پاسخ يك سؤال
به مقتضاى دو آيه فوق ، همه موجودات آسمان و زمين و هر كه در آن است فرمان بردار حق اند.
فرمان بردارى غريزى و طبيعى غير انسان و اجنه كه صاحب تكليف اند، واضح و روشن است . ليكن انسانها و اجنه كه خداوند در دنيا بنابر مصالحى مكلفشان نموده است ، گاهى از فرمان حق اطاعت نموده و گاه هم از دستورات او سرپيچى مى كنند. نافرمانى انسانها در بسيارى از اوقات ، با مضمون كلى اين دو آيه مطابقت ندارد.
پاسخ اين سؤال آن است كه تمامى موجودات در برابر خداوند خاضع بوده و در مسير حيات خود مطيع اويند حتى انسانهايى كه در تكاليف شرعى با دستورات خداوند مخالفت مى ورزند تمامى ذرات وجود آنان بحسب خلقت تكوينى در مسير اراده حق در حركت بوده و از آن تخلف نمى ورزند.
مصلحت نظام عالم بر خلقت و تكليف بشر تعلق گرفته است و آدمى در دنيا بين قبول تكليف و رد آن مخير گشته تا بدين وسيله به كمال و سعادت خويش نايل گردد. سرپيچى انسان از تكاليف شرعى منافاتى با اطاعت ذرات وجود او از اراده حق ندارد.
به عبارت ديگر، خداوند دو تكليف بر موجودات نهاده است ، يك تكليف عام كه شامل هر ذره اى در عالم وجود مى گردد و هيچيك از ذرات عالم در آن تكليف معصيت خدا را نمى نمايند.
تكليف ديگر تكليف شرعى و خاص است كه به بخشى از موجودات برحسب مصالحى تعلق گرفته است . اين موجودات كه عبارت از جن و انس اند برحسب نقص و كمال و شعور و ادراك خويش در آن تكليف خاص تشريعى ، عصيان نموده يا اطاعت مى كنند. دو آيه شريفه فوق ، به اطاعت عام موجودات اشاره دارد و اطاعت خاص قسم دوم را شامل نمى گردد.