صفحه 67 از 67 نخستنخست ... 17576364656667
نمایش نتایج: از شماره 661 تا 665 , از مجموع 665

موضوع: دانشنامه امام جواد علیه السلام

  1. Top | #661

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ی
    یکی از علت های شهادت


    ابوداوود قاضی - یکی از قضات معروف خلفاء بنی‌العباس - حکایت کند:
    روزی مأمورین دزدی را دست‌گیر کرده بودند و معتصم عباسی دستور مجازات او را صادر کرد و عده‌ی بسیاری از فقهاء و علماء جهت اجراء حکم سارق در مجلس خلیفه حضور یافتند و هر یک نظریه‌ای جهت قطع دست دزد بیان کرد.
    معتصم به حضرت ابوجعفر، امام محمد جواد علیه‌السلام رو کرد و گفت: یا ابن رسول الله! نظر شما در این باره چیست؟
    امام علیه‌السلام فرمود: افراد، نظرات خود را دادند، کافی است.
    معتصم گفت: من کاری به نظرات آن‌ها ندارم، شما باید نظریه‌ی خود را مطرح نمائی؛ حضرت اظهار نمود: مرا از این کار معذور بدار؟
    معتصم حضرت را به خداوند سوگند داد و گفت: باید نظریه‌ی خود را برای ما بیان نمائی.
    حضرت فرمود: اکنون که چاره‌ای جز جواب ندارم، می‌گویم که تمامی افراد اشتباه کردند و برخلاف سنت اسلام سخن گفتند؛ چون که قطع دست دزد باید از چهار انگشت باشد و کف دست به حال خود باقی بماند؛ و معتصم در حضور تمامی افراد گفت: آیا دلیل و مدرکی بر آن داری؟
    امام علیه‌السلام فرمود: فرمایش خدا صلی الله علیه و آله و سلم است، که فرمود: سجده به وسیله‌ی هفت جای بدن - پیشانی، دو کف دست، دو سر زانو و دو انگشت پاها - انجام می‌گیرد.
    و چنانچه از مچ یا آرنج قطع شود، برای سجده جایگاهی باقی نمی‌ماند؛ و حال آن که خداوند متعال - در قرآن کریم - فرموده: سجده گاه‌ها حق خداوند است و کسی را نباید در آن‌ها مشارکت داد، پس برای محفوظ ماندن حق خداوند دو کف دست نباید قطع شود.
    معتصم با این استدلال حیرت زده شد؛ و آن گاه دستور داد تا طبق نظریه‌ی حضرت ابوجعفر، امام محمد جواد علیه‌السلام دست دزد، قطع و مجازات گردد.
    ابوداوود قاضی گوید: در یک چنان موقعیتی من برای خود آرزوی مرگ کردم و پس از گذشت دو سه روز، نزد معتصم رفتم و گفتم: یا امیرالمؤمنین! من بر خود لازم می‌دانم که مطالبی را به عنوان نصیحت به شما بگویم، هر چند که به وسیله‌ی این گفتار، خود را داخل آتش جهنم قرار می‌دهم.
    معتصم گفت: مطلب و پیشنهاد خود را مطرح کن.
    گفتم: هنگامی که امیرالمؤمنین و خلیفه‌ی مسلمین تمامی فقهاء و دانشمندان را در یک مجلس برای بیان حدود الهی جمع می‌کند و در نهایت در حضور تمامی وزراء و درباریان و بزرگان نظریه‌ی همه‌ی افراد را مطرود می‌سازد و به گفته‌ی کسی اهمیت می‌دهد و عمل می‌کند که طائفه‌ای بر امامت و خلافت او معتقد هستند و طبق نظریه‌ی او حکم می‌دهد، آیا در آینده‌ای نزدیک چه خواهد شد؟!
    وقتی معتصم مطالب مرا شنید، رنگ چهره‌اش برافروخته گشت و گفت: خداوند تو را جزای خیر دهد که مرا نصیحت و راهنمائی نمودی، و در روز چهارم به یکی از وزرایش دستور داد که حضرت جواد علیه‌السلام را به منزل خود دعوت کند تا کارش را بسازد.
    هنگامی که وزیر دربار، حضرت را دعوت کرد، حضرت نپذیرفت و فرمود: می‌دانید که من به مجالس شما نمی‌آیم.
    وزیر اظهار داشت: شما را به صرف طعام دعوت می‌کنیم و خلیفه و برخی از وزراء، علاقه‌مند به حضور شما هستند؛ و در نهایت حضرت را مجبور کرد تا در مجلس و سفره‌ی شوم آن‌ها حاضر شود.
    همین که حضرت وارد مجلس گردید و چند لقمه از غذائی که جلویش نهاده بودند تناول نمود، اثرات زهر را در خود احساس نمود و خواست که از منزل خارج شود، میزبان گفت: همین جا بمانید؟ حضرت فرمود: در منزل شما نباشم، بهتر است.
    و با گذشت یک شبانه‌روز، کاملا زهر در بدن نازنین امام جواد علیه‌السلام اثر کرد و همچون دیگر ائمه علیهم‌السلام مسموم و به فیض شهادت نائل گشت. [1] .
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشت ها:
    [1] تفسیر عیاشی: ج 1، ص 319، ح 109، بحارالأنوار: ج 50، ص 5، ح 7، حلیلة الأبرار: ج 4، ص 580، ح 2.
    منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد جواد؛ مؤلف: عبدالله صالحی؛ نشر مهدی یار.

    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 04-10-2024 در ساعت 17:23
    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #662

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    یگانگی خدای بزرگ


    داود بن قاسم جعفری گوید : به امام عرضه داشتم : «بگو خدا یکی است»، معنای یگانگی خدا چه می‌باشد.
    امام فرمود : کسی که همه بر وحدانیت و یکتائی او اعتراف دارند، آیا نشنیده‌ای که خداوند می‌فرماید : «و اگر از آنان سؤال کنی چه کسی آسمانها و زمین را آفرید و خورشید و ماه را مسخر گردانده گویند خداوند چنین نموده است»، آنگاه بعد از این اعتراف برای خداوند شریک و یاور قائل می‌شوند.
    گفتم : این آیه قرآن : «دیدگان او را درک نکند».
    فرمود : ای اباهاشم توهمات ذهنی از دیدهای چشمها دقیقتر و باریکتر است، گاه با توهمات ذهنیت سند و هند و شهرهایی که داخل آنها نشده‌ای را درک می‌کنی اما با دیدگانت آنها را درک نمی‌نمایی، پس توهمات ذهنی را دیدگان نمی‌یابند.
    کلامه فی توحید الله سبحانه
    روی داود بن القاسم الجعفری قال : قلت لابی‌جعفر الثانی علیه‌السلام : «قل هو الله احد»، ما معنی الاحد؟
    قال : المجمع علیه بالوحدانیة، اما سمعته یقول : «و لئن سالتهم من خلق السموات و الارض و سخر الشمس و القمر لیقولن الله» [1] ، ثم یقولون بعد ذلک : له شریک و صاحبه.
    فقلت : قول : «لا تدرکه الابصار» [2] .
    قال : یا اباهاشم، اوهام القلوب ادق من ابصار العیون، انت قد تدرک بوجهک السند و الهند و البلدان التی لم تدخلها، و لم تدرک ببصرک ذلک، فاوهام القلوب لا تدرکه الابصار.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشت ها:
    [1] عنکبوت : 61.
    [2] انعام : 103.
    منبع: صحیفه امام جواد؛ جواد قیومی اصفهانی؛ دفتر انتشارات اسلامی چاپ اول 1381.

    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 16-10-2024 در ساعت 18:26
    امضاء


  4. Top | #663

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    یاد کردن امام جواد از مصیبت حضرت زهرا


    از زکریا بن آدم روایت شده که گفت:
    یک وقت من در حضور حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام بودم، در آن موقع حضرت امام محمدتقی علیه‌السلام را که چهار سال داشت نزد امام رضا علیه‌السلام آوردند. حضرت جواد علیه‌السلام نشست و سر خود را متوجه آسمان کرد در حالی که غرق تفکر بود. حضرت رضا علیه‌السلام به وی فرمود: فدایت شوم، برای چه از آن موقع که نشسته‌ای تاکنون در تفکر هستی؟
    امام جواد علیه‌السلام گفت: برای آن ظلم و ستمی که در حق مادرم حضرت زهرا علیهاالسلام شده. به خدا قسم که من جسد آن دو نفر را خارج می‌کنم و می‌سوزانم و خاکسترشان را به دریا می‌ریزم.
    حضرت رضا علیه‌السلام آن برگزیده‌ی خدا را در بغل گرفت و بین دو چشم او را بوسید و فرمود: پدر و مادرم فدای تو، تو شایسته‌ی مقام امامت هستی. [1] .
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشت:
    [1] ستارگان درخشان، ج 11، ص 19.
    منبع: حدیث اهل‌بیت زندگینامه و مصائب چهارده معصوم؛ یدالله بهتاش؛ نشر سبحان چاپ چهارم 1384ش.

    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 29-10-2024 در ساعت 17:41
    امضاء


  5. Top | #664

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    یادی از مظلومیت مادر.

    «زکریا بن آدم» از اصحاب و یاران امام رضا علیه‌السلام گوید:
    روزی در خدمت حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام بودم که حضرت جواد علیه‌السلام را خدمت آن حضرت آوردند در حالی که سن مبارکش از چهار سال کمتر بود. پس آن جناب دست خود را بر زمین زد و سر مبارک را به جانب آسمان بلند کرد و مدت زیادی در فکر فرو رفت.
    حضرت رضا علیه‌السلام فرمود: «جان من فدای تو باد، برای چه منظوری این قدر فکر می‌کنی؟»
    فرمود: «به یاد مظلومیت مادرم افتادم و فکرم در مورد آن مصیبت‌هایی بود که بر سر مادرم زهرا علیهاالسلام آوردند.» آنگاه فرمود:
    «اما والله لأخرجنهما ثم لاذرینهما ثم لاسفنهما فی الیم نسفا.»
    «به خدا سوگند، آن دو نفر را از قبرهایشان خارج کرده و بدنهایشان را به آتش می‌کشم، آنگاه خاکسترشان را به دریا می‌ریزم.»
    پس حضرت رضا علیه‌السلام او را نزدیک خود طلبید و مابین دیدگان او را بوسید و فرمود: «پدر و مادرم فدای تو باد، تویی شایسته برای امامت.» [1] .
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشت:
    [1] بحارالانوار، ج 50، ص 59.
    منبع: کرامات و مقامات عرفانی امام محمد جواد؛ سید علی حسینی قمی ؛ نبوغ چاپ اول 1381.

    امضاء


  6. Top | #665

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    پـــــــــــایـــــــــان
    امضاء


صفحه 67 از 67 نخستنخست ... 17576364656667

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi