توضیح: هر حکمی در صورتی به مورد اجرا در می آید که در افراد انگیزه برای عمل به آن حکم پدید آید. پیدایش انگیزه نیاز به آن دارد که انسان در دو بعد بینش و گرایش اشباع گردد و جمله اول
ص: 94
چنین است. هم عقل را سیراب می کند و هم گرایش های انسان را به سوی اجراء این حکم جهت می دهد و تشدید می نماید. زیرا از یک سو با بکاربردن کلمه قصاص کیفر عادلانه را مطرح می سازد که هر عقلی به آن حکم می کند. و نیز هدف از آن را امری معقول قرار داده است. که انجام کار و عمل به حکم قصاص را امری حکیمانه می سازد. و به این ترتیب عقل و بعد بینش انسان را سیراب می کند. و از سوی دیگر بیم و امید که انگیزه هر انسان برای عمل است را مطرح می سازد به این صورت که با حکم قصاص مسأله كيفر و سرانجام ناگوار هر گونه جنایت و آسیب زدن را بیان می کند و مرحله بیم را تحقق می بخشد و با حکم حیات، امید به زندگی در سایه آرامش و شرافت را نوید می دهد و شمع امید را در قلب ها بر می افروزد. علاوه بر آن به انسان یک بینش متعالی می دهد که نباید کیفر به خاطر انتقام و خاموش ساختن التهاب درونی انجام گیرد بلکه در راه یک زندگی صحیح عاقلانه و شرافتمندانه و آرامش آفرین باید تحقق یابد.
آری اگر قرآن از سوی غیر خدا و ساخته فکری بشری می بود، باید بشر در طی14 قرن دست کم یک سوره مانند آن می ساخت، و یا ادبای معاصر قرآن که در این زمینه بسیار چیره دست بودند، یارای مقابله با قرآن را می داشتند. قرآن مجید هنوز هم به همه جهانیان اعلام می دارد که:
أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ.(1)
یا آن که می گویند (قرآن ساخته فکر بشر است) و پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را به دروغ به خدا نسبت می دهد. پس اگر در این گفتارشان راست گویند، گفتاری مانند قرآن بیاورند.



نقل قول
