ابن حنبل و ابن معيناحمد بن حنبل و يحيى بن معين، از بزرگان علماى حديثبرادراناهل سنت مىباشند. وقتى دو نفرى، در مسجد رصافه بغداد نماز مىخواندند،در آن جا ديدند، كسى مىگويد: احمد بن حنبل و يحيى بن معين از رسول خدابراى من روايت كردند كه كسى كه بگويد: «لاالله الاالله» از هر كلمهاش مرغىآفريده مىشود كه منقارى از زر و پرهايى از مرجان دارد تا آخر داستان كهبسيار مفصل بود. احمد به يحيى نگاهى كرد و يحيى به احمد نگاهى و هر يك ازديگرى پرسيد: تو براى او چنين حديثى روايت كردى؟ هر دو گفتند، ما تاكنون چنينحديثى نشنيدهايم.
آن گاه صبر كردند تا آن مرد گفتارش را پايان داد. يحيى به او اشارهاى كرد كه بيا.آن مرد بيامد به گمان آن كه پولى مىخواهند به وى بدهند. يحيى از او پرسيد:كه براى تو اين حديث را نقل كرد؟ آن مرد گفت: احمد بن حنبل و يحيى بن معين!يحيى گفت: من ابن معين و اين احمد حنبل است، ما چنين حديثى را درميان احاديث رسول خدا نديدهايم، اگر مىخواهى دروغ ببندى به كس ديگر ببندنه به ما.
آن مرد گفت: تو يحيى بن معين هستى؟ گفت: آرى.
آن مرد گفت: من مىشنيدم كه يحيى بن معين احمق است، ولى باور نمىكردم،اكنون براى من ثابتشد. يحيى پرسيد: چگونه؟
آن مرد گفت: گويا در جهان به جز شما دو تن، احمد حنبل و يحيى بن معيننيست، من غير از اين شخص،از هفده احمد حنبل روايت مىكنم.
اين مرد اگر دانشى داشت، نيازى به اين دروغ گويىها نداشت. او به راستىمىتوانست از اين دو استاد، آن قدر حديثبياموزد كه تمام عمرش بتواند آنها را نقل كند، ولى بى سوادى و بى دانشى او را بدين بدبختى انداخته بود.
كار اهل جهنممردى به حضور وجود مقدس رسول خداصلى الله عليه وآله شرفياب شد و از كاراهل جهنم پرسيد.
پيغمبر فرمود: دروغ گفتن.
اگر اهل جهنم راست گو و با حقيقتبودند به آتش جهنم نمىسوختند. دروغ گوپرده خود را مىدرد و از حق دور مىشود و به گناهان بسيار، آلوده مىگردد و كسى كهچنين شد، آتش خشم خداى در انتظار او خواهد بود.
تا ديدهات ز پرتو اخلاص روشن است انوار حق ز چشم تو پنهان نمىشود كشت دروغ، بار حقيقت نمىدهد اين خشك رود چشمه حيوان نمىشود



نقل قول
