◆۩◆۩◆ منظومه غم◆۩◆۩◆
ویژه نامه شهادت جانگداز آقا امام جواد علیه السلام
![]()






| ❤ |
◆۩◆۩◆ منظومه غم◆۩◆۩◆
ویژه نامه شهادت جانگداز آقا امام جواد علیه السلام
![]()
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 24-05-2025 در ساعت 20:14
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
موضوعات تصادفی این انجمن:
- ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت جانگذار امام جعفر صادق...
- ویژه نامه شهادت حضرت محسن بن علی(ع) و ایام...
- غروب محزون خورشید قم{ویژه نامه وفات حضرت...
- ویژه نامه وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام...
- ویژه نامه شهادت جانگداز آقا امام رضا علیه...
- ویژه نامه شهادت امام حسن عسکری علیه السلام*...
- با بچه ها در روز رحلت پیامبراکرم (ص)
- ۩۞*۞۩ درسوگ خورشید {ویژه نامه شهادت امام...
- ۩~*~۩ یک آسمان غم{ ویژه نامه شهادت امام...
- محراب شکسته{ويژه نامه شهادت مولاي...






| ❤ |
یک جرعه نور
قال الامام امام محمد التقی الجوادعلیه السلام
عَلَيْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَريضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ
وَ هُوَ صِلَةُ بَيْنَ الاْخْوانِ، وَ دَليلٌ عَلَى الْمُرُوَّةِ
وَ تُحْفَةٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِى الْغُرْبَة
حلية الأبرار، جلد 4، صفحه 599.
بر شما باد به تحصيل علم و معرفت، زیرا فراگيرى آن واجب
و بحث پيرامون آن مستحب و سودمند است. علم ارتباط
میان دوستان و برادران، نشانه مروّت و جوانمردى
تحفه مجالس و محافل،همدم و رفيق انسان در سفر
و انيس و مونس او در تنهایى است.
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
چه آرام و سبک بال پرگشودی، ای مرغ زخم خورده آشیانه عشق.
داغ فراق تو را چگونه در تصور آوریم که بی تو
زندگی کردن و زنده ماندن مایه شرمساری است.
ای حجت الهی و ای امام مهربانی ها، هجران تو،
غروب همه خوبی هاست و پروازت، آغاز
صحیفه درد و رنج در دل شیعیان.
ای لاله داغدار مدینه، از کنار تربت پاک پیامبر و جگرِ
پاره پاره مجتبی و دل داغدار صادَقیْن و قبر
ناپیدای پهلو شکسته تاریخ رفتی
تا در جوار امن الهی بیاسایی و از تنگنای ظلمت دنیا رها گردی.
اینک، ماییم و شام تیره جدایی از تو و گرد غم و اندوه
که بر می فشانیم و این همه، چاره درد فراق تو نتواند بود.
ای مظلوم غریب، رهایی گوارایت؛ ولی، التماس دیدگان ما
را در غربت تنهایی خاکدان دنیا بی پاسخ مگذار
و ما را نیز که مدّعیان محبت تواییم
در جوار خویش جایگاهی کرامت فرما
ای ماه مهربان آسمان جود و کرامت.
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
از بس که پای تا سرم آتش گرفت و سوخت
شیرازه های پیکرم آتش گرفت و سوخت
آتش ز جان سوخته ام شعله می کشد
از آن زمان که مادرم آتش گرفت و سوخت
از کودکی ز خاطره ی رنج مادرم
تا پای مرگ خاطرم آتش گرفت و سوخت
زهرم دهید باز، مگر راحتم کنید
در کنج حجره بسترم آتش گرفت و سوخت
مثل کبوتری که فقط بال و پر زند
این بازمانده ی پرم آتش گرفت و سوخت
از احتضار من پسرم شد به اضطرار
وای از دلش که در برم آتش گرفت و سوخت
خواهر نداشتم که عزاداری ام کند
از راه دور دخترم آتش گرفت و سوخت
جسم مذاب را چه غم از هُرم آفتاب
خورشید هم ز پیکرم آتش گرفت و سوخت
این چند ساعتی که عطش را چشیده ام
با یا حسین، حنجرم آتش گرفت و سوخت
دل پای مرگ حضرت لیلا به ناله گفت:
مجنون منم که دلبرم آتش گرفت و سوخت
انگار می شنیدم عزای رباب را
می گفت: کام اصغرم آتش گرفت و سوخت
با این که جان تازه و جسم جوان من...
از کینه های همسرم آتش گرفت و سوخت...
بالای تربتم بنویسید: عمر من...
از غصّه های مادرم آتش گرفت و سوخت
شاعر : محمود ژولیده
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
در محفل سوگ تو، اشک ها زودتر از هر دعایی به سویِ آسمان می روند،
لحظه ها به انتظار دیدار جمالِ دل آرایت در بغضِ ثانیه ها می تپند
گل های سجّاده ات، محراب را بوسه می زنند
جبرییل، چون شمع، بیقرارانه می سوزد و صدایِ گریه های مداوم
در و دیوار را غرق در ماتم می کند.
پله پله تا خدا رفتنت را ستاره ها در گوش زمین نجوا کردند؛
آن گاه که عرش، تو را در هاله ای از نور، به سوی معراج دل باختگان بُرد.
جواد الائمه! بعد از تو، دنیا سرگردان است و شادمانی رنگ باخته
شهادت به مقامِ والایت غبطه می خورد و دل های سوگوار
جز اشک و آه، حرفی ندارند.
شانه های آسمان، از یاد آوری سیمای روحانی ات می لرزد
و بغضِ ناشناخته ای گلوی زمین را می فشارد
و دوریِ تو، چونان رعد، افلاک را به آتش می کشد مولا جان!
بی تو، روح تشنه ی هستی، با کدامین زمزم سیراب شوند
و ضمیرهای مشتاق با شمیمِ کدامین نسیم رحمت، آکنده از روحِ عبادت گردند؟
افسوس که از بارِ سنگین مظلومیتِ تو آینه ی زمان در هم شکست
و کشتیِ ایثار و گذشت، در دریایِ وجود تو به اشک نشست.
ای که دعایت در سحرگاهانِ نیایش موجب نزول برکات است
و عبادتت در دلِ شب هایِ اِستغاثه، مایه ی پراکندگی نفحات قدسی!
محراب خالی، اشک های آسمان و بغض فرو خورده ی افلاکیان
بهانه ی سوگوارای داغداران تو است.
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
«همراه با چشم انداز اشکهای ریخته»
نهمین ستاره ی روشن، قصد دیاری دور میکند و از همه سو
شهردر خاکسترِ عزا غوطه میخورد.
آسمان، مچاله میشود و بر خاک میافتد و ستاره ها تک تک
خاموشیِ خویش را تجربه میکنند.
تمام پنجره ها راه باز شدن را از یاد برده اند و گامهای
خسته، راهی راهی دور میشوند. سیاه پوشان عزادار بر سر میکوبند
و اشک میریزند و نفسها، بریده بریده از سینه سر بر میآورند.
کبوتران سربریده در خون میچرخند و بال میگیرند و هنوز
خاک بوی بهاره ای پرپر میدهد. گلدسته های بالا آمده از راستای
خاک، خورشید را به زمین میکشانند و حرم، در منشوری از رنگهای
آسمانی غرق میشود و صدای ضجه های پی در پی، خوابِ آرام شهر را میشکند.
دستی کجاست تا آسمان را بر سر بکوبد و زمین و زمان را در هم بریزد؟
دستی کجاست تا دهانِ باز دقایق را از خاک ندامت پر کند؟
دستی کجاست تا گیسوی پریشانِ باد را در مشت
بفشارد و چنگ بر چهرهی خاک بکشد؟
این پیکر ملکوتی کیست که در شهر تشییع میشود و همراه
با دردهای نهانی، از اعماق شب فریاد بر میآورد؟
این سرشانه های کیست که زیر بار اندوه، رنگین
کمانهای سوخته را تا آسمان عروج میدهد؟
شمع های سوخته، دعاهای مستجاب شده، چشم انداز اشکهای
ریخته و تنهایی ممتد، همه و همه سرآغاز یک شب تا
همیشه ماندگار و تاریک را نشان میدهد.
بهار در شاخه های خشک درختان جان میدهد و پاییز رو به رسیدن است.
برگریزان همیشه ی تاریخ همراه با یک شب طولانی آغاز میشود.
صدای ضجّهی شهر، گوش تاریخ را کر خواهد کرد و دستی نیست
تا این صفحه ی عزادار را ورق بزند؛
صفحه ای از تاریخ که در تاریکی شب ورق میخورد، صفحه ای که در آن
شکوفه های نشکفته در دستهای باد پرپر میشوند
صفحهای که در آن ستاره ها یک به یک راهی دیاری دور میشوند؛
و این نهمین ستاره ی در حال عروج است.
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
جهت نمایش تصویر با اندازه اصلی 650x929 پیکسل کلیک کنید
![]()
فعالیتهای فرهنگی,ادبی, صوتی, تصویری و نرم افزاری
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-05-2026 در ساعت 20:33
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
مقالات و سایر مطالب مرتبط
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
خلاصه خوبی ها
ای رعناترین شاخسار امامت، ای آغازی بر اعجازی دیگر
از خاندان ولایت، ای امام مهربانی
وقتی اندوهای بزرگ تو را ترسیم می کنم
تصویری از غم بر قلبم سایه می افکند
و بغض گلوگیر صدایم می شود.
متحیّرم که کدام اندوه تو را بسرایم و کدام غصه تو را قصد کنم؟
از قلب های حقیری بگویم که شکوه تو را باور نداشتند؛
از نیرنگ دنیا پرستانی که حضور بلند تو را تاب نمی آوردند؛
از ذهن های پوچی که به بی کرانی دانش تو راه نبردند
یا از جهالت مردمانی که روح بزرگ تو را می آزاردند
و از همسری که خائنانه زهر جفا در کامت فرو ریخت.
امشب دردی به وسعت همه داغ های تو و جودم را
فراگرفته است و من در حصار این همه اندوه، مویه هایم
را به پابوسی مظلومیت و اشک هایم را بر ضریح
غربتت نثار می کنم، ای خلاصه خوبی ها... .
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
غریب، حتی در خانه
هیچ غروبی به غمرنگی غروب وجود مردان خدا نیست؛
آن گاه که سر آسوده بر روی خاک می گذارند
و شام تیره ای برای آدمیان، می سازند.
هنوز زمین، جان نگرفته باید بی تابی کند و غروب
خون رنگ خورشید را به نظاره پردازد.
ای حجت نهم! افسوس که روزگار، تنها بیست و پنج سال
با تو سر سازگاری داشت و بیست و پنج بهار از عمر تو را برتابید.
تقدیر آن بود که حتی در خانه ات نیز غریب باشی و با هم دستی
«ام الفضل» ـ همسرت ـ زهر بنوشی و مسموم شوی.
ولی نه آن غربت دردناکی که برایت درست کرده اند و
نه آن زهری که به تو داده اند، هیچ کدام نتوانست
امتداد خط سبز تو را که بر صحیفه هستی کشیده ای، پاک کنند.
گرچه زمین، حوصله بزرگی تو را نداشت و ظرف روزگار
گنجایش حضور دریا گونه ات را؛
سربردار و ببین عاشقان پاک باخته ات را که دل هاشان، تنها
با رسیدن به دریا، آرام می گیرد.
کدام جان است که تو را بشناسد و اینک
در هوای کاظمین تو نسوزد؟!
سید محمود طاهری
*******************************
سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)