1. جهت گیری صحیح نسبت به مشکل و پذیرش مشکل.
معمولاً هنگامی که فردی با مشکل یا مساله ای روبه رو می شود آرامش معمول خود را از دست می دهد و ممکن است دچار یکی از حالت های زیر شود که هر یک از موارد زیر فرد را دچار ناراحتی ها و به هم ریختگی های شدیدتری خواهد کرد:
• سرزنش خود (مفید نیست چون عزت نفس و اعتماد به نفس فرد را پایین می آورد و بیشتر او را به هم می ریزد)،
• سرزنش دیگران (غیر از متهم کردن دیگران و ایجاد کینه و عصبانیت از دیگران که به تشدید احساسات منفی می پردازد، حاصل دیگری ندارد)،
• به دنبال مقصر گشتن (بهتر است قبل از هر چیز فرد به مشکلی که در پیش روی دارد فکر کند، بعداً که توانست مشکل خود را حل کند می تواند به دنبال مقصر بگردد. این همان کاری است که هنگام بحران ها هم استفاده می شود، وقتی که بحرانی مانند آتش سوزی رخ داده است همان ابتدا به فکر مقصر نیستند بلکه ابتدا آتش را خاموش می کنند و بعد به جست و جوی مقصر می پردازند)،
• به دنبال عامل یا علت مشکل گشتن (هنگامی که مشکلی روی داده است مهم ترین کار آن است که مشکل را از جلوی پا برداشت به همین دلیل جست و جوی علت ها و عوامل موثر کمکی به حل مشکل نمی کند. مثلاً هنگامی که سیلی در شهر آمده است ابتدا خسارات و مشکلات ناشی از سیل را حل می کنند و بعد به دنبال عامل یا علت آن می گردند)،
• فاجعه آمیز کردن مشکلات (معمولاً هنگام رویارویی با مشکلات، عده ای به فاجعه آمیز کردن مشکلات خود می پردازند و از کاه، کوه می سازند یا به بخت و اقبال و شانس خود حمله می کنند، یا روبه رو شدن با مشکل را نشانه بی کفایتی، نالایقی خود می دانند و ... . این رویکرد فایده ای ندارد و کمکی به حل مشکل نمی کند جز آن که بر ناراحتی ها و آشفتگی های فرد بیافزاید) و ... .
ممکن است از مطالب بالا تعجب کنید. زیرا، بسیاری از والدین هنگامی که خودشان یا فرزندشان دچار مشکل می شود دقیقاً از روش های بالا استفاده می کنند برای این که به او آموزش دهند تا دفعه بعد بیشتر مراقب باشد تا دچار مشکل دیگر نشود. ولی، واقعیت آن است که نه تنها رویکردهای بالا هیچ فایده ای برای حل مشکل ندارند بلکه فرد را از فرآیند حل مشکل خود دور می کنند و باعث تشدید ناراحتی، آشفتگی و به هم ریختگی او می شوند. نتیجه آن است که فرد بیشتر و بیشتر توانایی خود را برای حل مشکل یا مساله از دست می دهد.
ممکن است بپرسید خوب، در این شرایط چه رویکردی صحیح است؟ رویکرد صحیح آن است که بپذیریم به هر دلیلی که بوده است با مشکلی روبه رو شده ایم و این که حالا برای حل آن چه باید بکنیم. فقط با چنین برخوردی است که فرد می تواند وارد مرحله دوم یعنی تعریف مشکل شود. مهم آن است که جوانان و نوجوانان دریابند، روبه رو شدن با مشکل در زندگی طبیعی است. همه انسان ها با مشکل روبه رو می شوند، آنها نیز دچار مشکلی شده اند. پس بهتر است قبل از هر کاری بررسی کنند حالا، که مشکلی پیش آمده است چگونه می توانند آن را حل کنند.
