روش نتیجهگیری از قرآناین اشتباه است که ما در فهم معانی قرآن فقط به بعضی از آیات مربوط به یک موضوع توجه کنیم و آیات دیگری را که با همین موضوع ارتباط دارد نادیده بگیریم. و حال آنکه یکی از امتیازات روشن قرآن همانطور که حضرت امیرمومنان ( ع) میفرماید آنست که یشهد بعضه علی بعض[7] «یعنی برخی از آیات آن روشنگر آیات دیگر است» بنابراین لازم است در هر موضوع با توجه به این نکتهی مهم آیات را بررسی نمائیم. درباره علم غیب نیز اگر ما بخواهیم فقط به آیات دسته اول توجه کنیم قهرا دو دسته دیگر را نادیده گرفتهایم و این روش ابدا صحیح نیست. از اینرو با توجه به معانی سه دسته آیات که ذکر کردیم باید میان این آیات این طور جمع کنیم که: علم غیب بدو نوع تقسیم میشود: 1- علم غیب ذاتی و اصلی که مخصوص خداوند است و به جز او هیچ کس ذاتا علم غیب ندارد. 2- علم غیب کسبی یعنی علم غیبی که از طرف خداوند مستقیما داده نشده است اینگونه علم غیب را بشر هم میتواند داشته باشد با این بیان معنای هر سه دسته از آیات روشن میگردد زیرا دسته اول مربوط به علم غیب ذاتی است و دسته دوم و سوم به علم غیب کسبی مربوط میشود، آن آیات که میگوید علم غیب مخصوص خدا است و یا پیامبران میگویند ما آگاه به غیب نیستیم منظور از آنها این است که علم غیب اصلی مخصوص خداوند است. و معنای آن آیات که میگویند: خداوند هر که را بخواهد از غیب آگاه میکند و یا پیامبران یا احیانا غیر پیغمبران نیز ادعای علم غیب میکنند این است که: پس از اخبار خدا دیگران نیز از غیب آگاه میشوند و میتوانند از غیب خبر بدهند نتیجه اینکه علم غیب ذاتا مخصوص خداوند است و اما علم غیب کسبی را برخی از انسانهای پاک نظیر پیامبران و امامان پس از اخبار خداوند میدانند. البته این نوع علم غیب مراتبی دارد که هر انسان پسندیدهی خداوند مرتبه و درجهای از آن را طبق شایستگی و صلاحیت خودش دارا میباشد. --------------------------------------------------------------------------------1) سوره هود آیه 73 -68.2) سوره آل عمران آیه 179.3) سوره جن آیه 26 و 27.4) سوره آل عمران آیه 49.5) سوره یوسف آیه 102.6) سوره بقره آیهی 3.7) نهجالبلاغه خطبه 131.





نقل قول
