صفحه 21 از 26 نخستنخست ... 11171819202122232425 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 201 تا 210 , از مجموع 253

موضوع: انسان از مرگ تا برزخ

  1. Top | #201

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,559
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,657
    مورد تشکر
    206,252 در 64,529
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    نعمت ها افزايش مى يابد

    دنيا دار تكليف ، برزخ و قيامت ، دار پاداش و كيفر، و مرگ حد فاصل بين اين دو است . با فرا رسيدن مرگ ، مرحله سعى و كوشش و عمل پايان مى يابد.
    آدمى بعد از مرگ از كار و كوشش باز مى ماند و قدرت فعاليت هاى خوب و بد از وى سلب مى شود. از اين رو پس از مرگ ، هيچ كس قادر نيست عملا وضع موجود خويش را دگرگون سازد و در پرونده اعمال خود تغيير و تحولى به وجود آورد.
    حضرت على عليه السلام مى فرمايد: كسانى كه از دنيا رفته ام ، نه قادراند. هيچ يك از زشتى هايى را كه مرتكب شده اند از خود بگردانند و نه مى توانند به اعمال نيك خويش فزونى بخشند.(٢٤٧)
    ولى تا هنگامى كه قيامت بر پا نشده است رابطه برزخيان كم و بيش با كسانى كه در دنيا هستند بر قرار مى باشد. ممكن است بر اثر پاره اى از عوامل و شرائط نعمت هاى بعضى از افراد متنعم ، در عالم برزخ افزايش ‍ يابد يا به مقامات بالاترى نائل گردد.
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-12-2025 در ساعت 22:16
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #202

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,559
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,657
    مورد تشکر
    206,252 در 64,529
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    از باب نمونه ، شخص بزرگ و خير خواهى تصميم مى گيرد براى بيماران و مجروحان و مصدومان و براى معالجه آنان بيمارستانى بسازد و مقدارى از مال خود يا همه آن را در اين راه صرف كند، بيماران به آن بيمارستان مراجعه مى كنند و معالجه مى شوند. ممكن است اين عمل دهان به دهان به شهرهاى ديگر برسد و افراد خير خواه ديگرى هم ، چنين كارى را انجام دهند و در هر شهرى بيمارستانى ساخته شود و صدها و هزاران بيمار در آن ها معالجه شوند و از مرگ نجات پيدا كند و صدها سال آن بيمارستان ها بر پا باشد.
    به موجب رواياتى كه از اولياء خدا رسيده است . هر كسى كه سنت خوبى را در جامعه پايه گذارى كند سپس ديگران از وى پيروى نمايند هر بار كه آن سيره و سنت ، مورد عمل پيروان قرار گيرد مؤ سس و پايه گذار آن ، خواه مرده باشد يا زنده ، در پيشگاه الهى از پاداش برخوردار مى گردد و به نعمت جديدى دست مى يابد و ثواب ساختن بيمارستان ها و مراجعين به آنها، لحظه به لحظه در نامه اعمال آن ها نوشته مى شود.
    حضرت امام حسين عليه السلام از جدش نبى اكرم اسلام صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرده است كه فرمود: هر كس سيره و روش خوبى را در جامعه بنيان گذارد، اجر آن و اجر كسانى كه تا قيامت به آن سيره عمل مى كنند براى او خواهد بود بدون آنكه از اجر عاملين به آن ، چيزى كاسته شود.(٢٤٨)
    و حضرت امام صادق عليه السلام فرموده است : پس از آن كه آدمى از دنيا مى رود، اجرى عابدش نمى گردد مگر از سه راه ، صدقه اى كه آن را در ايام حيات خود، به جريان انداخته ، پس از مرگش تا قيامت باقى باشد. مانند( موقوفانى كه ارث بوده نمى شود). يا سنت خوبى كه پايه گذارى نموده و بعد از او مورد عمل ديگران قرار گيرد يا فرزند صالحى كه وى را به شايستگى تربيت كرده و بارى او استغفار نمايد.(٢٤٩)

    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  4. Top | #203

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,559
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,657
    مورد تشکر
    206,252 در 64,529
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    فصل پنجم : عذاب هاى برزخى مجرمان

    مقدمه

    تذكر اين مطلب است كه غير از امام معصوم تمام انسان ها مرتكب گناه مى شوند بعضى كم گناه مى كنند و بعضى زياد، بعضى از گناهان كبيره است ، و بعضى صغيره ، بعضى در همين دنيا قابل عفو و بخشش است و بعضى در آخرت ، كيفر گناهكاران گاهى موقت است و گاهى دائم .
    عذاب افراد مجرم و گناهكار در دو مرحله انجام مى گيرد، يك مرحله در عالم برزخ است و مرحله ديگر در قيامت .
    چون بحث در رابطه با عالم برزخ است از عذاب هاى آخرتى صرف نظر مى كنيم و به عذاب هاى مجرمان در عالم برزخ مى پردازيم . شايد براى جنايت كاران عبرتى باشد.
    عذاب برزخى بعضى از افراد مجرم و گنهكار از اين قرار است .

    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 07-12-2025 در ساعت 22:46
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  5. Top | #204

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,559
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,657
    مورد تشکر
    206,252 در 64,529
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    عذاب برزخى قابيل

    قابيل يكى از فرزندان آدم و اولين قاتل روى زمين است . او در برابر گناهانى كه انجام داده است هم در برزخ و هم در قيامت عذاب مى شود در اين جا يكى از عذاب هاى برزخى او را بيان مى كنم .
    وارد شده است : روزى مردى وارد مجلس حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله و سلم شد و اظهار وحشت كرد كه چيز عجيبى ديده ام . حضرت فرمود: چه ديده اى ؟ عرض كرد: زنم سخت مريض شد. گفتند: اگر از چاهى كه در ((برهوت )) است آب بياورى و او استفاده كند خوب مى شود (بعضى امراض جلدى با آب معدنى معالجه مى شوند و آن چاهى هم كه در آن جا بوده آب معدنى داشته است ).
    با خودم مشك و قدحى برداشتم كه از قدح آب در مشك بريزم . در آن سرزمين رفتم صحراى وحشت ناكى را ديدم ، با اين كه خيلى ترسيدم ولى مقاومت كردم و براى آوردن آب در جستجوى چاه بودم . ناگهان از سمت بالا چيزى مانند زنجير صدا كرد و پائين آمد. وقتى توجه كردم ديدم شخصى مى گويد: مرا سيراب كن و هلاك شدم .
    وقتى سر خود را بلند كردم كه قدح آب را به او بدهم ، ديدم مردى است كه زنجيرى به گردن او بسته است . وقتى خواستم آبش دهم او را به طرف بالا تا نزديك خورشيد كشاندند. دو مرتبه خواستم مشك را آب كنم ديدم پائين آمد و اظهار عطش مى كرد. خواستم ظرف آبى به او دهم باز او را به طرف بالا كشيدند و تا نزديك خورشيد بردند.
    باز پائين آمد و آب خواست . هنوز آب را به او نداده بودم كه مرتبه سوم هم ، او را به طرف آسمان كشيدند. از اين قضيه ترسيدم و بعد از آن سر مشك را بستم و به او آب ندادم . اكنون خدمت شما آمدم ببينم آن مرد چه كسى بوده است و داستان او چيست ؟
    حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرموده : آن بدبخت قابيل بود كه برادرش هابيل را (به جهت زن يا خلافت و جانشينى پدر) گشت و او تا روز قيامت همين جا و به همين طريق در عذاب است تا در آخرت به جهنم و عذاب دائمى خود برسد.
    قرآن مجيد، درباره آن جنايت كار بزرگ و بيدادگرى كه از نفس سركش و چموش او سرچشمه گرفته و عذاب وجدان و مجازات الهى و نام ننگين كه تا روز قيامت براى او باقى مانده است چنين مى فرمايد:
    فطوعت له نفسه قتل اخيه فاصبح من الخاسرين (٢٥٠)
    ((نفس سركش (قابيل ) تدريجا او را مصمم به كشتن برادر كرد، او را كشت و از زيانكاران شد)).
    چه زيانى از اين بالاتر كه در سه زمان سه عذاب بر او وارد شود، يكى عذاب وجدان . دوم عذاب برزخى . سوم عذاب ها و مجازات هاى الهى كه از روز قيامت شروع مى شود و هيچ وقت تخفيف پيدا نمى كند و در حالى كه عذاب آخرتى او چندين برابر عذاب برزخى خواهد بود.



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  6. Top | #205

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,559
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,657
    مورد تشکر
    206,252 در 64,529
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    عذاب برزخى قاضى

    از جمله كسانى بعد از مرگ عذاب برزخى خود را مى بينند قاضيانى هستند كه خيانت مى كنند و حق را به حق دار نمى دهند يا مايل نيستند حق به حق دار برسد به يك نمونه از آن توجه كنيد.
    امام باقر عليه السلام فرمود: در بنى اسرائيل يك نفر قاضى كه بر اساس ‍ حق بين مردم قضاوت مى كرد، لحظات پايان عمرش فرا رسيد. به همسرش گفت : ((وقتى از دنيا رفتم مرا غسل بده و كفن كن و جنازه ام را بر روى تابوت بگذار و چهره ام را بپوشان )) (تا مردم باخبر شوند و جنازه ام را به خاك سپارند.)
    وقتى قاضى از دنيا رفت ، همسرش طبق وصيت او عمل كرد، پس از مدتى روپوش را از چهره قاضى عقب زد تا به صورت او نگاه كند، ناگاه ديد كرمى بينى شوهرش را مانند قيچى پاره كرد (و خورده است ) با ديدن اين منظره بسيار وحشت كرد و از اين پيش آمد تعجب نمود!؟
    هنگامى كه شب فرا رسيد، زن در بستر خود خوابيد. قاضى در عالم خواب نزد همسرش آمد و گفت : ((با ديدن آن منظره وحشت كردى و ناراحت شدى ؟)) گفت : آرى .
    قاضى گفت : موقعى كه زنده بودم روزى بر مسند قضاوت نشسته بودم ، ديدم برادرت با يك نفر براى مرافعه به سوى من مى آيند (در قلبم ) گفتم : خدايا! حق را با برادر زنم قرار بده تا در اين دادگاه طرف مرافعه اش ‍ محكوم گردد و من در مقابل او شرمنده نشوم .
    آن دو نفر آمدند و در محكمه كنار من نشستند و مشغول مرافعه شدند، حرف هاى خود را مطرح كردند و من گوش مى دادم .
    بعد از شنيدن حرف هاى طرفين به يقين دريافتم كه حق با برادر تو است . من هم به نفع برادرت قضاوت كردم و حق را به او دادم .
    آن كرمى را كه ديدى بينى مرا پاره كرده و خورده است (گوشه اى از عذاب برزخى مى باشد كه به چشم تو آمد) علتش اين بود كه مايل بودم حق با برادرت باشد.
    گر چه حق با او بود، ولى نبايد قبل از ثابت شدن حق ، چيزى فكرى را در مغز خود راه مى دادم .
    آن چه را كه ديدى مربوط به برادرت و تمايل من نسبت به حاكميت او و محكوم بودن طرفش بود.(٢٥١)
    (واى به حال آن قاضى هايى كه حق را مى دانند و براى غرض هاى شخصى يا غير شخصى به خلاف حق قضاوت مى كنند و با علم به آن ، صاحب حق را محكوم و ناحق را حاكم مى گردانند، آنان در عالم برزخ و قيامت به چه عذابى گرفتار شوند خدا مى داد.)

    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  7. Top | #206

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,559
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,657
    مورد تشکر
    206,252 در 64,529
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    عذاب برزخى خسروپرويز

    يكى از پادشاهان ظالمى كه در برابر ظلم ها و بى عدالتى هايى كه در دنيا انجام داده بود به عذاب برزخى خود رسيد خسروپرويز است .
    ابورواحه انصارى از مغزى نقل كرده است كه او گفت : در جنگ نهروان در ركاب امير المؤ منين عليه السلام بودم . بعد از پايان جنگ جمجمه پوسيده اى را مشاهده كرديم حضرت با تازيانه خود آن را حركت داد و فرمود: او را بياوريد. سپس به او فرمود: چه كسى هستى ؟ با فقرايى يا از اغنياء؟ از سعادت مندانى يا از شقاوت مندان ؟
    جمجمه با زبان فصيح گفت : پادشاه ظالم ، خسرو پرويز هستم كه شرق و غرب عالم را متصرف شدم . هزار پادشاه را به قتل رساندم و مملكت آن ها را تصرف كردم ، به مردم مظلوم و بى پناه آن كشورها ظلم و ستم نمودم ، پنجاه شهر بنا كردم و هزار غلام تركى و ارمنى خريدم ، دختران زيادى را بى آبرو نمودم و دختران پادشاهان را به ازدواج خود درآوردم .
    وقتى عمرم به پايان رسيد و ملك الموت براى قبض روح من آمد گفت : اى ظالم و اى طاغى ! با خداى خود مخالفت كردى . در اين بين تمام اعضاء و جوارح من لرزيد. وقتى مرا قبض روح كرد تمام روى زمين از ظلم من راحت شدند، ولى من تا روز قيامت در عذاب هستم و خداوند هزاران ملائكه غضب را بر من موكل كرده كه به دست هر كدام گرزهاى آتشينى است . اگر يكى از آن ها با بر كوه هاى عالم بزنند تمام از هم مى پاشند و آب مى شوند. هر وقت يكى از آن ها را بر من مى زنند قبرم آتش مى گيرد. خداوند مرا به واسطه ظلمى كه بر بندگان خدا كرده ام تا روز قيامت عذاب مى كند و به عدد هر موئى كه در بدن دارم مارها و عقربها بر من مسلط شده اند و مرا نيش مى زنند و مى گويند. اين جزاى ظلمى است كه كرده اى . بعد از آن جمجمه ساكت شد و تمام لشگريان على گريه كردند و بر سر خود مى زدند.(٢٥٢)

    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 16-12-2025 در ساعت 22:48
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  8. Top | #207

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,559
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,657
    مورد تشکر
    206,252 در 64,529
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    عذاب برزخى ابابكر و عمر


    كسانى كه اولين بار به اهل بيت پيامبر اسلام عليه السلام ظلم كردند و به عذاب برزخى دچار شدند ابابكر و عمر بودند.
    عبدالله بن بكر جانى گفت : روزى با امام صادق عليه السلام از مدينه به سوى مكه مى رفتيم ، در مكانى كه او را ((عسفان )) مى ناميدند پياده شد و بعد از آن به سوى كوه سياهى كه در جانب چپ قرار داشت رفتيم و آن كوهى هول ناك بود. عرض كردم : يا بن رسول الله عليه السلام اين كوه چقدر وحشت ناك است . در مسير اين راه كوهى بيمناك تر و پر وحشت تر از آن نديدم .
    حضرت فرمود: اى پسر بكر! آيا مى دانى اين چه كوهى مى باشد؟ اين كوهى است كه آن را ((كمد)) گويند و بر يكى از وادى هاى دوزخ قرار گرفته است كه خداوند (ارواح ) قاتلين پدرم حسين عليه السلام را در آن زندانى كرده است و از زير آن چندين آب خارج مى شود، چركابى از غسلين (كثافات ) و از صديد (خوناب )، از حميم (آب هاى تيره و آلوده جوشان ) و آن چه از طينت خبال (آبى كه از قرجهاى زنان بدكاره ) بيرون آيد و آن چه از لظى (زبانه هاى آتش ) خارج شود و از حطمه (آتش هاى در هم شكننده ) و از سقر كه يكى از بدترين دركات جهنم است واز جهيم كه آن آتش گداخته است و از هاويه كه نام دركى از دركات دوزخ است و از سعير كه آن آتش افروخته اى است ، اين ها همه از زير اين كوه بيرون مى آيد كه نصيب ظالمان و قاتلان حسين عليه السلام است .
    بعد فرمود: تاكنون در اين راه بدين كوه گذر نكرده ام و نه ايستاده ام جز اين كه ديدم آن دو تن (ابابكر و عمر) استغانه و زارى مى كنند و من به كشندگان پدرم حسين نظر مى افكنم و به اين دو نفر مى گويم : مردم در روز عاشورا به اين كار اقدام نكردند مگر بر اساس كارى كه به دست شما تاءسيس گرديد. چون (خلافت را غضب نموديد) رحم نكرديد، ما را كشتيد و محروم ساختيد و حقوقمان را پايمال نموديد، استبداد. به خرج داديد در حالى كه ما به انجام وظيفه خود آشنا بوديم ولى شما به ما راه نداديد. خدا رحم نكند كسى را كه بر شما رحم كند، بچشيد عقوبت آن چه را كه انجام داده ايد، و خداوند بر بندگانش ستم نخواهد كرد. (٢٥٣)
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. Top | #208

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,559
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,657
    مورد تشکر
    206,252 در 64,529
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    عذاب برزخى عمر

    اصبغ بن نباته كه يكى از شيعيان على عليه السلام بوده نقل مى كند: روزى در خدمت مولايم امير المؤ منين عليه السلام بودم كه عده اى از اصحاب ، از جمله ابوموسى اشعرى و عبدالله بن مسعود و انس بن مالك و ابوهريره و معيرة بن شعبه و خذيفة يمانى داخل شدند و عرض كردند: يا امير المؤ منين ! از معجزاتى كه خداوند مخصوص تو قرار داده است بعضى از آن را به ما هم نشان بده . فرمود: قصد شما ديدن معجزه نيست و نمى خواهيد حقيقت برايتان آشكارا شود. ولى براى اين كه امام حجت باشد و در قيامت عذرى براى عذاب خود نداشته باشيد چند معجزه را به شما نشان مى دهم .
    سپس فرمود: به نام خدا و بركات او بلند شويد و حركت كنيد. همه با آن حضرت حركت كردند تا به صحرا، و آن جايى كه قصدشان بود رسيدند.
    بعد فرمود: اى ملائكه خدا! همين الان رئيس شياطين و فرعون فرعون ها (عمر را) پيش من آوريد.
    اصبغ گفت : به خدا قسم ! به كمتر از چشم بهم زدنى او را حاضر كردند و صداى غل و زنجيرى را كه روى زمين مى كشيد با گوش خود شنيديم در حالى كه چشم ما طاقت ديدن ملائكه و گوش ما طاقت شنيدن صداى غل و زنجيرى كه بهم مى خورد و روى زمين مى كشيد رانداشت . در اين هنگام باد عظيمى وزيد كه همه ما وحشت كرديم .
    ملائكه عرض كردند: يا اميرالمؤ منين ! و اى خليفه خدا! لعن و عذاب او را زياد گردان . بعد او را كشان كشان آوردند و در پيش روى آن حضرت قرار دادند. فرمود:
    و اويلا از آن ظلمى كه به آل محمد روا داشتى ، و اويلا از آن جرئت و جسارتى كه به آنان كردى .
    عرض كرد: اى مولا من ! بر من رحم كن ؛ زيرا طاقت اين همه عذاب و شكنجه را ندارم (در حالى كه هر روز هم به آن اضافه مى شود).
    حضرت على فرمود: خدا ترا رحم نكند و از گناه و كردار زشت تو در نگذرد. اى شخص پليد، اى خبيث تر از همه خبيثان ، اى شيطان پست .
    بعد از آن متوجه ما شد و فرمود: آيا او را شناختيد؟ قيافه و اسم او را دانستيد؟ عرض كرديم : بلى ، يا امير المؤ منين .
    فرمود: شما هم از او سئوال كنيد تا خود را بهتر معرفى كند. گفتيم : چه كسى هستى ؟ در جواب گفت : ابليس ابليسان و رئيس شيطان ها و فرعون اين امت (عمر) هستم ، كسى كه حق على را منكر شدم ، كسى كه به او و اهل بيتش ظلم و ستم روا داشتم ، كسى كه آيات و معجزات او را ديدم و انكار كردم .
    سپس آن حضرت فرمود: اى جمعيت ! چشم هاى خود را ببنديد. وقتى چشم هاى خود را بستيم آن حضرت آهسته كلامى فرمود. آن را نفهميديم ناگهان متوجه شديم مكه در جاى اوليه خود مى باشيم . (٢٥٤)
    نيز از سلمان فارسى نقل شده است : روزى امير المؤ منين عليه السلام به من فرمود: اى سلمان ! آيا دوست دارى رفيقت را ببينى ؟ عرض كردم : بلى يا امير المؤ منين ! آن حضرت لب هاى خود را حركت داد ناگهان ديدم ملائكه غلاظ و شداد فردى را مى آوردند در حالى كه زنجيرهايى از آن در گردنش بود و آتش از بينى او بيرون مى آمد و سرش به سوى آسمان بلند و دود او را احاطه كرده بود.
    با اين حال ملائكه او را از عقب مى زدند و زبانش در اثر شدت تشنگى از پشت سرش بيرون آمده بود.
    وقتى نزديك ما آمدند به من فرمود: اى سلمان ! آيا او را مى شناسى ؟ نظر كردم ديدم ((عمر)) است . فرياد مى زد و مى گفت : يا اميرالمؤ منين ! به فريادم برس ، معذب و تشنه ام .
    فرمود: اى ملائكه ! عذاب او را زياد كنيد. سلمان گفت : ديدم زنجيرها اضافه شد و ملائكه او را با خوارى و ذلت گرفتند و مشغول عذاب او شدند. سپس فرمود: اى سلمان ! اين شخص عمر بن خطاب است ، از وقتى كه از دنيا رفته است روزى نشده كه بر عذاب او افزوده نشود، هر روز او را به من عرضه مى دارند. به آنها مى گويم عذاب او را زياد كنيد، آن ها هم عذابش را تا روز قيامت زياد مى كنند.(٢٥٥)
    ------------------------------------------
    پاورقى ها:
    ٢٢٦-لئالى ، ج ٤، ص ٢٦٤.
    ٢٢٧-بحار، ج ٦، ص ١٢٠.
    ٢٢٨-لئالى الاخبار، ج ٤، ص ٢٦٩.
    ٢٢٩-لئالى الاخبار، ج ٤، ص ٢٦٩.
    ٢٣٠-ده يك بگير، ماليات بگير.
    ٢٣١-آهنگر.
    ٢٣٢-مفاتيح بعد از زيارت عاشورا و دعاى آن .
    ٢٣٣-بحار، ج ٧، ص ٢٤٨.
    ٢٣٤-برزخ دستغيب ، ص ١٣٣.
    ٢٣٥-برزخ دستغيب ، ص ١٣٣.
    ٢٣٦-الانسان ، ص ١٥٦، نقل از انوار نعمانيه ، ص ٤٥٦.
    ٢٣٧-الانسان ، ص ١٥٦.
    ٢٣٨-نام محلى است بين كوفه و نجف .
    ٢٣٩-انوار نعمانيه ، ص ١٥٥.
    ٢٤٠-فرقان آيه ٧٠.
    ٢٤١- رعد، آيه ٣٨.
    ٢٤٢-ابراهيم ، آيه ٤٧.
    ٢٤٣-انبياء، آيه ١٠٣.
    ٢٤٤-جامع ، ص ٢٣٧.
    ٢٤٥-لئالى الاخبار، ج ٤، ص ٦.
    ٢٤٦-لئالى ، ج ٥، ص ١٠٧، و دار السلام ، ج ١، ص ٥٣.
    ٢٤٧-نهج البلاغه سه جلدى ، ناصر مكارم ، ج ٢، ص ٢٧٦.
    ٢٤٨-تحف العقول ، ص ٢٤٣.
    ٢٤٩-خصال ، ص ١٥١.
    ٢٥٠-سوره مائده ، آيه ٣٠.
    ٢٥١-فروع كافى ، جلد، ص ٤١٠.
    ٢٥٢-لثالى الاخبار، ج ٥، ص ١٧٨.
    ٢٥٣-عقاب الاعمال ، ص ٤٨٦.
    ٢٥٤-بحار الانوار، ج ٤٢، ٥٣.
    ٢٥٥-لثالى الاخبار، ج ٥، ٤٩.
    ۷
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 17-12-2025 در ساعت 21:39
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  10. Top | #209

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,559
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,657
    مورد تشکر
    206,252 در 64,529
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    عذاب برزخى ابن ملجم

    يكى از شقاوت مندترين عالم كه امام بر حق خود را به شهادت رساند و در برابر اعمال ننگينش به عذاب هاى گوناگون برزخى رسيد عبدالرحمان بن ملجم مرادى است .
    از ابوالقاسم بن محمد روايت شده است كه گفت : در مسجد الحرام جماعتى را در مقابل مقام ابراهيم ديدم اجتماع كرده اند. گفتم : اين اجتماع براى چيست ؟ در جواب گفتند: راهبى مسلمان شده است ، به مكه آمده و از داستان عجيبى خبر مى دهد.
    پيش رفتم پيرمردى عظيم الجثه و بزرگ ، پشمينه پوش با كلاهى از پشم را ديدم نشسته بود و مى گفت : كنار دريا ميان صومه خود مشغول عبادت بودم . روزى به دريا نگاه كردم ديدم ، مرغى بزرگ مانند كركس آمد و بر فراز سنگى نشست و يك چهام از بدن مردى را قى كرد و رفت . باز آمد و يك چهارم ديگر او را قى كرد تا چهار مرتبه اعضاى آن مرد را قى كرد. پس آن مرد، انسان كاملى شد و برخاست .
    من از ديدن اين قضيه در تعجب شدم ! باز ديدم همان مرغ آمد و يك ربع او را بلعيد و رفت و بدين طريق در چهار مرتبه او را بلعيد و رفت ؟! در حيرت شدم كه اين چيست و اين مرد كيست ؟ اعمال و افعال او چه بوده است ؟ تاسف خوردم كه چرا از وى نپرسيدم و از قضيه او سئوال نكردم .
    روز دوم نيز آمد و در چهار مرتبه هر دفعه يك چهارم او را قى كرد. در اين مرتبه وقتى اعضاى او كامل شد. از صومعه بيرون دويدم و او را به خدا سوگند دادم و گفتم : اى مرد! كيستى ؟ جوابم را نداد. باز گفتم : به حق آن كسى كه تو را آفريده است سوگند مى دهم بگو چه كسى هستس و چه كاره بوده اى ؟ قضيه تو با اين مرغ چيست ؟ در جواب گفت : ((عبدالرحمان بن ملم مرادى )) هستم و على بن ابيطالب عليه السلام را كشته ام . خداوند اين مرغ را بر من گماشته است كه هر روز مرا بدين گونه كه ديدى عذاب كند. از او پرسيدم : على بن ابيطالب كيست ؟ گفت : پسر عموى حضرت محمد عليه السلام و وصى اوست . وقتى آن ها را شناختم مسلمان شدم و اكنون به حج خانه خدا و زيارت حضرت رسول عليه السلام مشرف شده ام . (٢٥٦)
    در احوال حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام نقل شده است : اهل كوفه بعد از به درك فرستادن ابن ملجم مرادى استخوانهاى او را در گودالى انداختند. تا مدتى مردم صداى ضجه و ناله از استخوانهاى او را مى شنيدند.(٢٥٧)
    چرا چنين نباشد؟ آن شقى و بدبخت ، بزرگترين جنايت را مرتكب شد و جزاى خود را هم ديد. او هنوز به درك واصل نشده بود كه به آتش قهر و قضب مردم سوخت .
    نقل شده است بعد از شهادت على عليه السلام : عبدالله بن جعفر گفت : ابن ملجم را به من واگذاريد. سپس دستور داد ميخى را داخل آتش گذاشتند، وقتى سرخ شد به داخل چشمهاى او كشيدند و با آن ميخ سرخ شده چشمهاى او را سرمه كردند، بعد از آن دست و پاى او را قطع كردند، سپس زبانش را بريدند و او را به آتش سوزاندند.
    اين عذاب دنيايى او بود و عذاب برزخى او را هم شنيدى ، عذاب آخرتى را هم خدا مى داند كه چگونه بايد او را در آتش قهر و غضب خود بسوزاند.

    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  11. Top | #210

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,559
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,657
    مورد تشکر
    206,252 در 64,529
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    عذاب برزخى منكرين ولايت

    كسانى كه منكر ولايت و امانت اميرالمؤ منين عليه السلام و اولادش ‍ باشند، هم در دنيا و هم در عالم برزخ و هم در قيامت مسخ مى شوند و به صورت ((سوسمار)) و ((ماهى جرى )) در مى آيند. چند نمونه از آنها را متذكر مى شويم .
    ١ - اصبغ بن نباته روايت كرده است : جمعى از منافقين نزد حضرت على عليه السلام آمدند و عرض كردند: شما مى گوييد: ((ماهى جرى )) مسخ شده و حرام است ؟ فرمود: آرى .
    عرض كردند: دليلش را براى ما بيان كن . آن حضرت (در حالى كه جمعيت با ايشان بودند) نزد فرات آمد و صدا زد اناس ، اناس ، ((جرى ماهى )) از داخل آب جواب داد: ((لبيك )). فرمود: كيستى ؟
    گفت : از اشخاص هستم كه ولايت ترا بر ما عرضه كردند نپذيرفتم و مسخ شديم . بعد گفت : يا على ! در ميان كسانى كه الان با شما هستند اشخاصى مى باشند كه مانند ما مسخ مى شوند و به سرنوشت ما مبتلا مى گردند.
    سپس گفت : ما اهل قريه اى در كنار دريا بوديم . خداوند، ولايت ترا بر ما عرضه داشت نپذيرفتيم و به اين علت مسخمان كرد. بعضى در دريا و بعضى در خشكى به سر مى بريم . آنها كه در خشكى هستند به شكل ((سوسمار و موش صحرايى )) هستند. حضرت فرمود: گفتار او را شنيديد، به خدا قسم اينها مانند زنان شما حيض مى شوند.
    ٢ - در روايت ديگرى آمده است : مردى از خوارج با اميرالمؤ منين برخورد كرد در حالى كه دو ((ماهى جرى )) به همراه خود داشت و آنها را با جامه اش پوشانده بود.
    حضرت فرمود: اى مرد! پدر و مادرت را از بنى اسرائيل به چند خريده اى ؟ مرد گفت : چه بسيار ادعاى علم غيب مى كنى !
    فرمود: آنها را بيرون آور. وقتى بيرون آورد حضرت فرمود: چه كسانى هستيد؟ يكى گفت : پدر اين شخص و ديگرى گفت : مادر او مى باشم ؟(٢٥٨)
    ٣ - امام صادق عليه السلام فرمود: روزى ، پدرم امام محمد باقر ((ع )) در كنار كعبه با مردى گفتگو مى كرد. ناگهان ديد جانورى شبيه ((سوسمار)) مى جنبد و دهانش حركت مى كند. پدرم به آن مرد فرمود: آيا مى دانى اين جانور چه مى گويد و منطقش چيست ؟
    عرض كرد: خير نمى دانم . فرمود (اين گوشه اى از عالم برزخ است يك نفر از بنى اميه مرده به اين صورت در آمده است ) و مى گويد: اگر عثمان را به بدى ياد كنى ، حتما به على ناسزا مى گويم .(٢٥٩)

    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 29-12-2025 در ساعت 22:12
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 21 از 26 نخستنخست ... 11171819202122232425 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi