خشوع، زینت اولیا
اولیای الهی در تمام امور زندگی، بویژه در عبادت، اسوه های زیبای بشریتند و به هنگام عبادت، عالی ترین نمونه خشوع را دارا می باشند.
آن مردان بزرگ فقط در مقابل خدا خاضع هستند خداوند به حضرت موسی و هارون چنین وحی فرستاد:
«إنّما یتزیّن لی أولیائی بالذّلّ و الخشوع و الخوف»[11]
دوستان من، خود را با افتادگی و خشوع و ترس برای من می آرایند.
در اینجا به ذكر چند نمونه می پردازیم:
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و اله ـ وقتی به نماز می ایستاد، از ترس خدا رنگش می پرید و صدای سوزناكی از او به گوش می رسید.[12]
درباره خشوع حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ چنین آمده است: هنگام نماز و عبادت، لرزه بر اندامش می افتاد و رنگ رخسارش دگرگون می شد.[13]
و درباره آن حضرت است كه در یكی از جنگها تیری به پای مباركش اصابت كرد كه بر اثر شدّت درد به كسی اجاز نمی داد آن تیر را بیرون كشد تا اینكه هنگام نماز آن را از پایش در آوردند، كه البته این مرتبه والای خشوع به معنی فناء فی الله است و كمتر كسی به آن دست می یابد. امام صادق ـ علیه السلام ـ از قول پدرش امام باقر ـ علیه السلام ـ چنین نقل می كند:
«كان علیُّ بن الحسین علیهما السّلام إذا قام فی الصّلاه كأنّه ساق شجرهٍ لا یتحرّك منه شیء إلّا ما حرّكت الرّیح منه»[14]
امام سجاد ـ علیه السلام ـ وقتی به نماز می ایستاد همچون ساقه درختی بود و هیچ جزئی از بدن و لباس او حركت نمی كرد. مگر آن مقداری را كه باد به حركت در می آورد.
قرآن درباره ذكریّا و عبادت و حالات او می فرماید:
«فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ یَحْیی وَ اَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كانُوا یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ یَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنا خاشِعِینَ»[15]
پس دعایش را مستجاب كردیم و به او یحیی را بخشیدیم و همسرش را برایش شایسته گردانیدیم. اینان در كارهای نیك شتاب می كردند و با بیم و امید ما را می خواندند و برای ما خاشع بودند.