صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 44

موضوع: حسین علیه السلام: شهید آگاه و رهبر نجات بخش اسلام

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    4. وقتى عبداللَّه بن مطيع در بين راه عراق به محضر امام شرفياب شد، و صريحاً و با اصرار و سوگند آن حضرت را از رفتن به عراق منع كرد امام به او پاسخ نداد كه چون مقدمات تأسيس حكومت اسلامى فراهم شده ناچار از رفتن مى باشم بلكه عبارت تاريخ اين است:
    فَابى الّا انْ يَمْضَى
    و فرمود:
    لَنْ يُصيبَنا الّا ما كَتَبِ اللَّهُ لَنا.
    و در مرتبه نخست كه ابن مطيع امام را منع كرد فرمود:
    يَقْضِى اللَّهُ ما احَبَّ.
    اگر امام در رد گفتار او كه از شهادت و كشته شدن حضرت را بيم مى داد دليل قانع كننده اى كه موافق با منطق او باشد و احتمال يا اطمينان او را به شهادت امام رد كند داشت مى فرمود و او را قانع مى كرد كه كشته شدن در كار نيست و
    اين احتمال ضعيف است در حاليكه مى بينم يا پاسخى به او نداد، و يا پاسخى فرموده كه تلويحاً پيش بينى ابن مطيع را تأييد مى كند، و اقلًا روشنگر اين حقيقت است كه امام
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 58

    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    5. داستان زهير نيز روشنگر اين حقيقت است كه امام عازم شهادت بوده و احتمال پيروزى نظامى، و موازنه دو نيرو هرگز در كار نبوده است زيرا وقتى زهير كه آن همه اصرار به فاصله گرفتن از امام داشت از محضر امام با چهره تابناك و بشارت زده و مسرور مراجعت كرد، و همسرش را طلاق داد تا به كسانش ملحق شود و گفت:
    دوست نمى دارم به سبب من به تو غير از خير برسد، به اصحابش گفت: هر كس دوست مى دارد از من پيروى كند به سبب من به تو غير از خير برسد، به اصحابش گفت: هر كس دوست مى دارد از من پيروى كند و الا اين آخرين عهد من است و سپس حديث سلمان را براى آنها نقل كرد، و از همراهانش خداحافظى كرد، و گفت:
    شما را در نزد خدا وديعه مى گذارم.[29] از اين داستان شما چه مى فهميد؟ چرا زهير يكباره منقلب گرديد و عوض شد مگر امام به او چه فرمود؟ و چرا چهره اش تابناك و مسرور شد؟ آيا امام باو وعده فتح و پيروزى و امارت و رياست داد و باو فرمود: بيا با هم برويم كوفه را بگيريم و تو استاندارد كوفه يا مصر يا خراسان يا فرمانده ارتش باش؟ يقيناً چنين سخنانى بين امام و زهير رد و بدل نشده است.
    چرا
    زهير زنش را طلاق داد؟ مگر هر كس به جهاد مى رفت يا زهير هر وقت به جهاد مى رفت همسرش را طلاق مى داد؟
    اينكه به همسرش گفت: دوست نمى دارم به سبب من غير از خير به تو برسد چه معنايى داشت؟
    اگر امام براى تأسيس حكومت اسلامى كه موازنه قواى طرفين به قول نويسنده شهيد جاويد محرز بود مى رفت مگر زن زهير از تأسيس حكومت اسلامى چه شر و
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 59
    ضررى مى دهد؟
    چرا به همراهانش گفت: اين آخرين ديدار من است و با آنها خداحافظ كرد؟
    شما را به خدا سوگند درست در اين داستان دقت كنيد به بينيد از آن چه مى فهميد آيا غير از اين مى فهميد كه زهير در اثر ديدار و شنيدن مواعظ امام دانست كه اينراه به شهادت منتهى مى شود، و امام يك مأموريت خاص الهى دارد و به سوى شهادت و فداكارى مى رود، و شهادت در ركابش سعادت و رستگارى جاودانى است؟
    غير از اين بود كه زهير دل از دنيا و نعمت هاى آن كند، و خود را به خدا فروخت و آماده شهادت شد.

    امضاء


  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    6. در منزل ثعلبيه وقتى خبر شهادت مسلم بن عقيل رسيد و به ظاهر هم معلوم شد اوضاع مساعد با تأسيس حكومت نيست، و شكست نيروى امام حتمى است 30] اگر امام به قصد شهادت و كربلا نمى رفت چرا از همان جا مراجعت نفرمود، و چگونه اين راه به قول شما مجهول العاقبه را بدون اينكه قصد و هدفى داشته باشد ادامه داد، و به نظر ابتدايى و عاطفى و ظاهرى بنى عقيل تسليم شد؟ و آيا به نظر نويسنده شهيد جاويد! اگر
    امام طبق جريان عادى سير مى كرد، و وضع را مطالعه و بررسى مى فرمود چگونه شد كه به نظر آن همه شخصيت هاى نامى و سياستمداران ورزيده در مدينه و مكه تسليم نشد، و در اينجا بنظر عقيل فوراً تسليم شد؟ و شورايى را كه به قول شما در صحرا تشكيل داد در مدينه يا مكه تشكيل نداد؟
    آيا اين همه دليل نيست كه امام مقصد و مأموريت و هدف ديگر داشت؟
    امضاء


  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    7. در منزل زباله كه خبر شهادت عبداللَّه بن يقطر رسيد و امام اعلام كرد هر كس مايل است برگردد چون كراهت داشت از اين كه كسى با او همراهى كند مگر آنكه از پايان كار آگاه باشد، و مى دانست كه اگر بدانند با او همراهى نمى نمايند مگر كسانيكه بخواهند با او مواسات نموده و كشته شوند وقتى اين اعلام شد مردم از
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 60
    راست و چپ متفرق شدند و غير از افرادى كه از مدينه با او آمده بودند و تنى چند كسى باقى نماند[31] ولى ا مام باز هم بسير خود ادامه داد. اينجا ديگر معلوم شد كه بنى عقيل نمى توانند خون مسلم را بگيرند. امام كجا مى رفت، و چه مقصدى داشت؟ اگر بگوييد مقصدش كوفه بود با اين اوضاع كه جلو آمده بود كوفه رفتن نه امكان داشت و نه جز گرفتارى نتيجه اى داشت پس غير از كربلا مقصد ديگر تصور نمى شود.
    امضاء


  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    8. وقتى فرستاده ابن اشعث و ابن سعد نامه آوردند و پيغام مسلم، عليه السلام، را رساندند كه از حضرت تقاضاى مراجعت كرده امام به پيشنهاد او ترتيب اثر نداد و مراجعت نكرد و
    فرمود: كل ما حمّ نازل و عنداللَّه نحتسب انفسنا الخ 32] هر چه مقدر شده نازل مى شود ما جان هاى خود را در راه خدا پيشكش مى سازيم.
    آقاى نويسنده محترم بفرماييد اين سخنان امام چه معنايى دارد؟ امام چرا جان خود را در راه خدا مى دهد و از شهادت استقبال مى كند، و از رفتن منصرف نمى شود اين كلمات كه شاهد قوت تصميم است در اين موقع كه خطر نزديك و قطعى است دليل اين است كه امام آگاهانه و مصممانه راه شهادت را پيش گرفته است.
    امضاء


  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    9. در بطن عقبه مردى حضور امام شرفياب شد و آن حضرت را سوگند داد برگردد، و گفت:
    فَوَ اللَّهِ ما تَقْدَمُ الّا عَلَى الأسَنَّةِ وَحَدّ السُّيوفِ الخ
    بخدا سوگند وارد نمى شوى مگر بر نوك نيزها و دم شمشيرها.
    امام فرمود:
    «انَّهُ لايَخفى عَلَىَّ ما ذَكَرْتُ وَ لكِنَّ اللَّه عَزَّ وَ جَّلَ لايُغْلَبُ عَلى
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 61
    امْرِهِ».
    اين كلام نيز صريح است براينكه امام شهادت را پيش بينى مى كرد و بسوى شهادت مى رفت فرمود: بر من آنچه گفتى پنهان نيست يعنى مى دانم بر نوك نيزه و دم شمشير وارد مى شوم ولى خداوند مغلوب امرى كه كرده است نمى شود[33] اشاره به اينكه امر خدا است و بايد اين امتحان و آزمايش و فداكارى انجام شود و من كشته خواهم شد يا اينكه مقصود اين است كه آنچه گفتى راست است و مرا مى كشند ولى بنى اميه نمى توانند نور خدا را خاموش كنند، و در همين شكست ظاهرى پيروزى واقعى ما را خدا قرار داده، و با شمشير و نيزه و كشتن من و اسيرى اهل و عيالم خدا كه مقصود
    و مطلوب من است مغلوب نمى شود و بقاء اسلام احكام دين كه هدف ما است تضمين مى شود و بر حسب روايت ابن صباغ فرمود:
    لا يَخْفى عَلَىَّ شَيئىٌ مِمّا ذَكَرَتَ، وَ لكِنّى صابِرٌ وَ مُحْتَسِبٌ الى ان يَقضِىَ اللهُ امْراً كانَ مفعُولًا.[34]


    امضاء


  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    10. شيخ مفيد و طبرسى و ابن كثير نقل كرده اند كه در بطن عقبه فرمود:
    وَ اللَّهِ لا يَدَعُونِى حَتّى يَستَخِر جُواهذِهِ العَلَقَةَ مِنْ جَوفِى فِاذا فَعَلوا سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَنْ يَذّلِهُم حَتّى يَكُونوا اذَلّ فِرَقِ الامِم 35]
    يعنى مرا رها نمى كنند تا خونم را بريزند و وقتى مرا كشتند خدا بر آنها مسلط فرمايد كسى را كه آنها را از همه امم ذليل تر سازد.
    11. مفيد از على بن الحسين، عليهما السلام، نقل مى نمايد:
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 62
    خَرَجنا مَعَ الحُسَين فَما نَزَلَ مَنْزِلًا وَ لا ارتَحَلَ مِنهُ الّا ذَكَرَ يَحيَى بنَ زَكَريّا وَ قَتْلَهُ وَ قالَ يَوماً: مِنْ هَوانِ الدنيا عَلَى اللَّه انَّ راسَ يَحيىَ بنِ زكريّا الى بِغىّ مِن بَغا يا بَنِى اسرائِيل 36].
    يعنى با حسين، عليه السلام، بيرون شديم در منزلى فرو نيامديم و از آن كوچ نكرديم مگر آنكه ياد از يحيى بن زكريا و كشته شدن او مى كرد و روزى فرمود از خوارى دنيا در نزد خدا اين است كه سر يحيى بن زكريا هديه شد بسوى زناكارى از زناكاران بنى اسرائيل.
    شما بگوييد امام شهادت خود را پيش بينى نمى كرد بگوييد براى تأسيس حكومت به كوفه مى رفت پاسخ اين حديث معتبر را كه مفيد و طبرسى روايت كرده اند چه مى فرماييد؟
    امضاء


  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    12. شيخ مفيد روايت كرده است كه عمر سعد به امام گفت يا اباعبداللَّه در نزد ما مردمانى
    سفيه مى باشند گمان مى كنند من تو را مى كشم؟
    فَقَالَ لَهُ الحُسَينُ عَلَيه السَّلامُ انَّهُم لَيسوا بِسُفَهاء وَلكِنَّهم حَلَماء اما انّهُ تَقِرُّ عَينى ان لا تأكل كل بسرّ العراق بعدى قليلًا[37]
    امام فرمود آنان سفهاء نيستند بلكه خردمندانند آگاه باش كه چشم مرا روشن مى سازد اينكه تو از گندم عراق بعد از من نمى خورى مگر كمى 38].
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 63
    امام كه از آينده خود و عمر سعد اينگونه آگاهى داشت چگونه از پايان سفر عراق آگاه نبود.
    13. خطبه معروفه
    «خُطَّ المَوتُ عَلَى وُلُدِ آدم الخ»
    كه هنگام حركت به سوى عراق انشا فرمود صراحت دارد بر اينكه آن حضرت به قصد شهادت كشته شدن از مكه خارج شد و هيچ گونه توجه و تاويل در اين خطبه صحيح نيست، و ايرادات غير وارد نويسنده شهيد جاويد در جاى خود بررسى و پاسخ داده مى شود.
    14. وقتى عمر بن عبدالرحمان بن حارث بن هشام امام را از رفتن به عراق به علت مساعد نبودن اوضاع منع كرد، و نگرانى خود را از كشته شدن آن حضرت ابراز داشت، و ادله اين نگرانى را به عرض مى رسانيد. امام با اينكه نصيحت و خيرخواهى او را تصديق فرمود، و كلام او را خردمندانه شمرد برايش عمل نكرد و رهسپار عراق شد.[39] 15. هنگامى كه ابن عباس امام را از رفتن به عراق منع كرد، و دلائل خود را به سمع مبارك آن حضرت رسانيد، و پيشنهاد كرد به يمن هجرت فرمايد
    (فقالَ الامامُ الحُسَين فِى قُوةٍ: آه سبق السيف العدل)
    اشاره به اينكه در اين موضوع اين گونه پيشنهادها و سلامت جوييها اثر ندارد و بايد تسليم
    امر خدا بود.[40] 16. در نامه اى كه براى بنى هاشم هنگام توجه به عراق نوشت مرقوم فرمود:
    امّابِعد فَانّهِ مَن لَحِقَ بِى استُشهِدَ، وِ مَنْ تَخَلُف عَنّى لَم
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 64
    يَبلُغِ الفُتح 41]
    امضاء


  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اين نامه نيز آگاهى امام را از پايان كار و اينكه هدف تأسيس حكومت نبوده به صراحت و وضوح بيان مى كند و پاسخ به توجيه و تفسير ناصوابى كه از اين مكتوب نويسنده شهيد جاويد كرده است به موقع خود به نظر خوانندگان عزيز خواهد رسيد.

    17. پيش از خروج از مدينه در روضه منوره بر سر قبر جدش فرمود:
    كيف انْسى شِيعَتى، وَ انا سَأضَحّى بِنَفسى مُختاراً فِى سَبيلِهم،
    يعنى چگونه شيعه ام را فراموش كنم و حال اينكه بزودى جانم را به اختيار در راه آنان قربان مى كنم.
    سپس از قبر جدا شد و به خود خطاب فرمود:
    (لَقَد وَجَدتُ وَراء هذا الحِجاب ما تاقَت اليه نَفسى مُنذُرْ مَن طَوِيلِ، وَ حانَ مَوعِدُ الخلاصِ وَ قَد غَسَلتُ يَدى مِنَ الحَياةَ، وَ عَزَمتُ تَنفِيذَ ما ارادَ اللَّه)
    يعنى در پشت اين پرده آنچه را از ديرباز جانم مشتاق آن بود يافتم و موعد خلاص نزديك شده، و به تحقيق دستم را از زندگى دنيا شسته و بر اجراء آنچه خدا اراده كرده است عازم هستم.[42]

    امضاء


  11. Top | #40

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ​ 18. ابن صباغ نقل مى كند كه فرزدق به امام عرض كرد: چگونه به اهل كوفه اعتماد مى كنى پس از آنكه عموزاده ات مسلم را كشتند امام فرمود:
    (اما انَّه صارَ الى رَحْمِة اللَّه تعالى و رضوانه، وَ قضى ما عَلَيه وَ بَقَى ما عَلَينا)
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 65
    يعنى مسلم به سوى
    رحمت و رضوان خدا رفت و آنچه را بر او بود انجام داد و آنچه بر ما است (از شهادت) باقى مانده است و سپس اين اشعار را انشا كرد:
    وَ ان تَكُنِ الدُّنيا تعدُّ نَفيسَه فَانَّ ثَوابَ اللَّهِ اعلىِ و انبَلُ
    و ان تَكُنِ الأبدانّ لِلموت انْشِئتَ فَقُلُ امرءِ فِى اللَّه بالسَيفِ افضلُ 43]

    امضاء


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi