صفحه 50 از 50 نخستنخست ... 404647484950
نمایش نتایج: از شماره 491 تا 496 , از مجموع 496

موضوع: سلامتى تن و روان

  1. Top | #491

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,158
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,213
    مورد تشکر
    7,975 در 2,506
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در قرآن

    کریم آیات متعددی در باره توکل داریم که به بعضی اشاره می شود :
    (وعلی الله فلیتوکّل المؤمنون)
    و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند .
    «إنّ الله یحبّ المتوکّلون»
    خداوند متوکلان را دوست دارد .
    (وأفوّض أمری إلی الله . . . فوقیه الله سیّئات ما مکروا)
    . . . پس خداوند او را عواقب سوء آنچه نیرنگ می کردند حمایت فرمود .
    (ومن یتوکّل علی الله فهو حسبه)
    وهر کس از خدا پروا کند ، [ خدا ] برای او راه بیرون شدنی قرار می دهد .
    در حقیقت ، در توکل سالک الی الله به فضای اسمای وکیل ، قیّوم وخیر الناصرین ، توجه دارد ، و آن کس که محلّ تجلّی اسمای خدا قرار گیرد ، به اصل توکل رسیده است که آن را می بیند که (کفی بالله ولیّاً)
    و(یوکفی بالله وکی)
    و (فهو حسبه) .
    یتوکل ، مکمّل تکلیف الهی ماست که ضمن این که در تکلیف الهی خود کام کوشا هستیم ، تضمین این تکلیف و آنچه در اختیار ما نیست ، در توکل تکمیل می شود .
    ویرایش توسط مریم منتظر*خادمه مولای منتظران* : 01-07-2026 در ساعت 14:38
    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #492

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,158
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,213
    مورد تشکر
    7,975 در 2,506
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    زهد
    زهد در لغت عبارت است از ترک و دوری کردن از چیزی .
    منظور از زهد در شرع مقدس عبارت است از :
    ملکه دوری از دنیا ، و عدم وابستگی قلب و بی اعتنایی به آن هر چند موارد حلال آن .
    زهد دو مرتبه دارد :
    اوّل :
    روی گرداندن از حرام و آنچه مورد نهی خداوند است .
    دوم :
    پرهیز از چیزهای حلال و مباح و جایز ، که خارج از حدّ منطقی و شرع و عقل باشد .
    و خلاصه ، زاهد کسی است که قلب خود را با دنیا گره نزند و
    علامت آن این است که هرگاه چیزی را از دست دهد ، یا چیزی به دست آورد ، هر دو را ابزار امتحان پروردگار خود می داند ، و در محنت ، شکر نعمت و در مشکلات ، اجر صبر را مواظب باشد ، نه خود آنها را هدف بداند ، بلکه بداند که آنها ابزاری بیش نیستند .
    در قرآن کریم درباره زهد داریم :
    (ولا تمدّنّ عینیک إلی مامتّعنا به أزواجاً منهم)
    و زنهار به سوی آنچه اصنافی از ایشان را از آن برخوردار کردیم [ و فقط ] زیور زندگی دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم ، دیدگان خود مدوز .
    منظور از این آیه ، نگاه توأم با گره زدن قلب است که ضد زهد می باشد و ترک این نوع نگاه ، زهد است .
    البته ، یادمان باشد که زهد ، قطع علاقه و مفتون نشدن است به دنیا ، در عین حال که در دنیا هستیم .
    زاهدی در لباس و موئی نیست
    زاهد پاک باش و اطلس پوش
    امضاء


  4. Top | #493

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,158
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,213
    مورد تشکر
    7,975 در 2,506
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بنابراین ، ابزار را برای بهتر بندگی کردن ، به کار گرفتن ، نه تنها جایز و مطلوب است ، بلکه ترک کامل آنها با زندگی مطلوب این دنیا سازگار نیست و مذمّت شده است .
    فقط یادمان باشد که ابزار و وسایل ، اعتباریات هستند ، و وسیله امتحان ما و نزد ما امانتند ، خوب استفاده کردن و در حد منطق و عقل داشتن آنها ، بسیار خوب است; چرا که قرار است که با نردبان این دنیا ، به آن دنیا برسیم و در نهایت ، ابزار ، روزی از دست ما گرفته می
    شوند .
    پس ، قلب خود را به آنها گره نمی زنیم و آنها را هدف نمی کنیم .
    آیه 23 سوره حدید بر همین مبناست که می فرماید :
    (لکیلا تأسوا علی مافاتکم ولا تفرحوا بما آتاکم)
    تا بر آنچه از دست شما رفته ، اندوهگین نشوید و به [ سبب ] آنچه به شما داده است ، شادمانی نکنید .
    ،
    ویرایش توسط مریم منتظر*خادمه مولای منتظران* : 03-07-2026 در ساعت 20:26
    امضاء


  5. Top | #494

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,158
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,213
    مورد تشکر
    7,975 در 2,506
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خوف و رجا

    معمولا سه نوع خوف داریم :
    اوّل _ خوف معمولی _ خوف از امری که به وقوع می پیوندد و دفع آن در توان ما نیست .
    باید با تلاش و صبر و توکل ، با آن برخورد کنیم .
    _ خوف از احتمالات ، که خلاف عقل است .
    _ خوف از پیشامدهایی که علت آن ، مربوط به خود ماست و در این مورد ، باید خود ما نهایت مراقبت را داشته باشیم که از وقوع آن با صحّت عمل خود پیشگیری کنیم .
    _ خوف بیجا ، که مربوط به وهم و خیال است و با کمک عقل و تفکّر برین ، باید از این نوع خوف رهایی یابیم .
    دوم _ خوف از گناهاناین نوع خوف ، از پی آمدهایی است که پس از انجام گناه ، چه در این دنیا و یا در آن دنیا ، گریبان ما را می گیرد .
    این نیز مربوط به خود ماست که با دوری از گناهان و دوری از اخلاق رذیله و با صحّت عمل می توانیم از این خوف نیز پیشگیری کنیم .
    سوم _ خوف از خداخوف از خدا ، که تحت نام «خشیّت» می آید ، با تفکر در عظمت پروردگار ، به انسان دست می دهد و منظور
    از خوف و رجا ، همین بحث است .
    اگر انسان در مقابل اسم جلال و قاهر و عادل خدا قرار گیرد ، حتماً حالت خوف ، که در قرآن «خشیّت» نامیده می شود ، به او دست می دهد .
    صفت خائف ، از صفات اولیای خداست و البته در عین خائف بودن به صفت رجا نیز می رسند ، و در حالت خوف و رجا ، توأم ، به سر می برند .
    رجا عبارت است از امیدواری و انبساطی که در دل به جهت امیداوری به خدا و قرارگرفتن در مقابل اسمای غفور و باسط و رحمن و رحیم حاصل می شود و عوامل این امیدواری تهذیب نفس ، اعمال نیکو و عبودیّت ماست .
    نتیجه این که ، انسانِ خدا باید در عین خائف بودن ، رجا نیز داشته باشد و همیشه باید در دل بنده مؤمن خدا ، موازنه بین خوف و جا باشد .
    خوف از خدای متعال ، بدون رجا ، و رجا بدون خوف هر دو مذمت شده است و همین است که در قرآن کریم می فرماید :
    (ویرجون رحمته ویخافون عذابه)
    و به رحمت وی امیدوارند و از عذابش می ترسند .
    در روایتی از پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) آمده است که خوف ، نگهبان قلب ، و رجا ، شفیع نفس است .
    کسی که خدا را بشناسد ، از او می ترسد و به او امیدوار است .
    امضاء


  6. Top | #495

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,158
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,213
    مورد تشکر
    7,975 در 2,506
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    کلام و سکوت
    خداوند در سوره الرحمن می فرماید :
    (خلق الانسان علَّمه البیان)
    انسان را آفرید ، به او بیان آموخت .
    «بیان» ، از مهمترین ابزاری است که انسان در اختیار دارد و باید مواظب باشد که
    از گفتار حرام دوری کند و گفتار بی فایده نیز نگوید .
    اما یادمان باشد که اصولا کلام زیاد ، وقتی رونق می گیرد که دل و ایمان به خاموشی می نشیند; زیرا اگر منِ مجازی سخن بگوید (که زیاد مایل است سخن بگوید) پُر می گوید و مخرّب ، و گاهی کلام ، جوشش باطن و منِ اصلی است .
    در این صورت ، بیشتر به دل و عمل می پردازد و با زبان میانه ای ندارد .
    کم گوی و گزیده گوی چون در
    تا ز اندک تو جهان شود پر
    و در منِ اصلی ، حالت انسان تحت فرمان عقل و تفکر بر من است و بیان ، بیان الهی است .
    ای خدا بنمای جان را آن مقام
    تا در او بی حرف می گوید کلام
    در این صورت ، بنده به جایی می رسد که خدا زبان او می شود یا با زبان وام گرفته از خدا سخن می گوید .
    به هرحال ، انسانِ خدا ، یا برای خدا می گوید و یا سکوت می کند .
    سکوت آن است که زبان را از زوائد گفتار حفظ کنیم ، و سکوت آن است که حاصل بصیرت باطن باشد ، نه این که به اجبار ، به سکوت وادار شویم .
    ویرایش توسط مریم منتظر*خادمه مولای منتظران* : 21-07-2026 در ساعت 14:15
    امضاء


  7. Top | #496

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,158
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,213
    مورد تشکر
    7,975 در 2,506
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سکوت دو نوع است :
    سکوت عام و سکوت خاص .
    سکوت عام ، عبارت است از حفظ زبان از تکلم زائد بر ضرورت ، که گفته اند :
    ألصّمت شعار المحبّین وفیه رضا الرّبّ وهو من الأخلاق الأنبیاء وشعار الأصفیاء .
    سکوت ، شعار محبّان و باعث خشنودی خداست و از اخلاق پیامبران و شعار برگزیدگان است .
    سکوت خاص ، حفظ اسرار حرم
    الهی است برای نامحرمان .
    (گاهی این نامحرم ، منِ مجازی و خودِ ناخود است . )
    عاشق به جوش بهتر دریا خموش خوشتر
    در آینه است بهتر ، در خاموشی بیانها
    ترک تکلّف
    پوینده راه حق ، ضمن این که بایستی با اجتماع بیامیزد و در صحنه زندگی باشد ، و از ضروریات زندگی بهره برداری کند ، باید سخت مواظب باشد که از تشریفات و تجملات و زواید بپرهیزد و از طرفی ، به شدت مواظب باشد که از مشغولیات غیرضروری دوری کند .
    و خلاصه ، باید مواظب باشد که توان خود را صرف چیزهای بی ارزش نکند ، و به هر امری از امور بر حسب اهمیّت آن بپردازد و از هر گونه رسوم و عاداتی که مانع راه سیر و سلوک است ، به شدت بپرهیزید .
    حضرت علی(علیه السلام) در خطبه زیبای همّام ، که اوصاف پارسایان را توضیح می دهد ، می فرماید :
    اهل تکلّف نباش و امور خود را آسان بگیر و خود را به زحمت مینداز .
    و در جای دیگر می فرماید :
    سبک بار باشید تا برسید .
    لذا باید سخت مواظب باشیم که از زرق و برقها و تشریفات ، آنچه جز ملامت و کدورت برای خود و دیگران ، چیزی در بر ندارد ، به شدت پرهیز کنیم .
    رعایت حقوق دیگران
    گاه از دیگران بر ما حقی هست; مثل حقوق والدین ، حق استاد و حق بزرگان و اولیای خدا که باید پاسدار این حقوق باشیم .
    و گاه نسبت به دیگران باید حقوقی را رعایت کنیم; مثل نرسانیدن ضرر و زیان جسمی و روحی به آنها ، غیبت و دروغ و استهزا و عیبجویی نسبت به آنها و موانعی که بر سر راه آنها ممکن است ایجاد کنیم ، و این حقوق را هم باید پاسداری کنیم .
    هر دو نوع حقوق ، بر
    ذمّه ماست و اگر آنها را رعایت نکنیم ، حق را ضایع کرده ایم و این حق برگردن ما باقی می ماند .
    برای توضیح و روشن شدن این حقیقت می گوییم :
    نفس هر کس ، در باطن وسعتی عجیب و بی نهایت دارد که این حالت را بالقوّه همه نفوس دارند ، اما بالفعل عده ای به آن می رسند .
    پس ، این نفس ، که وسعت بی نهایت دارد ، تأثیرپذیری روی نفسهای دیگر در باطن دارد .
    بنابراین ، اگر حق نفسی را ضایع کنیم ، این نفس بر نفس ما اثر می کند و مانع قرب و سیر و سلوک ما می شود ، چه این تأثیر زودرس باشد و چه دیررس و چه ظاهری و چه باطنی .
    و این امر ، اثری تکوینی است .
    حال اگر این حق ، ضایع شود ، ولی صاحب حق به عکس العمل و اسباب و علل متوجه شود ، تا حدی تأثیر باطنی آن روی نفس ما کم می شود ، اما اگر به این اسباب متوسل نشود ، به خدا واگذار می گردد و این حق بر گردن ما می ماند .
    حتّی اگر صاحب حق ، متوجه نیز نشود ، خدا از این امر آگاه است و همه این حقوق را خداوند از ما مطالبه می کند .
    این ، از حجابهای ظلمانی میان ما و خدا و از گناهانی است که در مقابل عواقب آن در این دنیا یا آن دنیا یا هر دو قرار می گیریم .
    نتیجه این که ضایع کردن حق دیگران ، پیامدهای باطنی دنیوی و اخروی دارد .
    بنابراین ، باید حقوق
    دیگران را شناخت و رعایت کرد .
    و در این راه ، از عنایت پروردگار کمک بگیریم ، و در مورد حقهایی که ضایع کرده ایم ، اوّلا تا جایی که می توانیم آن را جبران کنیم; و ثانیاً پیامدهای آنچه را گذشته و یا از یادمان رفته ، با دعا و تضرع و طلب خیر و عفو و غفران پروردگار تخفیف دهیم :
    أللّهم وعلیَّ تبعات قد حفظتهنَّ وتبعات قد نسیتهنَّ وکلّهنَّ بعینک الّتی لا تنام وعلمک الّذی لا ینسی فعِّوض منها أهلها واحطُط عنّی وزرها وخفّف ثقلها واعصمنی من أن اُقارف مثلها .
    پروردگارا بر من ، تبعاتی از حقوق دیگران و مخلوقات تو هست که آنها را یاد دارم و تبعاتی هست که آنها را فراموش کرده ام و همه آنها جلوی چشم تو است که هرگز به خواب نمی رود و در علم تو است که هیچ وقت فراموشی ندارد .
    پس ، در برابر آنها به صاحبان آنها عوض ده و آثار سوء آنها را از من بردار و سنگینی آنها را از من برطرف کن و مرا از تکرار انها محفوظ دار .






    امضاء


صفحه 50 از 50 نخستنخست ... 404647484950

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi