![]()
جاودانترين صداها از گلوي تو برخاست
و پژواك آن تا ابد رسوايي خونخواران اموي را در گوش زمان تكرار ميكند.
سفاكان اموي، در اين خيال خام بهسر ميبردند
كه با فاجعه كربلا، پيام عاشورا را خاموش كردهاند،
اما پيام حماسه كربلا در دفتر سترگ تاريخ پايدار خواهد ماند.
«فرياد گلبرگهاي پرپر شده عاشورا از لبان تو بر آمده
و براي هميشه در مشام تاريخ ميچرخد و تعفن آن جور و ستم را جار ميزند».
جان باختن در راه سردار عشق برايت سهل بود و زنده ماندن سخت،
اما مشيت الهي بيماري را برايت رقم زد؛
بايد ميماندي و با ياري عمهات زينب(س) وجدان خفته مردمان را بيدار ميكردي.
مبارزه با ستمگري، ريشه در روح آسمانيات داشت، با فشار و اختناق حكام جبار،
دستانت را بهسوي آسمان برداشتي و شِكوهات را
در ظرف مناجات و دعا ريختي و فرياد زدي:
«فرمان خداوند تعطيل شده، كتاب خداوند متروك گشته
و سنتهاي رسول خدا(ص) بهدست تحريف سپرده شده.»
همه مبهوت اين همه شجاعت و ابهت كه تو كيستي؟
«من فرزند مكهام و منا، فرزند زمزمم و صفا، فرزند آن كسي هستم
كه به معراج رفت و فرزند فاطمه زهرا(س)».
اذان دادند تا به سكوت وادارت كنند ... اشهد أنّ محمداً رسول الله... .
«اي يزيد! محمد جد من است يا تو؟
اگر گمان كني جد توست، دروغ گفتي و كافر شدي
و اگر جد من است، چرا خاندان او را كشتي؟»
با فرياد «القتل لنا عادهُ و كرامتُنا الشهاده»،
تشت رسواي يزيديان را از بام قصر شيطانيشان فرو انداختي،
گوشها هنوز صداي آن را از پس قرنها آشكارا ميشنود.
قيام حره، توابين، مختار و دهها خونخواهي ديگر،
ثمره افشاگريهايت در كوفه و دمشق و مدينه بود؛
اما قيامي هنوز هم برپاست و آن قيامتي است كه در دل شيعه
شعله كشيده است و هرگز خاموش نخواهد شد.






نقل قول
















