صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 678910
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 95 , از مجموع 95

موضوع: بهداشت روانى در نگاه اسلام

  1. Top | #91

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,158
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,213
    مورد تشکر
    7,975 در 2,506
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    وسواس
    از اختلالات اضطرابى مى توان از وسواس نام برد. وسواس بيمارى روانى است كه بسيارى از انسان ها را در چنبره خود اسير كرده و ضايعات فراوانى را براى انسان ايجاد مى كند. وسواس توانايى ها و قابليت هاى آدميان را تحت الشعاع قرار داده و
    ص: 85


    1- روان شناسى عمومى، ص 263 تا 268
    عملاً انسان را وادار به انجام اعمال تكرارى يا افكار و اوهام باطل مى كند. انسانهاى گرفتار وسواس، در قالب يك جبر فكرى و رفتارى قرار دارند و همواره اعمالى را انجام مى دهند كه منشأ آن معلوم نيست و ساعت ها با يك فكر و يا يك عمل خود را مشغول مى سازند.
    وسواس به طور كلى بر دو قسم تقسيم مى شود: 1- وسواس عملى، 2- وسواس فكرى.
    وسواس عملى : اعمال وسواسى، رفتارهاى به ظاهر هدفمند و تكرارى هستند كه در پى احساسات ذهنى اجبارى بروز نموده و معمولاً شخص در مقابل آنها مقاومت مى كند، ولى نتيجه اين مقاومت شكست بوده و فرد به ناچار براى رفع اضطراب وارد شده بر خويش آن اعمال را انجام مى دهد.
    وسواس فكرى : وسواس هاى فكرى عبارتند از : تصاوير و انديشه هاى مزاحمى كه به طور غير ارادى وارد فضاى انديشه و ذهن مى گردد و انسان به آن هيچ تمايلى نداشته و حتى مى توان گفت كه متنفر و منزجر از آنها مى باشد، ولى از سويى توان مقاومت در مقابل آنها را نداشته و ساعتها مجبور به تفكر در مورد آنها مى شود. محتواى فكر وسواسى معمولاً با آلودگى هايى همچون: خشونت، پرخاشگرى، صدمه، بيمارى، و غيره همراه است و گاهى هم با موضوعات بسيار بسيار پيش پا افتاده همراه مى باشد
    .(1)
    ویرایش توسط مریم منتظر*خادمه مولای منتظران* : 03-07-2026 در ساعت 20:24
    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #92

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,158
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,213
    مورد تشکر
    7,975 در 2,506
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    وسواس از دسيسه ها و دام هاى شيطان است. ولى در عين حال امرى طبيعى است كه با برخورد صحيح به راحتى قابل حل مى باشد. البته بايد توجه داشت كه درمان و رهايى از آن نيازمند زمان است و بايد به آرامى و تدريجى صورت پذيرد. به جز معصومين(علیهم السلام)بخش عظيمى از انسان ها ممكن است در افكار و عقايد و اعمال خود دچار نوسانات و فراز و نشيب هايى بشوند، ولى با استعانت از خداوند
    ص: 86


    1- مشاور كاربردى، ص 60 و 66
    متعال و با صبر و مقاومت مى توان با آن مبارزه كرده تا به حالت عادى خود برگردد. اولين گام در مبارزه با امراضى چون افسردگى و وسواس، ريشه يابى آنها و شناخت منشأ آنها است. منشأ بعضى از امراض به خصوص وسوسه ها، در ضعف يا خطا و اشتباه در دريافت و تجزيه و تحليل اطلاعات و آگاهى هاى دينى است، كه در اين صورت بايد با مطالعه بيشتر، پرسش از افراد آگاه و بحث و گفت و گو با آنان، اين ضعف ها و اشتباهات را برطرف نمود. غالباً افكار مشوّش و آلوده از بازى هاى شيطان و وسوسه هاى نفس است كه هدف از آن سرگرم كردن انسان و بازداشتن او از توجه به عبادت خداوند و انجام اعمال نيك است.
    انسان بايد در برابر اين نوع افكار و هجوم آن بى اعتنا باشد؛ زيرا وسواس فكرى به گونه اى است كه هر قدر بيشتر سعى در كنترل آن داشته باشيم، بيشتر و بيشتر مى شود، درست مانند يك ماهى كه هر قدر به زعم كنترل آن بيشتر در دست فشارش دهيم ليزى و جهندگى آن بيشتر مى شود، لذا راه كنترل وسواس فكرى در كنترل نكردن آن است. يعنى نسبت به خروج و ورود افكار وسواسى بايد بى اعتنا و خونسرد باشيم. فردى كه دچار وسوسه فكرى است بايد گام به گام تمرين بى اعتنايى به افكار باطل را داشته باشد. و در مقابل با پر كردن فضاى قلب و سينه اش از ياد خداوند و ذكر او و تفكر در شگفتى هاى خلقت جايى خالى براى شيطنت شيطان در قلب خود باقى نگذارد.


    امضاء


  4. Top | #93

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,158
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,213
    مورد تشکر
    7,975 در 2,506
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    راهكارهاى عملى براى درمان اختلالات روانى

    1- از آنجايى كه معمولاً افكار باطل هنگامى به سراغ انسان مى آيند كه بيكار باشد، بايد سعى شود كه با يك برنامه ريزى دقيق و حساب شده تمام اوقات شبانه روز خود را پُر كنيد و هيچ گاه بيكار نباشيد، با مطالعه، نظافت، ورزش و... هرگاه بيكار شديد خود را با كارى سرگرم و مشغول سازيد. 2- هرگاه افكار مزاحم به سراغ شما آمد، خود را به كارى سرگرم كنيد و با ايجاد حواس پرتى از آن افكار مزاحم
    ص: 87
    دورى كنيد. 3- با گفتن اذكارى مانند: لا اله الا اللّه، لا حول و لا قوة الا باللّه و تلاوت قرآن بخصوص سوره هاى حمد، توحيد، فلق، ناس و قدر، براى عبور از اين افكار كمك و يارى بگيريد. 4- با تلقين به خود بگوييد من مى توانم از اين افكار خود را رها كنم و به اصول فكرى خود كاملاً باور و ايمان دارم، مى توانم به افكار باطل پيروز شوم. 5 - با ايجاد فكرى پر نشاط و سالم مى توان افكار صحيح و منطقى را جايگزين افكار باطل و پوچ كرد، 6 - با مطالعه و رفع شبهات افكارى و عقيدتى مى توان به آگاهى و علم دست يافت و افكار جاهلانه و بى منطق و بى حكمت را از ذهن خود پاك كرد. 7- معمولاً اكثر مشكلات در عقايد هست كه منشأ آن يك تفكر خرافى و تحريف شده است، با علم و شناخت مى توان آن خرافه را از زندگى و ذهن خود پاك نموده و به سلامت روح و طهارت روان دست پيدا كرد. 8- وقتى انسان حقيقت ياد خدا را چشيد، ديگر دلهره و اضطرابى باقى نمى ماند، با ياد خدا دلها آرامش مى يابد و يكى از بهترين عوامل رفع بيمارى افسردگى و دفع اضطراب ايمان به خدا است. (أَلا بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُ الْقُلُوب ).
    ویرایش توسط مریم منتظر*خادمه مولای منتظران* : 21-07-2026 در ساعت 14:23
    امضاء


  5. Top | #94

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,158
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,213
    مورد تشکر
    7,975 در 2,506
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    تأثيرات آموزه هاى اسلام و قرآن بر بهداشت روان

    اشاره

    بهداشت در يك تقسيم كلى به دو نوع بهداشت جسمى و بهداشت روانى تقسيم مى شود كه اين دو، همپوشى هاى زيادى با هم دارند و بر يكديگر تأثير مى گذارند. بهداشت روانى از آن جهت كه رابطه مستقيمى با عملكرد فردى، اجتماعى، و سيستم هاى روانى و اجتماعى دارد، از اهميت زيادى برخوردار است و اين اهميت باعث تدوين و اجراى برنامه هاى متعدد بهداشت روانى در ابعاد مختلف مى شود. حال ببينيم آموزه هاى دينى و به خصوص دين اسلام و قرآن بر بهداشت روان چيست.
    دين
    تعريف هاى زيادى براى دين ذكر شده است كه بعضى از آنها عبارتند از: 1- واژه
    ص: 88
    دين در لغت معانى متعددى دارد، از جمله: جزا، اطاعت، و حساب اما از روى استعاره به معناى شريعت نيز به كار رفته است. 2- در عرف ما مقصود از دين شريعت ها و آيين هاى الهى است كه منشأ آنها خداوند مى باشد، بدين معنا كه آنها را خداوند بر پيامبران وحى كرده است. بر اساس اين اصطلاح، دين آيينى است كه داراى عقايد صحيح و مطابق با واقع و رفتارهايى را كه در رسيدن انسان به كمال و سعادت حقيقى تأثير دارد، توصيه مى كند. 3- بر اساس تعاريف رايج، دين حداقل از دو بخش تشكيل شده است: الف - عقايد كه در حكم پايه ها و شالوده هاى دين است. ب - دستورهاى عملى كه متناسب با آن پايه هاى عقيدتى و برخاسته از آنهاست، بدين ترتيب مى توان گفت مقوّمات و اركان دين عبارت است از: 1- اعتقادات، 2- احكام و قوانين. و از نگاهى ديگر كه معروف تر است محتواى دين به سه بخش تقسيم مى شود: 1- اعتقادات ، 2- اخلاق ، 3- احكام.
    در بخش اعتقادات، دين اسلام سه اصل اساسى دارد: 1- اعتقاد به خداى يگانه، 2- اعتقاد به معاد و 3- اعتقاد به بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى هدايت انسان به كمال نهايى و دستيابى وى به سعادت دنيا و آخرت. اين اصول سه گانه «توحيد، معاد و نبوت» در واقع پاسخ هايى هستند به اساسى ترين پرسش هايى كه براى هر انسان آگاهى مطرح مى شود. از جمله اين كه مبدأ هستى كيست؟ پايان زندگى چيست؟ از چه راهى مى توان برنامه زيستن را شناخت؟ چگونه مى توان به آسايش و آرامش و اطمينان خاطر و زندگى سالم فردى و اجتماعى دست يافت؟ به قول شاعر :
    ز كجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟
    به كجا مى روم؟ آخر ننمايى وطنم؟
    مانده ام سخت عجب كز چه سبب ساخت مرا
    يا چه بوده است مُرادِ وى از اين ساختنم؟

    امضاء


  6. Top | #95

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,158
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,213
    مورد تشکر
    7,975 در 2,506
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    راهى كه برنامه تضمين شده وحى پيشِ روى انسان مى نهد همان بايدها ونبايدها و
    ص: 89
    به تعبير ديگر همان بخش هاى اخلاق و احكام دين مى باشد كه از جهان بينى الهى و عقايد دين برخاسته است. دين مجموعه اى از هدايت هاى عملى و علمى است كه از طريق وحى و سنت براى فلاح و رستگارى آدمى در دنيا و آخرت آمده است. اما دين مبين اسلام كه آخرين و كاملترين دين توحيدى مى باشد، به طور كامل عهده دار سلامت انسان در همه ابعاد است. نام اسلام از سلم و سلامت گرفته شده و سلامت سير و حركت در راه اللّه را تأمين مى كند و بر مبناى تسليم و صلح بين بنى نوع بشر و تسليم به فرامين و سنت ها و قوانين الهى كه نظام طبيعت و از آن جمله انسان و كمال آنرا در بر دارد، قرار داشته و نردبان رشد و تكامل بشمار مى رود و شعار معتقدين به آن در برخورد به يكديگر «سلام» است كه نيكوترين شعارهاى برخورد دو فرد انسان به شمار مى رود. به علاوه، دين اسلام مجتمعى از كرامت و بزرگ منشى است كه بر مبناى «لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِى آدَمَ» امتياز انسان را بر ديگر موجودات بيان مى كند و اين امتياز مسلماً به ساختمان تن و اعمال حيوانى نيست بلكه مربوط به ساخته شدن انسان يا به اصطلاح «انسان شدن» اوست و همان است كه اين موجود گرامى داشته شده را تا سر حد لياقت جانشينى خدا در روى زمين بالا مى برد. دين اسلام پيروان خود را از بند هرگونه بندگى غير از اللّه كه چون زنجير دست و پاى رشد او را گرفته و مانع تكامل او گشته است خلاص كرده و آنها را به راه استقلال و رهايى هدايت مى كند.
    اين راه روشن يعنى راه اسلام را خود خدا برگزيده و حجتهاى روشن كننده حقيقت آن را از نظر عقلى بر مردم تمام و كمال عرضه كرده و هر كس را به فراخور ميزان درك او در فهم حقايق و آيات الهى يارى مى كند پس مسلماً راه اسلام راه رشد و تكامل به سوى هدف واقعى است. اين حجت ها دو گونه هستند، يكى دلايل ظاهرى كه بر مبناى علم و آگاهى قرار دارند و ديگرى حكمت ها و بينش هاى نهايى كه در پس هر كدام از دستورات آن قرار دارد و با پيشرفت و رشد عقل انسان روزبه روز
    ص: 90
    آشكارتر مى شوند. شگفتى هاى موجود در ظاهر و باطن اسلام تمام شدنى نيست و براى هركس در هر عصر و زمان با هر مقدار آگاهى و بينش مفيد خواهد بود.
    اسلام مانند كشتزارهايى مى ماند كه هميشه بهارى است و هر وقت و هر جا و در هر مكان و هر زمان محصول مفيد به حال بشر را به دست مى دهد و همچون چراغ هايى است كه كليه زواياى تاريك زندگى بشر، گذشته، حال و آينده او را روشن مى سازد و هميشه فرا راه او در مسير رشد و كمال در حركت است. مفتاح و كليد دَرِ هر گونه نيكى، يعنى توشه راه همه مردمان رهروِ راه حق و كمال منحصراً در اسلام قرار دارد و تاريكى هاى موجود در مسير اين راه، يعنى راه رشد انسان، از بين نمى رود مگر به نور هدايت اسلام و عمل كردن به آن و توشه برگرفتن از دستورات آن و اين نشان دهنده اين است كه تنها راه رشد و كمال انسان، اسلام بوده و هست و خواهد بود؛ زيرا «ان الدّين عنداللّه الاسلام».خداوند خود اين دين و پيروان آن را در كنف حمايت خود قرار داده و از دسترسى دشمنان حفظ كرده و پيوسته در رويش و رشد آن كوشا است. و بالاخره اسلام، شفاى هر طالب شفايى، و هر دردمندى كه در جستجوى درمان باشد و رفع نياز حقّه و توشه راه رهروان راه اللّه را فراهم كرده است زيرا پاسخگوى همه نيازهاى انسانى بشر و فراهم كننده وسايل اين حركت و مسافرت تكامل الهى مى باشد
    .(1)
    بهداشت و سلامتى به ويژه بهداشت روانى هميشه انسان را در طول تاريخ به خود مشغول كرده است، تدوين برنامه هاى تربيتى، بهداشتى براى حفظ سلامتى و بهداشت روان نمونه اى از فعاليت هاى مستمر بشرى در اين زمينه است كه در اين ميان دين باورى و آموزه هاى قرآن نقش بسزايى در تأمين بهداشت روانى دارد. ايمان از لوازم روح بشر و داروى شفابخش آلام و مصائب او است. آن كس كه به
    ص: 91


    1- يادنامه كنگره هزاره نهج البلاغه، ص 249 و 250
    نيروى لايزال الهى اتكاء دارد، از هيچ چيز بيم و هراس به خود راه نمى دهد. كسى كه خدا را ناظر اعمال خويش مى داند هيچگاه به دنبال گناه و آلودگى نمى رود. و چنانچه بر اثر عواملى مرتكب خطا و اشتباه شد و به رنج و شكنجه وجدان اخلاقى مبتلا گرديد، با اقرار و اعتراف به گناه خاطر را از غبار دلتنگى و پشيمانى مى زدايد و با توبه و استغفار راه حقيقت و درستى را در پيش مى گيرد و از شرّ عذاب وجدان آسوده مى شود. آن كس كه ايمان ندارد در برخورد با كوچكترين مشكلى آنچنان خود را مى بازد و بر خود مى لرزد كه قدرت كار و فعاليت را به كلى از دست مى دهد و ترس و اضطراب و نگرانى وجودش را فرا مى گيرد. انسان بى دين در عرصه حيات، بين افكار و انديشه ها و مرامهاى گوناگون معلق و سرگردان است و چون شاخه بيدى بر اثر باد به اين طرف و آن طرف كشيده مى شود و مسلماً انتظار ثبات فكر و روح و پايدارى عقيده و انديشه از او نبايد داشت. چنين آدمى در بحر زندگى دچار كشتى بى سكان است.
    آمارها نشان مى دهد كسانى كه داراى اعتقادات دينى بوده اند به مراتب كمتر از افراد بى اعتقاد، گرفتار بيمارى هاى روحى مى شوند. ميزان كار يك نفر مؤمن بيشتر و بهتر از يك نفر غير مؤمن است. انسان با دين از آنجا كه همه چيز را به خواست و مشيت خداوند بزرگ مى بيند از مصائب و ناملايمات در هم نمى شكند و خود را نمى بازد و نااميد و افسرده و ملول نمى شود. بلكه معتقد است خداوند به حال بندگان آگاه تر است و هر چه او بخواهد خير و صلاح اوست و از اين رو مصائب تزلزلى در روح او ايجاد نمى كند. دين، روح را از صفاتى كه مايه هلاكت انسان است پاك مى كند و در مقابل صفاتى را كه باعث برخوردارى انسان از لطايف حيات است در دل او رشد مى دهد.
    دين، تن آدمى را از انواع دردها و بيمارى ها محفوظ مى دارد و مانند سرمى كه ضد كليه امراض باشد به انسان مصونيت مى دهد. دين روابط افراد را با يكديگر
    ص: 92
    نيكو مى سازد و شر آنها را از هم بازمى دارد و باعث مى شود كه خيرشان به يكديگر برسد. اگر حقيقتاً انسان بنده خدا شود داراى تقوا مى شود. يعنى حالت پرهيز و بهداشت در روح او پديد خواهد آمد و در اثر اين پرهيز از بسيارى آفات و شرور محفوظ خواهد ماند.
    امروزه روانكاوان و روانپزشكان وقتى در درمان بيمارانى كه مأيوس و نوميدند و قدرت تطبيق و سازگارى اجتماعى را از دست داده اند، درمانده مى شوند، به آنها توصيه مى كنند كه به معابد بروند و دعا كنند؛ زيرا روح بى قرار و متلاطم بالاخره بايد به چيزى دل بندد و به اصل و مبدئى تعلق خاطر گيرد وگرنه زندگى بر او سخت و در كامش تلخ و غير قابل تحمل خواهد شد
    .(1)
    سلامت روان در قرآن
    قرآن فردى را سالم و سليم النفس مى داند كه با تكيه بر فطرت توحيدى از ايمان قلبى برخوردار بوده و در رفتار با ايجاد تعادل ميان قواى متضاد درونى و نيز تقابلات بيرونى و درونى برخاسته از غرايز و محيط بهترين شيوه را در دستيابى به خوشبختى و قرب الى اللّه برگزيند. از نظر قرآن كسانى كه در عقيده، كفر و در عمل، نفاق را برگزيدند از سلامت روانى برخوردار نبوده و دچار بيمارى روانى هستند : «فِى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً
    »(2) ؛ «در دلهاى آنها مرض هست و خداوند بر مريضى آنها مى افزايد». روان رنجورى تنها در رفتار نيست بلكه در عقيده و ايمان نيز راه مى يابد. از آنجايى كه تعادل شخصيت يعنى تعادل فرد در ايمان به خدا و عمل صالح، پس عدم تعادل در هر يك از آن دو موجب رنجورى روان فرد شده و فرد از سلامت روانى برخوردار نخواهد بود. بنابراين نشانه هاى سلامت روان تنها سلامت در رفتار نيست بلكه يكى از نشانه هاى سلامتى روان، سلامتى رفتار است.
    ص: 93


    1- بيمارى هاى روحى، ص 239 و 240
    2- سوره بقره، آيه 10
    كسانى كه توحيد و ايمان درستى ندارند همانند كافران و منافقان و حتى مؤمنان ضعيف الايمان از رنجورى روان برخوردارند. اين رنجورى خود را در مظاهر بيرونى و رفتارى و واكنش هاى عملى به خوبى نشان مى دهند مانند: وجود اضطراب، ترس، نگرانى، وسوسه، افسردگى و غيره... كه همه نشانه اى از روان رنجور فرد دارد. اين نشانه ها خود را به دو صورت فردى و اجتماعى بازتاب مى دهند.
    اما برخى از نشانه هاى سلامت روانى از منظر قرآن در برابر رنجورى روان عبارتند از:
    1. آرامش روحى: آرامش زمانى در انسان پديد مى آيد كه به واجب دينى، نفسى و اجتماعى خود عمل كرده باشد در صورتى كه انسان هر يك از اين موارد را ناديده بگيرد دچار بيمارى هاى روحى مى شود و روانش رنجور مى گردد. اعراض از ياد خدا و دستورهاى او يا عدم ايمان به خدا مى تواند فرد را دچار بيمارى نمايد و سلامت روانى اش را در معرض خطر قرار دهد، چنان كه ياد خدا موجب آرامش دلها و آرامش روح مى گردد، «أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
    »(1)؛ «همانا با ذكر خدا دلها
    آرام مى گيرد». منظور از ذكر اللّه چيست؟ چگونه دل انسان با ياد اللّه آرام مى گيرد؟ ذكر يعنى اعتراف به حضور خدا، به محض اينكه اللّه حاضر در ناخودآگاه آدمى شود و در ذهن و قلب به ياد آورده شود ناگهان قلب با تمام وجودش متوجه او و عظمتش مى شود و ابهامات از بين مى رود و يك احساس شعف و آرامش طمأنينه، احساس معنادار بودن زندگى شخص و كلّ هستى و يك احساس تعالى به انسان دست مى دهد، قلب متلاطم و ناآرام و مضطرب، آرام مى گيرد، همراهى و پذيرش ولايت اللّه، ترس، خوف، غم و اندوه را از دل ها مى زدايد.
    ذكر خدا انسان را به آينده اميدوار مى سازد: «آگاه باشيد، يقيناً دوستان خدا نه بيمى بر آنان است و نه اندوهگين مى شوند، آنان كه ايمان آورده اند همواره
    ص: 94


    1- سوره رعد، آيه 28
    پرهيزكارى دارند، براى آنان در زندگى دنيا و آخرت مژده بشارت است اين است كاميابى بزرگ
    ».(1)
    ذكر خدا انسان را به آينده اميدوار مى سازد، چون ترس از آينده آرامش و آسايش را از انسان سلب مى كند. وقتى انسان همواره از آينده مبهم و نامعلوم در رنج باشد، آسايش و آرامش كنونى بر او سخت و دشوار مى گردد. در وجود اولياء حق ترس و غمى وجود ندارند بلكه بشارت و خوشحالى و سرور و مواهب بى پايان الهى، هم در اين زندگى و هم در زندگى آينده «آخرت» نصيب آنان مى شود. پس در نتيجه اميدوارى، توانايى بهره گيرى از لذتهاى پاك در وجود انسان افزايش مى يابد. خداوند مى فرمايد : «بى ترديد كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست، سپس در ميدان عمل بر اين حقيقت استقامت ورزيدند، فرشتگان بر آنان نازل مى شوند و مى گويند، مترسيد و اندوهگين نباشيد و شما را به بهشتى كه وعده دادند بشارت باد
    ».(2)
    بنابراين آرامش روحى در سه چيز است:
    الف - توانايى در برخورد با بحران ها و اين به توانايى فرد در استوارى و بردبارى و مقاومت در برابر رنجها، مصيبت ها، سختى ها و شكست هاى گوناگون برمى گردد، بدون آنكه تعادل روانى و سلامت روحى خود را از دست دهد. اين حالت جز با اين باور تحقق نخواهد يافت كه هر چه انسان به آن دچار مى شود به قضاى الهى و از باب آزمايش و ابتلاى او است و اين كه تنها خداوند، قادر به دفع شر و ضرر است و بايد به خداوند اتكا نمود، چه بسا آن شر و مصيبت دريچه اى به سوى خير و سعادت ابدى انسان باشد. «و بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما خير است و بسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بد است و خدا مصلحت شما را در همه امور مى داند و شما نمى دانيد
    ».(3)
    ص: 95


    1- سوره يونس، آيات 62 تا 64
    2- سوره فصلت، آيه 30
    3- سوره بقره، آيه 216
    ب - توانايى بر شكيبايى و تحمل سختى ها، صبر و شكيبايى در برابر سختى ها نشان دهنده سلامت روانى است. انسان صابر به اين درجه از كمال دست يافته است كه همه اين سختى ها براى رهايى و آزادسازى توانايى هاى بالقوه اى است كه در او نهاده شده است و اين توان و قدرت نهان جز به هنگام بروز شدايد و سختى ها آشكار نمى شود. پس سختى ها را ابزارى براى خروج توانمندى ها از قوه به فعليت مى بيند و با اين شيوه توان و تعقل و خردش فزونى يافته و استعدادهاى نهفته اش آشكار مى شود. «بى ترديد شما را به چيزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و كسان و محصولات (نباتى يا ثمرات باغ، زندگى از زن و فرزند) آزمايش مى كنيم و صبركنندگان را بشارت ده
    ».(1)
    در حقيقت صبر و شكيبايى در برابر شدايد و سختى ها نشان دهنده سلامتى ايمان و تعادل شخصيت است. ايمان كامل در سلامت عقيده و عمل صالح مى باشد كه صبر و شكيبايى بخش نخست و سلامت عقيده و عمل صالح بخش ديگر آن است. و اين دو نشان دهنده كمال ايمان مى باشند.
    ج - توانايى و درك درست آينده و خوش بينى به آن؛ زيرا كسى كه از سلامت روان برخوردار است به آينده اميدوار بوده و هدف از زندگى را تلاش براى درك محبوب و لقاء اللّه مى بيند، از اين رو سختى ها را ابزارى براى رسيدن به آينده روشن مى يابد كه: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
    »(2) ؛ «با هر رنجى آسانى است».
    2. خودكفايى و استقلال در فعاليت ها و بهره گيرى از نتايج : يكى ديگر از نشانه هاى اثبات سلامت روح و روان آدمى، خودكفايى و استقلال در كارها و بهره گيرى از نتايج درست آن است، به اين معنا كه بر پايه آنچه توانايى هاى فرد و امكانات و مهارتهايش اجازه مى دهد در كار خويش استقلال را حفظ نمايد. از راه كار و استقلال در عمل فرد مى تواند به اهداف حياتى خويش دست يابد. «تا از ميوه آن و
    ص: 96


    1- سوره بقره، آيه 150
    2- سوره انشراح، آيه 6
    آنچه دستهايشان به عمل مى آورد بخوريد آيا سپاس گزارى نمى كنند
    ».(1)
    3. خوشنودى از خود و ديگران : از نشانه هاى سلامت روان آن است كه انسان از خود، استعداد، امكانات و توانايى هاى خدادادى اش خرسند و خشنود باشد و شكر و سپاس آن را به جاى آورد و از آنها درست و كامل بهره مند شود. كسى كه از خود و نعمتها و دارايى هايش خرسند و خشنود نباشد همواره در آرزوى چيزى خواهد بود كه گاه بيرون از توان اوست، از اين رو دچار حسد و افسردگى و بيمارى روان مى شود. ولى كسى كه از خود و نعمتهاى خود خشنود و خرسند است نه تنها سپاسگزار آن مى شود بلكه اعتماد و عزت نفس در او افزايش مى يابد كه اين مسئله موجب آرامش وى مى شود. اعتماد و عزت نفس موجب مى شود كه همكارى و تعامل با ديگران در انسان شدت يافته و از ديگران بيش از آنچه كه هستند متوقع نباشد و آرامش و سلامت انسان را در پى داشته باشد.
    4. توانايى بر كنترل نفس : كسى كه از تعادل روانى و سلامت روحى برخوردار است، مى تواند بر كشش ها و گرايش هاى شهوانى خود كنترل داشته باشد و آنها را در جهت اهداف عالى به كار گيرد. نه تنها غرايز خويش را سركوب نمى كند بلكه با كنترل و هدايت آنها به بهترين شيوه، آنها را به خدمت خود در مى آورد و غرايز نفسانى را به عنوان نعمتهاى دنيايى براى تكامل رشد خود بكار مى گيرد. «محبت و عشق به خواستنى ها (كه عبارت است) از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشان دار و چهارپايان و كشت و زراعت براى مردم آراسته شده است، اينه-ا كالاى زندگى (زودگذر) دنيا است و خ-داوند است كه بازگشت نيكو نزد اوست
    ».(2)
    5. توانايى بر پذيرش مسئوليت : توانايى براى پذيرش مسئوليت ها يكى از مهمترين نشانه هاى سلامت روانى فرد از ديدگاه قرآن است، «به پروردگارت
    ص: 97


    1- سوره يس، آيه 35
    2- سوره آل عمران، آيه 14
    سوگندكه قطعاً از همه آنان بازخواست مى كنيم، از اعمالى كه همواره انجام مى داده اند
    ».(1)
    و نيز مى فرمايد: «اگر خدا مى خواست شما را (بر محور هدايت) يك امت قرار مى داد (اما هدايت اجبارى فاقد ارزش است) ولى هر كس را بخواهد (به كيفر لجاجت و تكبرش) گمراه مى كند و هر كس را بخواهد هدايت مى نمايد و مسلماً از آنچه همواره انجام مى داديد بازپرسى خواهيد شد
    ».(2) پس هر فردى كه مسئوليتِ عقيده و رفتار و گفتارش را بپذيرد، داراى سلامت رفتار است.
    6. توانايى بر فداكارى و ايثار : از آنجايى كه انسان متعادل در ايمان و عمل از سلامت روانى برخوردار است و به اصل توحيد در همه امور اعتقاد دارد و به آن پاى بند مى باشد، در مقام عمل اين توان و قدرت را دارد تا با بذل و بخشش به ديگران كمك نمايد و حتى از جان و مال خود نيز براى تكامل فردى و اجتماعى جامعه ايمانى اش مى گذرد و در اين راه جانفشانى مى كند. «يقيناً خدا از مؤمنان، جانها و اموالشان را به بهاى آنكه بهشت براى آنان باشد خريده
    ».(3)
    «اى اهل ايمان آيا (مى خواهيد) شما را به تجارتى راهنمايى كنم كه شما را از عذابى دردناك نجات دهد، به خدا و پيامبرش ايمان آوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جهاد كنيد، اين ايمان و جهاد اگر به منافع فراگير و هميشگى آن معرفت و آگاهى داشتيد براى شما از هر چيزى بهتر است
    ».(4)
    7. توانايى بر ايجاد ارتباط درست با ديگران : كسى كه از سلامت روان برخوردار است به راحتى و آسانى مى تواند با ديگران ارتباط برقرار نمايد و در رفع نيازهاى خود و ديگران با آنان همكارى كند. «و يكديگر را به انجام كارهاى خير و پرهيزكارى يارى نماييد و يكديگر را بر گناه و تجاوز يارى ندهيد و از خدا پروا كنيد
    ص: 98


    1- سوره حجر، آيات 92 و 93
    2- سوره نحل، آيه 93
    3- سوره توبه، آيه 111
    4- سوره صف، آيات 10 و 11
    كه خدا سخت كيفر است
    ».(1)
    «جز اين نيست كه همه مؤمنان با هم برادرند، بنابراين در همه نزاع ها و اختلافات ميان برادرانتان صلح و آشتى برقرار كنيد و از خدا پروا نماييد كه مورد رحمت قرار گيريد
    ».(2) زيرا انسان همواره نيازمند به ديگران است و اين ارتباط و تعامل و همكارى بايد بر پايه دوستى و اعتماد باشد.
    8. گزينش اهداف : يكى از شرايط سلامت روانى آن است كه فرد بتواند هدف واقعى و حقيقى را تشخيص داده و انتخاب نمايد و در انتخاب هدف دچار گمراهى نگردد و هدفهاى زودگذر را اصل قرار ندهد. چرا كه : «زندگى دنيا فقط بازى و سرگرمى است
    ».(3)
    9. احساس خوشبختى و سعادت : يكى از نشانه هاى بارزِ صحت سلامت روان آن است كه فرد احساس خوشبختى و سعادت نمايد.
    قرآن درمان و نور است. و نسخه هايى شفابخش براى درمان دردها و رنج هاى ما دارد. قرآن تلقى و باور سطحى آدميان از امور را دگرگون مى سازد به طورى كه آنان به سهولت قادر بر تغيير رفتار و اعمال و تصميم ها و اقدامها و درمان رنج هاى خود شوند. در قرآن كريم چنين مى خوانيم: «به راستى بينشهايى از نزد پروردگارتان برايتان آمده است، پس هر كه در پرتو آن بينا شود، به سود خود چنين كرده و هر كه كورى ورزد به زيان خود
    ».(4) از اين آيه پيداست كه قرآن در پى تغيير و تقويت بصيرت آدميان است. بصيرت و باور، بينش عميقى است كه اگر آدمى بدان دست يابد، معنا و مفهومى براى زندگى خود يافته است، معنايى كه او را در مواجهه با رنجها و سختى ها مقاوم مى سازد. افق ديد او را وسيع تر و نگاه او را به زندگى و جهان هستى نافذتر مى نمايد. در آيات زير خداوند قرآن را شفا براى مؤمنين معرفى كرده است :
    ص: 99


    1- سوره مائده، آيه 2
    2- سوره حجرات، آيه 10
    3- سوره محمد، آيه 36
    4- سوره انعام، آيه 104
    «اى مردم براى شما از جانب پروردگارتان مجموعه اى از پندها فرستاده شد كه شفاى آنچه در سينه هاى شماست، هست و وسيله هدايت و رحمت مؤمنين است
    ».(1)
    «و ما در قرآن آن چيزى را كه شفا و رحمت براى مؤمنين است فرو مى فرستيم
    ».(2)
    «بگو اين قرآن براى آنان كه ايمان آورند وسيله هدايت و شفا است
    ».(3)
    در تمام آيات بالا، شفا و هدايت و رحمت براى مؤمنان است. حضرت على(علیه السلام) مى فرمايد: «قرآن را بياموزيد كه نيكوترين گفتار است و در آن انديشه و پژوهش كنيد كه قرآن بهار دلهاست و از نور هدايت آن طلب شفا و بهبودى بنماييد كه قرآن شفاى سينه هاست و آن را نيكو بخوانيد كه سودمندترين گفتارها و داستانهاست
    ».(4)
    و نيز مى فرمايد: «بدانيد كه كسى را بعد از قرآن به چيزى ديگر نيازى نيست و نه براى كسى پيش از قرآن بى نيازى هست (يعنى قرآن رفع نياز همه نيازمندان را مى كند و بدون قرآن انسان به همه چيز نياز دارد) پس بهبودى دردهاى خود را از آن بخواهيد و در سختى ها و گرفتارى ها از آن كمك بطلبيد زيرا در قرآن براى بزرگترين دردها كه كفر و نفاق و تباهى است شفا و بهبودى دارد، پس به وسيله آن خدا را بخوانيد و از او بخواهيد
    ».(5)
    براى اينكه قرآن شفاى دلها شود بايد هم آن را خوب آموخت و هم در محتواى آن خوب تفكر كرد تا بتوان از نورِ آن در بيمارى دل، طلبِ شفا نمود؛ زيرا محتويات قرآن مانند بهار، دل را پرورش مى دهد و بذر ايمان را در قلب مى روياند. قرآن رفع نياز همه نيازهاى روانى و انسانى بشر را در خود دارد و فقط بايد آن را آموخت و به آن عمل كرد.
    حضرت على(علیه السلام)در خطبه 176 نهج البلاغه، چهار درد كه بزرگترين دردهاى نوع
    ص: 100


    1- سوره يونس، آيه 57
    2- سوره اسراء، آيه 82
    3- سوره فصلت، آيه 44
    4- نهج البلاغه، خطبه 109
    5- نهج البلاغه، خطبه 175
    انسان است را برمى شمارد: 1- پوشاندن راه حق هم به طور آشكار و هم پنهان = كفر. 2- منحرف كردن راه حق با حفظ ظاهر ولى مخالفت در باطن و از درون مغز را خالى كردن اما از بيرون پوست را گذاشتن = نفاق. 3- راه ضد تكامل و رشد انسان را سد كردم = غى. 4- انسان را به بيراهه و گمراهى كشاندن = ضلال.
    براى پيشگيرى و درمان از اين انحرافات، قرآن و استقرار حق نقش بازدارنده دارد. و حضرت على(علیه السلام) در خطبه 189 با فصاحت تمام در مورد مشخصات قرآن كريم براى اين نقش بازدارنده چنين صفات قرآن را بيان مى فرمايد: «پس قرآن را بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرستاد و آن نورى است خاموش نشدنى كه منبع آن لايزال است و تنها منبعى كه زوال ناپذير مى باشد، خداوند است و خداوند نور آسمانها و زمين است و هم چراغى است كه دائماً افروخته و مظروف آن نور است و شعاع آن هيچ وقت تاريك نمى گردد. دريايى است كه كسى به قعر آن نمى رسد»، يعنى هيچ كس به همه حكمت ها و بينش هاى آن نخواهد رسيد اما هر طالب حق و نور و شفايى مى تواند مطلوب خود را در قرآن بيابد و از اين درياى بيكران عرفانها و بينش بهره بردارد. راهى است كه سير در آن گمراهى ندارد (و خود نهج البلاغه نيز در همين راه منهاج است).





    امضاء


صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 678910

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi