صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 45678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 91

موضوع: یک گام تا خدا

  1. Top | #71

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    جام محبت

    هیچ چیز مثل محبته و باورهای دینی انسان را نمی شکند. وقتی خدا و عظمت خدا و جمال خدا و زیبایی خدا را قبول می کنیم، از خود بیرون می آییم.
    یک مادر خود را خیلی دوست دارد، ولی چون به خود را دوست دارد، حاضر است کهنه بچه خود را بشوید. لباس های او را بشوید، بچه خود را تمیز کند، شب بیدار بماند. یعنی به خاطر محبتی که به بچه خود دارد، همه خودیت های خود را کنار می گذارد. این محبت، آدم را از من بیرون می کشد.
    تاریخ را بخوانید. سلاطین فراوان چشم های فرزندان خود را در آورده و آنها کشته اند. اگر سلطان حس می کرد، کسی می خواهد جای او را بگیرد، او را از بین می برد.
    ولی سلطان محمود غزنوی عاشق یک غلام به نام ایاز شد. چون او را خالصانه دوست داشت، گاهی می آمد لباس غلامی می پوشید و لباس پادشاهی را تن این غلام می کرد و غلام را به تاج و تخت سلطنت مینشاند و خود او دو زانو مقابل او می نشست و اظهار ادب می کرد.
    ص:98
    چه چیزی ما را از تخت منیّت و سلطنت به پایین می کشد؟ عشق و محبت. به یک چیزی که علاقه و عشق پیدا کردیم، به خاطر آن من خود را می شکنیم. پا روی خود می گذاریم. کوچک و متواضع می شویم.
    محمود غزنوی که هزارش غلام بود
    عشقش عنان گرفت و غلام غلام شد

    چیزی که ما را از آن اوج و عظمت به پایین می آورد و کوچک می کند، محبّت و عشق است. محبت است که ما را خراب می کند و منیت ها را از بین می برد.

    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 10-12-2025 در ساعت 15:06
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #72

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    جهنم؛ پایگاه متکبران

    آیات و روایاتی که درباره تکبر و غرور آمده است، عجیب است. تکبر یک غده سرطانی مهلک است. اصلاً میدانید جهنّم جای متکبّرها، و بهشت جای آدمهای متواضع است.
    «فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکَبِّرِینَ»
    (1)؛پس، از درهای دوزخ وارد شوید و در آن همیشه بمانید، و حقأ که چه بد است جایگاه متکبران جهنّم بد جایی برای متکبرهاست و بهشت جایگاه افراد متواضع است؛ افرادی که «من» ندارند. از امام باقر یا امام صادق علیه السلام روایت شده است:
    ص:99

    1- سوره نحل، آیه 29.
    لَا یَدخُلُ الجنَّةَ مَن کَانَ فِی قَلبِهِ مِثقَاُل حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ مِنَ الکِبرِ؛
    (1) هرکس در دلش به اندازه قسمتی از دانه خردل کبر باشد، وارد بهشت نمی شود.
    بعضی از چیزها زیاد آن خطرناک است، امّا بعضی از چیزهایک ذره از آن هم خطرناک و مهلک و نابود کننده است. یعنی ایمان را از بین می برد.
    کسانی که یک ذره تکبّر و غرور دارند، نمی توانند وارد بهشت شوند. قبل از بهشت باید آنها را ببرند تمیز کنند. در روایت آمده است: افراد متکبر مثل مورچه محشور می شوند و زیر دست و پا آنها را له می کنند تاغرور آنها از بین برود.
    کسانی که خود را در دنیا می شکنند، راحت هستند. ولی اگر نشکنند، آنها را می شکنند. اگر هم شکسته نشوند، به آتش جهنّم می روند.

    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #73

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    متکبر به بهشت راهی ندارد

    ذرّه ای از تکبر مانع ورود به بهشت است. سرّ آن هم خیلی واضح است. برای این که اگر در بهشت جای من و تو باشد. من بگویم: تو عقب تر برو. تو چرا اینجا آمدی؟ چرا خدا به تو بیشتر داده است و به من کمتر؟ باهم دعوا می کنیم.
    بهشت جای یگانگی است. جای انس و محبت است. اصلاً آنجا یک ذره غرور و تکبر هم معنا ندارد؛ چون یا با خدا درگیر می شود، یا با بندگان
    ص:100

    1- تفسیر العیاشی، ج 1، ص156، الکافی، ج 2، ص 310؛ بحارالانوار، ج 70، ص 216.
    زندگی مشترک دوباره
    @@
    غالب میشد یا من، همیشه با هم دعوا می کردیم و زندگی ما جهنم شده بود. واقعاً تلخ بود.
    گفت: بحث شما واقعاً من را شکست. گفت: من به خانه آمدم، به خانم خود گفتم: سی سال جنگ و دعوا و جهنّم بود. از این به بعد هر چه که شما می گویید.
    می دانید خانم ها زود زمین می خورند. یعنی واقعاً آن لطافت روحی آنها، موجب می شود که زودتر آشتی کنند. معمولاً احساس و عاطفه آنها غالب است. گفتم: از این به بعد غیر خط قرمز حرام خدا، هر چه شما بگویید! من در بس در اختیار تو هستم.
    اوّل به خانه مادر شما برویم، بعد به خانه مادر من می رویم. اصلاً نرویم، من خودم بعدا می روم. چرا با هم دعوا کنیم؟ حیف این زندگی چند ساله است. گفت: من دست ها را بالا کردم. گفتم: هر چه شما می گویید. خانم من هم گفت: من نوکر تو هستم، من کنیز تو هستم. هرچه شما بگویید.
    گفت: دعوای سی ساله بر چیده شد. الآن مثل این که زندگی مشترک تازهای شروع شده است. او قربان من می رود، من قربان او می روم؛ چون این من را کنار گذاشتیم.
    ص:101
    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 18-12-2025 در ساعت 17:51
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #74

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در پی آرامش

    حقیقتاً این دعواها بر سر این منیّت هاست. تو چرا این کار را کردی؟ تو چرا این حرف را زدی؟ اگر این را کنار بگذارید، زندگی خیلی شیرین می شود.
    ص:102
    مرحوم امام راحل می فرمودند: اگر 124 هزار پیغمبر در یک زمان و در یک جلسه جمع شوند، هیچ اختلاف و تنازعی بین آنها نیست. اختلاف سلیقه است، اختلاف افق است، اختلاف ایمان است، ولی آن اختلافها روی منیت ها نیست. یکی مهد کودک است، یکی در کلاس ابتدایی است. یکی کلاس متوسطه است، و یکی هم در دانشگاه، ولی با هم هیچ اختلافی ندارند.
    بزرگترها می فهمند که با کوچکترها چطور رفتار کنند، ملاحظه می کنند، من ندارند. ولی جایی که هر کسی می گوید چرا من را بالا نبردید، چرا از من تعریف نکردید، این اوّل دعواست.
    پس اگر می خواهیم ناراحت نشویم، اگر می خواهیم خشمگین نشویم، اگر می خواهیم زندگی آرامی داشته باشیم، باید این من را بشکنیم.


    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #75

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    توسل در خودشکنی

    اگر لطف خدا به ما کمک کند، در یک لحظه هم ممکن است این بت شکسته شود. دعا و توسّل کمک می کند. ولی اگر آن یک لحظه این بت بزرگ شکسته نشد، با راهکارهایی مثل تبر به این درخت منیت میزنیم تا آن را سرنگون کنیم.
    بزرگی می فرمود: من خیلی دنبال سیر و سلوک بودم. توسل به امیرالمؤمنین علیه السلام پیدا کردم که آقا به داد من برس! شما بت شکن هستید. شما اژدهاکش هستید. شما مرحب را زمین زدید.
    ص:103
    حضرت را به خواب دیدم. به من فرمودند: من باید تو را بکشم، تو را ذبح کنم تا درست شوی. فهمیدم مراد حضرت این است که باید نفس من را سر ببرند. گفتم: آقا باشد، فقط طوری مرا ذبح کنید که خیلی اذیّت نشوم. یعنی نرم نرم و آهسته آهسته. بعد فرمودند: بعد از دیدن این خواب یک سری امتحانها و ابتلائات و گرفتاری های برای من پیش آمد که مرا درهم شکست. یعنی نفس من را به زمین نشاند.
    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 02-02-2026 در ساعت 18:55
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. Top | #76

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    بعضی ها با فشارهایی که می بینند، با پیشامدهایی که می شود، نفسشان درهم می شکند. این که ما خود را در معرض قرار دهیم، تسلیم خدا شویم، فرمان خدا را اطاعت کنیم، جایی که به ما می گویند برو آشتی کن، برویم آتشی کنیم.این ها شکستن من است.
    باید خود ما یک قدم برداریم تا این اتّفاق بیفتد. اگر ما قدم برداریم، خدا چند برابر به ما کمک می کند. اگر بنشینیم و اقدام نکنیم، هرچند دوست داشته باشیم که خود را بشکنیم، راه به جایی نمی بریم. باید شروع کنیم تا امداد خداوند برسد.


    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. Top | #77

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    عذاب نفس

    یکی از راه های خودشکنی، توجه به آیات و روایاتی است که درباره تکبر و بدخلقی آمده است. آدم بداخلاق و متکبّر اوّل از همه خود را عذاب می دهد. امام صادق علیه السلام فرمودند:
    ص:104
    مَن سَاءَ خُلُقُهُ عَذَّبَ نَفسَهُ؛
    (1)هرکس بداخلاق باشد، خویش را عذاب کرده است. چنان که فرمودند:
    حُسنُ الخُلقِ خَیرُ رَفِیقٍ؛
    (2) خوش اخلاقی بهترین رفیق است. آدم های خوش اخلاق آرام و راحت هستند. آتش نمی گیرند. عصبانی نمی شوند. برخورد ناشایست ندارند. به دیگران هم آرامش میدهند. خوش اخلاقی بهترین رفیق است. تنها هم که هست خوش است؛ چون با خدا آرام است. از خدا شکایت ندارد. با هستی مشکلی ندارد. با قضا و قدر الهی درگیر نیست. همیشه راحت و آرام زندگی می کند.
    تکبر قارونی
    قارون پسر عموی حضرت موسی علیه السلام بود. در بعضی از روایات آمده است که پسر خاله او هم بوده و خواهر حضرت موسی هم نامزد او بوده است. در ابتدا بسیار مؤمن و دنباله رو حضرت موسی بود. اما از زمانی که مال و ثروت فراوانی پیدا کرد، به انحراف کشیده شد.
    بعضی ها ظرفیّت ندارند. با مال و ثروت و موقعیّت زود زمین می خورند، غرور و تکبر آنها را می گیرد.
    قارون مال و ثروت و گنج فراوانی به دست آورد و به خدا هم نسبت
    ص:105

    1- الکافی، ج 2، ص 321؛ تحف العقول، ص 363؛ بحارالانوار، ج 14، ص 318.
    2- الأمالی للطوسی، ص 182؛ کنز الفوائد، ج 1، ص 320؛ بحارالانوار، ج 1، ص 89
    نداد. گفت: خود من جمع کردم و بر بقیّه تفاخر کرد. علیه حضرت موسی هم توطئه کرد.
    برای این که زکات ندهد، پول به یک زن بدکاره داد و گفت: برو در ملا عام بگو: حضرت موسی با من رابطه نامشروع داشته است. خلاصه در مقابل حضرت موسی قد علم کرد.
    «کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَی »
    (1)
    حقاً که انسان سرکشی می کند، همین که خود را بی نیاز پندارد.
    آدم هایی که ظرفیت ندارند، وقتی مال و منال و اسم و رسم و شهرت و ثروت به آنها می رسد، طغیان می کنند. طبع بشر این چنین است. انسان وقتی که خود را بی نیاز می بیند، طغیان می کند. قارون از اینها بود.
    استغاثه به موسی علیه السلام
    قارون با موسی کلیم الله مقابله کرد. حضرت موسی هم خیلی ناراحت شد که این فامیل ما بود، مؤمن بود، حالا آمده به ما تهمت زده است و در مقابل ما قد علم کرده است. خدا هم به موسی فرمود: اختیار زمین با توست، هر چه امر کنی، زمین اطاعت می کند. حضرت موسی هم امر کرد که زمین او و ثروتش را فرو ببرد.
    «فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا کَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ
    ص:106

    1- سوره علق، آیه 6 و 7.
    اللَّهِ وَمَا کَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِینَ»؛
    (1) آن گاه قارون را با خانه اش در زمین فرو بردیم، و گروهی نداشت که در برابر عذاب خدا او را یاری کنند و خود نیز نتوانست از خود دفاع کند.
    انسان هیچ وقت نباید ناامید باشد، هر وقت خدای بزرگ را که از همه انبیا هم به ما مهربان تر است، صدا بزنیم و از صمیم دل استغاثه کنیم، به فریاد ما می رسد.
    قارون اشتباه کرد. به جای این که خدا را صدا بزند، مدام به حضرت موسی التماس کرد. تا زانو در زمین فرو رفت. گفت: ای موسی، اشتباه کردم. حضرت موسی فرمود:
    یَا ابنَ لَاوَی لَا تَزِدنِی مِن کَلامِکَ؛
    (2) ای پسر لاوی، با من حرف نزن. گفت: نفهمیدم، اشتباه کردم، من را ببخش! تا کمر فرو رفت. تا سینه فرو رفت. هر چه به حضرت موسی استغاثه کرد، حضرت موسی به او جواب نداد.
    جد هر دو آنها لاوی بود. گفت: پسر لاوی با من حرف نزن، تا این که در زمین فرو رفت.
    در روایت آمده است: حضرت موسی شب هنگام آمد با خدا نجوا کند. خدا به او گفت: «یَا ابنَ لَاوَی لَا تَزِدنِی مِن کَلامِکَ»؛ همان سخنی را که . حضرت موسی به قارون گفته بود، خداوند به حضرت موسی گفت. یعنی
    ص:107

    1- سوره قصص، آیه 81
    2- تفسیر القمی، ج 2، ص 145؛ البرهان، ج 4، ص 288.
    ای موسی، من امشب جواب تو را نمی دهم. گفت: چرا؟ موسی کلیم خداست، پیغمبر خداست، اولی العزم است. گفت: چرا جواب بنده من را ندادی؟ اگر این بنده من (قارون) به جای تو، مرا صدا زده بود، من جواب او را می دادم و او را نجات می دادم.
    خدا آنقدر مهربان است! کسی را که در مقابل پیغمبر خود قد علم کرده و تهمت ناروا زده و او را آزار داده است، می گوید: چرا جوابش را ندادی؟
    خدا «أَرحَمَ الرَّاحِمین» است، «غِیاثَ المُستَغِیثینَ» است، از همه انبیا و امام ها مهربان تر است. اصلا مهربانی که در انبیا و پیغمبر ماست، لطف خداست که در دل آنها گذاشته است که این قدر مهربان باشند و ما را دوست بدارند.
    البتّه بر اساس روایات، همه اسما و صفات خدا در چهارده معصوم علیهم السلام تجلّی پیدا کرده است.

    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. Top | #78

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    تکبر قارونی
    قارون پسر عموی حضرت موسی علیه السلام بود. در بعضی از روایات آمده است که پسر خاله او هم بوده و خواهر حضرت موسی هم نامزد او بوده است. در ابتدا بسیار مؤمن و دنباله رو حضرت موسی بود. اما از زمانی که مال و ثروت فراوانی پیدا کرد، به انحراف کشیده شد.
    بعضی ها ظرفیّت ندارند. با مال و ثروت و موقعیّت زود زمین می خورند، غرور و تکبر آنها را می گیرد.
    قارون مال و ثروت و گنج فراوانی به دست آورد و به خدا هم نسبت
    ص:105

    1- الکافی، ج 2، ص 321؛ تحف العقول، ص 363؛ بحارالانوار، ج 14، ص 318.
    2- الأمالی للطوسی، ص 182؛ کنز الفوائد، ج 1، ص 320؛ بحارالانوار، ج 1، ص 89
    نداد. گفت: خود من جمع کردم و بر بقیّه تفاخر کرد. علیه حضرت موسی هم توطئه کرد.
    برای این که زکات ندهد، پول به یک زن بدکاره داد و گفت: برو در ملا عام بگو: حضرت موسی با من رابطه نامشروع داشته است. خلاصه در مقابل حضرت موسی قد علم کرد.
    «کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَی »
    (1)
    حقاً که انسان سرکشی می کند، همین که خود را بی نیاز پندارد.
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. Top | #79

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    آدم هایی که ظرفیت ندارند، وقتی مال و منال و اسم و رسم و شهرت و ثروت به آنها می رسد، طغیان می کنند. طبع بشر این چنین است. انسان وقتی که خود را بی نیاز می بیند، طغیان می کند. قارون از اینها بود.
    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 05-03-2026 در ساعت 15:39
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. Top | #80

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    استغاثه به موسی علیه السلام
    قارون با موسی کلیم الله مقابله کرد. حضرت موسی هم خیلی ناراحت شد که این فامیل ما بود، مؤمن بود، حالا آمده به ما تهمت زده است و در مقابل ما قد علم کرده است. خدا هم به موسی فرمود: اختیار زمین با توست، هر چه امر کنی، زمین اطاعت می کند. حضرت موسی هم امر کرد که زمین او و ثروتش را فرو ببرد.
    «فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا کَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ
    ص:106

    1- سوره علق، آیه 6 و 7.
    اللَّهِ وَمَا کَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِینَ»؛
    (1) آن گاه قارون را با خانه اش در زمین فرو بردیم، و گروهی نداشت که در برابر عذاب خدا او را یاری کنند و خود نیز نتوانست از خود دفاع کند.
    انسان هیچ وقت نباید ناامید باشد، هر وقت خدای بزرگ را که از همه انبیا هم به ما مهربان تر است، صدا بزنیم و از صمیم دل استغاثه کنیم، به فریاد ما می رسد.
    قارون اشتباه کرد. به جای این که خدا را صدا بزند، مدام به حضرت موسی التماس کرد. تا زانو در زمین فرو رفت. گفت: ای موسی، اشتباه کردم. حضرت موسی فرمود:
    یَا ابنَ لَاوَی لَا تَزِدنِی مِن کَلامِکَ؛
    (2) ای پسر لاوی، با من حرف نزن. گفت: نفهمیدم، اشتباه کردم، من را ببخش! تا کمر فرو رفت. تا سینه فرو رفت. هر چه به حضرت موسی استغاثه کرد، حضرت موسی به او جواب نداد.
    جد هر دو آنها لاوی بود. گفت: پسر لاوی با من حرف نزن، تا این که در زمین فرو رفت.
    در روایت آمده است: حضرت موسی شب هنگام آمد با خدا نجوا کند. خدا به او گفت: «یَا ابنَ لَاوَی لَا تَزِدنِی مِن کَلامِکَ»؛ همان سخنی را که . حضرت موسی به قارون گفته بود، خداوند به حضرت موسی گفت. یعنی
    ص:107

    1- سوره قصص، آیه 81
    2- تفسیر القمی، ج 2، ص 145؛ البرهان، ج 4، ص 288.
    ای موسی، من امشب جواب تو را نمی دهم. گفت: چرا؟ موسی کلیم خداست، پیغمبر خداست، اولی العزم است. گفت: چرا جواب بنده من را ندادی؟ اگر این بنده من (قارون) به جای تو، مرا صدا زده بود، من جواب او را می دادم و او را نجات می دادم.
    خدا آنقدر مهربان است! کسی را که در مقابل پیغمبر خود قد علم کرده و تهمت ناروا زده و او را آزار داده است، می گوید: چرا جوابش را ندادی؟
    خدا «أَرحَمَ الرَّاحِمین» است، «غِیاثَ المُستَغِیثینَ» است، از همه انبیا و امام ها مهربان تر است. اصلا مهربانی که در انبیا و پیغمبر ماست، لطف خداست که در دل آنها گذاشته است که این قدر مهربان باشند و ما را دوست بدارند.
    البتّه بر اساس روایات، همه اسما و صفات خدا در چهارده معصوم علیهم السلام تجلّی پیدا کرده است.




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 45678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi