صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 44 , از مجموع 44

موضوع: حسين عليه السلام نفس مطمئنه : از مدینه تا کربلا

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    مورخ مشهور یعقوبی حسین علیه السلام را به (شديد العزه) توصیف کرده، و ابن ابی الحدیدمی گوید: حسین علیه السلام سید أهل إباء است که حمیت و غیرت را به مردم جهان آموخت و فرمود: کشته شدن با شمشیر، زندگی است لیکن زندگی با ذلت مرگ است.
    چنانکه یکی از شعرای سرشناس (عبد الغربن نباته سعدی) درباره اش می گوید:
    وَالحُسَينُ الذي رَاىَ المُوتَ في العِز ***حَياةٌ وَالعَيشَ في الذّلِّ قَتلًا
    حسین علیه السلام کسی است که مرگ با عزت را حیات و زندگی ذلت بار را مرگ میداند».
    مصعب بن زبیر می گوید: وَ اختارَ المَنيَّةُ الكَريمَةَ على الحَياةِ الذَميمَةِ.
    یعنی «حسین علیه السلام مرگ با شرافت را بر زندگی ذلت بار ترجیح داد، سپس به این بیت
    متمثل می شود:
    وَ انَّ الْاوْلى بِالطَّفِ مِنْ آلِ هاشِمَ *** تَأْسُوا فَسَنُّوا لِلْكِرامِ التَّأَسِّيا
    یعنی: «مردان بزرگی از آل هاشم در کربلا در برابر ظلم مقاومتی بخرج دادند که برای بزرگان تاریخ سنت والگو شود».

    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    سخنان حسين علیه السلام در روز عاشورا عالیترین و برترین بیان در مورد حفظ حیثیت و عزت نفس می باشد:
    أَلَا وَ إِنَّ الدَّعِيَّ ابْنَ الدَّعِيِّ قَدْ رَكَزَنی بَيْنَ اثْنَتَيْنِ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَى اللَّهُ لَنَا ذَلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِيَّةٌ وَ نُفُوسٌ أَبِيَّةٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طَاعَةَ اللِّئَامِ عَلَى مَصَارِعِ الْكِرَام
    «همانان زنازاده پسر زنازاده، مرامیان دو امر مخیر ساخته، کشته شدن با شمشیر یا پذیرش ذلت چه دور است ذلت از ما، که خدا و رسولش و مؤمنین ذلت را برای من نمی پسندند بلکه پدران و مادرانی که در دامن پاکشان مرا پرورش داده اند و مردان غیور و با حمیت و انسانهائی که امتناع می ورزند از اینکه طاعت انسانهای پست را بر کشته شدن ترجیح دهند».این عزت نفس حسین علیه السلام است که نمی گذارد تسلیم مردمی پست و فرومایه همچون
    ص: 44
    ابن زیاد دست نشانده بنی امیه بشود تا هر گونه بی احترامی را درباره اش انجام دهند و لذا چون کوه در برابر سپاه کوفه می ایستد و بدون هیچ دغدغه و هراسی از گرگان بنی امیه، درس زندگی باعزت را به جهانیان می آموزد و فریاد میکشد: «وَ اللَّهِ لا اعْطيكُمْ بِيَدى اعْطاءَ الذَّليلِ وَ لا افِرُّ فِرارَ الْعَبِيد ِ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُون
    «بخدا سوگند مانند افراد فرومایه تسلیم شما نمی شوم و مانند بردگان هم فرار نمی کنم و تنها به خدای خود و خدای شما پناه می برم از اینکه خون مرا بریزید».
    شعرای اهل بیت در ترسیم و تنظیم این صفت ممتاز حسین علیه السلام به مسابقه پرداخته و بهترین اشعار را در این زمینه سروده اند که از جمله اشعار ابو تمام است:
    و نَفسٌ تُغافُ الضَّيمِ حَتّى كأَنَّه *** هُو الكُفرَ يَومَ الرَّوعِ أو دُونَهُ الكُفرُ
    فَأثبَتَ في مُستَنقَعِ المَوتِ رِجلَهُ *** وَ قالَ لَها مِن دُونِ أَخمُصِكَ الحَشرُ
    تَرَوّى ثِيابَ المُوتِ حُمراً فَما بَدی *** لَها اللّيلُ إلّا وَ هِيَ مِن سُندُسٍ خُضرٍ
    1- «انسانی که از پذیرش ذلت در روز جنگ آنچنان خود را دور می دارد که گویا پذیرش ذلت کفر است یا کفر از آن بهتر است».
    2- «پای خود را در باتلاق مرگ محکم کرد و به آن خطاب کرد در روز قیامت از زیر چنین قدمی باید محشور شد».
    3- «لباس سرخ مرگ را بر تن کرد اما هنوز شب نشده به سندس سبز بهشتی تبدیل گردید».
    سید حیدر حتی نیز در این زمینه چنین سروده است:
    طَمِعَت أن تَسُومُهُ القَومُ ضَيماً* ** وَ أَبى اللّهُ وَ الحِسامُ الصَّنيعُ
    كَيفَ يَلوى عَلى الدَّنيَّةِ جَيداً* ** لِسَوىَ اللّهُ ما لواهُ الخضُوعُ
    فَأبى أن يَعيشَ إلّا عَزيزاً* ** اَو تَجَلَّى الكِفاح وَ هُوَ صريعُ
    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 25-06-2026 در ساعت 16:13
    امضاء


  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    1- «حکومت بنی امیه طمع کرد که حسین علیه السلام را خوار سازد لیکن خدا و شمشیر از آن
    ص: 45
    امتناع دارد».
    2- «آخر چگونه گردنی که جز برای خدا خم نشده در برابر ناکسان خم گردد».
    3- «جز زندگی با عزت را نمی پذیرد حتی اگر در این ره جان خود را از کف بدهد».
    آری بنی امیه می خواستند که حسین علیه السلام در برابر ظلم و جور حکومت خودکامه آنان تسلیم گردد و زبان به اعتراض نگشاید و از ایراد و انتقاد لب فرو بندد، و چون این عمل برای حسین علیه السلام سرور آزادگان ذلت و خواری در بر داشت که نه خدا بر آن رضایت داشت و نه باعزت نفس حسین علیه السلام سازگار بود و حسین علیه السلام از جد و پدر آموخته بود که جز در برابر اراده خدا و حق در برابر هیچ قدرتی نباید گردن کج نمود لذا از مرگ و شهادت استقبال می کند که عزتش در آن است اما تسلیم خواسته های آنان نمی شود که همراه با ذلت
    است
    (1)..

    امضاء


  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    أُباةُ الضيم کیانند؟
    اباة الضيم یعنی کسانی که هرگز زیر بار ظلم و ذلت و خواری نرفته اند در تاریخ گذشتگان مخصوصا تاریخ اسلام و بویژه تاریخ شیعه که پس از وقوع حادثه جانگداز کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام از شیعیان و پیروان آن حضرت از آن بزرگوار تأسی نموده و راه آن حضرت را دنبال کردند نام افراد زیادی ثبت شده است.
    پیشگام در این خصلت و امتیاز در تاریخ اسلام حضرت مولای متقیان امیر مؤمنان على علیه السلام است که پس از ورود به صفین و قرار گرفتن شریعه در اختیار سپاه شام و منع آب از سپاهیان علی علیه السلام آنحضرت با این جملات یارانش را برای تصرف شریعه تحریک نمود: قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ فَأَقِرُّوا عَلَى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخِيرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّمَاءِ تَرْوَوْا مِنَ الْمَاءِ فَالْمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ وَ الْحَيَاةُ فِي مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ أَلَا وَ إِنَّ مُعَاوِيَةَ قَادَ لُمَةً مِنَ الْغُوَاةِ وَ عَمَّسَ عَلَيْهِمُ الْخَیرَ حَتَّى جَعَلُوا نُحُورَهُمْ أَغْرَاضَ الْمَنِيَّة
    ص: 46


    1- حياة الحسين ج 1/ص 113 - ابن ابی الحدید ج 3 ص 249 - بلاغة الحسين ص 45 و 49.
    سپاه شام جنگ را بر شما تحمیل کردند در این مورد یا می باید ذلت و عقب ماندگی را بپذیرید یا شمشیرها را از خونها سیراب کنید، که مرگ شما در حیات شما است در حالی که سرافکنده اید، ليكن حياة و زندگی در مرگ شما است در صورتی که مرگ شرافتمندانه را اختیار کنید، همانا معاویه عده ای از ستمکاران و گمراهان را گسیل کرده که چون حقیقت بر آنها پوشیده است گلوهایشان را هدف تیرهای شما قرار داده اند.
    در این جملات على به یاران خود تفهیم می کند که مرگ با شرافت زندگی است و زندگی ننگین بدترین مرگ است.
    از جمله اباة الضيم يزيد بن مهلب است و دیگر زید بن علی بن الحسين علیهما السلام و محمد و ابراهیم پسران عبدالله محض که بحمدالله در کتاب شاگردان مکتب امام مکتوب است و همچنین یحیی بن زید و سایر سادات از نسل امير المؤمنين علیه السلام که ابن ابی الحدید در جلد سوم شرح نهج البلاغه از صفحه 249 ذیل خطبه 51 حالات بیشتر آنان را ذکر نموده است(1).






    اجر حسین علیه السلام در قبال شهادت:
    عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) يَقُولَانِ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى عَوَّضَ الْحُسَيْنَ عَلَيْهِ السَّلَامُ مِنْ قَتْلِهِ أَنْ جَعَلَ الْإِمَامَةَ فِي ذُرِّيَّتِهِ، وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ، وَ إِجَابَةَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ، وَ لَا تُعَدُّ أَيَّامُ زَائِرِيهِ جَائِياً وَ رَاجِعاً مِنْ عُمُرِهِ.
    محمد بن مسلم که یکی از اصحاب اجماع است روایت می کند: شنیدم امام باقر و امام صادق علیه السلام می فرمودند: بدرستی که خدای تبارک و تعالی در قبال شهادت امام حسین علیه السلام امامت را در فرزندان و ذریه او قرار داد و شفا را در تربتش و استجابت دعا را در نزد قبرش و زائر قبر حسین علیه السلام مدتی را که می رود به زیارت تا بر می گردد جزء عمر او بحساب نمی آید»
    ص: 47


    1- شرح ابن ابی الحدید ج 3 ص 252 - نهج البلاغة خطبه 51.
    قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ: فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: هَذَا الْخلَالُ تُنَالُ بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَمَا لَهُ فِي نَفْسِهِ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَلْحَقَهُ بِالنَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَكَانَ مَعَهُ فِي دَرَجَتِهِ وَ مَنْزِلَتِهِ، ثُمَّ تَلَا أَبُو عَبْدِ اللَّه علیه السلام «وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُم ...الآية'(1).
    محمد بن مسلم می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: اینکه فرمودید، لطفي است درباره کسانی که از ناحیه امام حسین علیه السلام به آنها می رسد (از فرزندانش که امامت به آنها می رسد و از زائرین که ثواب زیارت را می برند و بیماران که از تربتش شفا می یابند، پس خدا به شخص امام حسین علیه السلام در ازاء شهادت چه عوض می دهد؟
    امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند متعال امام حسین علیه السلام را به پیامبر ملحق می فرماید و در بهشت مقام و منزلت پیامبر را دارد، سپس این آیه را تلاوت فرمود: و کسانیکه ایمان آوردند و ذریه آنها در ایمان از آنها پیروی نمودند ذریه آنان را بایشان ملحق می سازیم»(2).
    ارزش اعمال انسان رابطه مستقیم با آثار عمل دارد هر عملی دارای اثر بیشتر باشد ارزش آن بیشتر است حسین علیه السلام با شهادت در راه خدا دین الهی را بیمه کرد و لذا خداهم اجر و پاداش مستمر و طولانی به حسین علیه السلام عطا می کند .
    1- امامت را در نسل او قرار می دهد
    2- خاک قبر حسین علیه السلام شفای بیمارانی می گردد که از معالجه و مراجعه به پزشک مأیوس شده اند
    3- دعا در نزد قبر حسين مستجاب می گردد
    4- سفر زیارت، از عمر زوار بحساب نمی آید.
    خدا داستان کربلا را برای انبیاء حکایت می کند:
    سعد بن عبدالله می گوید: از حضرت قائم عن تأویل کهیعص پرسیدم حضرت فرمود: این حروف از اخبار غیبی است که خدا بنده خود زکریای پیامبر را آگاه فرمود
    ص: 48


    1- آیه 21 سوره طور.
    2- نفس المهموم ص 47 - بحار ج 44 /ص 221 - تفسير برهان ج 4 ص 242.
    سپس برای حضرت محمد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ آن قصه را بیان کرده است، هنگامیکه زکریا از پروردگار خواست که اسامی پنج تن را به او تعلیم فرماید جبرئیل به امر پروردگار نزد زکریا آمد و اسماء خمسه را به وی آموخت و زکریا هر وقت نام محمد و علی و فاطمه و حسن صلوات الله و سلامه عليهم اجمعین را می برد شاد میشد و غم و اندوه او بر طرف میشد اما وقتی به نام حسین علیه السلام میرسید اندوه عمیقی تمام وجودش را فرا می گرفت و گریه گلویش را می فشرد و دچار حزن شدیدی میشد لذا روزی عرض کرد خدایا چرا هر وقت نام چهار نفر از پنج تن را می برم موجب تسلی خاطرم می شود لیکن وقتی نام حسین علیه السلام را بر زبان جاری می سازم اشکم فرو می ریزد و اندوه فراوان بر من مستولی می گردد، پس خداوند تبارك و تعالی حکایت شهادت حسین علیه السلام را در کربلای برای زکریا بیان کرد و فرمود: كهيعص فَالْكَافُ اسْمُ كَرْبَلَاءَ وَ الْهَاءُ هَلَاكُ الْعِتْرَةِ الطاهره وَ الْيَاءُ يَزِيدُ وَ هُوَ ظَالِمُ الْحُسَيْنِ ع وَ الْعَيْنُ عَطَشُهُ وَ الصَّادُ صَبْرُه.
    «كاف اشاره به کربلا است و هاء اشاره به شهادت و هلاکت عترت طاهرین است و ياء اشاره است به یزید که او ستمکار به حسین علیه السلام است و عین کنایه از تشنگی و عطش حسین علیه السلام است و صاد اشاره است به صبر و استقامت و بردباری حسین» وقتی زکریا این حکایت را شنید سه روز از مسجد خارج نشد و از پذیرش مردم در این سه روز امتناع نمود و به گریه و مرثیه خوانی مشغول گردید و می گفت: الهی آیا این چنین جنایت هولناکی درباره فرزند بهترین مخلوقاتت بوقوع می پیوندد؟!
    خدایا چنین حادثه ناگواری را برای نابودی ذریه پیامبرت نازل می فرمائی بارالها آیا لباس مصیبت بر قامت علی و فاطمه می پوشانی؟!
    خدایا آیا این مصیبت جانکاه را به ساحت مقدس آنان روا می داری؟ سپس از خدا در خواست نمود که در سن پیری فرزندی به او کرامت فرماید که او را دوست بدارد آنگاه حادثه مؤلمه برای وی مقدر فرماید مانند فاجعه ای که برای محمد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حبیب خود مقدر فرموده است و خدا هم دعایش را مستجاب فرمود یحیی را با وکرامت فرمود و به
    ص: 49
    فاجعه ای مبتلا گردید (که سرش را بریدند و برای طاغوت زمان فرستادند).
    و مدت حمل یحیی و امام حسین علیه السلام شش ماه و هر دو یکسان بودند(1).
    جبرئیل برای آدم روضه می خواند:
    صاحب کتاب در الثمين در ذیل آیه شریفه فَتَلَقَّى آدَم...نقل می کند که چون خدای متعال اراده فرمود توبه آدم را بپذیرد پرده از جلو چشم آدم برداشته شد و در ساق عرش اسامی خمسه آل عبا را مشاهده کرد و آنها را بر زبان راند و از جبرئیل پرسید: اینان کیستند؟
    جبرئیل آنها را معرفی کرد و سپس گفت خدا را به این اسامی بخوان تا توبه ات را بپذیرد، آدم پرسید چگونه بخوانم، جبرئیل گفت: بگو يَا حَمِيدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ يَا عَالِي بِحَقِّ عَلِيٍّ يَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَةَ يَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ مِنْكَ الْإِحْسَان.
    وقتی جبرئیل نام حسین علیه السلام را برد قلب آدم (على نبينا وآله وعليه السلام) شکست و سرشکش جاری شد، گفت: برادرم جبرئیل چرا هنگامی که نام پنجمی را بر زبان جاری نمودم قلبم شکست و اشکم جاری شد؟
    جبرئیل گفت: برای این فرزندت مصیبتی روی می دهد که همه مصائب در پیش آن کوچک و حقیرند.
    آدم گفت: ای برادر آن مصیبت چگونه است؟
    جبرئیل گفت: َيُقْتَلُ عَطْشَاناً غَرِيباً وَحِيداً فَرِيداً لَيْسَ لَهُ نَاصِرٌ وَ لَا مُعِين «او را با لب تشنه میکشند در حالی که غریب و بیکس و تنها است و یار و یاوری ندارد» وَ لَوْ تَرَاهُ يَا آدَمُ وَ هُوَ يَقُولُ وَا عَطَشَاهْ وَا قِلَّةَ نَاصِرَاهْ حَتَّى يَحُولَ الْعَطَشُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ السَّمَاءِ كَالدُّخَانِ فَلَمْ يُجِبْهُ أَحَدٌ إِلَّا بِالسُّيُوفِ وَ شُرْبِ الْحُتُوفِ فَيُذْبَحُ ذَبْحَ الشَّاةِ مِنْ قَفَاهُ وَ يَنْهَبُ رَحْلَهُ أَعْدَاؤُهُ وَ تُشْهَرُ رَاسُهُ
    ص: 50


    1- بحار ج 44 / ص 223- احتجاج ج 2 ص 529.
    رُءُوسُ أَنْصَارُهُ فِي الْبُلْدَانِ وَ مَعَهُمُ النِّسْوَانُ كَذَلِكَ سَبَقَ فِي عِلْمِ الْوَاحِدِ الْمَنَّانِ فَبَكَى آدَمُ وَ جَبْرَئِيلُ بُكَاءَ الثَّكْلَى.
    و اگر ببینی ای آدم، او را در آن روز که می گوید: وای از تشنگی و کمی یار و یاورتشنگی چنان بر او غلبه کند که آسمان به چشمش تیره و تار آید مثل اینکه دود فاصله شده است پس هیچکس او را یاری نکند مگر با شمشیر که بجانش افتند و او را مانندگوسفند ذبح کنند و سرش را از قفا ببرند و دشمنان پس از کشتن، اموالش را غارت نمایند و سرهای او و یارانش را شهر به شهر و دیار به دیار بگردانند و زنانش را اسیر نمایند.
    و این چنین در علم خدای واحد منّان گذشته است.
    سپس آدم و جبرئیل گریستند مانند زنی که فرزندش مرده باشد(1).
    کشتی نوح در کربلا متلاطم می شود:
    وقتی طوفان نوح جهان را فرا گرفت و جناب نوح پیغمبر با یاران در کشتی نشسته و دنیا را گردش می کرد به سرزمین کربلا رسید کشتی دچار گرداب شد و زمین آن را بسوی خود می کشید و نوح از غرق شدن ترسید و دست به دعا برداشت و عرض کرد:
    پروردگارا من همه روی کره زمین را با کشتی زیر پا گذاشتم و در هیچ جا دچار چنین گرفتاری نشدم که در این نقطه به آن مبتلا گشته ام.
    جبرئیل نازل شد و گفت: ای نوح اینجا سرزمینی است که حسین علیه السلام نوه محمد خاتم پیامبران و فرزند خاتم اوصیاء را می کشند.
    نوح پرسید: قاتل او کیست؟
    جبرئیل گفت: قاتل او لعين آسمانهای هفتگانه و زمین است.
    ص: 51


    1- بحار ج 44 ص 245 - نفس المهموم ص 53.
    را لعنت کرد و کشتی بسلامت از آن ورطه پس نوح هم چهار بار قاتل حسین علیه السلام رهائی یافت و در جودی بزمین نشست(1).
    ص: 52


    1- بحار 44 ص 243. لوح تمسک به اهل بیت در کشتی نوح: چون به تلاطم کشتی نوح اشاره شد لازم می دانیم به گزارش جالبی که از سوی باستان شناسی شوروی در مجله رسمی و پر تیراژ انقاد نیز وب در شماره تشرين دوم سال 1953 منتشر شده اشاره ای شود زیرا این گزارش هم از نظر علمی و هم از لحاظ دینی بخصوص از نظر معتقدات مذهب تشیع فوق العاده مهم و با ارزش است مخصوصا از جهت اینکه در کشوری این گزارش تهیه و منعکس و منتشر شده که معنویت را پشت سرگذارده و مادی گرانی را پیشه ساخته اند و اینك خلاصه گزارش مذکور از نظر خوانندگان میگذرد موقعی که باستانشناسان شوروی در منطقه معروف به وادی قاف مشغول حفاری بودند در اعماق زمین به چند تخته پاره قطور و پوسیده بر خوردند که معلوم شد این تخته ها از قطعات کشتی حضرت نوح بوده است و پس از دو سال کاوش تخته پاره دیگری یافتند که بصورت لوحی منقوش بوده و از قضا سالم و دست نخورده باقی مانده بود، سطور منقوش در آن لوح از ناشناخته ترین خطوط بود لذا اداره کل باستانشناسی شوروی هفت نفر از سرشناس ترین باستان شناسان و اساتید خط و زبان روسی و چینی را مامور تحقیق و بررسی و شناخت خط و مطالب آن نمود که این هیئت پس از هشت ماه مطالعه و بررسی و مقایسه حروف با نمونه سایر خطوط و كلمات متفقا گزارش زیر را در اختیار باستانشناسی شوروی قرار داد: 1- این لوح مخطوط چوبی از جنس همان تخته های مربوط به کاوش قبلی و کلا متعلق به کشتی نوح است. 2- حروف و کلمات این عبارات به لغت سامانی یا سامی است که در حقیقت ام اللغات (ریشه لغات) و به سام ابن نوح منسوب است. 3- معنای این حروف و کلمات چنین است: ای خدای من و ای یار من، به رحمت و کرمت مرا یاری نما. وبپاس خاطر این نفوس مقدسه: محمد، ایلیا(على) شبر(حسن) شبیر (حسين) فاطمه. آنان که همه بزرگان و گرامیاند، جهان به برکت آنها برپاست. به احترام نام آنها مرا یاری کن، تنها توئی که می توانی مرا به راه راست هدایت کنی. بعدا ترجمه این کلمات بزبان انگلیسی در مجلات و جراید زیر منتشر شده است: | 1- مجله هفتگی «ویگلی میرر» لندن مورخه 28 دسامبر 1953. 2- مجله استار لندن مربوط به کانون دوم 1953. 3- روزنامه سن لایت منچستر شماره مربوط به کانون دوم 1953. 4- روزنامه ویکلی يبرر مورخ اول شباط 1954. ه روزنامه الهدی قاهره مورخ 30 مارس 1953. ضمنا محدث پاکستانی سید محمود گیلانی در کتاب «ایلیا مرکز نجات ادیان العالم» گزارش مذکور را به زبان اردو و ترجمه و منعکس نموده و مجله بذره نجف در شماره های شوال و ذی القعده 1385 آنرا از اردو به عربی ترجمه نموده است هم اکنون لوح موصوف در موزه مسکو در معرض دید توریستها است لازم به توضیح است که محل استقرار کشتی نوح به صریح آیه شریفه «و استوت على الجودی» کوه جودی بوده که همان کوه آرارات ع است زیرا این کوه به نامهای مختلف نامیده شده است به زبان فارسی کوه نوع و به عربی جودی و به ترکی اگر بداغ و به ارمنی ماسیس یا «مازيك» و «میزه زوزار» یعنی کوه کشتی می گویند و دارای دو قله است به نامهای نوح بزرگ و نوح کوچک که در ماخذ اسلامی اولی بنام جبل الحارث و دومی به جبل الحویرث موسوم است. به نقل از مکتب اسلام شماره 10 سال دوازدهم و شماره 1 سال سیزدهم».
    بساط سليمان متزلزل می شود:
    حضرت سلیمان پیغمبر بر بساط خود نشسته و در هوا به سیر و سیاحت می پرداخت وقتی به سرزمین کربلا رسید باد بساطش را سه بار در هم پیچید که سلیمان ترسید سقوط کنند پس از آنکه باد ساکت شد بساط سلیمان در زمین کربلا فرود آمد و سلیمان باد را گفت چرا چنین کردی؟ پاسخ داد: اینجا سرزمینی است که حسین علیه السلام کشته می شود، سلیمان پرسید که حسین علیه السلام کیست؟ باد گفت او نوه محمد و مختار و پسر علی کرار است.
    سلیمان گفت چه کسی او را می کشد؟
    باد گفت: لعنت شده اهل آسمانها و زمین یزید بن معاویه.
    سلیمان دستها را بلند کرد و یزید را نفرین نمود لعنت فرستاد و جن و انس آمین گفتند، آنگاه باد وزیدن گرفت و بساط، حرکت نمود(1).
    خواب ام الفضل:
    ام الفضل لبابه بنت حارث زوجه عباس عموی پیامبر اکرم که در خواب دید که قطعه ای از گوشت بدن رسولخدا صلی الله علیه و آله از بدن شریفش جدا شد و در دامن ام الفضل افتاد خدمت رسولخدا صلی الله علیه و آله عرض کرد خواب بدی دیده ام. رسول اکرم که فرمود: چه خواب دیده ای؟
    ام الفضل خواب خود را تعریف کرد پیامبر فرمود: رؤیای صادق است بزودی فاطمه صاحب پسری خواهد شد که تو او را در دامن خود پرورش می دهی، وقتی امام
    ص: 53


    1- بحار ج 44 ص 244.
    حسین علیه السلام متولد گشت و ام الفضل نگهداری او را بعهده گرفت روزی حسین علیه السلام را خدمت پیامبر برد و رسولخدا صلی الله علیه و آله او را بغل گرفته و چشمانش پر از اشک شد، ام الفضل گفت پدر و مادرم بفدایت چرا شما را گریان می بینم؟ رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود: جبرئیل نزد من آمد و مرا آگاه ساخت که امتم بزودی این فرزندم را خواهند کشت(1)..
    ام سلمه و خاک قبر حسین علیه السلام :
    انس خدمتگزار رسولخداصلی الله علیه و آله از آن حضرت روایت کرده که فرمود: یکی از فرشتگان مقرب پروردگار اجازه گرفت تا مرا زیارت کند و آن روز پیامبر در خانه ام سلمه و نوبت او بود رسولخدا صلی الله علیه و آله ام سلمه را فرمود: در را به بند کسی وارد نشود، ام سلمه در بود که حسین علیه السلام وارد شد و دوان دوان خود را در دامن رسولخدا صلی الله علیه و آله افکند حضرت او را می بوئید و می بوسید، فرشته الهی به پیامبر گفت این فرزندت را امت تو میکشند اگر
    بخواهی محل کشته شدنش را به شما نشان دهم سپس سرزمین کربلا را به حضرت نشان داد و یک قبضه از خاک محل قبر حسین علیه السلام را به پیامبر تسلیم کرد، رسولخدا صلی الله علیه و آله آنرا بوئيد و فرمود سرزمین کربلاست پیامبر تربت را به ام سلمه داد و فرمود هرگاه این خاک
    تبدیل به خون شد بدان که حسینم شهید گردیده(2). ام سلمه خاک را در شیشه ای قرار داد، می گوید: شبی که حسین علیه السلام در صبحگاهش به شهادت رسید ندائی شنیدم که میگفت:
    1- أَيُّهَا الْقَاتِلُونَ جَهْلًا حُسَيْناً *** أَبْشِرُوا بِالْعَذَابِ وَ التَّذليلِ
    2- قَدْ لُعِنْتُمْ عَلَى لِسَانِ بْنِ دَاوُدَ *** وَ مُوسی وَحَامِلِ الْإِنْجِيل
    1- «ای کسانی که از روی جهالت حسین علیه السلام را کشتید شما را به عذاب و خواری بشارت باد».
    2- «بدرستی که داود و موسی و صاحب کتاب انجیل شما را لعنت کرده اند».
    ص: 54


    1- ارشاد مفيد ص 250 - بحار ج 44/ص 246 - حیات الامام الحسين ج 1/ص97 - طبقات ج 8/ص 204.
    2- بحار ج 44/ص 229 - حیات الامام الحسين ج 1/ص100- عقد الفريد ج 4 ص 383 - صواعق المحرقة ص 190.
    ام سلمه می گوید از شنیدن این اشعار گریان شدم و بسراغ شیشه رفتم دیدم تغییر نکرده است لحظه به لحظه از آن خبر می گرفتم تا در آخر روز دیدم شیشه تبدیل به خون شده است.
    و در روایت دیگر از ام سلمه نقل می کند که شبی پیامبر از نزد ما غایب شد و پس از مدت درازی برگشت در حالیکه گرد آلود بود و مشتش گره کرده، گفتم چرا گرد آلود بنظر می رسید؟ فرمود: به سرزمین عراق جائی که آنرا کربلا میگویند رفتم و قتلگاه فرزندم حسین علیه السلام و گروهی از فرزندان اهل بیت خود را مشاهده کردم و اینکه در دست من است مشتی از خاک قتلگاه است که خون آنها در آنجا به زمین ریخته می شود و آن مشت خاک سرخ رنگی بود که به من داد و فرمود آن را محفوظ نگهدار من آن خاک را در شیشه ای ریختم و درب آن را بستم و هنگامی که حسین علیه السلام از مکه معظمه بسوی عراق حرکت فرمود هر روز و شب شیشه محتوی خاک را می نگریستم و برای مصیبت حسین علیه السلام گریه می کردم تا آنکه روز دهم محرم که امام حسین علیه السلام به شهادت رسید اول روز شیشه را نگاه کردم بحال خود بود ولی در آخر وقت خاک محتوی شیشه را بصورت لخته خون دیدم صدا را بضجه و ناله بلند کردم ولی از ترس دشمن موضوع را پوشیده داشتم و آنروز را هرگز از یاد نخواهم برد (1).





    امضاء


صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi