

| ❤ |
دلتنگم..
برای دخترکی که رویا میبافت.. فارق از وضوح نبودن ها..
سردی نبایدها.. سختی گسستن ها..
مناجات**انتظار سبز مهدوی** (27-02-2026), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (27-02-2026), باران اشک ** آسمان آبی انتظار** (06-02-2026), عاشورا* خادمه چشم براه گل نرگس* (13-02-2026)

| ❤ |
مناجات**انتظار سبز مهدوی** (27-02-2026), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (27-02-2026), ترنج* پله پله تا ملکوت * (13-02-2026), عاشورا* خادمه چشم براه گل نرگس* (13-02-2026)



| ❤ |
کدام جمعه، دعا مستجاب خواهد شد؟
مسیح عاطفه پا در رکاب خواهد شد
کدام جمعه ز عطر بهشتیِ گل یاس
بهار، غرق شمیم گلاب خواهد شد؟
کدام جمعه شود بخت عاشقان، بیدار؟
و چشم فتنهی عالم به خواب خواهد شد
کدام جمعه، خدایا! ز فیض گریهی شوق
بهار و باغ و چمن، کامیاب خواهد شد؟
کدام جمعه ـ بگو «یـا محـوّل الاحوال»!
در آسمان و زمین، انقلاب خواهد شد؟
جمالِ روشن آن ماهِ پشتِ پردهی غیب
کدام جمعه، برون از حجاب خواهد شد؟
کدام جمعه به خورشید میخورد پیوند؟
و بعد از این همه ابر، آفتاب خواهد شد
هزار جمعه دعای فرج به لب داریم
کدام جمعه، دعا مستجاب خواهد شد؟
اللهم عجل لولیک الفرج
مناجات**انتظار سبز مهدوی** (27-02-2026), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (27-02-2026), ترنج* پله پله تا ملکوت * (13-02-2026)


| ❤ |
این هفته هم گذشت تو اما نیامدی
خورشید خانواده ی زهرا نیامدی
از جاده ی همیشه ی چشم انتظارها
ای آخرین مسافردنیا نیامدی
صبحی کنار جاده تو را منتظر شدیم
"آمد غروب،رفت وتوآقا نیامدی"
امروزمان که رفت چه خاکی به سر کنیم؟
آقای من ! اگر زد وفردا نیامدی
غیبت بهانه ای است که پاکیزه تر شویم
تا روبرویمان نشدی ، تا نیامدی!
دلتنگم..
برای دخترکی که رویا میبافت.. فارق از وضوح نبودن ها..
سردی نبایدها.. سختی گسستن ها..
مناجات**انتظار سبز مهدوی** (27-02-2026), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (27-02-2026)



| ❤ |
آقای خوبیها
بازم یه جمعه دلگیر دیگه هم گذشت نیومدی
پس کی میای
آقای من مولای من
مناجات**انتظار سبز مهدوی** (27-02-2026), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (27-02-2026)



| ❤ |
خیز و خود را بکن آماده که او می آید
منشین و بشو استاده که او می آید
بشنو از دور صدای قدمش را حس کن
نظر افکن همه بر جاده که او می آید
منتظر باش که گلبانگ ندایش شنوی
مرد میدان شو و آزاده که او می آید
عطر پیـراهن او میرسدم از هر جا
مژده ای عاشق دلداده که او می آید
می رسد از همه جا رایحه ناب ظهور
دور گـردون خبرم داده که او می آید
دل گواهی بدهد رؤیت او نزدیک است
زانکه این بر دلم افتاده که او می آید
باید آماده شوی تا که کنی استقبال
باید آغوش تو بگشاده که او می آید
نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (27-02-2026)

عصريك جمعه دلگير،دلم گفت بگويم بنويسم
كه چراعشق به انسان نرسيده است؟
چرا آب به گلدان نرسيده است؟
چرالحظه باران نرسيده است؟
...وهركسي كه در اين خشكي دوران به لبش جان نرسيده
است،به ايمان نرسيده است.
وغم عشق به پايان نرسيده است.
بگو حافظ دل خسته زشيرازبيايدبنويسدكه هنوزم كه هنوزاست،
چرايوسف گمگشته به كنعان نرسيده است؟
چراكلبه احزان به گلستان نرسيده است؟
دل عشق ترك خورد،گل زخم نمك خورد،زمين مرد،
خداوند گواه است،دلم چشم به راه است؛
ودرحسرت يك پلك نگاه است.
ولي حيف نصيبم فقط آه است و همين
آه خدايا برسد كاش به جايي؛
برسد كاش صدايم به صدايي...
عصراين جمعه دلگير وجود توكناردل هربيدل آشفته شود
حس،توكجايي گل نرگس؟
به خداآه نفس هاي غريب توكه آغشته به حزني است زجنس غم وماتم،
زده آتش به دل عالم وآدم
مگراين روز وشب رنگ شفق يافته درسوگ كدامين غم عظمي
به تنت رخت عزاكرده اي اي عشق مجسم كه به جاي نم شبنم
بچكدخون جگردم به دم از عمق نگاهت
نكندبازشده ماه محرم كه چنين ميزند آتش به دل فاطمه آهت
به فداي نخ آن شال سياهت
به فداي رخت اي ماه بيا،
صاحب اين بيرق واين پرچم واين مجلس واين روضه واين بزم تويي؛
آجرك الله،عزيزدو جهان يوسف درچاه،دلم سوخته ازآه نفس هاي غريبت
دل من بال كبوترشده،خاكسترپرپرشده،
همراه نسيم سحري روي به فطرس معراج نفس
گشته هوايي وسپس رفته به اقليم رهايي
به همان صحن وسرايي كه شما زائرآني
وخلاصه شود آياكه مرا نيزبه همراه خودت زير ركابت ببري
تابشوم كرب وبلايي؛ به خدا درهوس ديدن شش گوشه دلم تاب ندارد،
نگهم خواب ندارد شب من روزن مهتاب ندارد،
همه گويندبه انگشت اشاره:
مگراين عاشق بيچاره ي دلداده ي دل سوخته ارباب ندارد؟
تو كجايي؟ تو كجايي
شده ام بازهوايي...
گريه كن گريه وخون گريه كن آري كه هرآن مرثيه را خلق شنيده ست
شماديده اي آن راواگرطاقتتان هست كنون من نفسي روضه مقتل بنويسم؛
وخودت نيز مددكن كه قلم دركف من همچوعصا دركف موسي بشود
چون تپش موج مصيبات بلنداست.
به گسترگي ساحل نيل بلند است.
...واين بحرطويل است وببخشيداگراين مخمل
خون برتن تبدارحروف است
كه اين روضه ي مكشوف لهوف است.
عطش برلب عطشان لغات است
وصداي تپش سطربه سطرش همگي موج مزن آب فرات است.
وارباب همه سينه زنان كشتي آرام نجات است؛
ولي حيف كه ارباب((قتيل العبرات)) است؛
ولي حيف كه ارباب ((اسيرالكربات))است؛
...ولي هنوزم كه هنوزاست حسين بن علي تشنه ياراست
وزني محو تماشاست زبالاي بلندي،
الف قامت اودال همه هستي اودركف گودال و سپس آه كه؛((الشمر...))
خداياچه بگويم كه(( شكستند سبو را وبريدند...))
دلت تاب ندارد به خدا باخبرم ميگذرم ازتپش روضه كه خود غرق عزايي،
تو خودت كرب و بلايي؛
قسمت ميدهم آقا به همين روضه كه درمجلس ما نيز بيايي،
تو كجايي.... توكجايي....
سيدحميد برقعي

| ❤ |
مولای خوبم
دفتر چهل برگم را برداشتم تا هر شب برایت بنویسم!
مهربان می شوم تو مهرش می شوی
خورشید می شوم تو گرمایش می شوی
عاشق می شوم تو آهش می شوی
آتش می گیرم تو نورش می شوی
می سوزم آنقدر تا تمام شوم و تو
انتظار این تمام شدن را داری
من هم منتظرم تا دفترم تمام شود و تو بیایی
نه فقط من! که تمام عالم بدون اینکه بدانند منتظرند
منتظر تمام مهر تمام عشق تمام نور
می گویم منتظر تمام حُسنم تمام خوبیها...
و آنقدر می بارم تا جاری شوی
منتظرم..
به امید ظهورت...
اللهم عجل لولیک الفرج...
ای سبز چشم هات زباران نجیب تر
ای جذبه ات، نگاه خدا، بلکه سیب تر
از خنده ی بهار به گل آشنا تری
ای هر غروب جمعه غیابت غریب تر
در انتظار جرعه ی مخمور جام تو
شد جانماز مادر از امن یجیب، تر
اینجا پرنده ها به هوای تو می پرند
پرواز بی شکیب و هوا بی شکیب تر
چشم زمین سفید شد از انتظار، نه
گیسوی مادرانه ی شعرم عجیب تر
با ادعای نام تو هرکس به سفره ایست
رندان تشنه ات به خدا بی نصیب تر
چشمانت آهوان تتارند و شرزه ها
دل داده اند تا بشوی دلفریب تر
گل می کنی سپید ترین واژه ی غزل
در خیس جمعه های ز باران غریب تر
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)