صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 60

موضوع: دروغ

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    ابن حنبل و ابن معين


    احمد بن حنبل و يحيى بن معين، از بزرگان علماى حديث‏برادران‏اهل سنت مى‏باشند. وقتى دو نفرى، در مسجد رصافه بغداد نماز مى‏خواندند،در آن جا ديدند، كسى مى‏گويد: احمد بن حنبل و يحيى بن معين از رسول خدابراى من روايت كردند كه كسى كه بگويد: «لاالله الاالله‏» از هر كلمه‏اش مرغى‏آفريده مى‏شود كه منقارى از زر و پرهايى از مرجان دارد تا آخر داستان كه‏بسيار مفصل بود. احمد به يحيى نگاهى كرد و يحيى به احمد نگاهى و هر يك ازديگرى پرسيد: تو براى او چنين حديثى روايت كردى؟ هر دو گفتند، ما تاكنون چنين‏حديثى نشنيده‏ايم.
    آن گاه صبر كردند تا آن مرد گفتارش را پايان داد. يحيى به او اشاره‏اى كرد كه بيا.آن مرد بيامد به گمان آن كه پولى مى‏خواهند به وى بدهند. يحيى از او پرسيد:كه براى تو اين حديث را نقل كرد؟ آن مرد گفت: احمد بن حنبل و يحيى بن معين!يحيى گفت: من ابن معين و اين احمد حنبل است، ما چنين حديثى را درميان احاديث رسول خدا نديده‏ايم، اگر مى‏خواهى دروغ ببندى به كس ديگر ببندنه به ما.

    آن مرد گفت: تو يحيى بن معين هستى؟ گفت: آرى.
    آن مرد گفت: من مى‏شنيدم كه يحيى بن معين احمق است، ولى باور نمى‏كردم،اكنون براى من ثابت‏شد. يحيى پرسيد: چگونه؟
    آن مرد گفت: گويا در جهان به جز شما دو تن، احمد حنبل و يحيى بن معين‏نيست، من غير از اين شخص،از هفده احمد حنبل روايت مى‏كنم.
    اين مرد اگر دانشى داشت، نيازى به اين دروغ گويى‏ها نداشت. او به راستى‏مى‏توانست از اين دو استاد، آن قدر حديث‏بياموزد كه تمام عمرش بتواند آن‏ها را نقل كند، ولى بى سوادى و بى دانشى او را بدين بدبختى انداخته بود.
    كار اهل جهنم
    مردى به حضور وجود مقدس رسول خداصلى الله عليه وآله شرفياب شد و از كاراهل جهنم پرسيد.
    پيغمبر فرمود: دروغ گفتن.
    اگر اهل جهنم راست گو و با حقيقت‏بودند به آتش جهنم نمى‏سوختند. دروغ گوپرده خود را مى‏درد و از حق دور مى‏شود و به گناهان بسيار، آلوده مى‏گردد و كسى كه‏چنين شد، آتش خشم خداى در انتظار او خواهد بود.
    تا ديده‏ات ز پرتو اخلاص روشن است انوار حق ز چشم تو پنهان نمى‏شود كشت دروغ، بار حقيقت نمى‏دهد اين خشك رود چشمه حيوان نمى‏شود

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)










  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    نخستين مرحله دروغ‏گويى


    امام صادق مى‏فرمايد: «كفى بالمرء كذبا ان يحدث بكل ما سمع; (4) .
    براى دروغ گو شدن اين بس كه انسان هر چه مى‏شنود نقل كند.»
    خبرهايى كه در زندگانى روزانه به گوش مى‏خورد، نمى‏توان گفت كه همه راست‏است. كسى كه هر چه مى‏شنود نقل كند، سخنش نزد خردمندان ارزش ندارد.
    علماى حديث، دانشمندانى را كه بر ضعفا اعتماد كرده يا از آنان نقل حديث‏مى‏كنند، چندان محترم نمى‏شمارند.
    احمد بن محمد بن عيسى كه از علماى زمان حضرت رضاعليه السلام و حضرت‏جواد و حضرت هادى‏عليه السلام بوده است، برقى را به دليل روايت از ضعفا از شهر قم‏ بيرون كرد.

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    عذاب دروغ‏گو


    از رسول خداصلى الله عليه وآله نقل شده كه فرموده: ديشب مردى را در خواب ديدم كه نزد من‏آمد و گفت: برخيز. من برخاستم و دو نفر را ديدم كه يكى ايستاده و ميله‏اى آهنين درگوشه دهان آن‏كه نشسته است فرو مى‏كند و آن قدر فشار مى‏دهد تا به ميان دو شانه‏اش‏برسد و سپس بيرون آورده و در گوشه ديگر دهانش فرو مى‏كند و اين گوشه را نيزمانند آن گوشه پاره مى‏كند. از كسى كه مرا حركت داده بود، پرسيدم: چرا اين را عذاب‏مى‏كنند؟
    گفت: اين مرد، دروغ گوست و تا روز قيامت، در قبر، اين گونه شكنجه‏اش‏مى‏كنند. (5) .
    كمتر از حيوان
    دروغ گو انسان نيست، بلكه كم‏تر از حيوان است. انسان نيست چون فضيلت‏انسان بر موجودات ديگر، سخن است، سخنى كه اخبار از حقيقت‏باشد و گرنه‏ياوه‏سرايى را سخن نمى‏توان ناميد و دروغ گو را از سخن بهره‏اى نيست، چون اخباراز حقيقت در گفتارش پيدا نمى‏شود; پس سخن دروغ گو با بانگ جانوران يكسان‏است و جز خسته كردن گوش اثرى ندارد.
    كم‏تر از حيوان است، چون در بانگ حيوان، خيانت راه ندارد، ولى سخن‏دروغ‏گو، خيانت مى‏باشد; بنابر اين ارزش جانوران از دروغ گويى كه خود را انسان‏مى‏پندارد، بيش است.

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    سوگند دروغ


    بسيار سوگند خوردن، كار خوبى نيست و سبك شمردن نام مقدسى است كه بدان‏سوگند، خورده مى‏شود. اگر سوگند، دروغ باشد، زشت‏تر از زشت‏خواهد بود، زيراپليدى دروغ را دارا مى‏باشد، به اضافه سبك قرار دادن مقام مقدس، كه زشت‏ترين‏بى ادبى است.
    رسول خدا فرمود: كسى كه كالاى خود را به وسيله سوگند دروغ بفروشد، درزمره كسانى خواهد بود كه خداى تعالى در روز قيامت‏با او سخن نگويد و بر وى نظررحمت نيندازد و عملش را قبول نكند.
    كسى كه كارش به دروغ، سوگند خوردن باشد، از بدبخت‏ترين مردم در دنيا وآخرت خواهد بود.
    سرانجام سوگند دروغ
    دروغ گويى به منصور دوانيقى ديكتاتور عباسى گزارش داد كه امام جعفرصادق‏عليه السلام در فكر قيام بر ضد دولت مى‏باشد و غلامش معلى را به سوى شيعيان‏فرستاده تا مال و اسلحه جمع كند.
    منصور خشمگين شده و به امير مدينه نوشت كه امام را به بغداد بفرستد.
    امام رهسپار عراق شد. هنگامى كه نزد منصور رسيد، پادشاه عباسى در آغاز به‏حضرتش احترام نمود، ولى پس از اندى، عتاب آغاز كرد و سخنانى بر خلاف ادب ازاو سر زد، سپس گفت:
    شنيده‏ام كه معلى براى تو مال و اسلحه جمع مى‏كند.
    امام تكذيب كرده و فرمود: اين سخن، افترا و دروغ است.
    منصور كه حال را چنين ديد، گزارش دهنده را بخواست. آن مرد از حضور امام‏شرم نكرد و گفت: هر چه گفته‏ام واقعيت دارد. امام فرمود: سوگند بخور! آن مرد كه‏آماده سوگند شد، صيغه قسم را چنين اجرا كرد: «والله الذي لا اله الا هو الطالب‏الغالب الحي القيوم.»
    امام فرمود: صبر كن! هر طور كه من گفتم، سوگند بخور! سپس فرمود: بگو! ازحول و قوه خدا بيرون باشم و در حول و قوه خودم داخل باشم، اگر آن‏چه گفته‏ام‏دروغ باشد.
    دروغ گو صيغه قسم را همان طور اجرا كرد و همان دم افتاد و بمرد. (6) .

    پى‏نوشتها:

    1) مستدرك الوسائل، ج 9، ص ، ح 10282.
    2) شيخ عباس قمى، سفينة‏البحار، ج‏7، ص‏455 به نقل از دعوات راوندى.
    3) غررالحكم، ج‏1، ص‏13.
    4) سفينة البحار، ج 7، ص 456.
    5) المحجة البيضاء، ج 5، ص 241.
    6) عوالم العلوم، ج 20، ص 424 - 426.






    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    دروغ و ايمان
    از كتاب
    «انما يفترى الكذب الذين لا يؤمنون بآيات الله و اولئك هم الكاذبون.» (1) .
    كسانى دروغ مى‏گويند كه به آيات خدا ايمان ندارند، زيرا ميان دروغ و ايمان به‏آيات خدا، تضادى بر قرار مى‏باشد. دروغ گو، ايمان ندارد و دروغ از بى ايمانى‏سرچشمه مى‏گيرد.

    مى‏شود كه دروغ گو، در ظاهر به آداب و سنن اسلام پاى بند باشد و به گمان‏خويش، مؤمن به آيات به خدا باشد، ولى بايستى بداند كه اين گمان از خود خواهى وخويشتن دوستى پيدا شده و گرنه دينى كه پايه‏اش بر روى راستى و درستى نهاده شده‏با دروغ سازگار نيست.


    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    از سنت


    مردى به حضور پيغمبر شرفياب شد و پرسيد: مؤمن، زنا مى‏كند؟ پيغمبر فرمود:گاه مى‏شود. پرسيد: مؤمن، دزدى مى‏كند؟ فرمود: گاه مى‏شود. عرض كرد: يارسول الله! مؤمن دروغ مى‏گويد؟ فرمود: نه. خداى فرمود: «انما يفترى الكذب الذين‏لا يؤمنون بآيات الله.» كتاب خدا و سنت پيغمبر همصدا هستند كه دروغ با ايمان، چندان سر و كارى ندارد.
    اگر مسلمانى گناهى مرتكب شود، ممكن است ايمانش بماند و در زمره فاسقان‏در آيد، ولى هرگاه دروغ گو گرديد، گوهر گران بهاى ايمان از دستش گرفته شده است.ايمان دل را روشن مى‏كند، دل كه روشن شد، زبان و همه اعضا و جوارح‏روشن مى‏شود، زبان كه روشن شد، تاريكى دروغ را در آن راه نيست.
    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    از عترت

    ناسازگارى دروغ با ايمان چگونه است، آيا دروغ با ايمان حقيقى و ايمان ظاهرى‏هر دو نمى‏سازد، يا فقط ايمان حقيقى و باطنى را مى‏برد، ولى با صورت ايمان‏مخالفتى ندارد؟
    امير المؤمنين‏عليه السلام پاسخ ما را مى‏دهد: هيچ بنده‏اى حقيقت ايمان را نخواهد يافت،مگر وقتى كه دست از دروغ بردارد، خواه جدى باشد و خواه شوخى.
    مسلمان تا وقتى دروغ بگويد، مزه ايمان را نخواهد چشيد، هر چند روزها راروزه بدارد و شب‏ها را زنده بدارد و از بيچارگان دستگيرى كند. اين نيكو كارى‏هامانند رنگ و روغنى است كه براى نقش و نگار خانه‏اى به كار برند، در صورتى كه‏خانه از پاى بند ويران باشد.

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    از اهل بيت

    امام محمد باقرعليه السلام مى‏فرمايد:
    «ان الكذب هو خراب الايمان; (2) .
    دروغ خود، ويرانى ايمان است.»
    اگر مسلمانى بخواهد خود را بيازمايد كه آيا حقيقتا به دين اسلام، ايمان آورده وپيرو پيغمبر اسلام گرديده، راه آزمايش اين است كه خود را تحت نظر دقيق قرار دهد،اگر در سخنان خود، دروغ پيدا كرد، بداند كه خانه ايمان را ويران دارد و داراى دلى‏تاريك و ظلمانى مى‏باشد و ايمان در دلش تابندگى و درخشندگى ندارد، ولى اگرجست و جو كرد و در ميان سخنان خود، دروغى نيافت، چه جدى و چه شوخى(خوشا به حال چنين كسى كه از سعادتمندترين مردم خواهد بود) سر و كار او با قرآن‏است، سر و كار او با پيغمبر است، سر و كار او با على و آل على است; اين پاكان، ياران‏او هستند و او پيرو قرآن و مؤمن به محمد و آل محمد مى‏ باشد.

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  10. Top | #59

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    دروغ‏گوى بى ‏ايمان

    سمره در مسلك مسلمانان قرار داشت و در زمره اصحاب رسولش نوشته‏اند.ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مى‏نويسد:
    سمره از معاويه، چهارصد هزار درهم پول گرفت و حديثى از رسول خداصلى الله عليه وآله درذم امير المؤمنين‏عليه السلام و مدح ابن ملجم جعل كرد.
    حديثش چنين بود كه گفت: اين آيه قرآن در نكوهش على‏عليه السلام نازل شده است:
    «و من الناس من يعجبك قوله فى الحيوة الدنيا و يشهد الله على ما فى قلبه و هوالد الخصام; (3) .
    از اين مردم، كسى است كه در اين جهان، سخنش تو را دلپذير است و خداى را بر دل‏خويش گواه مى‏گيرد، در صورتى كه سر سخت‏ترين دشمن‏ها مى‏باشد.»
    و اين آيه را گفت كه در ستايش ابن ملجم نازل شده:
    «و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات الله; (4) .
    از اين مردم كسى است كه جان خود را براى خريدن خشنودى خدا مى‏فروشد.»
    بى حيايى به حدى است كه نهايت ندارد. آيه دومين به اتفاق مسلمانان در باره‏امير المؤمنين‏عليه السلام نازل شده. هنگامى كه شبانه رسول خداصلى الله عليه وآله از شر كفار قريش، عزم‏هجرت به مدينه كرد، على دست از جان بشست و در بستر رسول خدا آرميد و خودرا در خطر مرگ قرار داد تا رسول خدا به سلامت از مكه بيرون شود.

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  11. Top | #60

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    سخنى ديگر از رسول خداصلى الله عليه وآله

    امام رضاعليه السلام فرمود: «از رسول خداصلى الله عليه وآله پرسيدند:
    مؤمن ترسو مى‏شود؟ فرمود: آرى. پرسيدند: بخيل مى‏شود؟ فرمود: آرى.پرسيدند: كذاب مى‏شود: فرمود: نه.» (5) .
    اين تصريحى ديگر از پيامبر بزرگ كه كذاب بودن با ايمان داشتن نمى‏سازد.
    به صدق كوش كه اخلاص آيد از نفست كه از دروغ سيه گشت روى صبح نخست
    من نمى‏دانم چرا اين قدر دروغ در ميان ما متداول است! آيا رواج بازار دروغ براى‏آن است كه كالاى ايمان در آن نيست؟ عجب اين‏جاست كه گويا دروغ را بعضى قبيح‏نمى‏دانند و دروغ گو را پليد نمى‏شمارند. كسى پيش من تصريح كرد كه فلان كس‏دروغ مى‏گويد، ولى در عين حال مى‏بينيم كه با همان دروغ گو، رفتار صميمانه دارد،در صورتى كه دروغ گو با هيچ كس رفتار صميمانه ندارد.

    ارزش ايمان
    اكنون كه روشن شد كه دروغ با ايمان سازگار نيست، شايسته است كه اشاره‏اى به‏ارزش ايمان براى جامعه بشود و بدبختى‏هايى كه بر اثر بى ايمانى نصيب جامعه‏مى‏گردد، گوشزد گردد تا بزرگى خطر دروغ براى اجتماع روشن شود. اگر طبيب،ايمان نداشته باشد، نه به تشخيص او مى‏توان اعتماد كرد نه به دستور طبى او، نه بيمارزيبا از خيانت او محفوظ خواهد بود و نه مريض پولدار. حال چنين جامعه‏اى بدتر ازجامعه‏اى است كه طبيب نداشته باشد، زيرا اين جامعه سربار دارد، مزاحم دارد، خائن‏دارد، ولى آن جامعه از گزندهاى اين گونه پزشك آسوده است.

    اگر كاسب، ايمان نداشته باشد، نه به كالا مى‏توان اعتماد داشت، نه به قيمت آن.اگر در ارباب و رعيت ايمان نباشد، هر يك به ديگرى تعدى مى‏كند و هر كدام ازديگرى مى‏دزدد، باغستان‏ها و كشتزارها دزدگاه مى‏شود و محصولات كشاورزى درخطر نابودى قرار مى‏گيرد و خطر قحطى جامعه را تهديد مى‏كند و ديو گرسنگى پرده‏از رخ بر مى‏دارد.
    اگر زن ايمان نداشته باشد، شوهر چگونه مى‏تواند بدو اعتماد كند و ساعتى وى راتنها بگذارد، اگر شوهر ايمان نداشته باشد، تكليف زن بدبختش چه خواهد بود.
    اگر دستگاه حاكمه ايمان نداشته باشد، نه به قانون مى‏توان اعتماد كرد و نه به‏قانونگذار و نه به اجراى قانون و ملت روى آسايش نخواهد ديد; زندگى كردن درچنين جامعه‏اى، جز سوختن و جان كندن چيز ديگرى نيست.
    دزد دروغ‏گو
    به منصور، شهريار ظالم و لئيم عباسى گزارش دادند كه ودايع و ذخاير بنى‏اميه نزدمردى مى‏باشد. طمع منصور تحريك شد و به زودى امر جلب آن مرد را صادر كرد.هنگامى كه حاضر شد، منصور بدو گفت: به ما خبر رسيده كه اموال و سپرده‏هاى‏بنى اميه، نزد تو مى‏باشد، به فورى بياور و تحويل بده!
    آن مرد پرسيد: شما وارث بنى اميه هستيد؟ منصور گفت: نه. پرسيد: شما وصى‏آن‏ها هستيد؟ منصور گفت: نه. پرسيد: پس به چه دليل از من مطالبه مى‏كنيد؟!
    منصور سر به زير انداخته و به فكر فرو رفت و پس از لحظه‏اى چند سر برداشته‏و گفت:
    بنى اميه به مسلمانان ظلم كردند، اين اموال را به زور از آن‏ها گرفتند; من وكيل‏مسلمانان هستم، مى‏خواهم آن‏ها را پس بگيرم و به بيت المال بدهم.
    مرد گفت: خليفه بايستى دو شاهد عادل بياورد تا گواهى دهند كه اموالى كه دردست من است، ملك بنى اميه نيست و غصب است و از مسلمانان گرفته شده، چون‏كه بنى اميه اموالى هم داشتند كه از آن خودشان بوده و غصب نبوده است.
    منصور دگر باره به فكر فرو رفت، آن گاه سر برداشت و با لبخندى پرسيد:
    آيا حاجتى دارى؟ مرد گفت: آرى. دو حاجت دارم:
    يكى آن كه به زن و فرزندم خبردهى و از سلامتى من آگاهشان سازى، زيراجلب من، آن‏ها را دچار پريشانى و اضطراب كرد.
    ديگر آن كه مرا با كسى كه چنين گزارشى داده رو به رو كنى. به خدا سوگند!هيچ چيزى از بنى اميه نزد من نيست و نه مى‏دانم كه ودايع و ذخاير آن‏ها نزد كيست،ولى وقتى كه به حضور خليفه رسيدم، به نظرم آمد كه اين گونه سخن گفتن به نجات‏نزديك‏تر مى‏باشد.
    منصور گزارش دهنده را احضار كرد. هنگامى كه با يكديگر رو به رو شدند،آن مرد گفت: اين شخص، غلام من است و از من سه هزار دينار دزديده و فرار كرده.غلام پس از اندكى به اقرار آمد و سخن خواجه را تصديق كرد و گفت:
    اين خبر دروغ را دادم كه خواجه‏ام را به كشتن دهم تا از خطر سه هزار ديناررهايى يابم.
    هر گناه كارى وقتى مى‏خواهد گناهش را پنهان سازد يا از كيفر گناهش ايمن گردد،گناه ديگرى مرتكب مى‏شود و دست‏به جنايتى ديگر آلوده مى‏سازد; آرى، گناه، گناه‏مى‏آورد.
    منطق قوى و محكم خواجه، موجب نجات او از دست ظالمى بى رحم، مانندمنصور گرديد و گرنه اين دزد دروغ گو، خاندانى را به روز سياه انداخته بود كه طليعه‏آن از كيفيت جلب خواجه كه موجب پريشانى و اضطراب خاندانش شده بود، آشكارگرديد; اگر غلام از بى ايمانى دستگاه خبر نداشت چنين گزارشى نمى‏داد.
    اين نمونه‏اى بود بسيار كوچك از دستگاه حاكم بى ايمان، نمونه‏هاى ديگرش راشب و روز، پشت‏سرهم، با دو چشم مى‏بينيم و با دو گوش مى‏شنويم.
    دروغ و عقل
    امام هفتم‏عليه السلام مى‏فرمايد: عاقل، دروغ نمى‏گويد، هر چند دلش بخواهد.
    خردمند، آن چه عقل بگويد، مى‏كند. نادان هر چه دل بخواهد، مى‏كند. عاقل‏تابع گفته‏هاى عقل مى‏باشد و نادان تابع خواهش دل. نادان زيان را مى‏بيند، ولى‏ناديده مى‏گيرد، چون دلش مى‏خواهد. دل به سوى دروغ راهنمايى مى‏كند ونادان، دروغ گو مى‏شود. عقل با دروغ مى‏ستيزد، عاقل از دروغ مى‏گريزد. نادان‏از ديوانه بدتر است. ديوانه زيان را نمى‏بيند، ولى نادان مى‏بيند و ناديده‏مى‏انگارد.
    دعاى داريوش كبير
    اين نوشته بر ديوار جنوبى كاخ آپادانا به فرمان داريوش كنده شده‏است:
    خدا اين كشور را، از دشمن، از خشك سالى، از دروغ حفظ نمايد. از اين سخن‏دانسته مى‏شود كه داريوش، از سه چيز بر كشورش بيم دارد: دشمن، خشك سالى،دروغ.
    خطر دشمن از ناحيه بيگانگان است. دشمن خونخوار نه به كوچك رحم مى‏كندنه به بزرگ.
    خشك سالى بلايى است آسمانى كه جز سياه روزى و مرگ همگانى ثمرى ندارد.
    دروغ ايمان را مى‏برد و كشور را از درون ويران مى‏سازد. ايمان كه رفت هر جرم وجنايتى ارتكابش آسان مى‏شود. كشورى كه مردمش از ارتكاب جرم و جنايت‏بيم‏نداشته باشد، سر انجامى شوم در پيش خواهند داشت.


    پى‏نوشتها:
    1) نحل (16) آيه 105.
    2) الكافى، ج 2، ص 339، باب الكذب، ح 4: فضلا نبايستى زيبايى‏هاى ادبى سخن امام ششم‏عليه السلام را از نظر دور بدارند.اين جمله از نظر افاده و قطعيت معنا چند تاكيد دارد: بيان كردن معنا را به جمله اسميه، تاكيد اسناد جمله به آن;ضمير عماد كه مفيد حصر مسند در مسند اليه مى‏باشد; مسند را نفس مصدر قراردادن از باب زيد عدل. احتمال‏آن‏كه خراب مشتق باشد و صيغه مبالغه باشد بروزن شداد بعيد است.
    اسميه بودن جمله نيز اين نكته را مى‏رساند كه دروغ خودش خرابى ايمان است، در صورتى كه جمله فعليه يخرب‏الايمان، اين نكته را نمى‏فهماند، بلكه معنا چنين مى‏شود كه دروغ ايمان را خراب مى‏كند، در صورتى كه جمله‏اسميه آوردن و مسند را مصدر قراردادن، مى‏رساند كه دروغ خودش خرابى ايمان است; نه آن كه ايمان در كار بوده،ولى دروغ خرابش كرده، زيرا اگر ايمان مى‏بود، دروغ نبود; پس دروغ خود ويرانى ايمان است... .

    3) بقره (2) آيه 204.
    4) بقره (2) آيه 207.
    5) وسائل الشيعة، ابواب احكام العشرة، باب تحريم الكذب، ح 11، ص 245.

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi