صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 63

موضوع: ویژه نامه شهادت جانسوز امام حسن عسکری علیه السلام{ آجرک الله یا صاحب الزمان}

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    اي نخل رياض علوي ...

    اى نخل رياض علوى برگ و برت سوخت

    از آتش بيداد ز پا تا به سرت سوخت


    اى يازدهم اختر پر نور ولايت

    خورشيد ز هجر رخ همچون قمرت سوخت


    اى پاره قلب نبى و زاده زهرا

    از آتش زهر ستم و كين جگرت سوخت


    از داغ جهان سوزِ تو در دشت محبّت

    چون لاله سوزان دل مهدى پسرت سوخت


    چون مشعل افروخته در سوگ و عزايت


    اى واى دل مهدى نيكوسيرت سوخت

    در فصل شباب از ستم و كينه دشمن


    چون شمع شب افروز ز پا تا به سرت سوخت


    اى جان جهان «حافظى» سوخته دل گفت

    قلب همه از داغ دل پرشررت سوخت





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    تجلی یازدهم که بر طلوعی بی‏زوال تکیه دارد،
    درد را چه عمیق درک کرده است،
    تبسم قدسی لحظاتش، همه صبر بود
    و اشک‏های هماره نیمه شب‏هایش،
    تمام شوق وصال!

    می ‏دید و می ‏نگریست که حقارت دنیا،
    در تغافل مردم،
    به ارزشی جدال برانگیز تبدیل شده است.

    رنج می ‏برد از این که انسان،
    آن سوی این هیچستان خاک را جست‏وجو نمی ‏کند
    و به فراتر از خود نمی‏اندیشد!

    مهربانی محض بود و صبر تمام!

    زنجیرهای اسارت را بر دست و پای خود تحمل کرد
    تا مردم، زمین‏گیر نشوند؛
    تا جهانی را از اسارت در خاک برهاند.

    در موضع علم و مناظره،
    مقتدرانه قد علم کرد تا انسان را
    از جهالت دست و پاگیر خویش نجات دهد.

    پایگاه‏های مردمی‏اش،
    گسترده‏ترین مدرسه‏های خودسازی و جامعه‏پروری بود.
    اما افسوس که کم بودند آنان که این را فهمیدند!

    چه غریبانه گذشت!
    زهد، کمترین محصول درخت ایمان اوست
    و کرامت،
    کوتاه‏ترین سایه شاخ و برگ‏ های عظمتش.

    مدینه، از ربیع‏الاول 231 هجری،
    موازنه حضور او را در خاک دنبال می ‏کرد
    و در جست‏وجوی مجالی برای عرضه
    حقیقت او به بیکرانه‏ها بود.

    تا آن‏که سامرا، بلوغ پذیرش او را در خود حس کرد
    و چیزی نگذشت که امام،
    به اتفاق پدر بزرگوارش، سکونت در آن دیار را برگزید.

    اینک امامی 28 ساله،
    در گوشه سامرا سر بر بالین شهادت می‏گذارد.

    شش سال است که بار سهمگین ولایت را
    بر شانه‏های شکوه و استوار خویش حمل می‏کند.

    نه... نه... نه بر شانه‏های خسته
    و نه بر دوش زخمی خویش،
    بلکه این رسالت آسمانی را در ژرفای باور
    و در اعماق جان خویش، ثبت کرده است.

    معتمد عباسی، تا لحظه‏ای دیگر،
    به خواسته بزرگ خود می‏رسد.

    سال‏های اسارت و غم،
    سال‏های غم و تنهایی
    روزهای تنهایی و سکوت...

    آه، چه غریبانه گذشت؛
    چه معصومانه سپری شد!

    رفت و فردا را به موعود(
    عجل الله تعالی فرجه الشریف) سپرد

    امام، دل به فردایی سپرده است

    که موعودش علیه‏السلام ،
    حقیقت دین را فریاد زند.

    می‏رود و دنیا را با همه فرازها و نشیب‏هایش،
    با همه پستی‏ها و بلندی‏هایش به او می‏سپارد.

    به او می ‏سپارد، دردهای نهفته‏ای را
    که جز در و دیوارهای اتاق کوچکش در سامرا،
    احدی تاب گفتنش را نداشت.

    اسارت و سکوت حسنی علیه‏السلام
    باز هم در قصه حماسی او رقم خورده است.

    باشد تا خروش و فریاد حسینی‏اش،
    نصیب فرزندش مهدی(عج) شود.




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  4. Top | #23

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    می‏رود؛ ولی خشنود و نگران

    می‏گفت «زیبایی چهره، جمال برون است و زیبایی عقل، جمال درون»
    و حالا جمال ظاهرش را بیماری، به یغما برده؛

    در حالی‏که 28 بهار، بیشتر از عمرش نمی‏گذرد.
    می‏رود در حالی که از وصال خشنود است و برای امام خردسال نگران است.

    خسته از نادانی و پراکندگی امت
    «نادانی دشمن است» سربازخانه معتمد، قلعه پرستش نادانی است.

    تن رنجور امام علیه‏ السلام چگونه تحمل کند
    این همه دشمن و نادانی را؟

    تن امام بیمار است؛ اما نه از زهر معتمد، نه از سختی
    زندان‏های طولانی مدت؛ بیمار این همه نادانی قوم جور است.

    کلید معرفت زمانه می‏رود. باب علم نبوت پر می‏گشاید؛
    در حالی که خسته است از جهل و حسادت خلیفه و از پراکندگی امت.

    حسین امیری



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  5. Top | #24

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    آفتاب روز هشتم ربیع الاول در حال طلوع بود
    که آفتابی پرفروغ از دیگر سو غروب می کرد

    او یازدهمین پیشوای آسمانی مردمان
    حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بود
    که شمع وجودش پس از 28 سال
    پرتوافشانی به خاموشی می گرایید


    در سالروز شهادت آن امام بار دیگر زمین و آسمان
    در عزای سلاله ای پاک از خاندان نبوی سوگوار است


    تا با گریه و فغان بر مظلومیت آن امام همام با فرزندش
    حضرت ولی عصر(عجل اللّه تعالی فرجه الشریف)
    هم ناله شود


    شهادت امام عسکری علیه السلام را بر دادگستر جهان
    امام زمان (عج)، و تمام روهروان راه آن حضرت
    تسلیت می گوییم



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  6. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    گویا واقعه‏ ای رخ داده است
    که بادها این‏گونه پریشانند
    که رودها این‏قدر بی‏تابانه می‏خروشند،
    که ابرها ناله‏ کنان می‏گریند
    که زمین این‏قدر احساس غریبی می‏کند!

    گویا واقعه ‏ای رخ داده است
    که صدای بی‏تابی و ضجه فرشتگان، در آسمان‏ها پیچیده،
    که اندوه و غم، بر در و دیوارها سایه انداخته،
    که سامرا سر در گریبان حزن فرو برده!
    شاید مصیبتی بزرگ، دامن‏گیر خاک شده است.

    آه، ای یازدهمین ستاره درخشان عشق!
    روشنان حضورت را از آسمان سامرا مگیر؛
    تاریکی، افق‏های پس از تو را تاب نمی‏آورد.

    سایه مهربانی‏ات را از سر دنیا نگیر؛
    دست‏های یتیمی خاک،
    تا ابد به جست‏جوی وجود بهارانه‏ات،
    در به در خواهد شد.

    اگرچه سخت می‏گذرد برایت،
    اگرچه لحظه ‏هایت سرخند و دلگیر،
    اگرچه دورت حصاری کشیدند
    تا فاصله‏ای باشد بین تو و دنیا،

    اگرچه دست‏های «معتمد»ها،
    تو را پنهان کردند از چشم‏ها؛
    تنها از ترس حقیقت محضی
    که از خانه تو برخواهد خاست
    تا عدالت را در زمین فراگیر کند،
    کسی که پاره تن تو بود و وارث بعد از تو!

    سایه ‏ات را از سرِ زمین مگیر!
    هر چند دیوارهای فاصله «بنی‏ عباس» بلندتر می‏شد،
    عطر حضور آسمانی تو بیشتر منتشر می‏شد.

    هر چه دایره محاصره «معتمد»ها تنگ‏ تر می‏شد،
    میدان جاذبه عشق و محبت تو گسترده ‏تر می‏شد.

    تو در احاطه کینه ‏ها و نفرت‏ها،
    در حصار جهل و دشمنی گرفتار بودی
    و آن‏گاه، با سرانگشت معجزه و غیب،
    بند از پای گرفتاران می‏گشودی.

    آه، مولا! ماجرای تو و کودک دلبندت،
    آتشی انداخته بود به جان کوردلان که می‏پنداشتند
    می‏توانند حقیقت محتوم جهان را عوض کنند.

    چه زیبا جان‏ها را به عطر حضور یگانه فرزندت آشنا کردی!
    چه زیبا فلسفه غیبت و ظهور موعود را بیان کردی؛
    جان‏ها هنوز در آتش انتظار موعود شعله‏ ورند.

    و امروز، روز توست؛
    روز تشییع غریبانه تو بر بال فرشته ‏ها،
    روز رهایی تو از حصار «معتمد»ها.





    امضاء

  7. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    دریا به دریا، موج غم از سینه خالی می‏کنم
    صحرا به صحرا با غمت، آشفته حالی می‏کنم

    با نغمه های نوحه ‏گر، هم‏رنگ باران می‏شوم
    یاد از نگاه عاشقت، یاد از زلالی می‏کنم!

    تا بشنوم یک پاسخی، از داغ بی‏پایان تو
    هر جمله از بغض گلویم را، سئوالی می‏کنم

    آه، ای تمام تنهایی! ای تمام غربت!
    آیا کسی از ژرفای غریبی‏ات آگاه شد؟
    آیا کسی غریبانه‏ های اندوهت را شناخت؟

    آیا کسی پی به راز نگاهت برد؛
    آن گاه که عطر حضورت را فوج فوج دشمن،
    در میان گرفته بود و چون گل،
    در احاطه چشمانی خوارتر از خار،
    درس مهر و عاطفه، به آسمان و زمین می‏ آموختی؟

    انگار، آستان کبریایی خانه ‏ات،
    دانشگاه احساس فرشتگان بود؛
    فرشتگانی که عاشق شدن را از تو آموختند
    و با تو، عشق الهی را تجربه کردند؛
    عشقی که تو را در حصار تنهایی
    دور از وطن و تحت نظر قرار داده بود،

    عشقی که تمام موجودات را وادار می‏کرد،
    تا به ارتفاع نگاهت سجده،
    و ژرفای شکوهت را در عرش، جستجو کنند.

    مولای من! اگر آفتاب می‏درخشد، به نام توست!
    اگر ماه می‏دمد، به احترام توست!

    اگر گل می‏خندد، اگر آبشار می‏رقصد
    و اگر پرنده می‏خواند،
    به خاطر تو و عشق آسمانی توست
    که جلوه جاودانی حیات را به تماشا گذاشته است!

    ... آن روز، تن رنجوری که داغ غربت بر دل،
    خستگی‏هایش را پشت سر می‏گذاشت،
    در بهار جوانی، به تجربه خزان نشست
    و همسایگی عرش را برگزید؛
    مردی که کوردلان «بنی عباس»،
    به آفتاب جمالش رشک می‏بردند؛
    کوردلانی که با چهره‏ه ای سیاه،
    اندیشه‏ های سیاه، دست‏های سیاه
    و جامه ‏های سیاه، جهل مجسّم تاریخ بودند؛
    جهلی که حتی «بوجهل و بولهب» را شگفت‏ زده می‏کرد!

    آن روز، نگاه تاریخ، شاهد غربت امامی بود،
    که هم‏چون جدش، امام موسی کاظم علیه‏ السلام ، تشییع می‏شد؛
    امام غریبی که تنهایی‏اش را آسمان،
    هیچ‏گاه فراموش نخواهد کرد!

    امام غریبی که تنها فرشتگان الهی،
    پرستارانِ خلوت رنجوریش بودند!

    اَلسَّلامُ عَلیْکَ یا وَلیَّ النِّعَم؛
    السلام علیکَ یا هادیَ الْاُمَمْ؛
    السلام عَلیک یا سَفینَةُ الْحِلْم؛
    السلام علیک یا اَبَا الاِمامِ الْمُنْتَظَر؛
    سید علی اصغر موسوی


    امضاء

  8. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    حلقه محاصره، تنگ‏تر و تنگ‏تر می‏شد.
    حتی دیوارهای خانه‏ات،
    چشم و گوش دشمنانت شده بود.

    در جایی که سربازان دشمن،
    حلقه شده بودند در و دیوار خانه‏ات را؛
    جایی که نفس‏هایت را می‏شمردند،
    ذکرهایت را، پلک زدن‏هایت را،
    نمازهای طولانی‏ات را،
    آیات خیس قرآنی که می‏خواندی.
    بیشتر از هر کس و هر پرنده‏ای،
    حال پرنده‏های گرفتار را می‏فهمیدی.

    دنیایت را تنگ‏تر از قفس کرده بودند؛
    حتی حرف زدن را با اطرافیانت برایت دشوار کرده بودند.

    دور تا دورت، سپاه بود و سرباز
    و تو همچون سرداری،
    در محاصره این همه سرباز بودی؛

    سرداری بی‏سپاه
    که با هیچ‏کس سر جنگ نداشت،
    سرداری که هیچ خونی نریخت
    و هیچ قلعه‏ای را فتح نکرد،

    با سربازانی که اطرافش بودند.
    اگر فتحی هم داشت
    دل‏های عاشقانی بود که بوی حقیقت را
    از نفس‏هایش فهمیده بودند.

    سردار فاتح جان‏های بی‏قرار بود؛
    سرداری بی‏سپاه،
    سردار عاشق،
    سردار بی‏شمشیر،
    آشنای پرنده‏های در قفس.

    رودها، مسافر دریای چشم‏هایت شدند،
    ابرها، شانه‏هایت را می‏پرسیدند.
    بهارها، رد پایت را می‏جستند تا سبز شوند.

    نسیم‏ها، آرزوی بوسیدن لب‏هایت را داشتند.
    ستاره‏ها،
    در آرزوی مردن بر سقف خانه‏ات،
    به خواب می‏رفتند
    و ماه، از آه‏هایت زنده می‏شد.

    هنوز خاک‏های باران خورده،
    بوی روزهای دلتنگی
    ابرهای بی‏قرار دیدنت را می‏دهند.

    روزهاست که تنهایی،
    بر تن ورم کرده زمین عرق می‏کند؛
    اما تو نیستی تا غربت در سایه بلندت
    ساعتی تلخی‏ها را فراموش کند.





    امضاء

  9. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    مى زند آتش به قلبم سوز داغ عسکرى
    گیرد امشب اشک من هر دم سراغ عسکرى

    شد به سن کودکى فرزند دلبندش یتیم
    گشت دُرّ اشک مهدى چلچراغ عسکرى

    در دل صحراى غم ها و به دشت سرخ عشق
    لاله سان شد قلب ما خونین ز داغ عسکرى

    بس که اندوه فراوان دید از جور خسان
    شد لبالب از مى غم ها ایاغ عسکرى


    با گلاب اشک و با سوز درون گوید سخن
    «حافظى» آن بلبل خوش خوان باغ عسکرى

    ***محسن حافظى***


    امضاء

  10. Top | #29

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    از کودکی‏ ات، سجود و سیر و سلوک،
    به سیمایت نور می‏افشاند
    و عرفان، رخ‏آرای تو گشته بود.

    وقتی بر شانه‏ های تو،
    جامه فاخر امامت امت نشست،
    به حبس کج نهادان، آرزده شدی.
    پرنده روح تو اما
    به هیچ میله و قفلی تن نداد؛
    که اوج زندان و کنج آن حبس،
    رخصت خلوت تو بود با معبود؛
    «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد».

    روزها با تشنگی کام تو، با روزه
    و شب‏ها با ناله و نوای مناجات تو پیوسته،
    رنگ خدا می‏گرفت.

    آن رنج‏ها و عسرت‏ها را به صبر و سکوت،
    به شیوه نیای بزرگت علی علیه‏ السلام
    از سر گذراندی و با حضور گسترده کلامت
    بر سرزمین‏های شیعیان، دل ‏آرامشان شدی.
    این حضور گرم،
    از آنِ ارشادگری ‏های تو بود.

    سیره و سریرت تو،
    به سان کهکشانی از نور
    و منظومه‏ ای از ستارگان شب،
    مرز پیدا کردن راه بود از بیراهه،

    و بدعت‏ها و کژی‏ها،
    با انگشت اشارات تو
    به سمت صراط، راه می‏نمود.

    آهسته آهسته، روی در پرده می ‏کشاندی
    تا دلدادگان کوی تشیع را
    به شیوه مهدی ‏ات مأنوس کنی که:
    آفتاب می ‏خواهد روی در نقاب ابر کشد
    و تا زمانی دور، این‏گونه بتابد.

    مرثیه‏سرای هجرت توییم
    و همچنان چشم انتظار رونمایی آفتاب.
    «ما در انتظار رویت خورشیدیم»





    امضاء

  11. Top | #30

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    بازهم شیعه سوگوار غمی دیگری ست .
    بازهم جوبیار اشک های غریبانه
    در سوگ شهادت امام مظلومی بر چهره ها جاری ست
    بازهم
    شاهد هجوم فصل خزان سرد
    به گلستان سرسبز باغ امامت هستیم.
    ازخدا برا این مصیت طلب صبر می کنیم


    شهادت مظلومانه غریب سامرا ، یازدهمین پیشوای شیعیان جهان
    آقا امام حسن عسگری علیه السلام
    را به پيشگاه فرزند غائبشان ؛
    امام عصر؛حضرت مهدي صاحب الزمان عجل الله تعالي
    ظهوره وشيعيان آن امام همام تسلیت عرض مي كنيم






    امضاء

صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

11th shia`s imam, imam hasan askari, samera, فضایل اخلاقی امام عسکری علیه السلام, مقالات پیرامون امام حسن عسکری, مداحی های ویژه شهادت امام عسکری, معصوم سیزدهم, نگاهی به زندگانی یازدهمین پیشوای شیعیان جهان, ویژه نامه شهادت امام حسن عسکری, ویژه نامه شهادت امام عسکری سال 89, ویژه نامه شهادت امام عسکری سال 90, ویژه نامه شهادت امام عسگری سال 89, یازدهمین امام شیعیان جهان, کرامات امام عسکری علیه السلام, گزیده ای از احادیث امام حسن عسکریعلیه السلام, گزیده ای ازاحادیث امام حسن عسکری (ع), پیامک های تسلیت شهادت امام عسکری, پدر امام زمان (عج), آشنایی با یازدهمین خورشید آسمان امامت, امام مظلوم, امام حسن عسگری محبوب قلوب شیعیان, امام حسن عسگری(ع) زمینه ساز غیبت امام زمان عج, امام عسکری, امامان عسکریین, انوار تابناک امام حسن عسکری(ع) در آفاق جهان, انتظارات امام حسن عسکری(ع) از شیعیان, ابوالامام الزمان, ابعاد هفتگانه فعاليتهای امام حسن عسكرى(ع), احادیث امام عسکری, اس ام اس تسلیت شهادت امام عسکری, اشعار شهادت امام حسن عسکری, تنها امام حج نرفته, تصویر زیبا, تصاویر, تصاویر ویژه شهادت امام عسکری, تصاویر زیبا, تصاویر شهادت امام حسن عسکری, خورشید سامرا ویژه نامه شهادت امام عسکری, خزان گلشن امامت, دانلود مداحی شهادت امام عسکری, روضیه خوانی در سوک امام حسن عسکری, زهد و پارسایی امام عسکری, سرّ من رآه, شمه ای ازفضايل وسيره فردى امام حسن عسکری(ع), شهید سامراء, شهادت امام حسن عسکری, شعر شهادت امام حسن عسگری, عکس های زیبا, غریب سامرا ویژه نامه شهادت امام عسکری, غریب سامراء

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi