صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 34 , از مجموع 34

موضوع: منزلت زن در اندیشه اسلامی , از امام علی علیه السلام تا انقلاب اسلامی

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,707
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    2.5.5. تحلیل خطبه 80: پاسخ به فتنه جمل یا حکمی کلی درباره زنان؟

    امام علی (عليه السلام) در خطبه 80 نهج البلاغه می فرمایند: «مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ...؛ ای مردم، زنان ازنظر ایمان، بهره مندی [از ارث] و عقل، ناقص اند...» (نهج البلاغه، ص 106)
    این سخن که به ظاهر کلی و چالش برانگیز است، درواقع نیازمند تحلیل در چند سطح و با توجه به منابع تفسیری است تا از قرائتی سطحی و خارج از سیاق که به تحقیر جنس زن بینجامد، جلوگیری شود.
    1. سطح اول: بافتار تاریخی و مخاطب شناسی؛ واکنشی به فتنه جمل
    خاستگاه خطبه: بر اساس منابع معتبر مانند «نهج السعادة» و شرح «ابن ابی الحدید»، این خطبه بلافاصله پس از جنگ جمل و در واکنش مستقیم به رهبری و پیامدهای آن ایرادشده است (المحمودی، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغ، ج 5، ص 226؛ ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 21).
    مصداق محوری: امام (عليه السلام) در خطبه های مرتبط، لشکریان جمل را «پیروان شتری» و «سربازان زنی» خوانده اند. ابن ابی الحدید به صراحت تأکید می کند که تمام این خطبه رمزی به عایشه و عملکرد وی است. او با شرح مفصل حوادث جمل و ذکر نامه های نصیحت آمیز ام سلمه، نشان می دهد که تصمیم گیری فاجعه بار عایشه، خود تجلی عینی نقصان رأی و عقل (تدبیر) است.
    نتیجه این سطح: این خطبه در درجه اول یک سخن موقعیتی است که هدفش نه صدور حکمی کلی که نقد شدید یک کنش سیاسی خاص (فتنه جمل) و هشدار نسبت به پیامدهای رهبری نامناسب است. شهید مطهری نیز حتی در
    ص: 50
    صورت استفاده از این سخن برای نفی صلاحیت سیاسی زنان، آن را ارشاد عقلی می داند، نه حکم شرعی الزام آور.
    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,707
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    2. سطح دوم: تحلیل مفاهیم (نقصان ایمان، عقل و حظ) در چارچوب نظام اسلامی

    حتی اگر فراتر از مصداق تاریخی به مفاهیم بپردازیم، باید این «نقصان» را نه به معنای کم ارزشی، بلکه به معنای تفاوت در مسئولیت، حقوق و ویژگی های طبیعی در نظام حکیمانه الهی دانست.
    الف) نقصان ایمان: تفاوت در تکلیف، نه در عقیده
    منظور: امام (عليه السلام) صراحتاً دلیل را «قُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ» می دانند. در فرهنگ قرآن، گاه واژه «ایمان» بر عمل صالح خاص (نماز) اطلاق می شود (رجوع به تفسیر آیه 143 بقره)؛ بنابراین، «نقص ایمان» در اینجا به معنای تعلیق موقت یک عبادت به دلیل مصالح جسمی و روانی (حیض) است.
    جبران حکیمانه: اسلام برای جبران این تعلیق موقت، راهکارهایی قرار داده است: قضای روزه، تشویق به ذکر و دعا در اوقات نماز و بلوغ زودتر دختران (حدود 6 سال قبل از پسران) که فرصت بیشتری برای عبادت و رشد معنوی به آنان می بخشد. این نشان می دهد هدف، تعدیل تکلیف مطابق با شرایط، نه تضعیف موقعیت معنوی زن است.
    ترک به عنوان عبادت: ترک نماز و روزه در این ایام، خود امتثال فرمان الهی و عبادتی دیگر است.
    ص: 51
    امضاء



  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,707
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    ب) نقصان عقل: تفاوت در شهادت و ویژگی های روان شناختی

    شهادت دو زن: این حکم فقهی که ریشه قرآنی دارد، عمدتاً ناظر به تجربیات اجتماعی متفاوت زنان در آن عصر (در امور مالی و تجاری) و نیز ایجاد توازن در شهادت است. این هرگز به معنای نادیده گرفتن عقل نظری، علمی یا دینی زنان نیست.
    دیدگاه برخی شارحان: شارحانی مانند ابن میثم بحرانی (ابن میثم، «اختیار مصباح المساکین»، ذیل خطبه 80) و بیهقی کیذری (بیهقی کیذری، حدائق الاحقائق فی شرح نهج البلاغه)، با نگاهی تکوینی، بر غلبه عواطف و قوه شهوانی بر عقل عملی در زنان تأکید کرده و این را دلیلی بر نیاز به تکمیل از طریق سرپرستی مرد (قوامیت) می دانند. ابراهیم خویی نیز به ضعف استعداد طبیعی جسمانی برای پذیرش کامل روش های عقلانی محض (با استناد به آیه 282 بقره) و کم مایگی در معاشرت با خردمندان اشاره می کند.

    امضاء



  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,707
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ج) نقصان حظ (بهره): تفاوت در نظام اقتصادی خانواده

    ارث نصف: این حکم، وقتی در کنار تکالیف مالی مرد (مهریه، نفقه) دیده شود، بخشی از یک نظام متوازن اقتصادی خانواده است که مسئولیت معیشت اصلی را بر عهده مرد می گذارد و در عوض، دارایی زنان را در امان نگه می دارد. خویی این را نشانه تکفل مرد و محافظت از زن می داند.
    ص: 52
    3. سطح سوم: نگاه تربیتی و هشدار اجتماعی
    جمله پایانی خطبه («در کارهای نیکو بی چون وچرا اطاعت نکنید...») یک راهبرد تربیتی و مدیریتی برای جلوگیری از ایجاد توقع نابجا و سوءاستفاده در روابط خانوادگی است. این همراه با تعبیر امام از زن به «ریحانه» (گل)، نشان دهنده توجه به ظرافت و نیاز به مراقبت ویژه است، نه تحقیر.
    جمع بندی نهایی:
    خطبه 80 یک متن چندلایه است:
    - در سطح تاریخی-سیاسی، عکس العملی تند به فتنه جمل و هشداری درباره عواقب رهبری نامناسب است.
    - در سطح حقوقی-تکلیفی، به تفاوت های طبیعی و تشریعی بین زن و مرد در اسلام اشاره دارد که هدفش تنظیم روابط بر پایه حکمت، مصلحت و تکمیل نقش ها است.
    - در سطح تربیتی، هشداری برای مدیریت عاقلانه روابط درون خانواده است.
    فهم این خطبه بدون توجه به خاستگاه تاریخی آن و تمایز بین مفهوم نقصان به معنای تفاوت وظیفه ای و نقصان به معنای کم ارزشی ذاتی، به برداشتی ناقص و مخدوش می انجامد. دیدگاه اسلام به زن، با تأکید بر کرامت انسانی، تساوی در امکان قرب الهی و مسئولیت پذیری متفاوت اما مکمل، درآیات و روایات فراوانی تبیین شده که این خطبه باید در ذیل آن کلان نظام تفسیر شود.
    دقت در خطبه 156 نهج البلاغه در فهم بیشتر آنچه گذشت مفید است. فیض الاسلام در شرح خود بر خطبه 156، به تحلیل علل خروج و دشمنی عایشه نسبت به امام علی (عليه السلام) می پردازد. امام در این خطبه می فرمایند: «یاغی
    ص: 53
    شدن عایشه بر من، ازآن جهت است که سستی اندیشه زنان بر او چیره شده و کینه دشمنی در سینه اش همچون جوشش دیگ آهنگران به جوش آمده است.» (فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 88)
    فیض الاسلام اسباب این کینه را برمی شمارد:
    - بستن درهای مسجدالنبی: پس از دستور پیامبر (صلی الله عليه وآله) برای بستن درهای منازل متصل به مسجد، تنها در خانه امام علی (عليه السلام) بازماند.
    - عزل ابوبکر از ابلاغ سوره توبه: پیامبر (صلی الله عليه وآله) ابتدا ابوبکر را مأمور ابلاغ سوره توبه به مکه کرد، اما سپس او را عزل و این مأموریت را به امام علی (عليه السلام) سپرد.
    - حسد نسبت به فرزندان حضرت زهرا (سلام الله عليها): بی فرزندی عایشه در مقابل فرزندان متعدد فاطمه (سلام الله عليها) که پیامبر (صلی الله عليه وآله) آنان را فرزندان خود می خواند موجب حسادت وی شد.
    امام (عليه السلام) تأکید می کنند که این خصومت، شخصی و ناشی از حسد است؛ چنان که اگر از عایشه می خواستند همان رفتار را با دیگری انجام دهد، امتناع می ورزید. بااین وجود، امام به حرمت پیشین او به عنوان همسر پیامبر (صلی الله عليه وآله) و یکی از «امهات المومنین» احترام گذاشته و او را مجازات نکردند و بازخواست نهایی را به خداوند واگذار نمودند؛ زیرا طبق آیه قرآن، اگر زنان پیامبر کار ناشایستی انجام دهند، عذابشان دوچندان است.
    مرحوم ابراهیم بن حسین خویی با توجه به محتوای خطبه معتقد است امام (عليه السلام) در برخورد با زنان دشمن، اولویت را پرهیز از درگیری و آزار قرار داده اند. دلیل این امر، ناتوانی طبیعی زنان ازنظر جسمی (سلاح) و روانی (کم طاقتی در برابر مصائب) عنوان شده است. به باور او، همین ضعف است که گاه موجب
    ص: 54
    می شود زنان به دشنام گویی - که رذیلتی اخلاقی است- روی آورند؛ بنابراین، دستور امام، مبتنی بر رعایت اخلاق جنگی و دوری از تحریک و آزار آنان است، حتی اگر آنان از جبهه دشمن باشند.
    این خطبه، هم نقدی بر عملکرد یک فرد خاص در بستر تاریخ صدر اسلام است و هم الگویی برای رفتار کریمانه و عاقلانه با زنان، حتی در سخت ترین شرایط (جنگ) ارائه می دهد.
    ص: 55
    2.5.6. بررسی و نقد روایت «زن شر است»
    در نهج البلاغه از قول حضرت علی (علیه السلام) آمده است: «کُلُّ شَرٍّ فِي الْمَرْأَةِ، وَ شَرُّ مَا فِيهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا؛ همه چیز زن بد است و بدترین چیزی که در اوست، آن است که مرد را از او گزیرى نیست» (دشتی، محمد، نهج البلاغه، ص 484 )
    در نگاه اول، این روایت با سایر آموزه های اسلامی درباره کرامت زن- و حتی با برخی روایات دیگر از معصومین (علیهم السلام) -در تعارض ظاهری قرار می گیرد. برای نمونه، از امام صادق (علیه السلام) از پدرانشان درباره زنان نقل شده است: «أَکْثَرُ الْخَیْرِ فِی النِّسَاءِ؛ بیشتر خیر در زنان است» (حرالعاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج 14، ص 11؛ و صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 243).
    برای رفع این تعارض ظاهری، چند وجه تحلیل و نقد ضروری است:
    1. تحلیل محتوایی و تفسیر احتمالی
    برخی مفسران کوشیده اند با ارائه تفسیری خاص، تناقض را برطرف کنند: منظور از «شرّ بودن» زنان می تواند اشاره به مسئولیت ها و دشواری های زندگی متأهلی باشد که بر دوش مرد می افتد (تأمین معاش، مدیریت خانواده). در این صورت، «شرّ» نه صفتی ذاتی برای زن که توصیفی از پیامدهای طبیعی مسئولیت پذیری در قبال خانواده است.
    در مقابل، «خیر بودن» زنان ناظر به برکات و آثار مثبت وجود ایشان است، مانند ایجاد آرامش روانی برای همسر (سوره روم، آیه 21)، قدرت زادوولد و تداوم نسل و نقش تربیتی بی بدیل در خانواده.
    ص: 56
    این نگاه دوگانه درواقع به دو بُعد متفاوت وظیفه شناسی (که همراه با مشقت است) و برکت آفرینی (که همراه با خیر است) در نهاد خانواده اشاره دارد. این امر برای زنان نیز صادق است؛ زیرا آنان نیز با ازدواج، بسیاری از علایق شخصی را به پای مسئولیت های خانوادگی می گذارند.
    2. نقد سندی و اعتبار روایت
    با توجه به اهمیت این مسئله، ارزیابی اعتبار خود روایت گامی اساسی است:
    اولاً: نهج البلاغه به عنوان یک کتاب گزینش شده و غیرتخصصی در حدیث، ادعای جمع آوری تمام سخنان قطعی الصدور از امام علی (علیه السلام) را ندارد. سید رضی (رحمه الله) با معیارهای بلاغی گزینش کرده است، نه حدیث شناختی تمام عیار؛ بنابراین، نسبت دادن قطعی هر گزاره ای در نهج به امام، نیازمند بررسی سندی جداگانه است.
    ثانیاً: محتوای این روایت - با تفسیر ظاهری و مطلق آن- باهدف کلی شریعت که تکریم انسان و به ویژه تأکید بر جایگاه رفیع زنان پارسا است (همچون الگوهای بی بدیلی چون حضرت فاطمه و حضرت زینب علیهماالسلام) در تعارض آشکار قرار می گیرد. چگونه می توان باور کرد امام علی (علیه السلام) همسرش فاطمه زهرا (سلام الله عليها) یا دخترش زینب کبرا (سلام الله عليها) را مصداق «شر» بداند؟
    ثالثاً: این تعارض محتوایی با اصول مسلم دینی، شبهه در انتساب آن را تقویت می کند و احتمال جعل یا تحریف در نقل را - دست کم در صورت بیان - مطرح می سازد. ممکن است این تعبیر، قولی از دیگران باشد که در کلام امام جامانده، یا تشبیهی کنایی باشد که بدون درنظرگرفتن قرینه اش نقل شده است.
    ص: 57
    3. جمع بندی و نتیجه گیری
    با درنظرگرفتن مجموعه شواهد:
    - تفسیر محتوایی معقول، حمل این سخن بر دشواری ها و مشقات مسؤولیت های زندگی خانوادگی است، نه توصیف ذات زن. تعبیر «شر» در اینجا می تواند به معنای «امر دشوار و پرزحمت» باشد، نه «پلیدی ذاتی»
    - بااین حال، اعتبار سندی این نقل خاص در هاله ای از ابهام قرار دارد و پذیرش آن به عنوان سخنی قطعی از امام علی (علیه السلام) با دلالت ظاهری و مطلقش با اصول کلامی و سیره عملی ایشان در تعارض است.
    - روایت متعارض از امام صادق (علیه السلام) که «اکثر خیر در زنان است»، باسیل آیات و روایات مثبت درباره زنان هم سوتر است و وزن محکی برای ارزیابی قرار می گیرد.
    نتیجه نهایی: به لحاظ روشمند، نمی توان به این گزاره منسوب به نهج البلاغه با صرف نظر از بررسی سندی دقیق تر به عنوان دلیلی برای شر ذاتی دانستن زنان استناد کرد. تحلیل محتوا آن را به وصف دشواری های زندگی مشترک نزدیک می کند و بررسی کلیت آموزه های دینی و سیره علوی، هرگونه قرائت تحقیرآمیز و ذاتی نگر از زنان را رد می کند. مراد نهایی را می توان این گونه جمع بندی کرد: زندگی خانوادگی و مسئولیت در قبال همسر و فرزند، اگرچه همراه با دشواری و «زحمت» است، اما این مشقت، ذاتیِ زن نیست، بلکه لازمه طبیعی تعهد و تکامل در پرتو این پیوند مقدس است.
    ص: 58
    ص: 59
    3. زن در گفتمان انقلاب اسلامی
    ص: 60
    3. زن در گفتمان انقلاب اسلامی: تحلیل جایگاه و نقش زنان در اندیشه امام خمینی و مقام معظم رهبری
    اشارة
    یافته های این پژوهش حاکی از آن است که با توجه به تحلیل گفتمان بیانات و فضای عقیدتی رهبران انقلاب اسلامی- که پیروی از آموزه های اصیل اسلامی را سرلوحه رویکرد و رفتار خود قرار داده اند -می توان بر عظمت مقام زنان و تجلیل از دستاوردهای آنان تأکید کرد. رهبران انقلاب به صورت مداوم بر مقولاتی چون پایبندی به ارزش های اسلامی، کرامت انسانی، برابری در عین توجه به تفاوت های تکوینی، مقام رفیع مادری، شجاعت و تأکید بر حق و تکلیف زنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت خویش تأکید نموده اند. آنان با ارتقای جایگاه زن در تمامی شئون زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی، بر این باورند که زنان باید عهده دار وظیفه ای خطیر در ساخت، حفظ و صیانت از نظم سیاسی مبتنی بر اسلام و ارزش های الهی باشند.
    بر این اساس، در این نوشته، مهم ترین محورهای تکریم جایگاه زنان در کلام و اندیشه های امام خمینی (رحمه الله) و آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) موردبررسی قرار می گیرد.
    چه آنکه جایگاه زن در عصر پیش از انقلاب، متزلزل و شی گونه بوده است؛ اما پس از انقلاب اسلامی، زنان بابرکت نهضت اسلامی و تحت رهبری امام خمینی (رحمه الله) و مقام معظم رهبری، به عضوانی فعال، اثرگذار و صاحب کرامت در عرصه جامعه تبدیل شده اند. در تقابل با نظام های معنایی سنتیِ محدودکننده یا مدرنِ ابزارگرا، گفتمان انقلاب اسلامی زن را به عنوان سوژه ای فعال، آگاه، انتخاب گر و مسئول بازتعریف کرده و او را در مرکز مسئولیت های فردی و اجتماعی قرار داده است.
    ص: 61
    3.1. امام خمینی (رحمه الله) و احیای جایگاه زن: از کرامت اسلامی تا نقش آفرینی انقلابی
    اشارة
    کلام امام خمینی (رحمه الله)، به عنوان رهبری که از بالاترین سطح مشروعیت، اقتدار، نفوذ سیاسی و کنترل بر منابع مادی و معنوی در عرصه عمومی برخوردار بود، سهمی بی بدیل در تعریف و شکل دهی به سوژه جنسیتیِ بر ساخته شده در آستانه و دوران پس از انقلاب اسلامی ایفا کرد. این سوژه جدید، نه شباهتی به الگوهای مرسوم فقهیِ سنتی داشت و نه با انگاره های مدرنیستی حکومت پیشین همخوانی نشان می داد. این رویکرد نوین، هم زمان با اقامت ایشان در پاریس و در پاسخ به پرسش های مکرر خبرنگاران درباره جایگاه زن در نظام اسلامی آینده و سپس در دوران پس از پیروزی، در قالب دیدارها، سخنرانی ها و پیام های مستقیم خطاب به زنان، به وضوح تبیین و تأکید گردید.
    بامطالعه گسترده متون سخنرانی ها، مصاحبه ها و پیام های امام خمینی (رحمه الله)، می توان مهم ترین محورهای معنایی گفتمان ایشان درباره زنان را حول مضامین کلیدی زیر صورت بندی نمود: آزادی اصیل، فعالیت سیاسی و اجتماعی، مجاهدت انسانی، ایثار و فداکاری، تعهد، عفت، تحول روحانی، وحدت کلمه، هوشیاری و شهادت طلبی.
    امام خمینی (رحمه الله) با نگاهی فراتر از محدودیت های رایج، بر حضور فعال و مسئولیت پذیر زنان در تمام عرصه ها تأکید داشتند:
    «بانوان ایران در این نهضت و انقلاب سهم بیشتری از مردان دارند... در تربیت [نسل] که اشتغال دارند، ... باز سهم بزرگی در این انقلاب دارند» (صحیفه امام، ج 14، ص 355).
    ص: 62
    ایشان قاطعانه اعلام می کردند:
    «اسلام زن را مثل مرد در همه شئون دخالت می دهد... زنان باید در سیاست اساسی مملکت دخالت کنند... زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد. زن ها در جمهوری اسلام رأی باید بدهند. همان طوری که مردان حق رأی دارند، زن ها حق رأی دارند» (صحیفه امام، ج 6، صص 300-301).
    از دیدگاه امام، تحقیر جایگاه زن در دوره پیش از انقلاب، یک «خیانت بزرگ» بود که نیروی انسانی جامعه را تضعیف می کرد. ایشان بازتعریف اسلامی از زن را نه تنها یک حق که یک تکلیف برای ساختن جامعه می دانستند:
    «همه ملت ايران، همه ملت ايران- چه بانوان و چه مردان- بايد اين خرابه اى كه براى ما گذاشته اند بسازند. با دست مردِ تنها درست نمى شود؛ مرد و زن بايد باهم اين خرابه را بسازند». (صحیفه امام، ج 6، ص 301.)
    امام خمینی (رحمه الله) بزرگ ترین دستاورد انقلاب را تحول کیفی ایجادشده در بانوان ایران می دانستند و حتی تأکید می کردند:
    «اگر اين نهضت و انقلاب اسلامى هيچ نداشت جز اين تحولى كه در بانوان و در جوانان ما پيدا شد؛ این یک امرى بود كه كافى بود براى كشور ما.»(همان، ج 14، ص 197.)
    نکته بنیادین در نگاه امام، ترکیب نقش اجتماعی با اصالت خانوادگی بود. از دیدگاه ایشان، اهمیت والای زن در جامعه، فراتر از نقش آفرینی مستقیم اوست؛ زیرا بانوان «علاوه بر اینکه خودشان یک قشر فعّال در همه ابعاد هستند، قشرهای فعّال را در دامن خودشان تربیت می کنند. خدمت مادر به جامعه از خدمت معلّم بالاتر است... انبیا می خواستند که بانوان قشری باشند که آن ها تربیت کنند جامعه را و شیر زنان و شیرمردانی به جامعه تقدیم کنند» (صحیفه امام، ج 14، ص 197).
    ص: 63
    بنابراین، گفتمان امام خمینی (رحمه الله) درباره زن، گفتمانی آزادی بخش، مسئولیت ساز و تحول آفرین بود که با طرد هم زمان انگاره های سنتیِ انفعال گرا و مدرنیستیِ ابزارگرا، الگوی زن مسلمان انقلابی را به عنوان سوژه ای فعال، عفیف، آگاه و نقش آفرین در همه سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی بنیان نهاد.
    ص: 64
    3.1.1. آزادی زنان در گفتمان امام خمینی (رحمه الله): از حق مداری تا تکلیف گرایی انقلابی
    در گفتمان امام خمینی (رحمه الله)، اسلام ناب به عنوان منبعی اعتبار بخش و راه حل گرا برای تغییر و ارتقای وضعیت زنان تعریف می گردد. ایشان با نگاهی فراتر از عبادات فردی، اسلام را مکتبی جامع و در تقابل با سکولاریسم حاکم بر بسیاری از کشورهای اسلامی می دانستند. منطق حاکم بر این گفتمان، ساختاری دووجهی از اندیشه و کنش را تولید می کند که در آن مبانی ایدئولوژیک اسلامی و مصالح ملی، اگرچه با جایگاهی متفاوت، در کنار یکدیگر قرار می گیرند.
    از نگاه امام، زنان در حکومت اسلامی آزاد و دارای حقوقی هم تراز مردان هستند. ایشان تصریح می کنند:
    «اسلام زن را از قید اسارت مردان بیرون آورده و آن ها را هم ردیف مردان قرار داده است.»(صحیفه امام، ج 5، ص 70.)
    در این نگاه، آزادی زنان نه به معنای رهایی از قیود اخلاقی که به معنای آزادسازی توانمندی های آنان برای حضور فعال در عرصه سازندگی فرد و جامعه است. امام، زنان متعهد ایران را پیشتازان مبارزه می دانست که «سد عظیم شاهنشاهی را در هم شکستند»(صحیفه امام، ج 12، ص 275.) و امروز «همدوش مردان در تلاش سازندگی خود و کشور هستند.»(همان)
    ایشان بارد شبهات درباره محدودیت زنان در نظام اسلامی، بر حق و تکلیف حضور اجتماعی _ سیاسی آنان پافشاری می کردند:
    «ما می خواهیم زن به مقام والای انسانی برسد و زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد.»(صحیفه امام، ج 6، ص 300.)
    ص: 65
    اندیشه فقهی _ سیاسی امام، تفسیری نوین از تعالیم اسلام ارائه داد که حضور فراگیر و فعال زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی را ممکن و ضروری می شمرد.
    امام با تأکید بر این که «اسلام یک دین سیاسی است و همه چیزش سیاست است»، (صحیفه امام، ج 10، ص 15.) حق و تکلیف زنان برای دخالت در سیاست را همسان روحانیون می دانست:
    «خانم ها حق دارند در سیاست دخالت کنند. تکلیفشان این است. روحانیون هم حق دارند در سیاست دخالت کنند. تکلیف آن ها است... زن نقش بزرگی در اجتماع دارد، زن مظهر تحقق آمال بشر است» (صحیفه امام، ج 7، ص 341).
    در گفتمان ایشان، سیاست فقط مختص نهادهای حکومتی یا گروهی خاص نیست، بلکه به معنای شرکت همگانی در تعیین سرنوشت کشور است.
    بدین ترتیب، امام خمینی (رحمه الله) با پیوند زدن سه مفهوم «اسلام»، «سیاست» و «زنان»، هم زمان دو انگاره رایج را به چالش کشید: یکی، مردانه تلقی کردن عرصه سیاست و دیگری، جدایی دین از سیاست. گفتمان ایشان، آزادی زن را نه در گسست از ارزش ها که در مسئولیت پذیری انقلابی و حضور آگاهانه در چارچوب احکام اسلامی تعریف کرد و الگویی از زن آزاد، متعهد و نقش آفرین را بنیان نهاد.
    ص: 66
    3.1.2. جایگاه و منزلت اجتماعی زنان در اندیشه امام خمینی (رحمه الله): مشارکت مبتنی بر عفت و مسئولیت
    در گفتمان امام خمینی (رحمه الله)، ضرورت حضور و فعالیت اجتماعی زنان در دوران استقرار و تثبیت نظام جمهوری اسلامی، جایگاهی محوری دارد. این تأکید در تقابل آشکار با موضع ایشان در دوران حکومت پهلوی قرار می گیرد که به دلیل فضای ناامن و اهداف انحرافی آن رژیم، با اشتغال و حضور اجتماعی زن به آن شکل خاص مخالف بودند. امام تصریح می کنند:
    «البته شغل برای زن، شغل صحیح برای زن مانعی ندارد، لکن نه آن طوری که رژیم پهلوی می خواستند. آن ها نظرشان این نبود که زن اشتغالی پیدا بکند... نظرشان بر این بود که زنان را مثل مردها... از آن مقامی که دارند منحط کنند. نگذارند یک رشد طبیعی برای زن پیدا شود» (صحیفه امام، ج 16، ص 192).
    از دیدگاه امام، صلاح و فساد جامعه ریشه در صلاح و فساد زنان آن جامعه دارد؛ بنابراین، حضور اجتماعی زن نه تنها یک حق که یک مسئولیت خطیر و تأثیرگذار است؛ اما آنچه مفهوم مشارکت اجتماعی زنان را در گفتمان امام از مفهوم مشابه در گفتمان مدرنیزاسیون پهلوی متمایز می سازد، اصل اساسی حفظ عفت عمومی است. در اندیشه ایشان، فعالیت های سیاسی و اجتماعی زنان باید در چارچوب حفظ شئون اسلامی و عفت صورت گیرد:
    «خانم ها وظايف اجتماعى خودشان را و وظايف دينى خودشان را عمل بكنند و عفت عمومى را حفظ بكنند و روى آن عفت عمومى كارهاى اجتماعى و سياسى را انجام بدهند.» (صحیفه امام، ج 13، ص 93).
    ص: 67
    امام خمینی (رحمه الله) نقش زنان را در پیروزی انقلاب اسلامی _ که اوج مشارکت سیاسی است _ فراتر از مردان ارزیابی می کنند و می فرمایند:
    «شما بانوان اثبات كرديد كه در صف جلو هستيد. شما اثبات كرديد كه مقدم بر مردها هستيد. مردها از شما الهام گرفتند. مردهاى ايران از مخدرات ايران، از بانوان ايران عبرت گرفتند و تعليم گرفتند؛ و مردان قم هم از شما بانوان عزيز عبرت گرفتند و تعليم گرفتند. شما در صف جلو نهضت هستيد». (صحیفه امام، ج 6، ص 358.)
    ایشان با تجلیل از زنان انقلابی، جایگاه رفیع آنان را به عنوان مربیان نسل آینده یادآور می شوند:
    «شماها به اسلام خدمت کردید... شما شیر مردان و شیر زنان در ایران تربیت می کنید. دامن شما دامن عصمت، عفت و عظمت است». (صحیفه امام، ج 6، ص 501)
    جمع بندی:
    در منظومه فکری امام خمینی (رحمه الله)، منزلت اجتماعی زن از طریق مشارکت فعال و مسئولانه در عرصه های گوناگون جامعه محقق می شود، اما این مشارکت باید دو شرط اساسی را دارا باشد:
    1. برخاسته از رشد طبیعی و اصیل زن مسلمان و در راستای اهداف متعالی جامعه اسلامی، نه در چارچوب برنامه های تحمیلی و تحقیرآمیز.
    2. همراه با حفظ عفت و حریم اسلامی، به گونه ای که حضور اجتماعی، موجب تضعیف ارزش های اخلاقی نشود، بلکه بر شکوفایی و تأثیرگذاری مثبت زن بیفزاید.
    ص: 68
    بدین ترتیب، امام خمینی (رحمه الله) الگویی از زن مسلمان فعال ارائه می دهند که هم زمان عفیف، متعهد، اثرگذار و پیشرو است و هم در عرصه خانواده و هم درصحنه اجتماع، نقش آفرینی می کند.




    امضاء



صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi