در «دَعَوات » راوَندی ، پس از بیان یک حدیث قدسی که بین خداوند و حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه الصلوة والسلام گفتگوهائی را نقل می کند، می گوید: «فَعَلِمَ مُوسَی أَن أَفْضَلَ الاَعْمَالِ الْحُب فِی اللَهِ وَالْبُغْضُ فِی اللَهِ؛ وَ إلَیْهِ أَشَارَ الرضَا عَلَیْهِ السلاَمُ بِمَکْتُوبِهِ:
کُن مُحِبا لاِ لِ مُحَمدٍ عَلَیْهِمُ السلاَمُ وَ إنْ کُنْتَ فَاسِقًا، وَ مُحِبا لِمُحِبیهِمْ وَ إنْ کَانُوا فَاسِقِینَ؛
موسی دانست که با فضلیت ترین اعمال ، حب در راه خدا و بغض در راه خداست و به همین امر اشاره کرده است.
حضرت امام رضا علیه السلام در مکتوب خود که چنین نوشته اند: بوده باش دوستدار آل محمد علیهم السلام و اگر چه تو فاسق باشی ! و بوده باش دوستدارِ دوستدار ایشان و اگر چه آنها فاسق باشند».
و سپس راوندی گوید:
از فنون و مطالب راجع به این حدیث ، آنست که این مکتوب همین الآن در نزد بعضی از اهل کرمند ـ که قریه ایست بین ناحیة ما (راوَنْد) و بین اصفهان ، و آن قریه از اصفهان نیست ـ موجود است و داستان آن از این قرار است که :
یکی از اهالی کرمند شتربان حضرت امام رضا علیه السلام بوده است در وقتی که آن حضرت عازم به سوی خراسان بوده اند و این مرد ساربان که از عامه و اهل سنت بوده است چون می خواسته است از خراسان برگردد به حضرت عرض می کند:
ای پسر رسول خدا!
مرا به مقداری مختصر از خط مبارکت مشرف گردان تا با آن تبرک جویم و حضرت ، این عبارت را برای او مرقوم فرمودند
(سفینة البحار ج1 ص199 و بحارالانوار ج15 ص284).
عیاشی در تفسیر خود روایت می کند از بُرَیْد بن معاویة عِجْلی ، که او گفت : من در محضر حضرت أبوجعفر امام باقر علیه السلام بودم که مردی از خراسان با پای پیاده آمده بود.
بر آنحضرت وارد شد و دو پای خود را نشان داد که از تعب و رنج سفر شکافته شده و شقاق هائی در آنها به وجود آمده بود. آن مرد گفت : سوگند به خدا که مرا از آنجائی که آمده ام تا بدینجا نیاورده است مگر محبت شما اهل بیت .
حضرت فرمودند: وَاللَهِ لَوْ أَحَبنَا حَجَرٌ حَشَرَهُ اللَهُ مَعَنَا؛ وَ هَلِ الدینُ إلا الْحُب؟؛
سوگند به خداوند که اگر هر آینه سنگی ما را دوست داشته باشد خداوند آن سنگ را با ما محشور می کند و آیا مگر دین غیر از محبت و دوستی چیز دیگری است ؟»
(سفینة البحار ج1 ص201).




نقل قول
