صفحه 22 از 23 نخستنخست ... 12181920212223 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 211 تا 220 , از مجموع 227

موضوع: واجب فراموش شده در اثبات وجوب دعا براي فرج امام زمان ارواحنافداه

  1. Top | #211

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آیا امر به دعا برای فرج امام زمان علیه السلام با احادیثی که از تعجیل در ظهور نهی شده است، در تناقض نیست؟!

    اشاره

    باید دانست شتابی که در روایات نهی شده با درخواست تعجیل در فرج، فرق می کند زیرا بعضی از شتاب ها با یأس و ناامیدی و توأم با کم صبری است که این گونه شتاب ها نهی شده است.

    مؤمن با کسب معرفت، تسلیم قضا و قدر الهی می گردد و دعا برای تعجیل ظهور را یک ابزار برای رسیدن به نعمت بزرگ الهی می داند لذا در کنار دعا برای تعجیل در فرج، خود را با اخلاق نیکو می آراید که از جمله آن ها صبر و استقامت است و محقق شدن ظهور یا عدم آن، او را از انجام وظایف دینی که ازجمله آن ها دعا برای ظهور است، باز نمی دارد این حقیقت را در دعایی که از جانب عثمان بن سعید عمروی رحمه الله نقل شده است اینگونه به ما تعلیم داده اند:

    «...فَصَبِّرْنِی عَلَى ذَلِكَ حَتَّى لَا أُحِبَّ تَعْجِیلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لَا تَأْخِیرَ مَا عَجَّلْتَ وَ لَا أَكْشِفَ عَمَّا سَتَرْتَهُ وَ لَا أَبْحَثَ عَمَّا كَتَمْتَهُ وَ لَا أُنَازِعَكَ فِی تَدْبِیرِكَ وَ لَا أَقُولَ لِمَ وَ كَیْفَ وَ مَا بَالُ وَلِیِّ الْأَمْرِ لَا یَظْهَرُ وَ قَدِ امْتَلَأَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْجَوْرِ ...»(1)

    یعنی: «... پروردگارا مرا بدان (امر غیبت آن حضرت) صبر و تحمل ده تا دوست ندارم آنچه به تأخیر انداخته ای جلو بیفتد و آنچه را تعجیل بخواهی من به تأخیرش مایل نباشم. و هرچه تو در پرده قرار داده ای افشایش را

    ص: 171

    1- .کمال الدین، ج2، ص 512
    نطلبم، و در آنچه نهان ساخته ای کاوش ننمایم و در تدبیر امور جهان با تو (که همه مصالح را می دانی) به نزاع نپردازم، و نگویم که چرا و چگونه؟ و به چه جهت ولی امر غایب، آشکار نمی شود و ظهور نمی کند در حالی که زمین پر از ستم گردیده است؟! ... .»

    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #212

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    به بیانی دیگر به طور کلی عجله بر دو قسم است:

    1-عجله مذموم

    2-عجله ممدوح

    عجله مذموم آن است که انسان خود قیام به عمل کاری کند که وقت آن نرسیده است مثل اینکه غذایی را بخورد که وقت خوردن آن فراهم نشده و هنوز نپخته یا بسیار داغ می باشد که عقلاً و نقلاً قبیح و مذموم است، ولی درخواست تعجیل فرج از خدای تعالی در واقع درخواست تحقق زمینه آن و فراهم شدن لوازم آن از جانب پروردگار است و خداوند بر هر کاری قادر و توانا است.

    اما عجله ممدوح آن است که شخص در اولین فرصت ممکن، تحقق یافتن امری را از خدای تعالی بخواهد که زمینه آن فراهم شده یا درخواست فراهم شدن زمینه آن را دارد.

    و چون ظهور حضرت صاحب الامر علیه السلام از اموری است که به خواست خداوند ممکن است جلو بیفتد و منافع آن نیز بیشمار است، پس بر هر مؤمنی است که بر این باور باشد و بر خود واجب داند که در دعا جدیت کند تا در اولین زمانی که صلاحیت ظهور در آن باشد، خداوند آن را برساند و یا زمینه های آن را فراهم سازد و در عین حال صبر کند و تسلیم باشد تا آن هنگام فرا رسد.

    ص: 172

    امضاء



  4. Top | #213

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اگر ظهور امام زمان علیه السلام امری است که نزد خدای تعالی تقدیر یافته و تا زمانش فرا نرسد صورت نمی گیرد، پس دعای ما چه فایده ای دارد؟

    در جواب عرض می کنیم: از بسیاری از اخبار و فقرات ادعیه و زیارات استفاده می شود که امر ظهور حضرت ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف، اصل وقوعش یک وعده تخلف ناپذیر الهی است ولی زمان وقوع آن از امور بدائیه است که قابل تعجیل و تأخیر است، و نیز از بعضی از اخبار، به دست می آید که دعای مؤمنین هنگامی که با شرایط و آدابش انجام شود، تأثیر بسزایی در تعجیل فرج خواهد داشت، لذا دعای فرد مؤمن برای تعجیل در این امر در حقیقت نصرت و یاری امام عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف است.

    امضاء



  5. Top | #214

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    دعا باعث تعجیل فرج و ترک آن باعث تأخیر در امر فرج می شود. در بعضی از روایات تصریح شده است که دعای مؤمنین در مورد فرج موجب تعجیل فرج می شود و ترک دعا برای فرج موجب تأخیر آن. از آن جمله، روایتی است که از شیخ جلیل، عیاشی از فضل بن ابی قره نقل شده است که گفت:

    امام صادق علیه السلام فرمودند: «خداوند به حضرت ابراهیم علیه السلام وحی فرمود که به زودی پسری برای تو از ساره متولد می شود. ساره گفت: من پیرزن ناتوان هستم. خداوند فرمود: به زودی فرزندی آورد و فرزندان آن پسر، تا چهارصد سال در دست دشمن گرفتار عذاب شوند به سبب آنکه کلام مرا رد نمودند. پس چون قوم بنی اسرائیل در دست فرعون مبتلا شدند، تا چهل روز به

    ص: 173

    درگاه خداوند ناله و گریه نمودند. حق تعالی به حضرت موسی و هارون علیهما السلام وحی فرستاد که ایشان را از چنگال فرعون نجات دهند و 170 سال از آن چهارصد سال باقیمانده بود که آن را بخشید.» آنگاه امام صادق علیه السلام فرمودند: «اگر شما هم اینگونه تضرع و زاری می کردید حق تعالی فرج ما را مقدر می فرمود و چون چنین نکنید، این امر به نهایت خود خواهد رسید».(1)

    امضاء



  6. Top | #215

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    همچنین حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند:

    «دعا کن و مگو که کار گذشته است و آنچه مقّدر شده همان شود (و دعا اثری ندارد)....»(2)

    مرحوم علّامه مجلسی رحمه الله در شرح روایت فوق می گوید:

    «... باید ایمان به بداء داشت و به اینکه خداوند سبحان هر روز در کاری است و هر چه خواهد محو کند و هر چه بخواهد ثبت کند و قضا و قدر مانع دعا نیستند، چون تغییر در لوح محفوظ ممکن است. گذشته از اینکه خود دعا نیز از اسباب قضا و قدر (است) و امر به دعا نیز از همان هاست.»(3)


    امضاء



  7. Top | #216

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    مؤلّف کتاب شریف مکیال المکارم با استناد به این روایت می گوید:

    «آنچه از روایات به دست می آید ظاهراً این است که وقت ظهور امام عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف از امور بدائیه است که امکان پس و پیش افتادنش

    ص: 174

    1- . تفسیر عیاشی، ج2، ص154- بحارالانوار، ج52، ص131
    2- . اصول کافی، ج4، ص213
    3- . اصول کافی، ترجمه و شرح محلاتی، ج4، ص 211
    هست.»(1)

    یعنی می توان با دعا نمودن، فرج و ظهور امام عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف را جلو انداخت و تشویق ائمه اطهار علیهم السلام به دعا نمودن برای تعجیل ظهور، بیانگر آن است که حصول فرج و فرا رسیدن دوران ظهور، دارای یک زمان صد درصد تعیین شده و تغییر ناپذیر نیست و اگر مردم به مسئله غیبت امام زمانشان و طولانی شدن این امر بی توجهی نموده و با دل های

    متحد و یکپارچه، فرج آن حضرت را از خداوند متعال نخواهند، خداوند ظهور آن بزرگوار را تا انتهایی که برای دوران غیبت در نظر گرفته است و ما از آن اطلاعی نداریم به تعویق خواهد انداخت و البته این نهایت نیز ممکن است هر لحظه فرا برسد.

    ص: 175

    1- . مکیال المکارم، ج1، ص347

    امضاء



  8. Top | #217

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    جای خالی دعا برای فرج در رساله های عملیه

    تا این زمان در هیچ رساله عملیۀ مراجع عظام، احکام این فریضه الهی (حکم دعا برای فرج) ذکر نشده است که امیدوارم این رساله مختصر سبب گردد که در رساله عملیه مراجع عظام این فریضه و احکام آن راه یابد، و مؤمنین و مؤمنات که از آن غافل بودند در عمل به احکام آن ارشاد شوند.

    شاید چنین تصور شود که ایراد به فقها خود یک نوع بی حرمتی و اسائه ادب نسبت به ساحت مقدس مراجع عظام باشد؟!! ولی ما در طی یک مقدمه بسیار کوتاه و مختصر این حقیقت را بیان می کنیم که پویایی فقه شیعه که در میان مذاهب و مسالک جهانی حرف اول را می زند وجه جواز نقد و انتقاد به بزرگان دین است، چون توانمندی و کارآمدی فقه شیعه در قبال انبوه نیازهای تمام نشدنی انسان ها همین امر یعنی انتقاد و اجتهاد است که عامل پویایی و بالندگی فقه در عرصه حیات فردی و جمعی انسان ها گردیده است.

    بدین جهت در هر زمان و مکان فقه شیعه تئوری واقعی و کامل در مظاهر زندگی از گهواره تا گور است که با احکام و برنامه های شگفت انگیز خود درصدد حفظ منافع مادی و معنوی انسان ها و پیشگیری از سقوط و انحطاط آن ها پی ریزی شده است. این روند موجب تحول و تغییر در احکام و سنتهایی است که مجتهدان به آن رسیده و فتوی می دهند و گستردگی و تنوع آن حاکی از

    ص: 176

    جوانب عمیق و ابعاد گسترده ی آن است. از این جهت اگر سؤال یا ایرادی به فقیهی گرفته شود نه از باب تحقیر یا منقصت وارد کردن به آن فقیه والا مقام می باشد، بلکه درصدد اصلاح فتوی و یافتن راهی شرعی برای زندگی مسالمت آمیز دینی می باشد، زیرا فقها از دایره عصمت ائمه اطهار علیه السلام خارج هستند و احتمال نسیان و خطا در آنان هست.

    امضاء



  9. Top | #218

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پر واضح است که احکام فقه در مرتبه اول انحصار در افعال مکلفین دارد و سپس در مقام تبیین احکام پیرامون اشخاص و اشیاء می باشد.

    با روشن شدن این مقدمه ای که عرض کردیم جای سؤال از فقهای عظام پیش می آید که دانش فقه که تأمین کننده همه نیازها در عرصه های فردی و جمعی انسان ها است و در این راستا تنظیم شده، چگونه به امر ظهور امام زمان علیه السلام و راه های زمینه سازی آن نپرداخته و در رساله های توضیح المسائل فقهی هیچ اشاره ای به احکام انتظار که سرآمد آن دعا برای فرج است نشده است؟!!!

    و حال آنکه بزرگترین امری که در حیات فردی و اجتماعی انسان ها تأثیرگذار است و باید به آن اندیشید و احکام آن را بیان کرد مسئله ظهور مهدی موعود علیه السلام و انتظار آن امام همام است!!!

    سوق دادن و توجه دادن اقشار مردم به امر ظهورمهدی موعود علیه السلام بزرگترین تکلیف شرعی می باشد که عقل و نقل بر آن حاکم است، و این امر بر عهده علما و مراجع دینی است، چنانکه امام هادی علیه السلام می فرمایند:

    ص: 177

    «لو لا من یبقى بعد غیبة قائمنا من العلماء الداعین إلیه و الدالین علیه و الذابین عن دینه بحجج الله و المنقذین لضعفاء عباد الله من شباك إبلیس و مردته و من فخاخ النواصب لما بقی أحد إلا ارتد عن دین الله و لكنهم الذین یمسكون أزمة قلوب ضعفاء الشیعة كما یمسك صاحب السفینة سكانها أولئك هم الأفضلون عند الله عز و جل»(1)

    یعنی: «اگر بعد از غیبت قائم ما، علما و دانشمندانی نبودند که به سوی او دعوت کنند و دلالت و رهنمون شوند و از دین او دفاع نمایند و بندگان ناتوان را از دام های شیطان و مریدهای او برهانند و از دام های ناصبی ها نجات دهند، هیچ کس باقی نمی ماند جز این که از دین خدا مرتد می گشت. ولی علما، رهبری و مدیریت دل های ناتوانان شیعه را عهده دار می شوند، هم چنان که ملوان ها زمام کشتی را به دست می گیرند وسرنشین های آن را حفظ می کنند. این علما نزد خداوند عزوجل، برترین هستند.»
    امضاء



  10. Top | #219

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    و چنانکه خدای تعالی در حدیثی به حضرت موسی کلیم الله امر می نماید که مردمی را که راه را گم کرده اند به سوی امام زمانشان سوق دهد تا با معرفت به او و عمل به شریعت به خدای تعالی مقرب گردند، و آن حدیث این است که امام حسن عسکری علیه السلام از امام الساجدین علیه السلام نقل فرموده اند:

    خداوند متعال به موسی علیه السلام وحی کرد: «ای موسی مرا نزد آفریدگانم محبوب گردان و آنها را هم محبوب من کن.»

    ص: 178

    1- .بحارالانوار، ج52، ص6
    موسی علیه السلام پرسید: «برای انجام این امر چه کنم؟»

    خداوند متعال فرمود: «نعمتهای مرا به یاد آنها بیاور تا مرا دوست بدارند. پس اگر یک بندۀ فراری از درگاه من یا کسی را که درگاه مرا گم کرده به من بازگردانی، برای تو بهتر است از این که صد سال عبادت کنی به طوری که روزها روزه بگیری و شب ها به عبادت بایستی.»

    موسی علیه السلام عرض کرد: «بنده فراری از تو کیست؟»

    خداوند تعالی فرمود: «شخص معصیت کار سرکش.»

    موسی علیه السلام پرسید: «کسی که درگاه تو را گم کرده است، کیست؟»

    خداوند متعال پاسخ فرمود:

    «الجاهل بإمام زمانه تعرفه و الغائب عنه بعد ما عرفه الجاهل بشریعة دینه تعرفه شریعته و ما یعبد به ربه و یتوصل به إلى مرضاته»(1)

    یعنی: «کسی که امام زمانش را نمی شناسد و بعد از شناختنش از او غائب است، کسی که به آیین دین خود آگاه نیست، شریعتش را و راه بندگی پروردگارش را به او یاد بدهی و طریق جلب رضایت خدا را به او بیاموزی.»

    ولی متأسفانه این تکلیف مهم و غیر قابل انکار، به فراموشی سپرده شده و در دروس فقهی به آن متعرض نگردیده و در رساله های عملیۀ مراجع نیز از آن یاد نشده، لذا جای دارد فقهای عظام برای توجه دادن به امر ظهور امام زمان علیه السلام مقلدین خود را به این فریضه الهی یعنی "انتظار و دعا برای فرج "

    ص: 179

    1- .بحارالانوار، ج2، ص4
    دعوت کنند و در رساله های عملیه خود با شفافیت کامل، احکام متعدد آن را یاد کنند.

    امضاء



  11. Top | #220

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بر خود لازم می بینم برای دفع شبهات دشمن و شیاطین باز عرضه بدارم که هیچ قصدی بر ایراد و یا انتقاد غیر صحیح بر هیچ یک از مراجع عظام ندارم، فقط عرضه می دارم چه نیکو بود که مراجع عظام احکام "انتظار و دعا برای فرج" را نیز در رساله های عملیه خود می آوردند تا مردم و مقلدین خود را متوجه آن امام همام گردانند و همگی، مقلَّد و مقلِّد درصدد زمینه سازی ظهور موفور السرور آن امام مهربان برآییم.

    روزی یکی از علمای بنام به من فرمود: با این بیان، شما بار تکلیف را بیشتر می کنید و تکلیفی بر تکالیف وجوبی مردم می افزایید و حال آنکه باید تا می شود تکلیف را آسان گرفت و تکلیفی از تکالیف را از دوش مردم برداشت.

    گفتم: اولاً اگر برای شما ثابت شود این تکلیف "وجوب دعا برای فرج" واجب بوده چگونه می شود آن را ساقط کرد؟!

    ثانیاً جمله "اللّهم عجل لولیک الفرج" چه تکلیف شاقی است که ما باید درصدد رفع آن باشیم؟!!

    آن عالم گفت: چرا علمای گذشته از این تکلیف وجوبی در رساله های عملیه خود چیزی نفرموده اند؟!!

    گفتم: اولاً چه بسا آن بزرگواران گفته و نوشته باشند ولی بدست ما نرسیده

    ص: 180

    است و ثانیاً یا اینکه شفاهاً در محافل و مجالسشان به مقلدین خود می رساندند ولی به ما نرسیده است، چنانکه فرموده اند: «عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود» و ثالثاً بسیاری از بزرگان این تکلیف الهی "وجوب دعا برای فرج" را در رساله

    ها و کتابهایشان آورده اند مثل سید بن طاووس، صاحب مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم و مرحوم آیت الله شیخ محمد باقر فقیه ایمانی و فقیه نامدار آیت الله سید محمد هادی میلانی و و و... .

    رابعاً اگر فقهای گذشته تکلیفی را به هر جهت و علتی بیان نکرده اند دلیل نمی شود که ما هم آن تکلیف و موضوع را بررسی نکنیم و حکم وجوبی آن را بیان ننماییم، به عبارت دیگر آیا چون فقهای گذشته اجتهاد نکردند ما نیز نباید اجتهاد کنیم؟!! این گفتار شما خلاف پویایی فقه شیعه می باشد زیرا ما باید هر موضوع و تکلیفی را مورد بررسی قرار دهیم و از ادله اربعه (کتاب، سنت، عقل، اجماع) حکم آن را بیابیم و این امر خود یکی از مهم ترین تکالیف یک فقیه و مجتهد است که از جمله آن، حکم "دعا برای فرج" است که از افعال و تکالیف مؤمنین می باشد و باید حکم آن را از ادله اربعه بیان نمود.

    خامساً بنا به فرموده شما حال به هر عنوانی فقها و علمای گذشته در کتابها و رساله های عملیه خود نیاورده باشند، وظیفه ماست که آن را مطرح نموده و تقاضا نماییم نظر خود را بابت حکم آن بیان نمایند تا بدین صورت از مسئله و حکمی که غفلت شده پرده برداریم تا در کتب فقهیشان راه یابد و مقلدین آنان به این موضوع و تکلیف بسیار مهم پی ببرند و برای اقامه آن قیام نمایند که

    ص: 181

    خود در امر زمینه سازی ظهور و فرج حضرت بقیة الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداء بسیار تأثیرگذار می باشد.

    امضاء



صفحه 22 از 23 نخستنخست ... 12181920212223 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi