صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 55 , از مجموع 55

موضوع: دیوان اشعار زنده یاد استاد محمد حسین شهریار

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    February 2016
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    4,084
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    برقامت رعای محمد(ص) صلوات
    تشکر
    7,804
    مورد تشکر
    7,595 در 2,279
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب

    تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب

    ساز در دست تو سوز دل من می گوید

    من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب

    مرغ دل در قفس سینه من می نالد

    بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب

    زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است

    بیم آنست که از پرده فتد راز امشب

    گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان

    پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب

    گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز

    می کنم دامن مقصود پر از ناز امشب

    کرد شوق چمن وصل تو ای مایه ناز

    بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب

    شهریار آمده با کوکبه گوهر اشک

    به گدائی تو ای شاهد طناز امشب

    ******





    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    February 2016
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    4,084
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    برقامت رعای محمد(ص) صلوات
    تشکر
    7,804
    مورد تشکر
    7,595 در 2,279
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    بیداد رفت لاله بر باد رفته را

    یا رب خزان چه بود بهار شکفته را

    هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید

    نو کرد داغ ماتم یاران رفته را

    جز در صفای اشک دلم وا نمی شود

    باران به دامن است هوای گرفته را

    وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود

    آخر محاق نیست که ماه دو هفته را

    برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب

    آورده ام به دیده گهرهای سفته را

    ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین

    بیدار کردی آن گل در خاک خفته را

    گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست

    تب موم سازد آهن و پولاد تفته را

    گردون برات خوشدلی کس نخوانده است

    اینجا همیشه ردّ و نکول است سَفته را

    این گوژپشت، تیرقدان راست‌تر زند

    چندین کمین نکرده کمان‌های چفته را

    یارب چه‌ها به سینه این خاکدان در است

    کس نیست واقف این همه راز نهفته را

    راه عدم نرفت کس از رهروان خاک

    چون رفت خواهی اینهمه راه نرفته را

    لب دوخت هر کرا که بدو راز گفت دهر

    تا باز نشنود ز کس این راز گفته را

    لعلی نسفت کلک در افشان شهریار

    در رشته چون کشم در و لعل نسفته را


    ******


    امضاء


  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    February 2016
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    4,084
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    برقامت رعای محمد(ص) صلوات
    تشکر
    7,804
    مورد تشکر
    7,595 در 2,279
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست

    به زندگانی من فرصت جوانی نیست

    من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار

    خدای شکر که این عمر جاودانی نیست

    همه بگریه ابر سیه گشودم چشم

    دراین افق که فروغی ز شادمانی نیست

    به غصه بلکه به تدریج انتحار کنم

    دریغ و درد که این انتحار آنی نیست

    نه من به سیلی خود سرخ میکنم رخ و بس

    به بزم ما رخی از باده ارغوانی نیست

    ببین به جلد سگ پاسبان چه گرگانند

    به جان خواجه که این شیوه شبانی نیست

    ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس

    که از خزان گلشن شور نغمه خوانی نیست


    ******


    امضاء


  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    February 2016
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    4,084
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    برقامت رعای محمد(ص) صلوات
    تشکر
    7,804
    مورد تشکر
    7,595 در 2,279
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    (♥) آسوز و ساز (♥)

    باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
    تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب
    ساز در دست تو سوز دل من می گوید
    من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
    مرغ دل در قفس سینه من می نالد
    بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
    زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است
    بیم آنست که از پرده فتد راز امشب
    گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان
    پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب
    گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز
    می کنم دامن مقصود پر از ناز امشب
    کرد شوق چمن وصل تو ای مایه ناز
    بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب
    شهریار آمده با کوکبه گوهر اشک
    به گدائی تو ای شاهد طناز امشب




    امضاء


  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    February 2016
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    4,084
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    برقامت رعای محمد(ص) صلوات
    تشکر
    7,804
    مورد تشکر
    7,595 در 2,279
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
    تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب
    ساز در دست تو سوز دل من می گوید
    من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
    مرغ دل در قفس سینه من می نالد
    بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
    زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است
    بیم آنست که از پرده فتد راز امشب
    گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان
    پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب
    گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز
    می کنم دامن مقصود پر از ناز امشب
    کرد شوق چمن وصل تو ای مایه ناز
    بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب
    شهریار آمده با کوکبه گوهر اشک
    به گدائی تو ای شاهد طناز امشب






    امضاء


صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi