صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 65 , از مجموع 65

موضوع: ویژه نامه ولادت قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس *✿* پـرچمـدار عشـــق*✿*

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    12,076
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,608
    مورد تشکر
    2,571 در 1,408
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    شـب بــه كـــاخ مـــرتــضـى ماهى پدیدار آمده
    ماهى كه پیش نور وى خورشید و مه تار آمده

    ماهـــى كــه بــر حســن صـــدهـا خریدار آمده
    اى طـــالــب دیـــدار مــه هنـــگام دیـدار آمده

    فــلاكیـــانـــش سر بـه سر حیران رخسار آمده
    اكو نور بخش عالم و، هـــم نـــور الانــوار آمده

    چه عباس آن كـه در حشمــت امیر راستین آمد
    چــه عبــاس آن كـه از همّت پناه مسلمین آمد

    چه عباس آن كه از اصل و نسب از دوره هاشم
    چــو جــان مـرتضى و حُسن خیرالمرسلین آمد



    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,704
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,115
    مورد تشکر
    4,200 در 1,909
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ماه کوچه های بنی هاشم



    تا پلک می گشایی، زندگی آغاز می شود.
    هوا از نفس های تو جریان می یابد.

    ابرهای همه عالم به سوی تو می آیند
    تا غربتشان را مشتاقانه سر بر شانه ات بگریند.

    تمام کاینات، می خواهد در دست های کوچک تو آرام بخوابد.
    ماه، پشت تمام پنجره ها سرک می کشد و از سقف همه ایوان ها
    آویزان می شود تا شاید یک بار برایش دستی تکان دهی.

    تو ماه کوچه های دلتنگ بنی هاشمی؛ ماهی که تمام
    شب ها می تابد تا هیچ سقفی، بی چراغ به خواب نرود، ماهی
    که دست هایش را به آب ها می دهد تا ماهی ها در نوازش
    سرانگشتانش، آرام آرام لالایی بخوانند.

    من حاضرم سوگند بخورم که تمام شب هایی که تو را
    دیده اند، مثل همه این ستاره ها و ابرها و درخت ها و آسمان و...
    روز قیامت، نام بلندت را بر زبان خواهند آورد؛

    روزی که دست های آب آور تو، همه تشنگان شفاعت
    را سیراب خواهد کرد. شاید هیچ کس امروز باور نکند که فرداهایی
    نه چندان دور، با همین دست های کوچک، بزرگ ترین گره ها را خواهی گشود.

    هیچ کس در خواب هم نمی دید که فرداهایی زودتر از این
    فرداها، دست های تو، پشت همه سقاخانه ها، چه دردها را که شفا نخواهد داد.

    هیچ کس باور نخواهد کرد که این همه ستاره
    از آخرین لبخند تو بر آسمان ریخته است.


    تمام کوه ها، پیش پایت سر فرود خواهند آورد و هر چه
    رود خروشان، سر به زیرترین آبشارها خواهد شد.

    با تو، پرنده ها در جنگل ها پر خواهند زد، درخت ها
    پرنده خواهند داد و آهوان، زیباتر خواهند شد.

    خاک، امروز میزبان قدم های مهربان و استوار تو خواهد
    بود و باد، در آغوش کوچک تو آرام خواهد گرفت و
    توفان، پلک های تو به آخر خواهند رسید.

    امروز، تمام آب ها به تو سلام خواهند کرد و باران ها به
    خیر مقدمت خواهند آمد و همه درخت ها، پرنده هایشان
    را برای تو به پرواز درخواهند آورد.


    برای اولین بار که پلک می گشایی، زندگی آغاز می شود
    و هوا در نفس های همیشه معطر تو جریان می یابد
    و تمام رودها از شوق آمدنت گریه می کنند.

    عباس محمدی







    امضاء

  4. Top | #63

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,882
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,768
    مورد تشکر
    206,420 در 64,576
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    روز آغاز و فرجام مردانگی


    از آن سو، فراتر از دیوار سپید عاطفه، پشت نخل های قد قامت بسته،
    از خانه که غایت نور بود، صدایی از هستی به گوش زمان می رسید.

    نوزاد آفتاب، قدم بر چشمان سیاه آن شب فراگیر ظلمانی گذاشته بود
    و قداست سپیده را نوید می داد.


    فرش فرش آن خانه بال و پر حضور فرشتگانی بود
    که حضورش را مبارک باد می گفتند.


    گوشه گوشه اش «صفا» به اعتکاف نشسته بود
    و از خشت خشتش رایحه «فردوس» به مشام آسمان می رسید.

    غنچه نور را به دستان گرم پدر آفتاب سپردند؛
    پدر، نگاهی که حلاوت عشق در آن موج می زد، به فرزند بخشید.

    با سرانگشت محبت، دستان کوچک غیورت را لمس کرد؛
    ژاله اشک بر گونه اش جاری شد.


    بر سیمای مادر عاطفه، موجی از اضطراب نشست؛
    سبب را پرسید، و پدر چنین فرمود:


    این دستان، عروج مردانگی را بر صحیفه دل های زمانیان نقش می زند
    این دستان، شجاعت را به حیرت وا می دارند
    این دستان، پاسبان خیمه خورشیدند و نگاهبان آستان برادر.


    لبخند با لبان مادر احساس آشنا شد و برخاست،
    طفل را همچون پروانه به طواف شمع وجود حسینش برد و به دستان او سپرد.

    هر دو، چشم در معراج چشمان یکدیگر دوختند؛
    آنان در دشت نگاهشان یکدیگر را می یافتند.

    از ازل، خالق آب و آئینه آن دو را برای هم سرشته بود
    و حسین علیه السلام ، این حقیقت آبی را نیک می دانست.


    آری! او می دانست آن هنگام، طفلی را در آغوش سبزش دارد
    که در آینده ای نزدیک، کاشف الکرب سیماش خواهد بود

    می دانست، چشمانی را نظاره می کند که به انتظار نوشیدن زهر
    تیر دشمنان او می درخشد و می دانست...

    شکوه دیدار دو پاره نور، حاضران مجلس انس را به وجد آورده بود
    و تنها زمان بود که کمال این همه دلدادگی را در ظهر عشق نظاره می کرد.
    آن روز، آغاز و فرجام مردانگی رقم خورد.


    ملیحه عابدینی





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  5. Top | #64

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,882
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,768
    مورد تشکر
    206,420 در 64,576
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    امشب است آن شب كه شادى بر در دربار عشق
    حلقه مى كوبد كه عقل آمد پى دیدار عشق

    ساقیا لبریز كن امشب ز مى پیمانه را
    تا به مستى پرده بردارم من از اسرار عشق

    سینه زنها سینه چاكان سینه سرخان را بگو
    دست افشانى كنید آمد سپهسالار عشق

    تا كه سازد پرچم خودكامگى را سرنگون
    زد قدم در ملك عالم میرو پرچمدار عشق

    نقطه پرگار هستى گر حسین بن على است
    آمد از ره پاسدار نقطه پرگار عشق

    تا دهد سرمشق جانبازى به جانبازى ما
    آمد آن جانباز قطعه قطعه پیكار عشق

    آنكه با تیغ كجش شد قامت اسلام راست
    آمد از ره تا ببوسد سنگر ایثار عشق

    تشنه لب رفت و برون شد تشنه و لب تشنه كرد
    جان شیرین را نثار مقدم دلدار عشق

    بر سر پیمان نشست و با عدو پیمان نبست
    داد سر با سرفرازى تا كه شد سردار عشق

    دست داد و دست از فرزند زهرا بر نداشت
    كز مقام و مرتبت شد جعفر طیار عشق

    چشم داد و چشم بر خوان ستمكاران ندوخت
    تا كه شد سیراب از سر چشمه سر شار عشق

    میشود مستور زیر ابر تا روز معاد
    ماه بیند روى ماهش تا كه نگردد خار عشق

    از على باید چنین فرزند تا روز مصاف
    همچو گل پرپر شود تا كه نگردد خار عشق

    شیر حق را شرزه شیرى داد حق ، كز هیبتش
    روبهان را مى كند در دهر تار و مار عشق

    اى بنازم بر چنین ازاد مردى كز شرف
    گوى سبقت برده در ایثار با اقرار عشق

    آفرین بر همت مردانه اش كز یك نگه
    چون على وا مى كند صدها گره از كار عشق

    رحمت حق باد بر شیر تو اى ام البنین
    این چنین شیرى نمودى هدیه بر دادار عشق

    تا كه او باب الحوائج هست دست حاجتى
    شاعر ژولیده را نبود بر اغیار عشق

    ژولیده نیشابوری




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  6. Top | #65

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,882
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,768
    مورد تشکر
    206,420 در 64,576
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    آسمان مدینه، در دست‏ افشانی نور و آینه غرق است.


    ستاره‏ها در حوالی خانه مولا علی علیه ‏السلام ، گرد آمده ‏اند
    تا از رخسار فروزان ماهِ بنی‏ هاشم، قدح ‏های نور بردارند.



    اینک، زمان تولد کهکشان حماسه است و پنجره بی ‏تاب قلب‏ها،
    همه بر دستان نوگل علی علیه ‏السلام دخیل بسته ‏اند.



    امشب، در بوستانِ دامانِ ام ‏البنین علیهاالسلام ،
    کانون تمام خوبی‏ها و مردانگی‏ ها، گل داده است
    تا عالمیان، شیدا و مدهوش نسیم خوش جانبازی ‏اش شوند.



    امشب، مدحِ مرامِ آسمانی عباس علیه‏ السلام ،
    محفلِ شبانه قدسیان را برکت می‏دهد.



    امشب، هدیه خدایِ مهربان به پسران فاطمه علیهاالسلام ،
    برادری است از جنس وفای اباالفضل


    برادری که شجاعت و غیرتِ علی علیه ‏السلام در چشمانش جاری است
    و ارادت و محبت فرزندان زهرا علیهاالسلام ، در سینه پاکش فوران می‏کند.







    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi