
موضوعات تصادفی این انجمن:
- اماکن رفاهی ناجا
- زندگی رزمآرا از تولد تا ترور!
- مذاکره یا عملیات فریب قبل از یک حمله بزرگ؟
- آشنایی با سازمان اینترپل و اداره کل پلیس بین...
- دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی در مقابل دشمنی...
- همسان سازی حقوق بازنشستگان در سال۹۷/ افزایش...
- کدام مسئولان نظام باید دارایی خود، همسر و...
- آدرس و شماره تلفن گزینش سپاه در تمامی استان...
- تصاویر جالب از زنان ارتش روسیه
- سمت های سردار سرتیپ ذوالقدر

مقدمه
دين اسلام براى نجات بشريت از منجلاب جهل، شرك، خرافه، گمراهى و رساندن او به مقام خلافت و انسان كامل آمده است. در طول هزار و چهارصد سال كه از بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مى گذرد، مسلمانان متعهّد توانسته اند اين هدف متعالى را در هر زمان كم و بيش جامه تحقق بپوشانند. آنان با تلاش و جهاد همه جانبه خويش، ابتدا به شكست دشمن درون، همت گمارده، سپس براى نابود ساختن دشمنان بيرونى به جهاد فرهنگى و نظامى روى آورده اند. در عصر حاضر حفاظت از اسلام و انتشار و ترويج آيين توحيدى و حياتبخش آن به عهده ما گذاشته شده است. حال براى اينكه در انجام اين وظيفه سنگين موفق باشيم بايد بر گستره آگاهى و اطلاعات خود در زمينه دشمن شناسى بيفزاييم و دشمنان اسلام و انسانيت را در چهره هاى گوناگونشان بشناسيم و پس از آن به تقويت روحيه دشمن ستيزى همت گماريم و در هر دو ميدان جهاد اصغر و اكبر با بينش كامل و عزمى راسخ قدم نهيم
و پنجه در پنجه دشمنان انداخته، به حول و قوه الهى آنها را منكوب نماييم و خارهاى سر راه پيشرفت اسلام را بزداييم. دوره هاى بسيج فرصت مناسبى براى رشد يافتن و تعالى است چه از لحاظ فكرى و چه از نظر گرايش؛ و براى تحقق اين مهم متن حاضر تدوين شده است. در اين كتاب مباحثى همچون مفهوم جهاد،
جهاد در قرآن، ص: 14
اهميت و اهداف آن، دشمن شناسى، دشمن ستيزى، ويژگى هاى مجاهدان، عوامل پيروزى و شكست و ... مورد بحث قرار گرفته است. اميد است در تقويت بنيه اعتقادى، بينش صحيح دينى و گرايش مذهبى متعلّمان مفيد و مؤثر واقع شود.
مركز تحقيقات اسلامى

معاونت متون آموزشى و كمك آموزشى جهاد در قرآن، ص: 15
فصل اوّل كلّيات
اشاره
در اين فصل، مسائل كلى جهاد نظير اقسام جهاد، اهميت جهاد، فلسفه و اهداف جهاد را مورد بررسى قرار خواهيم داد؛ امّا پيش از ورود به اين مباحث لازم است معناى لغوى و اصطلاحى جهاد مورد بررسى قرار گيرد.
معناى لغوى و اصطلاحى جهاد
واژه «جهاد» از ريشه «جَهْد يا جُهْد» به معناى مشقّت و زحمت و همچنين به معناى توان و طاقت است و «جهاد» و «مجاهده» يعنى به كار بستن توان در دفع دشمن. «1» البته اين كوشش به صورت هاى مختلف انجام مى گيرد، زيرا حمله و هجوم دشمن به شيوه هاى مختلف است و اما لفظ «قتال» فقط به معناى مقابله نظامى و درگيرى با دشمن است.
جهاد علاوه بر معناى لغوى، اصطلاحى شايع در فرهنگ اسلامى است و در تعريف آن چنين گفته اند:
«الْجِهادُ شَرْعاً بَذْلُ النَّفْسِ وَ الْمالِ وَالْوُسْعِ فى اعْلاءِ كَلِمَةِ الْاسْلامِ وَ اقامَةِ شَعائِرِ الْايمانِ» «2»
معناى شرعى و اصطلاحى جهاد عبارت است از نثار جان و مال و توان در راه اعتلاى اسلام و بر پا داشتن شعارهاى ايمان.
______________________________
(1)- مفردات، راغب اصفهانى، ص 101؛ البته اين واژه به معناى كوشش و زحمت زياد براى تحقق بخشيدن هدف هم آمده است. مثلًا «وَ انْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بى ..» يعنى اگر سعى و كوشش كردند تا تو بر من شرك بورزى ...». (عنكبوت (29)، آيه 8).
(2)- جواهرالكلام، ج 21، ص 3.
جهاد در قرآن، ص: 16

رهبر معظم انقلاب اسلامى در بيان تعريف اصطلاحى جهاد مى فرمايد:
هر چيزى كه هم تلاش باشد و هم در مقابله با دشمن باشد، جهاد است. بعضى ممكن است يك كارى انجام دهند، زحمت هم بكشند، بگويند ما داريم جهاد مى كنيم، نه، جهاد يك شقّش اين است كه
در مقابله با دشمن باشد. «1»
بنابراين در معناى اصطلاحى جهاد دو عامل مهم لحاظ شده است:
اول اين كه اقدامى باشد همراه با تلاش، كوشش و تحمل سختى. دوم اينكه اقدامى باشد براى مقابله با دشمن و دفع هجوم هاى گوناگون او.
به نظر مى رسد در اصطلاح جهاد، قيد سومى هم لحاظ شده كه عبارت است از قيد «فى سبيل اللّه»؛ يعنى اينكه اين تلاش و كوشش براى مقابله با دشمن، به قصد و نيت امتثال امر، كسب رضاى خدا و شكست دشمن خدا باشد و اگر در اين مقابله، كسب رضاى خدا لحاظ نشده باشد، اطلاق واژه جهاد بر آن صحيح نيست ولى در معناى قتال كه مقابله نظامى با دشمن است، قيد «فى سبيل الله» نيامده است. از اين رو در قرآن وقتى سخن از جهاد و مجاهده آمده يا به صورت مطلق است:
«لكِنِ الرَّسوُلُ وَ الَّذينَ امَنوُا مَعَهُ جاهَدُوا بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ ...» «2»
ولى پيامبر و كسانى كه با او ايمان آوردند، با اموال و جانهايشان جهاد كردند.
و يا اگر قيد «فى سبيل الله» آمده، قيد توضيحى است اما قتال ممكن است مقابله نظامى با دشمن جهت كسب رضاى خدا باشد و يا با جبهه حق و در راه شيطان و طاغوت:
«الَّذينَ امَنوُا يُقاتِلوُنَ فى سَبيلِ اللَّهِ وَالَّذينَ كَفَروُا يُقاتِلوُنَ فى سَبيلِ الطَّاغُوتِ» «3»
مؤمنان در راه خدا و كافران در راه طاغوت جنگ و مبارزه مى كنند.
______________________________
(1)- سخنرانى معظم له تحت عنوان «عبرتهاى عاشورا».
(2)- توبه (9)، آيه 88.
(3)- نساء (4)، آيه 76.
جهاد در قرآن، ص: 17
بنابراين معناى اصطلاحى جهاد عبارت است از: به كار گرفتن سعى و توان براى مقابله با دشمن، به نيّت كسب رضاى
خدا و امتثال امر او.
اقسام جهاد
اشاره
تقسيم بندى جهاد به چند اعتبار صورت مى گيرد، گاهى تقسيم بندى به اعتبار «دشمن» است و گاهى به اعتبار «نوع هجوم» و گاهى به اعتبار «ارزش و اهميت» كه اين تقسيم بندى ها خود به شرح زير است:
جهاد اكبر و جهاد اصغر
دشمن انسان يا درونى است و يا بيرونى، دشمن درونى عبارت است از شيطان كه وجودش نامرئى بوده و در نفس انسان وسوسه مى كند و با يارى گرفتن از قواى نفسانى بر قواى رحمانى و عقلانى مى تازد و با شكست دادن آنها، انسان را به بردگى و بندگى مى گيرد. جهاد با شيطان و قواى نفسانى را «جهاد نفس» يا «جهاد اكبر» ناميده اند.
در مقابل، دشمن بيرونى است؛ يعنى شيطان هاى انسان نمايى كه سد كننده راه خدايند و تجاوزگر به حقوق انسانها؛ جهاد در مقابل اينان را «جهاد اصغر» گويند.
چرا جهاد اكبر؟
اصطلاح «جهاد اكبر» را براى «جهاد با نفس» شخص رسول خدا صلى الله عليه و آله به كاربردند.
ايشان خطاب به گروهى از رزمندگان كه فاتحانه از ميدان مبارزه با دشمن خارجى باز مى گشتند، فرمود:
«مَرْحَبًا بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهادَ الْاصْغَرَ وَ بَقِىَ عَلَيْهِمُ الْجِهادُ الْاكْبَرُ»
آفرين به قومى كه جهاد كوچك تر را انجام دادند و جهاد بزرگ تر هنوز بر عهده آنان باقى است.
رزمندگان پرسيدند: اى رسول خدا؛ جهاد اكبر چيست؟
جهاد در قرآن، ص: 18
پيامبر فرمود: جِهادُ النَّفْسِ «1» (مبارزه با نفس شيطانى).
يك مجاهد قبل از اينكه وارد ميدان جهاد اصغر شود، بايد به جهاد اكبر بپردازد.
جهاد اصغر يك جهاد موقتى است و تا زمانى كه دشمن خارجى سركوب نشده، ادامه دارد و با منكوب شدن دشمن خارجى تمام مى شود، ولى جهاد اكبر يك جهاد دائمى و لحظه به لحظه است و در اين ميدان، دشمن لحظه اى غافل نشده انسان را به حال خود نمى گذارد.
انسان با ايمان آوردن و انجام اعمال صالح وارد ميدان مبارزه با بزرگترين دشمن خود، يعنى شيطان و نفس امّاره شده است و تا زمانى كه در
اين ميدان باشد و بر ايمان خويش پاى فشرده و بدان پايبند بماند مجاهد بوده و مرگش شهادت است.
«منهال قصاب» به امام صادق عليه السلام عرض كرد: «ادْعُ اللَّهَ انْ يَرْزُقَنِى الشَّهادَةَ»؛ از خدا بخواه كه شهادت روزيم كند.
امام فرمود:
«انَّ الْمُؤْمِنَ شَهيدٌ» وَ قَرَأَ «وَالَّذينَ امَنوُا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ اوُلئِكَ هُمُ الصِّدّيقوُنَ وَالشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ» «2»
به راستى كه مؤمن شهيد است. و بعد اين آيه را تلاوت فرمود: «كسانى كه به خدا و رسولانش ايمان آوردند، در نزد پروردگارشان صديقان و شهيدان مى باشند.» «3»
هشدار
مجاهدانى كه شاهد عرصه نبرد بوده و توفيق شهادت را نصيب خود كردند، اينان جهاد اكبر و جهاد اصغر خويش را با فوز عظيم شهادت به پايان بردند و كارنامه خويش را به مهر درخشان شهادت ختم كردند، امّا مجاهدانى كه سرافراز از ميدان جهاد اصغر بيرون آمدند بايد بدانند كه بر كارنامه خويش سطرهايى از افتخار و عظمت نگاشته اند اما
______________________________
(1)- وسايل الشيعه، ج 11، ص 122.
(2)- حديد (57)، آيه 19.
(3)- الميزان، ج 19، ص 169.
جهاد در قرآن، ص: 19
بايد اين افتخار را پاس بدارند و از گزند دستبرد دشمن غدّار و حيله گرِ در كمين نشسته، حفظ كنند و بدانند اگر لحظه اى غافل شوند، سرمايه گرانبهايشان به تاراج رفته و چه بسا خداى ناخواسته با مهر مردودى و شقاوت پرونده اعمالشان ختم گردد.
علامه طباطبايى (ره) در تفسير آيه 74 سوره نساء: «آن كس كه در راه خدا قتال كند پس كشته شود يا پيروز گردد، به زودى پاداش عظيمى نصيبش خواهيم كرد» مى نويسد:
آيه فوق بيان مى كند كه دو عاقبت نيكو و پسنديده در انتظار مجاهد مسلمان است، شهادت يا پيروزى بر
دشمن؛ و از آن رو كه فرار در قاموس مسلمان مجاهد نيست، شقّ سوم يعنى فرار را ذكر نكرده است. در بين اين دو عاقبت نيكو، اول شهادت را نام برد؛ زيرا مجاهد مسلمان به مجرد شهادت به وعده نيكوى الهى مى رسد و هيچ چيز نمى تواند بين او و لقاى پروردگار و نعمت هاى چشم روشن كنِ بهشت برزخى و پس از آن بهشت جاويد مانع گردد و براى او پس از شهادت ديگر خوف و خطرى نيست؛ ولكن مجاهد پيروز گرچه ثواب جهاد و فتح در نامه عملش ثبت شده و استحقاق پاداش يافته است ولى اين استحقاق هميشه در خطر حبط و نابودى است. ممكن است با مرتكب شدن بعضى گناهان بزرگ اين استحقاق را از دست بدهد. پس او تا آخر عمر بايد اين استحقاق را مراعات كرده و حفظ كند تا بعد از مرگش به پاداش برسد. «1»
اقسام جهاد اصغر
از آنجا كه هجوم دشمن به شيوه هاى مختلف صورت مى گيرد، به طور طبيعى شيوه هاى جهاد اصغر نيز مختلف است از جمله:
- جهادفرهنگى براى رفع و محو سلطه فرهنگى دشمن يا مقابله با هجوم فرهنگى دشمن.
- جهاد نظامى و درگيرى و رويارويى در صحنه جنگ با دشمن.
- جهاد مالى و تأمين هزينه مبارزه با دشمن و ....
______________________________
(1)- الميزان، ج 4، ص 419.
جهاد در قرآن، ص: 20
فضيلت جهاد فرهنگى
زيربنا و شالوده شخصيت فرد و جامعه، مسائل فرهنگى و اعتقادى است. اعتقادات و فرهنگ صحيح به مثابه درختى است كه اخلاق و اعمال پاك به بارمى آورد و زمينه شكوفايى فرد و جامعه را فراهم مى سازد، و اعتقادات و فرهنگ غيراصولى، مانند درخت خبيثى است كه ميوه ناپاكش اخلاق و رفتار پليد و حيوانى است. خداوند متعال در قرآن مى فرمايد:
«الَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ اصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِى السَّماءِ تُؤْتِى اكُلَها كُلَّ حينٍ بِاذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْامْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْارْضِ مالَها مِنْ قَرارٍ» «1»
مگر نديدى كه خدا چگونه مثالى زد كه كلمه طيبه به مانند درخت پاكيزه اى است كه ريشه اش در زمين ثابت و شاخه آن در آسمان است. هميشه به اذن پروردگارش ميوه خود را مى دهد و خدا اين مَثَل ها را براى مردم مى زند شايد متذكر شوند؛ و كلمه خبيث به مانند درخت ناپاكى است كه از زمين كنده شده و قرار و ثباتى ندارد.
به بيان علّامه طباطبايى منظور از «كلمه طيّبه» اعتقادات ناب و صحيحى است كه اصل و اساس آنها توحيد مى باشد. عقايد حقى كه ريشه در نهاد و
فطرت بشر دارد و ثابت و تغيير ناپذير مى باشد و شاخه هاى آن معارف فرعى و اخلاق پسنديده و اعمال صالح است كه پيوسته از آن اصل ظاهر مى شود و منظور از كلمه خبيثه، شرك به خداست كه بى ريشه بوده و اصل و حقيقتى ندارد. ميوه اين درخت بى ريشه جز حنظل اخلاق زشت و اعمال ناپسند نمى باشد. «2»
جهاد فرهنگى يعنى سعى و تلاش براى تبيين، تفهيم و ترويج عقايد صحيح و ابطال
______________________________
(1)- ابراهيم (14)، آيات 24- 26.
(2)- الميزان، ج 12، ص 50- 52.
جهاد در قرآن، ص: 21
عقايد باطل در جامعه. در جامعه جاهلى كه اساس آن جهل و خرافه است، عقايد ناصحيح و جاهلانه، اخلاق زشت و اعمال قبيح بارآورده و افراد را فساد احاطه كرده است. چنين جامعه اى تا زمينه هاى فلاح و رستگارى را در خود ايجاد نكند، به رشد و سعادت نمى رسد؛ و ايجاد زمينه هاى صلاح به اين امر وابسته است كه مصلحان با روشنگرى و مجاهدت علمى و فرهنگى زيربناى جاهلانه و خرافى اعتقادى را از بين برده و آب حيات توحيد و فرهنگ صحيح را به جامعه برسانند. در اين صورت عنايت خداوند نيز شامل شده نگون بختى و سيه روزى رخت بر مى بندد و سعادت و خوشبختى چهره مى نمايد.
«انَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّروُا ما بِانْفُسِهِمْ» «1»
خداوند سرنوشت هيچ قومى را تغيير نمى دهد مگر آنان آنچه را در خودشان است، تغيير دهند.
بنابراين جهاد فرهنگى مقدّم بر جهاد نظامى است. لذا بايد ابتدا با فرهنگ جاهلى مبارزه كرد و با ارائه فرهنگ ناب الهى و اسلامى، آن را به قهقرا فرستاد و نيز عليه كسانى كه آگاهانه بر فرهنگ جاهلى
پاى مى فشرند و نمى گذارند آب حياتبخش فرهنگ ناب الهى جانهاى تشنه را سيراب كند، جنگيد و آنان را از ميان برداشت البته جهاد فرهنگى يك جهاد مستمر است و حفظ و ماندگارى احكام الهى به آن بستگى دارد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در آغاز رسالتش قبل از اينكه به او و پيروانش اجازه دفاع و جهاد نظامى داده شود، مأمور به جهاد فرهنگى شد؛ قرآن به عنوان كتاب جهاد فرهنگى بر قلب مبارك ايشان نازل شد تا با تبيين و تبليغ آن فرهنگ حاكم را منهدم سازد:
«وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبيراً» «2»
و به وسيله قرآن با آنان مبارزه كن، مبارزه بزرگى!
______________________________
(1)- رعد (13)، آيه 11.
(2)- فرقان (25)، آيه 52.
جهاد در قرآن، ص: 22
يعنى با تلاوت آيات قرآن و بيان حقايق قرآن حجت را بر آنان تمام كن و پايه هاى متزلزل اعتقاد پوشالى آنان را ويران نما و بر آن ويرانه، بنيان اعتقاد توحيدى را استوار و محكم بنا كن. اين آيه از آيات مكى است و منظور از دستور جهاد در آن قتال نيست؛ مخصوصاً كه وسيله آن را قرآن شمرده است.
فضيلت اين جهاد از جهاد نظامى نيز بيشتر و والاتر است؛ چون مجاهدان فرهنگى هستند كه مجاهدان نظامى را مى پرورانند. اين مجاهدان، فقيهان و دانشمندان الهى اند كه با تبيين و تبليغ عقايد، اخلاق و احكام توحيدى ساير مجاهدان را تربيت مى كنند؛ از اين روست كه ارزش مجاهدان اين صحنه بسى والاتر و بالاتر از مجاهدان ديگر صحنه ها و از جمله مجاهدان نظامى است كه خود برتر از ديگر مجاهدان هستند.
از رسول خدا صلى الله عليه و آله و امام صادق عليه السلام
نقل شده كه:
«اذا كانَ يَوْمَ الْقِيامَةِ جَمَعَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ النَّاسَ فى صَعيدٍ واحِدٍ وَ وُضِعَتِ الْمَوازينُ فَتوُزَنُ دِماءُ الشُّهَداءِ مَعَ مِدادِ الْعُلَماءِ فَيُرَجَّحُ مِدادُ الْعُلَماءِ عَلى دِماءِ الشُّهَداءِ» «1»
در روز قيامت، خداوند عزّوجلّ همه مردم را در يك جا جمع مى كند، ميزان ها نصب مى گردد و خون شهيدان با مداد علما سنجيده مى شود، پس مداد عالمان بر خون شهيدان برترى مى يابد.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)