متأسفانه گاهی اوقات آنچنان قوة خیال شخص مریض است که نمی تواند به خود تلقین کند و جهت مثبت را اخذ کند. اینجا است که هم خود و هم دیگران را دچار مشکل می کند. به دیگری سلام می کند اما چون دیگری کمی دیرتر جواب سلام او را داده با خود می گوید. «چرا دیر جواب سلام مرا داد؟» و چند روزی به خاطر همین مسئله خود را معطل می کند. در حالی که می توانست با یک جمله خود را راحت کند و بگوید: «حتماً حواسش نبود.» اما او این کار را نکرده و همچنان به قضیه دامن زده و با خود می گوید: معلوم می شود فلانی اصلا از من خوشش نمی آید و با این گونه رفتار می خواهد به من بفهماند که مرا دوست نداشته و حاضر به برقراری ارتباط با من نیست.
حال که چنین است از فردا که او را دیدم اصلا به او سلام نمی کنم. فردای آن روز به هم می رسند و این آقا سلام نمی کند. طرف مقابل هم که برخورد این آقا را میبیند با خود می گوید: «عجب! مثل اینکه این آقا عارش میآید به من که بزرگتر از اویم سلام کند! و …» و می بینید چه چیزها پیش می آید. تمام اینها دلالت بر این دارد که قوة خیال ما را به بازی گرفته است.



نقل قول
