موضوعات تصادفی این انجمن:
- بخشی از زيبایی های وقايع کربلا ...!
- ویژه نامه ماه محرم حسینی |۩| امیری حسین و...
- محرم آمد ... مه ماتم آمد *با دلی شکسته از...
- دانشنامه عاشورا و امام حسین علیه السلام
- اولين و آخرين شهيد كربلا چه كساني بودند؟
- داستان هاي امام حسين عليه السلام
- بازخوانی قیام عاشورا با بررسی سخنان سید و...
- همه صبر و قرارم بنویسید حسین {{ اشعارویژه...
- یکی از مهترین پیامهای فراموش شده عاشورا
- زیبائی های عاشورایی
مقدمه
فرهنگ عاشورا و فرهنگ انتظار
در اين گفتار دربارۀ ارتباط بين تعلق خاطر ما به وجود مقدس امام زمان(عج) و تعلق باطني ما به وجود مقدس سيدالشهدا(ع) و از سوي ديگر، رسالت ما در قبال اين دو دلبستگي، سخن مي گوييم.
عاشورا، نهضتي متفاوت
به شكل هاي مختلفي مي توان عاشورا و فرهنگ شهادت را بررسي كرد. گاهي موضوع به شكلي است كه رسالتي بر دوش ما نمي گذارد. اگر دربارۀ شكست ها و پيروزي هايي كه در تاريخ اتفاق افتاده است، بحث كنيم، بسياري از اين شكست ها و پيروزي ها براي انسان مومن كه دريچه هاي غيب به رويش باز شده، رسالتي نمي آورد. مثلاً جنگ هاي نژادي، جنگ هاي اول و دوم جهاني كه بيش از چهل ميليون كشته داشت، براي يك مومن دغدغه و انگيزه اي ايجاد نمي كند. اين گونه نيست كه او در يك طرف معادله بايستد و به نفع يا ضرر گروهي موضع بگيرد؛ چون انگيزه هيچ يك از دو طرف، ارزش اين را ندارد كه خون مومني در اين ميان ريخته شود.
آيا حادثه عاشورا هم اين گونه بوده است؟ آيا اين حادثه را بايد قبيله اي يا قومي دانست؟ آيا عاشورا گذشته و فقط براي تاريخ نگاري بايد اين جنگ را تحليل كنيم يا جنگي است كه در ما انگيزه ايجاد مي كند؟ به گونه اي كه احساس مي كنيم بايد يك طرف ميدان بايستيم. بعد از عاشورا موضع گيري ها كاملاً شفاف است. يا در جبهه سيد الشهدا(ع) هستيم يا در جبهه مقابل و ما بايد تلاش كنيم در جبهه سيد الشهدا(ع) باشيم. اين نوع نگاه به عاشورا با نگاه يك مورخ غيرشيعي تفاوت دارد. براساس نگاه ما در يك سوي اين جنگ، كسي ايستاده است كه امام تاريخ است، او امام مصعوم است كه با اين
جنگ، تاريخ را تغيير مي دهد.
امام زمان(عج) بنيان گذار جامعه آرماني
دربارۀ ظهور هم بحث اين گونه است. آينده نگري پديده اي است كه از آغاز با انسان بوده است. براساس همين انديشه، آرمان مدينه هاي فاضله و جامعه هاي آرماني را ترسيم مي كرده اند. بي شك دربارۀ مدينه فاضله فارابي و جامعه موعودي كه افرادي همچون افلاطون وعده داده اند، شنيده ايد. بايد دانست مشيت خداي متعال اين نبوده كه موازي با دستگاه ولايت نبي اكرم (ص) دست هايي هم براي ابليس خلق كند؛ بلكه خلقت دستگاه ابليس، خلقتي تبعي است و در همين دنيا به پايان مي رسد. دوران تحقق ولايت نبي اكرم و ظهور ولايت حضرت در همين دنيا فرا مي رسد. اين بشارت انبيا و اوليا است. طبيعتا ديگران هم از اين دعوت استفاده كردند و جامعه هاي موعود ديگري را ترسيم نمودند.
مسئوليت پذيري در تحقق جامعه موعود
حركت جهان به سمت جامعه موعود را مي توان به گونه اي ترسيم كرد كه بار رسالتي براي ما ايجاد نكند و تنها روحيه اميد را در ما زنده نگه دارد؛ اميد به رسيدن روزي كه كلمه حق ظاهر مي شود و بشر بر محور ولي خدا، پروردگار را عبادت مي كند.
ممكن است براساس بعضي از انديشه هاي مادي كه حركت عالم را حركتي غيراختياري و جبري مي دانند، معتقد شويم كه تاريخ بشريت به سمت يك جامعه موعود حركت مي كند و اين حركت هم جبري است و اراده انسان در شكل گيري آن حضور ندارد. به تعبيري، اصلا انسان صاحب اراده نيست. اين نگاه به آينده، مسئوليت آفرين نيست. حركتِ ما بايد به سمت خداي متعال باشد و در تحقق آن جامعه موعود مشاركت كنيم. به تعبير ديگر، مهم ترين عبادت ما اين است كه در اين عبادت تاريخي حضور پيدا كنيم كه اين گونه در عبادت همه تاريخ شريكيم.
امكان همراهي با اهل بيت (ع) در همۀ زمان ها
در نهج البلاغه مي خوانيم كه اميرالمومنين(ع) در پاسخ آن كسي كه گفت: اي كاش برادرم مي بود و پيروزي شما را در جنگ جمل بر دشمنانتان مي ديد. فرمودند: «أهَوَى أَخِيكَ مَعَنَا»؛ آيا دل برادر تو با ما بود؟ مرد پاسخ داد: بله يا اميرالمومنين. او دوست مي داشت در كنار شما باشد. در كنار شما شمشير بزند و شما را ياري كند. حضرت فرمود: او با ماست. انسان هايي با ما هستند كه هنوز به دنيا نيامده اند. آنان چون دلشان با ماست و از پيروزي ما خوشحال مي شوند، در اين عبادت عظيم تاريخي شريكند.
پس ما مي توانيم خودمان را وقف جامعه موعود كنيم. از سوي ديگر، اگر ما نقش خودمان را در هر دوره تاريخ ايفا كرديم،
پس از آنكه دوران ظلماني تاريخ به پايان رسيد، در عصر ظهور مي توانيم به اين دنيا بازگرديم و در دوره ظهور ولايت ولي الله، نقش خودمان را در عبادت خداي متعال در بهره مندي از ولايت حضرت ايفا كنيم.
تعريف جامعه موعود
جامعه موعود چيست؟ چه خصوصياتي دارد و معني منتظر بودن نسبت به آن جامعه چيست؟ اكنون در نقطۀ مقابل فرهنگ انبيا، دستگاه هاي مادي قرار دارند و تلاش مي كنند با تبليغات فراوان، سخنان و برنامه هاي انبيا را تنها يك خيال پردازي جلوه دهند؛ تخيلي كه امكان تحقق ندارد و اگر هم تحقق پيدا كند، شكل مطلوبي نخواهد داشت. به تعبير آنها اين جامعه، جامعه اي تماميت خواه است كه در آن براي عقلانيت اجتماعي بشر، سهمي وجود ندارد. از نگاه آنها، تنها ليبرال دموكراسي مي تواند بشر را به آرمان هاي خود برساند. آنها ايدئولوژي دموكراسي را تبيين كردند و سپس چشم اندازهاي اين جامعه را برشمردند و مي كوشند قدم به قدم جامعۀ جهاني را به سمت آن چشم انداز خود حركت دهند و در اين مسير، اسلام و مكتب تشيع را رقيب جدي خود مي دانند. در مكتب هاي الهي مانند مسيحيت و كليمي، در دعوت هاي حضرت ابراهيم(ع) و حتي حضرت نوح(ع)، آثار توجه به آن جامعه موعود به چشم مي خورد؛ ولي در مكتب تشيع، اين جامعه به صورت شفاف تبيين شده است.
جنگ با امام زمان(عج) انگيزه اصلي صهيونيست ها براي حضور در خاور ميانه
اكنون ده ها مركز در غرب، به ويژه در آمريكا كه به صهيونيست ها وابسته اند، بر روي فرهنگ مهدويت مطالعه مي كنند. بودجه سالانه بعضي از آنها بالاي ميليارد دلار است. بسياري از اهل نظر و صاحبان انديشه معتقدند، انگيزۀ اصلي اين لشكركشي نظامي، رويارويي با جرياني است كه در حال رخ دادن است. مسائلي مانند نفت، منابع انرژي و تغيير فرهنگ در خاورميانه در درجه دوم هستند. مسئلۀ اصلي درگيري دستگاه ابليس با وجود مقدس امام زمان(عج) است كه به صورت يك جنگ نظامي تمام عيار ظاهر شده است. آنها نيرو پرورش مي دهند و در اين مسيربرنامه ريزي مي كنند.
تلاش براي تحقق جامعه موعود، بزرگ ترين عبادت است
در روايات آمده است كه از انبياي اولوالعزم: نسبت به ولايت امام عصر(عج) ميثاق گرفته شده است . واژه اولواالعزم به معني صاحبان عزم به اين سبب است كه بار اين رسالت، بر دوششان گذاشته شده است. آنها در پذيرش ولايت امام عصر(عج) كمترين درنگي نكردند. در تفسير آيۀ gوَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماًf مي خوانيم كه حضرت آدم(ع) به دلايلي نتوانسته همچون حضرت ابراهيم(ع) اين بار را بردارد؛ بنابراين، اولوالعزم نشده است. جامعه موعود با مشاركت همه مؤمنان ساخته مي شود و بزرگ ترين عبادت مومنين، مشاركت در تحقق آن است.
انبياي اولوالعزم و جانشينان آنان از آغاز به اين جامعه توجه داشتند و هوشيارانه امت خود را در مسير ولايت امام زمان(عج) قرار دادند و بار اين ولايت را در زندگي خودشان به دوش كشيدند. اكنون برماست كه فرهنگ مهدويت را به گونه اي شفاف ترسيم كنيم و بار مسئوليتي را كه ولايت و انتظار بر دوش ما نهاده، درك نماييم.
تأثيرشرايط خاص هر زمان در نوع مسئوليت نسبت به امر ظهور
وظيفۀ ما به عنوان يك شيعه، در تحقق ولايت ولي الله و اقامه امر ولايت آنها چه در باطن خودمان و چه در حيات اجتماعي، متناسب با مراحل تاريخ، متفاوت است. اين گونه نيست كه همۀ انسان ها در همه دوره ها، يك عمل را انجام دهند. بايد ديد حركت عصر ظهور در چه مرحله اي است و بايد رسالتمان را متناسب با همان مرحله تعريف كنيم.
بي شك شنيده ايد كه ائمه معصومين (ع) سفارش كرده اند كه دور هم بنشينيد و به ديدار هم برويد، به ملاقات همديگر برويد كه اين احياي امر ماست. امر ما و ولايت ما با ديدار شما شيعيان و گفتگوهاي شما احيا مي شود. در روايتي ديگر مي خوانيم: شما شيعيان
دور هم بنشينيد و احاديث ما را نقل و منتشر كنيد كه اين احياي امر ماست.
زنده نگه داشتن امر خدا در نفس و باطن انسان و در جامعه، مراحلي را بايد طي كند. مثلاً اگر بخواهيد براي مردم خانه بسازيد، ابتدا مكان آن را انتخاب مي كنيد، بعد بودجه اش را مشخص مي كنيد، سپس كار آغاز مي شود.
رشد فرهنگ تشيع، مقدمه ظهور
حركت ما به سمت جامعۀ موعود، يك حركت تدريجي است كه بر محور ولايت انبيا، اوصيا و ائمه معصومين (ع) و از آغاز غيبت نيز بر محور ولايت امام عصر(عج) شكل گرفته است. البته وظيفة شيعه در دوره هاي گوناگون فرق كرده است. اين گونه نيست كه در همۀ دوره ها ما يك وظيفه داشته باشيم. در اين دوره خداي متعال به ما حكومت شيعي عطا كرده است. گاهي تعداد شيعيان از انگشتان دست تجاوز نمي كرد. ارْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ النَّبِيِّ إِلَّا ثَلَاثَةَ نَفَرٍ ؛ جز سه چهار نفر براي امير المومنين(ع) باقي نماند؛ يعني جامعه تشيع در آن دوره چهار نفره بودند. رسالت آن دوره با اكنون متفاوت است. ائمه معصومين (ع) گام به گام شيعه را جلو آوردند و فرهنگ شيعه را گسترش دادند؛ البته امكانات فرهنگي، مانند اكنون نبوده است.
وجود مقدس امام رضا(ع) يك نقطه جغرافيايي پيدا كردند كه اين نقطه بسيار مهم است. اين نشان مي دهد كه امت يك كانون جغرافيايي مي خواهد، بعد هم امامزاده هاي جليل القدر مانند فاطمه معصومه3 به اين منطقه آمدند. تا اين كه كم كم يك حكومت ديني شيعي و يك پادشاهي شيعي به وجود آمد.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)