صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 65

موضوع: راه بندگی : شرحي گذرا بر دعاهای روزانه ی ماه رمضان

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    April 2012
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    849
    تشکر
    131
    مورد تشکر
    893 در 452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در روایتی دیگر می فرمایند:
    هرکه بیشتر به دنیا آلوده است، هنگام جدایی از آن بیشتر حسرت می خورد(2)
    اینک به مضمون داستانی از امام صادق علیه السلام درباره ی ویژگی های دنیا توجه فرمایید:
    حضرت عیسی علیه السلام از قریه ای می گذشت که اهالی آن و جانداران و پرندگان همه یک جا مرده بودند. فرمود: «این ها به خشم و عذاب خدا هلاک شده اند؛ زیرا اگر به مرگ خود از دنیا می رفتند، یکدیگر را به خاک سپرده بودند.» حواریّون گفتند: «از خدا بخواه اینان را برای ما زنده کند تا به ما بگویند که گناهشان چه بوده است؟» عیسی علیه السلام به دستور خداوند، شب هنگام بر بلندای تپه ای رفت و صدا زد: «وای بر شما! چه کرده اید که چنین گرفتار عذاب شده اید؟» یکی از ایشان پاسخ داد: «پرستش طاغوت، دوستی دنیا، عدم ترس از خدا و آرزوی دور و دراز و غفلت در سرگرمی و بازی»
    عیسی علیه السلام فرمود: «دوستی شما به دنیا چگونه بود؟» جواب داد: «مانند دوستی کودک به مادرش هرگاه به ما رو می آورد، شاد و خوشحال می شدیم و هرگاه از ما روی می گرداند، گریان و غمناک می شدیم.» همین طور پرسش و پاسخ ادامه داشت تا سرانجام عیسی علیه السلام پرسید: «چرا در میان این جماعت جز تو کسی سخن نگفت؟» جواب داد: «زیرا همه ی آنان با لگام آتشین مهار شده اند و به دست فرشتگان عذاب گرفتارند _ من در میان آنان بسر می بردم، ولی از آنان نبودم، تا این که عذاب خدا نازل شد و مرا هم با ایشان دربر گرفت. پس من به تار مویی بر لبه ی دوزخ آویزانم و نمی دانم که آیا فرو خواهم افتاد و یا رهایی پیدا می کنم؟»
    حضرت عیسی علیه السلام رو به حواریون کرد و فرمود: «ای دوستان خدا! خوردن نان خشکی با نمکی زِبر، و خوابیدن بر محل های دفن زباله بهتر است، در صورتی که دنیا و آخرت در سلامت و عافیت باشد.»(3)


    1- اصول کافی، ج 4، ص 2.
    2- اصول کافی، ج 4، ص 9.
    3- اصول کافی، ج 4، ص 6.
    ص:52

    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    April 2012
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    849
    تشکر
    131
    مورد تشکر
    893 در 452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در قسمت دیگر از فراز دوم این دعا، از خداوند می خواهیم تا ما را از هرنوع تندروی که منجر به لغزش ها و اشتباهات می شود، باز دارد. آن چه مسلّم است، اسلام با هرگونه افراط و تفریط مخالف است و همیشه برای پیمودن راه صحیح حد وسط را معرفی می کند تا جایی که حتی نسبت به مسایل دینی و دین داری نیز خداوند متعال، نسبت به مسیحیان در قرآن کریم چنین می فرماید:
    ای اهل کتاب! در دین خود غلو و زیاده روی نکنید و درباره ی خدا غیر از حق نگویید.(1)
    از آن جا که انسان به خود علاقه دارد، دوست دارد که رهبران و پیشوایان خویش را هم بیش از آن چه هستند، بزرگ نشان دهد تا بر عظمت خود افزوده باشد.
    گاهی برخی به تصور این که «غلّو» درباره ی پیشوایان، نشانه ی ایمان و عشق و علاقه به آن هاست، دست بر چنین کاری می زدند، در حالی که «علّو» همواره ریشه ی اصلی مذهب یعنی خداپرستی و توحید را خراب می کند و به همین دلیل اسلام درباره ی این افراد سخت گیری شدید کرده و آنان را از بدترین کفار معرفی می کند. اگر مسیحیان قائل به تثلیث یعنی خدایان سه گانه شدند، به همین علت بوده و این خود ریشه ی انحرافات زیادی در مسیحیت و ادیان دیگر گردیده است.
    امیرالمؤمنین علیه السلام در همین زمینه می فرمایند:
    به زودی دو گروه درمورد ما منحرف می شوند: دوست زیاده رو که علاقه ی زیاد او را به با طل می کشاند و دشمن زیاده رو که دشمنی بیش از حد، او را به نادرست رهنمون می شود(2)
    تاریخ هیچ گاه خیانت خوارج نهروان را فراموش نمی کند، آنانی که بر اثر افراط خویش سرانجام به انحراف از دین کشیده شدند.
    خوارج نهروان، به دلیل افراطی گری از دین خدا منحرف شدند. در جنگ صفّین در حالی که پیروزی مسلمانان فرا رسیده بود، وقتی معاویه قرآن ها را بر سر نیزه کرد به علامت این که ما تابع قرآن هستیم، شمشیرهای نابخردان و تندروها از کار افتاد هرقدر امیرالمؤمنین علیه السلام فریاد زد: «بزنید و این قرآن ها را بیندازید؛ زیرا دشمن در پشت آن کمین کرده است»، خوارج در پاسخ امام علیه السلام گفتند: «ما با قرآن نمی جنگیم».
    در فراز آخر از دعای امروز می خوانیم:
    خدایا! مرا هدف تیر بلاها و آفت ها قرار مده، به عزّتت، ای مایه ی عزّت مسلمانان!
    «بلا» به معنی امتحان و آزمایش است، و دنیا محلّی است که با انواع بلاها احاطه شده است، تا جایی که


    1- نساء، 171.
    2- بحارالانوار، ج 4، ص 6.
    ص:53
    امیرالمؤمنین علیه السلام درباره ی آن می فرماید:
    دنیا خانه ای است که دیوارهای آن را بلاها پوشانیده است.(1)
    البته این بلا و امتحان درجات مختلف دارد و درباره ی افراد گوناگون نیز متفاوت است.
    خداوند متعال، هرکسی را به تناسب ظرفیت خودش مورد ابتلا و امتحان قرار می دهد. برخی آزمون های مهم فقط یک بار به سراغ انسان می آید و همین نوع آزمون، سرنوشت انسان را تعیین می کند. به این ترتیب که یا باعث ترفیع درجه و مقام او می شود یا این که موجب سقوط و تنزّل معنوی او می گردد.
    به همین مناسبت در روایت وارد شده است که:
    بلا برای ظالم، ادب و برای مؤمنان، امتحان و آزمایش و برای انبیا، درجه و مقام و برای اولیا، کرامت و بزرگواری است(2)
    خداوند درباره ی حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید:
    ما ابراهیم را بارها مورد امتحان قرار دادیم و سرانجام او را برای مردم، امام و جانشین خود قرار دادیم.
    یکی از آن امتحانات بزرگ و بی نظیر برای ابراهیم علیه السلام، ذبح اسماعیل بود که در خواب می بیند تنها فرزندش اسماعیل را که در سن پیری، خداوند به او عنایت کرده است، ذبح می کند. با یقین کامل دست او را می گیرد و به سوی قربانگاه می برد. در حالی که اسماعیل آراسته و نظیف همراه پدر قدم بر می دارد، ابراهیم به او می گوید: «تو را به فرمان خدا به قربانگاه می برم». اسماعیل بدون هیچگونه ترسی می گوید: «ای پدر! به آن چه مأموری، عمل کن».(3)
    در همین مورد در بعضی از روایات نقل شده است که اسماعیل در همان حال سه وصیت کرد:
    اوّل آن که دست و پای مرا ببند تا من در آن حالت به شما اسائه ی ادب نکنم؛
    دوم آن که صورت مرا روی خاک قرار بده؛ زیرا خدا دوست دارد در این حالت بنده اش را ملاقات کند؛
    سوم آن که پس از مرگ من، با مادرم مدارا کن؛ زیرا داغ جوان بر مادر سنگین است.
    امّا سرانجام خداوند در این بلای عظیم، فدیه ای برای اسماعیل می فرستد که به جای او قربانی شود. در روایت است که می فرمایند:
    هرگاه خداوند بنده ای را دوست بدارد، او را با انواع بلاها احاطه می کند(4)


    1- نهج البلاغه، خطبه 226.
    2- بحارالانوار، ج 67، ص 235.
    3- صافات، 102.
    4- بحارالانوار، ج 67، ص 208.
    ص:54
    آری، اگر بلاها و امتحانات الهی، موجب ترقی و تکامل انسان نشود و انسان از امتحان روسیاه بیرون بیاید، این بلاها تبدیل به تیرهایی می شوند که انسان را هدف قرار می دهند. در این دعا می خوانیم:
    خدایا! ما را مورد تهاجم تیرها و آفات، قرار مده






    امضاء


  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    April 2012
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    849
    تشکر
    131
    مورد تشکر
    893 در 452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    شرح دعای روز پانزدهم

    در فراز اوّل از دعای روز پانزدهم می خوانیم:
    خدایا! امروز طاعت بندگان خاشع را نصیبم کن.
    خداوند متعال نمازگزارانی را اهل رستگاری می داند که در نمازشان خاشع باشند. «خشوع» در طاعت و عبادت، جایگاه مهمی دارد. آن عبادتی ارزشمند است که با حضور قلب و خشوع باشد و این حالتی است که از قلب بر می خیزد و احساسی است که انسان را به محضر حق می برد، جهت و مسیر را یکی می کند و دل را از هواهای دیگر می شوید و پاک می کند.
    «نماز» بی خشوع مانند جسد بی جان است. مرده ای است که از او حرکتی بر نمی خیزد و کاری از او ساخته نیست. شخصی خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام رسید و عرض کرد: «عبادت من از روی خضوع و خشوع است.» حضرت فرمود: «چگونه خضوعی؟!» عرض کرد: «در نماز فقط به خدا فکر می کنم و از غیر او غافل می شوم!» حضرت فرمود: «اکنون با همین حالتی که گفتی دو رکعت نماز بخوان تا من شتری به عنوان جایزه به تو عطا کنم.» آن شخص به نماز ایستاد و پس از اتمام نماز تقاضای جایزه کرد!
    حضرت فرمود: «چگونه نماز خواندی؟» عرض کرد: «همان گونه که گفته بودم و به هیچ چیز جز خدا نمی اندیشیدم!» حضرت فرمود: «باز هم تأمل کن ببین در نماز چه فکری در سر داشتی؟» عرض کرد: «تنها چیزی که گاهی فکر مرا به خود مشغول می ساخت، این بود که شتری که شما به من عطا می کنید سرخ موی است یا زرد موی؟!»
    آری، این گونه نماز از سقف خانه بالاتر نمی رود و سبب معراج مؤمن و هیچ تقربی نمی شود. چشم ها روی نقش و نگار فرش و پُشتی و دست ها بر روی محاسن و صورت مشغول است. حواس ششگانه به شش جهت گریخته اند و هرکدام کاری انجام می دهند. غصه ها و غم ها، قسط های ماهانه و گم کرده ها در نماز به سراغ انسان می آیند. نقشه ی کارهای روزانه و کسب و کار و اقتصاد و اداره و خانه و موارد دیگر، خضوع و خشوع را از انسان می گیرند و نماز بی روح تحویل انسان می دهند.
    کسی که در نماز، یاد خدا را در دل داشته باشد و متوجّه جبروت او گردد، بی گمان با چشمی هراسان و قلبی خائف خدا را عبادت می کند. سجاده ای که با اشک و ناله به درگاه خدا پهن می شود و سرانجام با
    ص:55
    خون رنگین می شود، سجاده ی خاشعین و سجاده ی امیرالمؤمنین علیه السلام است. قرآن کریم در توصیف مؤمنان چنین می فرماید:
    مؤمنان در نمازشان خاشعند(1)
    امام صادق علیه السلام فرمود که خدای متعال به موسی علیه السلام فرمود:
    در شب و روز، مرا بسیار یاد کن و هنگام ذکر من، خاشع باش و به هنگام بلایم، شکیبا باش.(2)
    هم چنین امام صادق علیه السلام در ضمن دعا، از خداوند چنین درخواست می کند:
    خدایا! به تو پناه می برم از تنی که سیر نشود و از قلبی که خاشع نگردد و از دعایی که به اجابت نرسد و از نمازی که سود ندهد(3)
    در فراز دوّم از دعای این روز مبارک، چنین می خوانیم:
    خدایا! سینه ام را به توبه ی فروتنان، فراخ ساز
    «شرح صدر»، و سینه ی گشاده، حالتی از ایمان است که از توکل مطلق، بی نیازی از مردم، قدرت تحمل فراوان و اراده ی استوار سرچشمه می گیرد. در این حالت معنوی انسان می تواند به جنگ مشکلات و مصائب برود. دریا دل می شود، ترس و واهمه از بین می رود. از شکست ها افسرده و ملول نمی شود. از کمی یاران دلتنگ نمی گردد و از انبوه دشمن نیز نمی ترسد. مسایل جزئی دنیا و دنیاپرستان او را از هدف باز نمی دارد و قدرت روحی او، کوه مصایب را آب می کند.
    در قرآن کریم، «سعه ی صدر» یکی از مواهب بزرگ و «ضیق صدر» یکی از کیفرهای الهی شمرده شده است. خداوند به عنوان یک موهبت عظیم به پیامبر خود می فرماید:
    اَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَک(4)
    آیا سینه ی تو را وسیع و گشاده نساختیم.
    آری، برخی افراد روحشان آن چنان باز و گشاده است که برای پذیرش هر واقعیتی هرچند بزرگ آمادگی دارند؛ امّا برعکس روح بعضی چنان تنگ و محدود است که گویا برای نفوذ هیچ حقیقتی در آن راهی و جایی نیست.
    در فراز دوّم از دعای این روز، از گشادگی سینه و تنگی آن سخن به میان آمد. افق دید افراد بی بهره از «شرح صدر»، به زندگی روزانه محدود خواهد بود. اگر نعمتی به آنان برسد، گویا به همه چیز دست پیدا کرده اند، و اگر کم ترین تغییری در آن پیدا شود، همه چیز را پایان یافته می یابند.


    1- مؤمنون، 2.
    2- اصول کافی، ج 4، ص 256.
    3- مجمع البیان، شیخ طبرسی، ج 4، ص 380.
    4- انشراح، 1.
    ص:56
    از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم پرسیدند: «شرح صدر چیست؟» فرمودند: «نوری است که خدا در قلب هر کس بخواهد می افکند و در پرتو آن، روح او وسیع و گشاده می شود». پرسیدند: «آیا نشانه ای دارد که با آن شناخته شود؟» فرمود: «آری، نشانه اش، توجه به سرای جاویدان و دامن برچیدن از زرق و برق دنیا و آماده شدن برای مرگ است، پیش از آن که مرگ فرا رسد.»(1)
    ائمه معصومین علیهم السلام اسوه صبر و مقاومت و سعه صدر هستند؛ زیرا هرکدام در زمان خود با مصیبت های گوناگونی دست و پنجه نرم کردند و کینه و عداوت های دشمنان، کوچک ترین تأثیری در ادامه ی راهشان نداشت.
    به عنوان نمونه، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام، با همه ی وجود از ولایت علی علیه السلام دفاع کرد و مصیبت ها را یکی پس از دیگری به جان خرید و بر اثر همین مصیبت ها بود که در سنین جوانی به دیدار ایزد شتافت، اما خم به ابرو نیاورد.
    همان گونه که در ابتدا اشاره شد، این شرح صدر و حالت فوق العاده به دست نمی آید، مگر این که در انسان تغییر حاصل شود و آن نیز به وسیله ی توبه همراه با فروتنی است.
    در فراز آخر از دعای این روز مبارک، می خوانیم:
    ای ایمنی دل های ترسان!
    چون خداوند متعال، «غفار الذنوب» است، دل های وحشت زده از عذاب قیامت، بی کسان، سرگشتگان، خسته دلان و فراریان را پناه و امان می دهد.
    آری، خداوند متعال امان و محل امنیت است، نقطه ی اتّکا و امیدواری اهل ایمان است؛ آنان که از عذاب خداوند و آتش دوزخ ترسانند، به او پناه می برند.
    ما در دو جهان، غیر خدا یار نداریم
    جز یاد خدا، هیچ دگر کار نداریم
    ما مستِ سَبوییم، ز میخانه ی توحید
    حاجت به می و خانه ی خَمّار نداریم
    در روی زمین، چون دِل ما گنج معانی است
    دینار، چه باشد، غم دینار نداریم


    1- مجمع البیان، ج 4، ص 363.
    ص:57
    امضاء


  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    April 2012
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    849
    تشکر
    131
    مورد تشکر
    893 در 452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    شرح دعای روز شانزدهم

    در روز شانزدهم، دست به دعا بر می داریم که:
    خدایا! در این روز مرا به موافقت نیکان موفق بدار.
    یکی از واجبات دینی اسلام، «تولی» و «رهبری» است. «تولی» یعنی دوستی با دوستداران دین و «تبری» یعنی دشمنی با دشمنان دین. دعای امروز نیز به همین امر مهم اشاره دارد. باید با خوبان و نیکان همراهی داشت و در این راه ثابت قدم بود؛ زیرا عشق ورزی به اسوه های اخلاق و آزادگی، یعنی اهل بیت عصمت و طهارت _ علیهم السلام _ رمز رستگاری و نیک بختی در دو جهان است.
    در بخشی از زیارت «جامعه ی کبیره» چنین آمده است: «هرکس، شما اهل بیت _ علیهم السلام _ را تصدیق کند، نجات می یابد و هرکس، شما را تکذیب کند، زیان کار خواهد بود.»
    همنشینی با مردم بدنام نیز از گناهانی است که موجب دریدن پرده ها می گردد. اهل بدعت و تهمت و کسانی که به ارتکاب گناه عادت دارند، از این گروه اند. امام صادق علیه السلام در همین باره می فرمایند:
    مسلمان نباید با فاجر (یعنی کسی که هرزه، تبهکار، نافرمان) و احمق و دروغگو است رفاقت و همنشینی کند(1)
    خداوند متعال، «ابرار» را چنین معرفی کند:
    همان ها که ایمان آوردند و تقوا پیشه کردند و مطیع خدا بودند و در آخرت به نعمت های الهی می رسند. در نعمت ها جاودان اند و بر تخت هایی نشسته و می نگرند و در بهشت از جام هایی که آمیزه ای از کافور دارد، می نوشند.(2)
    امّا اشرار، کسانی هستند که به لعنت و خشم خدا گرفتار شده اند. انسان های کر و لالی که نمی اندیشند و کافرانی که ایمان نمی آورند و با صورت به دوزخ افکنده می شوند. در این زمینه روایت زیبایی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است. ایشان می فرمایند:
    آیا اشرار را به شما معرفی کنم؟! گفتند: بله یا رسول اللّه! حضرت فرمود: سخن چینانی که بین دوستان تفرقه می اندازند و از نیکان عیب جویی می کنند.(3)
    در فراز دوم از دعای امروز، چنین می خوانیم:
    خدایا! در این روز مرا با رحمت خویش، در سرای ماندگار منزل وپناه بده، به حق خداست،ای خدای جهانیان!
    آری، آخرت، قرارگاه ابدی و همیشگی آدمیان است. خداوند در آیه ی 39 سوره ی غافر از آن چنین یاد می کند:
    ای قوم من! به این دنیا دل نبندید که زندگی این دنیا، متاع زودگذری است و آخرت، سرای همیشگی و ابدی است


    1- اصول کافی، ج 2، ص 84.
    2- دهر، 5.
    3- بحارالانوار، ج 75، ص 266.
    ص:58
    گیرم که با هزار مکر و افسون، حق را پشت سر اندازیم، به ستم های گوناگون دست زنیم و دامان به خون های بی گناهان بیالاییم، امّا آیا عُمر ما در این جهان چه اندازه خواهد بود؟ این چند روز عمر با شتاب می گذرد ولی سرانجام چنگال مرگ گریبان همه را می گیرد و از فراز قصرهای باشکوه به زیر خاک می کشاند. البته پروردگار متعال با بندگانش بسیار مهربان و بخشنده است و اوست که به بنده اش پناه می دهد.
    امام باقر علیه السلام به جابر چنین می فرماید:
    آخرت، خانه ی ثبات است و دنیا خانه ی نابودی و زوال(1)


    امضاء


  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    April 2012
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    849
    تشکر
    131
    مورد تشکر
    893 در 452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    شرح دعای روز هفدهم

    در فراز نخست از دعای روز هفدهم دست نیاز به سوی آستان خداوندی دراز می کنیم که:
    خدایا! مرا امروز به کارهای شایسته راهنمایی کن.
    بخشی از مسایل اعتقادی انسان با قلب و درون و بخشی با زبان و ظاهر وی مرتبط است و بخشی هم با اعمال صالح و فعل خارجی که از او سر می زند، ارتباط دارد.
    دین مجموعه ی آرمان گرایی و تخیّل نیست بلکه آن باورهایی است که به مرحله ی عمل می رسد. درست بر خلاف آن چه امروزه برخی با افراط و تفریط با ظاهرسازی و عوام فریبی عنوان دین را یدک می کشند. از این رو قرآن بر عمل صالح تأکید بسیاری دارد و درباره ی آن در سوره ی «والعصر» چنین می فرماید:
    قسم به عصر و زمان، همه ی انسان ها در زیان هستند، مگر آنان که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند.(2)
    از جمله اعمال صالح «روزه» است. روزه ی فاقد تأثیر عملی در آدمی، خشک و بی روح است و جز تشنگی و گرسنگی ثمره ای نخواهد داشت.
    احساس مسؤولیت، همکاری در امور اجتماعی، خدمت به هم نوع و دستگیری از مستمندان نیز نمونه های دیگری از اعمال صالح هستند.
    اسلام با انزواطلبی به معنی رهبانیت و بسنده کردن به ذکر و وردزبانی و شعارهای پوچ و توخالی مخالف است؛ زیرا دین به معنای عمل و اعتقاد است. اعتقاد بدون عمل و عمل بدون اعتقاد، ناقص و بی نتیجه است. این دو مانند دو بال هستند که پرواز، تنها با آن ممکن است. البته باید دانست که منظور از عمل، کثرت و زیادی آن نیست بلکه در روایات نیز بر کیفیت عمل بسیار تأکید شده است عمل با اخلاص و


    1- اصول کافی، ج 3، ص 200.
    2- عصر، 2.
    ص:59
    واجد دیگر شرایط ویژه حتی اگر قلیل و اندک باشد، موجب نجات است. امام موسی بن جعفر علیه السلام در همین زمینه می فرمایند:
    کار اندک از عالِم چندبرابر پذیرفته شود و کردار زیاد از هواپرستان و نادانان پذیرفته نگردد.(1)
    در فراز اوّل از دعای امروز، تقاضا کردیم تا خداوند متعال ما را به انجام اعمال صالح توفیق دهد. در همین زمینه به حکایتی گوش می سپاریم.
    سید نعمت اللّه جزائری، شاگرد علامه مجلسی _ رحمه الله _ بود. پس از رحلت علامه، استادش را در خواب می بیند و می پرسد: «چه عملی از شما مورد قبول قرار گرفت؟!» او در جواب می گوید: «وقتی از اعمال من پرسیدند،خدمات فقهی و علمی خود را ارایه کردم. اثری نبخشید! پرسیدند: چیز دیگری هم داری؟! گفتم: آری، یک روز در مسیری که عبور می کردم، دیدم کسی را کتک می زنند. پرسیدم: چه شده؟ گفتند: به ما بدهکار است و دِین خود را نمی پردازد، زیرا مُفلِس و بی چیز شده است و ما او را می زنیم تا کمی از ناراحتی خود را جبران کنیم، گفتم: او را رها کنید و به دنبال من بیایید تا دِیْن او را ادا کنم! بالاخره با قبول پرداخت دینش او را از زیر مشت و لگد طلبکاران نجات دادم. پس از ارایه ی این علم در عالم برزخ، از عذاب نجات پیدا کردم و به سرور و شادمانی دست یافتم.»
    در همین زمینه امام باقر علیه السلام به جابر می فرماید:
    ای جابر! سلام مرا به شیعیانم برسان و آنان را آگاه کن که بین ما و خداوند خویشاوندی نیست. هیچ کس به پروردگار عالم نزدیک نمی شود مگر به اطاعت و بندگی. جابر! هرکه فرمان خدای را پیروی کند و به ما محبت و علاقه داشته باشد، دوست ماست و هرکس نافرمانی خدا کند، دوستی ما نیز او را ثمری نخواهد بخشید.(2)
    از این کلام امام باقر علیه السلام چنین برمی آید که تنها اطاعت از خدا و عمل صالح در قیامت موجب رهایی از آتش و در دنیا، موجب سعادت است.
    امام علیه السلام با آن همه عظمت و بزرگی که شایسته ی خاندان نبوت و ولایت است، خود را محتاج عمل صالح و انجام فرامین و دستورات الهی می داند و در واقع به این حقیقت اشاره می کنند که ادعای دوستی اهل بیت بدون اطاعت از خداوند کارساز نیست و هیچ معصیت کاری نمی تواند به صرف محبت اهل بیت از پل صراط بگذرد و از آتش رهایی یابد.
    در فراز دوّم از دعای امروز، چنین می خوانیم:
    خدایا! خواسته هایم را برآور.ای کسی که به تفسیر و خواسته ی بندگان نیاز نداری و از آن چه درون سینه ی جهانیان نهفته است


    1- اصول کافی، ج 1، ص 20.
    2- بحارالانوار، ج 15، ص 164.
    ص:60
    آگاهی، بر پیامبر و دودمان پاکش درود فرست.
    هر خواسته ای را باید از خدای بی نیاز طلب کرد؛ زیرا همه چیز در اختیار اوست و او بر همه چیز توانا است. او مرکز و محور هستی است. سراسر بی نیازی و غنا است. کریم و بخشنده و مهربان است. اگر به آدمی نعمتی دهد، منت نمی گذارد و آبروی کسی را نمی برد. چنان چه از او طلب شود، دست کسی را خالی بر نمی گرداند و همیشه از بهترین ها عطا می کند.

    امضاء


  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    April 2012
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    849
    تشکر
    131
    مورد تشکر
    893 در 452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    یکی از شرایط استجابت دعا این است که باید از غیر خدا منقطع شد و همه ی توجه خود را به سوی او معطوف کرد. در همین زمینه قرآن می فرماید:
    اگر کسی پرهیزگار باشد، خداوند برای او گشایش می نماید و به او روزی می دهد از آن جا که فکرش را نمی کند(1)
    خداوند متعال، «تقوا» را رمز موفقیت و بی نیازی از دیگران معرفی می کند. انسان پرهیزگار با شکست و بن بست مواجه نخواهد شد؛ زیرا خداوند از راه های گوناگون به او کمک می کند و حاجت های او را برآورده می سازد.
    در بخش آخر از دعای امروز، از خداوند درخواست می کنیم که ما را نسبت به دیگران بی نیاز گرداند. در بعضی از روایات، ملاک عزت و اتکای به نفس انسان، دوری از گناه و پناه بردن به عزّت، طاعت خدا معرفی شده است. امام مجتبی علیه السلام در همین باره می فرماید:
    اگر کسی خواستار بزرگی و عزّت، بدون گروه و حکومت می باشد باید از ذلّت معصیت و گناه به سوی عزّت و بزرگی طاعت و عبادت خدا حرکت کند(2)
    به راستی آنان که اهل عبادت و اطاعتند، از چنان طمأنینه و وقاری برخوردار هستند که چشم انسان را خیره می کند و حتی موجودات دیگر نیز برابر هیبت و عظمت آنان کرنش می کنند. آنان در برابر هیچ قدرتی جز خدا تواضع نمی کنند و از خطرها هیچ گونه ترس و اضطرابی ندارند.
    در قسمت دیگر از دعای امروز، سخن از درخواست آمال و آرزوهاست، آن چه انسان را زنده نگه می دارد، امید و آرزوست وگرنه هیچ کس حاضر نمی شد از منزل خود بیرون بیاید و تحرک و جهشی و تلاشی برای معاش خود بکند.
    البته مسلّم است که اسلام با آرزوهای خیالی و اوهامی که انسان را به خود سرگرم و او را از مسیر حق دور می سازد، مخالفت می کند. تنها آرزویی که حقیقی است و انسان را به سوی ترقی و تکامل در مسایل مادی و معنوی سوق می دهد، مورد تأیید و امضای اسلام بوده و در روایت ها از آن به نیکی یاد شده است.


    1- طلاق، 2.
    2- بحارالانوار، ج 78، ص 192.
    ص:61
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند:
    آرزو برای امت من رحمت است؛ زیرا اگر نبود هیچ مادری به فرزندش شیر نمی داد و هیچ باغبانی درختش را غرس نمی کرد(1)
    امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره ی آرزوهای باطل می فرماید:
    مهم ترین چیزی که می ترسم بر شما چیره گردد، دو چیز است: پیروی از هوا و هوس و داشتن آرزوی دراز و طولانی. پیروی از هوا و هوس، راه حق را می بندد و آرزوی دراز باعث فراموشی قیامت است.
    آری کسی که آرزوهای دراز و باطل دارد به فکر مرگ و پس از مرگ نیست؛ زیرا می کوشد به آن آرزوهای طولانی لباس عمل بپوشاند و همین هوا و هوس، مرگ را از یادش می برد.
    باید افزود خداوند متعال نسبت به بندگان و آرزوها و نیازمندی های آنان، نظر رحمت و عطوفت دارد و هیچ بنده ای را از خود نمی داند. حتی اگر بت پرستی با اخلاص به او پناه آورد و او را صدا کند، پاسخ رد نخواهد شنید. در این جا برای نمونه داستان «مرد بت پرست» را می آوریم. نقل شده است که مردی هفتاد سال بت می پرستید. حاجتی برای او پیدا شد. نزد بت آمد و هفتاد مرتبه «یا صنم» گفت جواب نشنید و مأیوس شد. یک مرتبه «یا صَمَد» گفت دو مرتبه جواب لبّیک شنید. در ملکوت اعلی سر و صدا بلند شد که خداوندا او هفتاد سال است، بت می پرستد و هفتاد مرتبه «یا صنم» گفت جواب نشنید، در حالی که یک مرتبه «یا صمد» گفت و دو مرتبه جواب شنید خطاب رسید: «ساکت شوید که عقل شما قاصر است. اگر من جواب بنده ی خود را نگویم، پس او چه کند و به چه کسی پناه ببرد؟!»
    در این دعا، به دو ویژگی از اوصاف خداوند اشاره شده است: بی نیازی به عَرض حال و درخواست از طرف کسی و علم به آن چه در قلوب دیگران می گذرد. آری، قبل از آن که چیزی را درخواست نمایی، خدا آگاه است.
    فقط کافی است بکوشیم ارتباطمان با او برقرار شود و بتوانیم خودمان را در معرض و میدان دعا نشان دهیم. در این صورت به یقین از عنایت خداوند برخوردار می شویم و به خواسته و آرزویمان می رسیم.
    نکته ی مهم این است که گرچه خداوند به نیازهای ما آگاه است، ولی معین کردن حاجت و طلب ان هیچ منافاتی با روح دعا ندارد. پس می توان آن چه را مورد حاجت است، بر زبان جاری کرد و از خداوند درخواست نمود. خداوند آن قدر کریم هست که حتی آن چه را آدمی به زبان نیاورده است، کریمانه عطا فرماید. در روایت ها یکی از راه های برآورده شدن حاجت هرکس، بر آوردن حاجات دیگران معرفی شده است، تا جایی که پاداش فراوانی از قبیل بهشت، ثواب حج و عمره و جهاد، برای آن در نظر گرفته اند. امام


    1- بحارالانوار، ج 77، ص 173.
    ص:62
    صادق علیه السلام به مُفَضَّل می فرماید:
    هرکس یک حاجت برادر مؤمن خود را روا کند، خداوند روز قیامت صدهزار حاجت او را روا کند که نخستین آن ها بهشت باشد(1)




    امضاء


  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    April 2012
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    849
    تشکر
    131
    مورد تشکر
    893 در 452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شرح دعای روز هیجدهم

    در فراز اوّل از دعای روز هیجدهم آمده است:
    خدایا! مرا نسبت به برکت های سحرهای این ماه آگاه کردان
    سحرگاهان کیمیایی است که عارفان حق با آن بیشتر آشنایند. درمیان ساعات شبانه روز، هرکدام برای خود موقعیت و منزلتی دارند، اما شب و سحر، مَحرم سِرّ خداست و اسراری دارد. در سحر زمینه ی تقرب فراهم می شود و راه برای معراج مؤمن گشوده می گردد و زمان تضرع و بندگی و استغفار فرا می رسد.
    وای از اسرار درون دل شب
    شب، چه ها دیده به عالم یا رب
    وَصل ها دیده پس از راز و نیاز
    هِجْرها دیده، پر از سوز و گداز
    علی آن شیر خدا شاه عرب
    الفتی داشته با این دل شب
    شب ز اسرار علی آگاه است
    دل شب مَحرم سِرّ اللّه است
    شب شنیده است، مناجات علی
    جوشش چشمه ی حبّ ازلی
    خداوند متعال در قرآن بر فضیلت شب زنده داری تأکید بسیار فرموده است. از جمله آن که در سوره ی مزمّل چنین می فرماید:
    شب زنده دار در ثبات قدم محکم تر است و در صداقت گفتار راسخ تر
    (2)
    و در آیه ی دیگر می فرماید:
    ای جامه به خود پیچیده! به پاخیز شب را، مگر اندکی از آن
    (3)


    1- اصول کافی، ج 3، ص 277.
    2- مزمل، 6.
    3- مزمل، 1.
    ص:63
    هم چنین در آیه 79 سوره ی إسرا می فرماید:
    پاسی از شب را برخیز و به تلاوت قرآن و نماز بپرداز، که این نافله ای برای توست تا پروردگار، تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد.
    سحرهای ماه رمضان همه برکت است و به برکت رمضان، یک لحظه بیداری، سعادت یک عمر را به دنبال دارد و یک «آن» توجّه، برکت های فراوانی را در پی خواهد داشت.
    باید شب تار را با زمزمه ی مناجات، فروغ دیدار و روشنایی حضور درخشان کرد.
    هر گَنج سعادت که خدا داد به حافظ
    از یُمن دعایِ شب و وِرد سحری بود
    امام صادق علیه السلام در اهمیّت شب زنده داری می فرمایند:
    بدترین مردم در نزد خدا کسی است که مردار در شب و بیکار در روز است
    (1)
    در فراز دوم از دعای امروز از خداوند متعال درخواست می کنیم:
    خدایا! دلم را به روشنی فروغ سحرگاهانش، روشن ساز.»

    امضاء


  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    April 2012
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    849
    تشکر
    131
    مورد تشکر
    893 در 452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در شب ها و سحرهای این ماه نورانی و مبارک، لحظه ها درخشش خاصّی دارند. زبان ها عطر «ذکر» دارند و بوی معنویت می دهند. باید گرد و غبار معصیت و آلودگی های کبر و خودپرستی را از آیینه ی دل زدود تا جلوه های انوار این ماه بر آن بتابد. آری، باید در این ماه قلب را به مدد نور الهی، از تیرگی نجات دهیم و توشه ای فراهم کنیم تا در آخرت دستگیرمان باشد.
    به موسی علیه السلام وحی شد:
    در ظلمت شب برخیز و عبادت کن که به پاداش آن قبرت را باغی از باغ های بهشت می سازم
    و نیز فرموده اند:
    نماز در دل شب، سبب نور در روز قیامت است
    دوش وقتِ سحر از غصّه نجاتم دادند
    وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
    «اسماعیل بن موسی» از برادر بزرگوارش امام هفتم علیه السلام نقل می کند که از حضرت سجّاد علیه السلام سؤال شد:
    چگونه است که متهجّدان و شب زنده داران از میان مردم به زیبایی چهره و خوش صورتی خاصی ممتازند؟
    حضرت در پاسخ فرمود:


    1- بحارالانوار، ج 87، ص 158.
    ص:64
    از آن جهت است که آنان با پروردگار خویش خلوت کرده اند و خداوند نیز آنان را با جامه ای از نور خود پوشانده است.
    از امام صادق علیه السلام نیز روایت است که:
    چون نورانیت قلب را خواستم، آن را در تفکر و گریه دریافتم و چون عبور از پل صراط را خواستم، آن را در پرداخت صدقه یافتم و چون نورانیّت چهره را خواستم، آن را در نماز شب دیدم
    (1)
    در این روایت امام علیه السلام به سه نکته مهم اشاره می کنند تفکر و گریستن را برای نورانیت قلب، مؤثر دانسته اند؛ زیرا اندیشه در عظمت الهی و خلقت عالم، و گریه برای ضعف و زبونی انسان درمقابل این همه عظمت و ترس از مجازات، قلب را بیدار می کند و از ظلمت و سیاهی نجات می بخشد.
    ایشان هم چنین شرط عبور از پل صراط را پرداخت صدقه می دانند. آری، صدقه علاوه بر این که از بلاها ومصایب بی شماری در دنیا پیش گیری می کند، هم چنین راه نجاتی است برای عبور از پل صراط در قیامت.
    در فراز سوم از دعای امروز می خوانیم:
    خدایا! تمام اعضا و جوارحم را برای پیروی از آثار برکات این ماه مسخّر فرما. به حق پرتو ذاتت،ای روشنی بخش دل های عارفان!
    پیروی از حق، همکاری و کمک اعضا و جوارح را می طلبد. تقوا و روزه داری فقط در اعمال خاص خلاصه نمی شود بلکه تبعیّت اعضا و جوارح بدن را باید به دنبال داشته باشد. وقتی قلب به نور ایمان و تقوا روشن شد، فرماندهی اعضای بدن را به عهده می گیرد و حاکمیت به دست او خواهد بود. نورانیت زبان به ذکر خدا و حق گویی و نیز پرهیز از سخن چینی، غیبت، تهمت و ناسزاگویی است.
    نورانیت گوش، به شنیدن حق و پرهیز از شنیدن سخنان و نغمه های حرام است. تقوای دست به این است که به ستم گشوده نشود و به حرام دراز نگردد و سایر اعضا و جوارح بدن نیز برای خود مراحلی دارند که باید از حریم آن ها پاسداری کرد.
    این مرحله در بین مراحل خودسازی و اطاعت از حق، دشوارترین مرحله است؛ زیرا نقطه ی شکوفایی باورها همین جاست. نمایش تقوا در توفیق عمل است و چنان چه اعضای بدن انسان از این فرمان و عمل سرباز زند، سقوط آدمی حتمی است.
    این جا کمین گاه شیطان و وسوسه های خنّاس است. قدم ها می لرزند و هوس های دنیوی، قدرت بینایی باطن را کور می کند و ناگهان فاجعه ای به بار می آید.
    به راستی اگر ما به وظایف خود آگاه باشیم و از نعمت هایی که خداوند به ما ارزانی داشته است، خوب استفاده کنیم، هیچ جنایتی در عالم رخ نخواهد داد. برای آگاهی بیشتر نسبت به وظایف اعضا و جوارح بدن، که زمینه ی فلاح و رستگاری را در جامعه فراهم می کند، باید به روایت امیرالمؤمنین علیه السلام گوش دل


    1- مستدرک الوسایل، ج 2، ص 357.
    ص:65
    بسپاریم که فرمود:
    زکات قدرت، انصاف داشتن است. زکات زیبایی، عفت و پاکدامنی است. زکات پیروزی نیکی و گذشت است. زکات گشاده دستی و آسایش، خوبی به همسایگان و دیدار از نزدیکان است. زکات سلامتی، تلاش در راه طاعت خداست. زکات شجاعت، مبارزه در راه خداست زکات علم، عرضه ی آن به پژوهندگان است، زکات چشم، دیده ی عبرت بین و پوشیده از شهوات است زکات گوش، شنیدن علم و حکمت و قرآن است. زکات نعمت های خدا، خوبی است. زکات بزرگی و مقام، دستگیری دیگران است.
    در جمله ی پایانی از دعای امروز، سخن در مورد قلب عارفان است، «عارف» در لغت به معنی «شناسنده» آمده است و در اصطلاح، به کسی گفته می شود که خداوند را خوب شناخته باشد. در روایات معصومین علیهم السلام «عارف» به کسی گفته می شود که خودش را می شناسد و از هرآنچه او را از خداوند باز می دارد، پرهیز می کند. از نظر شخصیت ظاهری، چهره ای روشن، امیدبخش و خندان دارد، امّا قلب او از خوف خدا ترسان و غمناک است. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم درباره ی قلب عارف می فرماید:
    هرچیزی معدنی دارد، و معدن تقوا، قلب عارف است.
    با دقت در دعای امروز درمی یابیم که سحرهای ماه مبارک رمضان و برکات ان زمینه ای است برای کسب نورانیت قلب. سپس این درخشش در اعضا و جوارح و صحنه ی عمل تبلور می یابد و تقوا را به دنبال خواهد داشت، هم چنین اگر خیر و خدمتی از ما سر زند، تنها به مدد و یاری خداوند متعال است. بنابراین هرلحظه به فیض و هدایت نیازمندیم و اگر لحظه ای ما را به حال خود رها کند، سرآغاز سیه روزی و بدبختی است.

    امضاء


  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    April 2012
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    849
    تشکر
    131
    مورد تشکر
    893 در 452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    شرح دعای روز نوزدهم

    فراز اوّل از دعای روز نوزدهم این گونه آغاز می شود:
    خدایا! در این روز، بهره ام را از برکاتش فراوان گردان.
    به نعمت فراوان و همراه با سعادت، «برکت» می گویند. ماه رمضان نیز از نظر رحمت و مغفرت بر ماه های دیگر زیادت و برتری دارد، بنابراین ماه با برکتی است.
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز در خطبه ی شعبانیه چنین می فرمایند:
    ای مردم! ماه خدا به سوی شما می آید در حالی که با برکت و رحمت و مغفرت همراه است.
    این برکتی که از خدا می خواهیم، افزونی در رزق و برکت در عمر و سایر امور را دربر می گیرد. در روایت های اسلامی، از مواردی نظیر: اذان گفتن، اطعام دادن، قرائت قرآن در خانه ها و سلام کردن بر اهل
    ص:66
    خانه، به عنوان اسباب برکت، یاد شده است، اما آن چه مانع برکت است، ناسپاسی و ناشکری در مقابل نعمت های الهی است؛ زیرا یکی از اسباب زیادی نعمت، شکر آن نعمت است. در روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است که:
    وقتی خیانت ها ظاهر شد، برکت ها از بین می رود.
    آری، به تجربه ثابت شده است که هرگاه خیانت و جنایت در میان مردم رواج پیدا کند، گرفتاری ها و نابسامانی ها بیشتر می شود و برکات الهی به خاطر بی لیاقتی انسان ها از میان آنان رخت بر می بندد. برکت در وجود بسیاری از مخلوقات الهی دیده می شود مانند برکت در انبیای الهی علیهم السلام، امامان معصوم علیهم السلام، بُقاع متبرکه، کتب آسمانی، باران، ایام اللّه و هرآنچه خداوند به انسان عنایت می کند.
    رمضان نیز از ایام اللّه است و ماه خیر و برکت به همین دلیل خداوند متعال برای شب ها، روزها و لحظه های آن، خیر و برکت خاصی قرار داده است تا انسان ها از این سفره ی پر نعمت و برکت، بیشترین بهره را ببرند.
    برای روشن شدن معنای برکت، داستانی را از زندگانی معصومین علیهم السلام نقل می کنیم. یکی از اصحاب رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم دوازده درهم خدمت آن حضرت آورد تا پیراهنی تهیه فرمایند. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به حضرت علی علیه السلام فرمودند که: با این مبلغ، پیراهنی برای من تهیه کن وقتی پیراهن را آوردند، فرمودند:
    کاش به جامه ی خشنی تبدیل می شد، زیرا علاقه ندارم این لباس فاخر را بپوشم.
    علی علیه السلام پیراهن را پس دادند و با چهاردرهم پیراهنی دیگر خریدند. در بین راه فقیر برهنه ای درخواست پیراهن کرد. پیراهن را به او دادند و پیراهن دیگری خریدند به همان چهار درهم. در بین راه کنیزی را دیدند که گریه می کرد؛ زیرا چهار درهمش را گم کرده بود و می ترسید به خانه برگردد. آن حضرت وسیله ی مورد نظر او را برایش خریداری کرد، اما باز هم آن زن گریه می کرد.
    در ادامه ی شرح دعای امروز در داستان مفهوم برکت در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام چنین آمده است:
    امام با دیدن چشم های گریان آن زن فرمودند: «دیگر چرا گریه می کنی؟! عرض کرد: «چون دیر شده است، می ترسم به خانه برگردم و صاحبم مرا آزار دهد.» آن حضرت به همراه او به منزل صاحب کنیز رفتند و از او شفاعت کردند. صاحب کنیز، او را به حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم بخشید و پیامبر نیز کنیز را آزاد کرد. سپس فرمود: «یا علی! چه دوازده درهم با برکتی بود. دو برهنه را پوشانیده و بنده ای را آزاد کرد.» این مسأله یک نمونه از برکت در مال بود، امّا گاهی برکت، در زمان و عمر است. وقتی خداوند به عمر انسان، برکت عنایت کند، وی از آن بهره های کافی می برد و معنای حیات را درک می کند. بزرگان دین و دانش
    ص:67
    عمرهای پربرکتی داشتند. اندیشمندانی چون شهید مطهری رحمه الله و علامه طباطبایی رحمه الله در مدت کوتاه عمر، آثار علمی، اجتماعی و سیاسی فراوانی از خود برجای گذاشتند و برای اسلام و مسلمانان خدمات پایدار و شایسته ای انجام دادند. برکت در عمر به معنای طول عمر نیست. بلکه نیک بهره جستن از یکایک لحظه های زندگی است هرچند این لحظه ها کوتاه تر از زندگی برخی دیگر باشد.
    در فراز دوم از دعای امروز چنین آمده است:
    خدایا! در این روز، راهم را به خیرات آن، هموار ساز.
    برای رسیدن به خیرات این ماه عزیز و پربرکت، باید از گردونه های صعب العبور و دشواری گذشت. بنابراین باید خود را آماده کرد و به جهاد اکبر شتافت. باید با هواهای نفسانی و گناه و معصیت به مبارزه برخیزیم تا بر شهوات چیره شویم. در این راه بایستی بر خشم و غضب لجام نهیم، دهان را از ناشایستی ها فرو بندیم، اندرون را از حرام تهی سازیم و دیده را از گناه بپوشانیم. دست یازیدن به هریک از این کارها وسیله ای است برای همواره کردن این راه دشوار.
    پیمودن این راه دشوار نیز تنها با امداد ذات حق میسر است. با دستگیری و عنایت الهی است که می توانیم از سنگلاخ ها و صخره های دشوار بگذریم و به قله ی خیر و سعادت ابدی برسیم. روزه داری، سحرخیزی، تلاوت قرآن، راز و نیاز با خداوند، اطعام فقرا و مساکین، ترحّم به یتیمان، احیای شب های قدر، و توبه از گناهان در شمار خیر و برکت های این ماه پرفیض هستند.
    امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره ی «خیر» می فرمایند:
    خیر انسان به زیادی مال و فرزند نیست، بلکه در زیادی علم و عمل اوست
    .(1)
    قرآن کریم نیز «اموال» و «اولاد» را از موانع مهم ذکر الهی می داند. در آیه ی نهم سوره ی «منافقون» چنین می گوید:
    ای گروه اهل ایمان! اموال و اولاد شما، مانع از ذکر خدا و موجب غفلت نشوند؛ زیرا اگر کسی چنین کند، جزو زیانکاران خواهد بود
    .(2)
    از این آیه شریفه، می توان نتیجه گرفت که علاوه بر تلاش برای رسیدن به خیرات، باید موانع راه را نیز از میان برداشت. در حقیقت، دوری از غفلت و ذکر خداوند متعال، راهگشای آدمی در رسیدن به خیرات است.
    فراز سوم از دعای امروز نیز این گونه است:


    1- بحارالانوار، ج 69، ص 409.
    2- منافقون، 9.
    ص:68
    خدایا! مرا از پذیرفته شدن حسناتت، محروم مکن،ای راهنما به سوی حقّ آشکار!
    چه بسا انسان کار نیکویی انجام می دهد، ولی از آن نتیجه نمی گیرد و مورد قبول واقع نمی شود؛ چون آن را با صدق و اخلاص و توجه کامل انجام نداده است. ملاک و معیار ارزش اعمال فقط انجام ظاهری آن نیست بلکه مهم، پذیرش و قبولی است.
    بدین ترتیب هیچ گاه نباید به کارهای خوب خود مغرور شویم واز خداوند طلبکار باشیم، بلکه همیشه باید بین خوف و رجاء بسر بریم؛ یعنی از گناهان گذشته ی خود بترسیم و به آینده و رحمت الهی نیز امیدوار باشیم؛ زیرا امید راه را بر آدمی هموار می سازد.
    به هر صورت از ما عبادت و اخلاص و بندگی و از خداوند متعال، کرامت و عفو و بخشش، برازنده و سزاوار است. خداوند متعال، در قرآن کریم شرط قبولی عبادت ها را، تقوا و پرهیزگاری می داند و در داستان هابیل و قابیل چنین می فرماید:
    خداوند از پرهیزگاران می پذیرد.
    در ذیل این آیه ی شریفه، روایتی از علی بن الحسین علیه السلام در تفسیر شریف «المیزان» نقل شده است که فرمودند: «هنگامی که پسران آدم قربانی خود را انتخاب می کردند، یکی از آن دو از میان گوسفندانی که خود پرورش داده بود، گوسفندی فربه تر قربانی کرد و دیگری یک دسته سنبل از بدترین قسمت زراعت خود آورد. در نتیجه، قربانی صاحب گوسفند، که همان هابیل باشد، قبول شد و از آن دیگری قبول نشد. بدین جهت قابیل بر هابیل خشم کرد و گفت: به خدا سوگند! تو را می کشم. هابیل در پاسخ برادرش گفت: خدای تعالی تنها از متقیان قبول می کند و تو اگر برای کشتن، دست به سویم دراز کنی، من هرگز دست به سویت دراز نمی کنم؛ زیرا من از «رب العالمین» می ترسم و می خواهم تو هم گناه مرا به دوش بکشی و هم گناه خودت را، تا از اهل آتش شوی و سزای ستمکاران همین است.
    از مجموع آیات و روایات به دست می آید که قبولی اعمال در گرو کیفیت عمل است. معیار قبولی، تقواست و یکی از شرایط تقوا، اخلاص است. پس باید با دقت بیشتر، خانه ی دل را از غیر خدا زدود و کار را فقط برای رضایت و خوشنودی او انجام داد. هیچ چیز هم چون ریا و مردم فریبی، آفت عبادت نیست و از سوی دیگر، هیچ چیز چون خلوص، به عبادات و اعمال انسان ارزش نمی بخشد. البته داشتن اخلاص، بسیار دشوار است و دل و جان را از تهاجم وسوسه های ابلیسی رهاندن، رنجی بزرگ در پی دارد و همتی بلند و اراده ای نیرومند می طلبد.
    درباره ی اهمیت تقوا و اخلاص در عمل خداوند در قرآن کریم چنین می فرماید:
    ص:69
    هیچ دستوری عبادی برای مردم نیامده، مگر این که به اخلاص در آن امر شده است
    .(1)
    نشانه ی اصلی قبولی هر عملی، میزان تأثیر آن در کردار و زندگی انسان است، در این باره امام صادق علیه السلام می فرمایند:
    اگر نماز، انسان را از گناه و زشتی باز دارد، پذیرفته شده است.

    امضاء


  11. Top | #40

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    April 2012
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    849
    تشکر
    131
    مورد تشکر
    893 در 452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    شرح دعای روز بیستم

    دعای روز بیستم ماه رمضان را چنین شروع می کنیم:
    خدایا! در این روز درهای بهشت را به رویم بگشای.
    راه ورود به بهشت جاودان، انجام اعمال نیک، پیروی از خدا و رسول، انجام واجبات و ترک محرمات، خدمت به مردم و پرهیز از ستم کاری است. این راه بر روی همه گشوده است و هرکس توفیق انجام این اعمال را داشته باشد، به آرزو و خواسته ی خود رسیده است.
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرموده اند:
    علامت اهل بهشت هفت چیز است: روی گشاده، زبان ذاکر، دست با سخاوت، قلب خاشع، نماز بسیار، روزه ی کامل و سلام کردن به هرکس که با او روبرو می شود.
    هم چنین در خطبه ی شعبانیه می فرمایند:
    ای مردم! در ماه مبارک رمضان، درهای بهشت بر روی شما باز است، از خدا بخواهید که بر شما بسته نشود و درهای جهنم به روی شما بسته است، از خدا بخواهید که این درها بر شما باز نشود.
    در بعضی از روایات برای بهشت، هشت در و برای جهنم هفت در ذکر کرده اند. این تعداد از درها نه به خاطر کثرت وارد شوندگان آن ها است و نه جنبه ی تشریفاتی دارد بلکه در حقیقت، اشاره به عوامل گوناگونی است که باعث می شوند انسان را یا به بهشت بکشاند یا به جهنم. درواقع هر دری، نشانه ی عملی است که از انسان صادر می شود. امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند:
    جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند آن را به روی بندگان خاص خود می گشاید.
    در روایتی دیگر آمده است:
    یکی از درهای بهشت، «باب المجاهدین» نامیده می شود و مجاهدان مسلح با همان سلاحی که با آن جهاد کردند، از آن در وارد بهشت می شوند و فرشتگان به آنان خوش آمد می گویند.


    1- بیّنه، 5.
    ص:70
    قرآن کریم درباره ی پرهیزگاران می فرماید:
    درهای بهشت به روی ایشان باز است
    (1)
    در کیفیت و ابعاد این درها در کتاب خصال از امام باقر علیه السلام نقل شده است که:
    عرض هر دری به اندازه ی چهل سال راه است.
    در فراز دوم از دعای امروز، از خداوند می خواهیم که:
    خدایا! در این روز، درهای آتش دوزخ را به رویم ببند.
    درهای جهنّم به روی کسی گشوده می شود که از رحمت خدا، ناامید باشد وبه غیبت، تهمت و هتک حرمت و تضییع حقوق مردم بپردازد.
    از رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است که فرمودند:
    بر در جهنم نوشته شده است: من بر اهل نماز شب، روزه داران و صدقه دهندگان حرام هستم
    اینک که به برکت ماه رمضان، درهای جهم بر روی روزه داران بسته شده است، باید از اعمال ناشایسته وخلاف دوری کرد، زیرا آتش دوزخ نتیجه ی عمل خود ماست. دقت کنیم که آیا اعمال ما آتشگیره ها و هیزم جهنم را فراهم آورده یا این که مقدمات ورود به بهشت و جنّةُ المَأوی را مهیا ساخته است؟!
    یکی از صفاتی که باید به آن بیشتر توجه کرد، «حُسن خُلق» است؛ زیرا در روایات بسیار سفارش شده است و پیشوایان ما فرموده اند:
    حُسن خُلق، گناه را ذوب می کند، چنان که آفتاب، برف را آب می کند.
    در مقابل از مواردی که موجب فشار قبر و عذاب جهنم می شود، کج خُلقی است. در همین زمینه داستان «سعدبن معاذ» جالب توجه است. نقل شده است که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم پس از شهادت معاذ، در تشییع جنازه وی با سرپنجه ی پا راه می رفت! پرسیدند: «چرا چنین قدم بر می دارید؟!» حضرت فرمودند: «از بس ملایکه به تشییع جنازه ی او آمدند، جای آن که کف پای خود را بر زمین بگذارم، نیست» خود حضرت بر جنازه، نماز خواند و او را دفن کرد. سپس خطاب به مادر سعد فرمود: «مغرور مشو؛ زیرا زمین، او را چنان فشاری داد که استخوان های او در هم شکست!» اصحاب پرسیدند: «فشار قبر او برای چه بوده است؟» فرمودند: «به جهت این که سعدبن معاذ با خانواده و عیال خود کج خُلقی می کرد.»
    در فراز دوّم از دعای امروز، از خداوند درخواست می نماییم: «درهای جهنّم را به روی ما ببندد.» باید تلاش کرد با اعمال ناشایست و خلاف، این درها به روی ما باز نشود. در روایت دیگری وارد شده است که نشانه ی اهل جهنم هفت چیز است:


    1- ص، 49.
    ص:71
    ترش رویی و عبوس بودن، ناسزاگویی و فحاشی، بخل، قساوت قلب، نماز کم، روزه ی ناقص و بخل در سلام.
    در فراز سوم از دعای امروز نیز می خوانیم:
    خدایا! در این روز توفیق تلاوت قرآن را به ما عطا کن، ای فرود آورنده ی وقار و آرامش در دل های مؤمنان.
    قرآن کریم، این پیام زنده و جاوید خدا همیشه از تازگی خاصی برخوردار است و به زمان و مکان خاصی اختصاص ندارد. قرآن مرام نامه ی عملی هر مسلمان و مجموعه ی سخنان خداوند و وحی الهی است. قرآن، کتاب قانون، زندگی و اندیشه است؛ کتاب علم، تفّقه و تفکّر است. کتاب بشارت و انذار، جهاد و اجتهاد و سروش جاویدان و مشعل نورانیّت خانه هاست. چنان چه فرموده اند:
    منازل خود را با تلاوت قرآن، نورانی کنید.
    رمضان با قرآن پیوندها دارد. رمضان، بهار قرآن است. در این ماه بیشتر از همیشه باید قرآن را تلاوت کرد، فهمید و به آن عمل کرد.
    مراسم قرآن بر سر گرفتن در شب های قدر، نشانه ی آن است که اعلام می کنیم حکم خدا و قرآن را می پذیریم.
    تلاوت قرآن کریم، قلب انسان را سرزنده می کند و وی را از فحشا و منکر باز می دارد.
    خداوند متعال در آیه ی 29 از سوره ی شریفه ی «فاطر» می فرماید:
    آنان که کتاب الهی را تلاوت می کنند و نماز را برپا می دارند و آن چه به آن ها روزی داده ایم، پنهان و آشکار انفاق می کنند، به تجارتی (پرسود) امیدوارند که نابودی و کساد در آن نیست.
    البته مسلم است که منظور از تلاوت قرآن، آن تلاوتی است که سرچشمه ی تفکر باشد و انسان را به سوی عمل صالح ببرد. در نتیجه این عمل که از یک طرف با خدا پیوند دارد، مظهر آن، نماز است و از طرف دیگر که ارتباط با خلق خدا دارد، مظهر آن انفاق است؛ انفاقی که گاهی مخفیانه است و نشانه ی اخلاص کامل، و گاهی نیز آشکار است و مشوّق دیگران.
    این وعده ی قرآن برای این است که طرف معامله، خداست و هرکس که قرآن بخواند، نماز به پا دارد و در راه خدا انفاق کند، شایسته ی چنین اجر و مزدی خواهد بود.
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در اهمیت تلاوت قرآن کریم، می فرمایند:
    بر شما باد تلاوت قرآن؛ زیرا تلاوت آن، موجب کفاره ی گناهان و پوشش در مقابل آتش و امنیت در مقابل عذاب خواهد بود
    .(1)
    در صدر اسلام به قاریان قرآن توجه خاصی می شد. به همین منظور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم گروهی را به یمن اعزام فرمود که رهبری این هیأت، با جوانی بود. یکی از این افراد، سؤال می کند:


    1- بحارالانوار، ج 92، ص 17.
    ص:72
    در حالی که سن او کمتر از ماست، چگونه می تواند رییس ما باشد؟!
    حضرت فرمودند:
    زیرا او قاری قرآن است
    .(1)
    پیامبر اکرم بدین وسیله مقام والای قاری قرآن را به پیروان خود گوشزد می کنند.
    در راستای تحقق این دعا باید روزانه به طور مداوم، چند آیه از قرآن را تلاوت و در آن اندیشه کنیم و به فرزندان خود نیز بیاموزیم که قرآن را سرمشق زندگی خود قرار دهند، تا شاید به این وسیله غبارهای مادی را از قرآن بزداییم.
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند:
    هریک از شما زمانی که دوست دارد خداوند متعال با او سخن بگوید، قرآن بخواند.
    هم چنین در روایتی دیگر درباره ی اهمیت تلاوت قرآن می فرمایند:
    بر شما است که قرآن را تلاوت کنید. همانا قرائت قرآن، کفاره ی گناهان آدمی است و در دوزخ از او محافظت می کند و از عذاب خداوند نگه می دارد.
    در روایتی دیگر نیز می فرمایند:
    ای فرزندم! از قرائت قرآن غافل مشو. پس همانا قرآن کریم قلب را زنده می کند و از فحشا و منکر و ظلم به دیگران نهی می کند.
    در فراز آخر از دعای امروز خداوند را با عبارت
    ای فرود آورنده ی وقار، و آرامش دهنده ی دل های مؤمنان
    می خوانیم. این قسمت از دعا به آیه ی چهارم سوره ی شریف فتح اشاره دارد که می فرماید:
    او خدایی است که به قلب های مؤمنان آرامش می دهد تا ایمان ایشان محکم تر شود. لشکریان آسمان ها و زمین برای خداست و او دانا و حکیم است
    .(2)
    این سکینه و آرامش قلب و اطمینان خاطر جز با یاد خدا فراهم نمی شود و ملایکه ی رحمت الهی هستند که این آرامش را در قلوب اهل ایمان نازل می کنند. آن چنان آرامشی که غیر خدا را از دل بیرون می راند و زمینه ی پرواز روحانی و ملکوتی را ایجاد می کند. بدین گونه است که در جوار قرب الهی تزلزل و ترس بی معنا است.
    این آرامش، گاهی جنبه ی عقیدتی دارد و تزلزل اعتقادی را برطرف می کند و گاهی جنبه ی عملی دارد و ثبات قدم و مقاومت و شکیبایی می بخشد. جالب این که در بعضی از روایات، سکینه به «ایمان» تفسیر شده


    1- میزان الحکمه، ج 8، ص 79.
    2- فتح، 4.
    ص:73
    است و در بعضی دیگر به نسیم بهشتی که در شکل انسانی ظاهر می شود؛ زیرا سکینه، زاییده ی ایمان است و هم چون نسیم بهشتی آرام بخش.
    آری، ما از خدا می خواهیم که دل ما را با یاد خودش آرامش بخشد، مؤمن هیچ گاه خود را در میدان حوادث تنها نمی بیند، بلکه دست حمایت گر خداوند را همیشه بر سر خودش می بیند و یاری فرشتگان را با تمام وجود خویش لمس می کند. مؤمن در مسیر زندگی خود با مصایب و مشکلات مختلفی روبه رو می شود؛ فشار روحی، نگرانی و آشفتگی او را آزرده می سازد، اما با یاد و ذکر خدا، قلبش آرامش می یابد؛ زیرا به فرموده ی قرآن کریم:
    اَلا بِذِکر اللّه تَطْمَئِنُّ القُلُوب
    در همین زمینه، ذکر این داستان شیرین خالی از لطف نیست. شخصی نقل می کند در سفری به همراه یکی از دوستانم در بیابان حجاز گم شدیم. از دور چشممان به خیمه ای افتاد. راه را بدان سو کج کردیم. چون به در خیمه رسیدیم، سلام کردیم. زنی درون خیمه جواب سلام را داد و پرسید: شما کیستید؟ پاسخ دادیم: راه گم کرده ایم و به ناچار بدینجا آمده ایم. زن گفت: اجازه بدهید تا خیمه را برای پذیرایی شما آماده کنم. وی پس از آن که فرشی گسترد، گفت: داخل شوید و بنشینید تا پسرم بیاید. این سخن را گفت و چندبار پرده ی خیمه را بالا زد و به بیابان نگریست و یک بار گفت: کسی از دور می آید خدا قدمش را مبارک گرداند. آن گاه با ناراحتی گفت: شتری که می آید، شتر فرزندم می باشد، ولی کسی که بر آن سوار است، او نیست. طولی نکشید سوار نزدیک خیمه رسید و گفت:ای امّ عقیل! خدا به تو در مرگ پسرت عقیل اجر دهد. زن پرسید: مگر پسرم عقیل مُرده است؟ سوار جواب داد: آری، در کنار چاه آب، اشتران به هم فشار دادند و او را در چاه انداختند. زن گفت: اکنون پیاده شو و از این مهمانان پذیرایی کن. این سخن را گفت و گوسفندی آورد تا با ذبح آن، غذایی برای ما آماده کند. ما از صبر و تحمل آن زن بی اندازه تعجب کردیم. به خوردن غذا مشغول شدیم و پس از صرف غذا زن نزد ما آمد و گفت: شما از قرآن چیزی می دانید؟ من گفتم: آری. زن گفت: چند آیه از قرآن را بخوان تا خاطر خود را در مرگ پسرم تسلّی بخشم و آرامش پیدا کنم. من آیات 155 _ 156 از سوره ی بقره را خواندم که می فرماید:
    صابران را مژده ده، آنان که چون مصیبتی ببینند، گویند: ما از خداییم و به سوی خدا باز می گردیم. درودها و رحمت پروردگار بر آنان باد و آنان هدایت یافته گانند
    .(1)


    1- بقره، 155 _ 156.
    ص:74
    زن که این آیه را شنید با تعجّب پرسید: تو را به خدا، این آیه در قرآن هست؟ گفتم: آری، به خدا به همین ترتیب که خواندم، این آیه در قرآن وارد شده است. زن پس از تشکر از جا برخاست. چند رکعت نماز خواند و دست به سوی خداوند برداشت و گفت:
    خدایا! من دستور تو را انجام دادم و در مرگ فرزندم صبر کردم. تو نیز درباره ی من به وعده ی خویش وفا کن
    سپس ادامه داد:
    اگر کسی در این جهان برای دیگری باقی می ماند، من می گفتم پسرم برای رسیدگی به کارهای من باقی بماند.
    بعد از خداحافظی، از خیمه بیرون آمدیم و به هم می گفتیم: کامل تر از این زن به عمر خود ندیده بودیم. به راستی چه قدرتی جز اعتقاد و ایمان به خدا و ذکر او می تواند انسانی را در مرگ تنها فرزند خود در یک بیابان سوزان آرامش دهد؟


    امضاء


صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi