اگر بخواهم مصداقی از بحث امروز برایت بیاورم، از هر چیزی نزدیکتر به خودمان، همین میهمانی هایمان است. البته همه را نمی گویم. خب بعضی ها هم هستند که باید بردشان جزو نوادر و استثناءها. بیشتر ما آدم ها وقتی قرار است یک میهمانی ساده برگزار کنیم؛ وقتی می خواهیم برای مثال چند تن از دوستانمان را دعوت کنیم فقط ، نه بیشتر؛ فقط خدا می داند که اولش چقدر حرس و جوش می خوریم مبادا که چیزی کم و کسر باشد، مبادا که میهمان هایمان اذیت شوند، مبادا اینطور شود، بهشان خوش نگذرد؛ مبادا آنطور شود ، ناراحت شوند و ... حالا همه این ها بماند! وقتی چند نفر از دوستان مان را میهمان می کنیم آنقدر بریز و بپاش داریم که خدا می داند، گویی قرار است بزرگ ترین میهمانی ها را برگزار کنیم!