشا روايت «بسم الله» بر گلوى خويش خواندن
    و كلمه توحيد را بر تخت پادشاهى قلب نشاندن!


    خوشا جهاد اكبر با مدعيان دروغين خدايى و خوشا جان عزيز
    خويش را به قربان‏گاه عشق بردن وگذشتن از همه چيز به خاطر او!





    ميثم امانى


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  10. Top | #19

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    چه میعادگاه خلوت و زیبایی!
    اسماعیل، در دست های اراده ابراهیم.

    سر اسماعیل، در آغوش پدر و نگاه اسماعیل
    نه به چشم های پدر، که به آن سوی ابرها و آسمان ها و
    خدایی که چند لحظه بعدتر را بهتر از همه می دانست.


    آن روز، نه گلوی اسماعیل بریده شد و نه ابراهیم
    پدری را بر بندگی ترجیح داد.


    تنها رضایت و سرسپردگی به «او» بود که بیداد می کرد
    پس به رسم نمایش سرفرازی و قبولی، گوسفندی ذبح شد.


    از آن روز بزرگ و باشکوه تاکنون، جشن میعاد اسماعیل
    و ابراهیم با فرمان پروردگار، هر سال و هر قربان، تکرار می شود

    که جشن دلدادگی و شیدایی است و در دل ایمان مومنان دوست
    آذین پرنشاط قرب و دیدار، بسته می شود.

    مبارک باد!


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  11. Top | #20

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    چه میعادگاه خلوت و زیبایی!
    اسماعیل، در دست های اراده ابراهیم.

    سر اسماعیل، در آغوش پدر و نگاه اسماعیل
    نه به چشم های پدر، که به آن سوی ابرها و آسمان ها و
    خدایی که چند لحظه بعدتر را بهتر از همه می دانست.



    آن روز، نه گلوی اسماعیل بریده شد و نه ابراهیم
    پدری را بر بندگی ترجیح داد.


    تنها رضایت و سرسپردگی به «او» بود که بیداد می کرد
    پس به رسم نمایش سرفرازی و قبولی، گوسفندی ذبح شد.



    از آن روز بزرگ و باشکوه تاکنون، جشن میعاد اسماعیل
    و ابراهیم با فرمان پروردگار، هر سال و هر قربان، تکرار می شود

    که جشن دلدادگی و شیدایی است و در دل ایمان مومنان دوست
    آذین پرنشاط قرب و دیدار، بسته می شود.

    مبارک باد!


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 2 از 8 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi