14. امام صادق(ع):حفظ چارچوب زندگى و ارزشها
قالَ رسولُ اللَّهِ(ص): مَنْ أَطاعَ اِمْرَأَتَهُ أَكَبَّهُ اللَّهُ عَلى وَجْهِهِ في النّارِ.
قِيلَ: وَ ما تِلْكَ الطّاعَةُ؟
قالَ: تَطْلُبُ اِلَيْهِ (مِنْهُ - كافى) الذِّهابَ إَلى الْحَمَّاماتِ وَ الْعُرُساتِ وَ الْعِيداتِ و النّائحاتِ (النَّياحاتِ - كافى) و الثِّيابَ الرِّقاقَ فَيُجيبُها؛ (2)
كسى كه از زنش اطاعت نمايد، خداوند او را به صورت، در آتش اندازد.
گفته شد: آن طاعت چيست؟
فرمود: اينكه زن خواهان رفتن به حمامهاى عمومى و عروسيها و مراسم عيد و جشنها و سوگواريها و يا پوشيدن لباسهاى نازك و بدننما باشد و او نيز مىپذيرد.»
مديريت زندگى توسط مرد و مسؤوليتهاى ناشى از آن، از نقطه نظر شرعى، اين حق را به او مى دهد كه محدوديتهايى را در خصوص خروج همسر خويش از خانه ايجاد كند و همسرش موظف باشد بدون موافقت قبلى او اقدام به خروج از خانه نكند. البته روشن است كه اين حق، به گونهاى مطلق و خودخواهانه نيست.
برخى اجتماعات، زمينه مساعدترى براى فساد و گناه فراهم مىنمايد و اين امر در گذشته نسبت به برخى مكانها همچون حمامها و مجالس ختم زنانه شدت بيشترى داشته است. مرد علاوه بر اينكه خود بايد نسبت به آلوده شدن و گرفتار آمدن در ورطه گناه، فردى خويشتندار باشد، در خصوص خانواده بويژه همسر خود نيز مسؤوليت دارد. چنان كه قرآن كريم مى فرمايد: «يا أيُّها الّذينَ آمَنوُا قُوا اَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ و الحِجارةُ». (3)
مرد به عنوان كسى كه بار زندگى را بر دوش مىكشد و مسؤوليت اصلى بر عهده او مىباشد نبايد به گونهاى رفتار كند كه تدبير و مديريت زندگى اساساً از دست او خارج شود و در زندگى تبديل به فردى بىاختيار و بدون اراده گردد. او نمىتواند و نبايد از مسؤوليت و وظيفه دشوارى كه در زندگى مشترك بر عهده دارد شانه خالى كند. لذا در سخنى از اميرالمؤمنين(ع) آن مردى كه تدبير كار خويش را به زنى واگذار كرده مورد لعن قرار گرفته است. (4)
15. امام صادق(ع):كدام بهتر است؟
اِنَّ رَجُلاً مِنَ اْلأَنصارِ عَلى عَهدِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) خَرَجَ في بَعْضِ حَوائِجِهِ وَ عَهِدَ اِلى امْرَأَتِهِ عَهْداً أَلاّ تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِها حَتّى يَقْدَمَ. قالَ: وَ إِنَّ أباها مَرِضَ فَبَعَثَتِ الْمَرْأَةُ اِلى رَسُولِاللَّهِ(ص) فَقالَتْ: اِنَّ زَوْجي خَرَجَ وَ عَهِدَ اِلَيَّ أَنْ لا أَخْرُجَ مِنْ بَيْتي حَتّى يَقْدَمَ وَ إنَّ أبي مَرِيضٌ فَتَاْمُرُني أَنْ أَعُودَهُ؟
فَقالَ: لا، اِجْلِسي في بَيتِكِ وَ أَطِيعي زَوْجَكِ.
قالَ: فَماتَ فَبَعَثَتْ اِلَيْهِ، فَقالَت: يا رَسُولَاللَّه! اِنَّ أَبي قَدْ ماتَ فَتَأْمُرُني أَنْ اُصَلِّىَ عَلَيْهِ؟
فَقالَ: لا، اِجلِسي فِي بَيْتِكِ وَ أَطيعي زَوْجَكِ. قالَ: فَدُفِنَ الرَّجُلُ فَبَعَثَتْ اِلَيْها رَسُولُاللَّهِ(ص): إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ غَفَرَلَكِ وَ لِأَبيكِ بِطاعَتِكِ لِزَوْجِكِ؛ (5)
مردى از انصار در زمان رسول خدا(ص) به خاطر كارى، به مسافرت رفت و به همسرش سفارش كرد كه از خانه خارج نشود تا او برگردد. پدر اين زن مريض شد، لذا زن خدمت رسول خدا(ص) پيغام فرستاد كه شوهرم به مسافرت رفته و به من سفارش كرده است تا موقع برگشتش، از خانهام خارج نگردم ولى پدرم مريض است؛ اجازه مىدهيد كه او را عيادت كنم؟
پيامبر(ص) جواب فرستاد: نه، در خانهات بنشين و مطيع همسرت باش.
تا اينكه پدرش مرد؛ دوباره پيغام فرستاد: اى رسول خدا! پدرم مرده است، آيا دستور مى فرماييد كه بر او نماز بخوانم؟
حضرت(ص) جواب فرستاد: نه، در خانهات بنشين و مطيع شوهرت باش.
پس از آن، پدرش به خاك سپرده شد. (اين بار) پيامبر اكرم(ص) براى زن پيغام فرستاد كه خداوند عز و جل تو را و پدرت را به علت اطاعت تو از همسر، مشمول مغفرت قرار داد.<
16. پيامبر اكرم(ص):نعمت بعد از اسلام
ما اسْتَفادَ امْرُءٌ مُسْلِمٌ فائِدةً بَعْدَ اْلإسْلامِ اَفْضَلَ مِنْ زَوْجَةٍ مُسْلِمَةٍ تَسُرُّهُ إذا نَظَرَ إلَيْها وَ تُطِيعُهُ إذا اَمَرَها وَ تَحْفَظُهُ إذا غابَ عَنْها في نَفْسِها وَ مالِهِ؛ (6)
مرد مسلمان بعد از اسلام، بهرهاى برتر از همسرى مسلمان نبرده است. همسرى كه وقتى به او مى نگرد مايه مسرّت او است، و آنگاه كه به او دستورى مى دهد اطاعت مى كند، و در غياب شوهر، حافظ ناموس خود و اموال شوهر است.<
17. اسحاق بنعمّار:مرد نيكوكار
قُلْتُ لاِبيعبدِاللَّهِ(ع): ما حَقُّ الْمَرْأَةِ عَلى زَوْجِها الذَّي إذا فَعَلَهُ كانَ مُحْسِناً؟
قالَ: يُشْبِعُها وَ يَكْسُوها وَ إنْ جَهِلَتْ غَفَرَلَها.
وَ قالَ أبُوعَبْدِاللَّهِ(ع): كانَتْ امْرَأَةٌ عِنْدَ أَبي(ع) تُؤْذِيهِ فَيَغْفِرُلَها؛(7)
به امام صادق(ع) عرض كردم: حق زن بر شوهرش چيست، كه اگر آن را انجام دهد انسان نيكوكارى خواهد بود؟
فرمود: خوراك و پوشاك او را تأمين كند و اگر از سر جهل مرتكب خطايى شد از او در گذرد.
باز فرمود: پدرم زنى داشت كه او را اذيت مى كرد، ولى پدرم او را مىبخشيد.<
18. امام صادق(ع):خيرى از تو نديدم!
أيُّما امْرَأَةٍ قالَتْ لِزَوْجِها: ما رَأَيْتُ قَطُّ مِنْ وَجْهِكَ خَيْراً فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُها؛(8)
هر زنى به همسرش بگويد: «من از روى تو خيرى نديدم» عملش ضايع و حبط خواهد شد.
در ضمن چند روايت گذشته، به برخى از حقوق متقابل زن و شوهر اشاره شد؛ از جمله خارج نشدن از خانه بدون اجازه شوهر، حفظ آبرو و اموال شوهر در غياب او، تأمين خوراك و پوشاك و قهراً مسكن زن، چشمپوشى از اشتباهات او و بالأخره در روايت فوق به اين نكته توجه داده شده است كه زن نبايد زحمات شوهرش را در نيكى به او و برآوردن نيازهاى او ناديده بگيرد و با گفتن جملاتى دلسرد كننده كه حاكى از عدم قدردانى از زحمات شوهر است، موجب سردى روابط ميان خود و همسرش شود كه چه بسا پيامدهاى ناگوارى را به دنبال دارد.
چند روايت بعدى، گوياى برخى از صفات زنان شايسته است.<
19. امام رضا(ع) از اميرالمؤمنين(ع):كارگزار خداوند
خَيْرُ نِسائِكُمْ، اَلْخَمْسُ.
قِيلَ: يا اَمِيرَالمُؤْمِنينَ! وَ مَا الْخَمْسُ؟
قالَ: اَلْهَيِّنَةُ، اللَّيِّنَةُ، المُؤاتِيَةُ، الّتِي إذا غَضِبَ زَوْجُها لَمْ تَكْتَحِلْ بِغَمْضٍ حَتّى يَرْضى، وَ اِذا غابَ عَنْها زَوْجُها حَفِظَتْهُ في غَيْبَتِهِ، فَتِلْكَ عامِلٌ مِنْ عُمّالِ اللَّهِ وَ عامِلُ اللَّهِ لا يَخِيبُ؛ (9)
بهترين زنان شما داراى پنج صفت هستند.
گفته شد: اى امير مؤمنان! آن پنج صفت كدام است؟
فرمود: سبكبار و كمصداق، نرمخو و خوشرفتار، مطيع و موافق، آنگاه كه همسرش خشم گيرد، خواب به چشمش نرود تا از او راضى گردد. و در غياب شوهرش حافظ او باشد.
چنين زنى، كارگزارى از كارگزاران خداوند است و كارگزار خداوند نيز دچار ناكامى و خسران نخواهد شد.<
20. پيامبر اكرم(ص):او را نيازار!
أيُّما امْرَأَةٍ آذَتْ زَوْجَها بِلِسانِها لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ صَرْفاً وَ لا عَدْلاً وَ لا حَسَنَةً مِنْ عَمَلِها حَتّى تُرضِيَهُ وَ إنْ صامَتْ نَهارَها وَ قامَتْ لَيْلَها؛ (10)
هر زنى كه شوهرش را با زبان بيازارد، خداوند، هيچ توبه و كفارهاى را از او نمى پذيرد و هيچ كار نيكش را قبول نمى كند تا وقتى كه شوهرش را راضى كند، گرچه زن، روز خود را روزه بدارد و شب را به عبادت گذراند.
روشن است كه براى پذيرش توبه و قبولى اعمال نيك، زمينههايى لازم است و موانع زيادى وجود دارد كه از جمله آنها عدم رضايت شوهر است. البته اگر زن به وظيفه خويش عمل كرده است و با اين حال، مرد به هر دليلى و نوعاً به خاطر منافع شخصى خويش، اظهار عدم رضايت از همسر خود بكند او مسؤوليتى ندارد، ولى اگر زن با كلمات خود، موجب آزار و ناراحتى همسرش شده است و در عين حال حاضر به كسب رضايت او نيست، طبيعى است كه اعمال نيك او نيز بر جاى بماند. روايت بعدى نيز ناظر به همين نكته است.<
21. پيامبر اكرم(ص):كسب خشنودى او
خَيْرُ نِسائِكُمْ، الّتِي إنْ غَضِبَتْ اَوْ غَضِبَ تَقُولُ لِزَوْجِها: يَدي في يَدِكَ، لا أَكْتَحِلُ عَيْني بِغَمْضٍ حَتّى تَرْضى عَنِّي؛(11)
بهترين زنان شما، زنى است كه وقتى خشمگين گردد و يا همسرش بر او خشم گيرد، به شوهرش بگويد:
دستم را در دست تو مى گذارم و خواب را به چشمم راه نمى دهم تا وقتى كه از من راضى شوى.
اين بسيار مهم است كه اگر كدورت و عصبانيتى نيز پيش آمد، هر يك سعى نكند به ديگرى نشان دهد كه به او نيازى ندارد بلكه سعى در جبران كوتاهى و تقصير خود كند و طرف مقابل نيز آن را به عنوان نقطه ضعف ديگرى تلقى نكند ، بلكه حمل بر روحيه گذشت و عدم لجاجت وگرمى بخشيدن دوباره به زندگى مشترك كه هر دو از آن بهرهمند مى شوند نمايد.<
22. على(ع):جهاد بانوان
جِهادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ؛(12)
جهاد زن، خوب شوهردارى كردن است.
يك زن آگاه و وظيفهشناس، اگر بتواند درون خانه خود، محيط مساعدى را براى رشد و كمال خود و شوهر و بويژه فرزندان خويش فراهم كند تأثير مثبت و بسيار مؤثر آن در اصلاح جامعه و اخلاق و تربيت آحاد آن، بر كسى پوشيده نيست. در حقيقت، زن، شركت مستقيم در فعال نمودن ساير نيروهاى سازنده جامعه دارد و نقش عمدهاى را در گرمى بخشيدن به مجاهدان در ميدان نبرد ايفا مى كند. از سوى ديگر، حديث فوق كه تفصيل آن را در روايت بعدى خواهيم خواند، گوياى اهميت وظيفه خانهدارى است چرا كه آن را به مثابه جهاد مىداند.<
23. اسماء بنت يزيد كه از زنان انصار بود به محضر پيامبر(ص) كه ميان اصحابش بود، رسيد و عرض كرد:جهاد واقعى
پدر و مادرم فدايت! من فرستاده زنان به سوى شما هستم. جانم فداى شما! بدان كه هيچ زنى در شرق و غرب نيست كه جريان آمدن مرا به حضور شما بشنود مگر اينكه همعقيده من است. پرسش من اين است كه خداوند تو را بحق، به سوى مردان و زنان فرستاد و ما به تو و به پروردگارت كه تو را فرستاد ايمان آورديم و ما گروه زنان محصور و محدود، نشسته در خانه و وسيله برآوردن خواستههاى شماهاييم، و بار فرزندانتان را بر دوش مى كشيم و شما جماعت مردان، با شركت در نمازجمعه و جماعت و عيادت بيماران و حضور در تشييعجنازهها و انجام دادن مداوم مراسم حج و از همه برتر، با امكان حضور در جهاد در راه خدا، بر ما برترى داده شدهايد. از طرف ديگر، وقتى كسى از شماها به سفر حج يا عمره مىرود و يا براى حفظ مرزها خارج مىشود، اموالتان را برايتان نگهدارى مىكنيم و لباسهايتان را مىبافيم و اولادتان را تربيت مىكنيم. پس اى رسول خدا! از نظر اجر و پاداش چه مشاركتى با شما داريم؟
پيامبر اكرم(ص) چهره خويش را به طرف اصحابش نمود و فرمود:
هَلْ سَمِعْتُمْ مَقالَةً قَطُّ اَحْسَنَ مِنْ مُساءَلَتِها مِنْ اَمْرِ دِينِها مِنْ هذِهِ؟
فَقالُوا: يا رَسُولَاللَّهِ! ما ظَنَنَّا أَنَّ امْرَأَةً تَهْتَدي اِلى مِثْلِ هذا!
فَالْتَفَتَ النَّبِيُّ(ص) اِلَيْها ثُمَّ قالَ لَها: إنْصَرِفي أَيَّتُهَا الْمَرْأَةُ وَ أَعْلِمي مَنْ خَلْفَكِ مِنَ النِّساءِ أَنَّ حُسْنَ تَبَعُّلِ إحْدا كُنَّ لِزَوْجِها وَ طَلَبَها مَرْضاتِهِ وَ اتِّباعَها مُوافَقَتَهُ يَعْدِلُ ذلِكَ كُلَّهُ. فَأَدْبَرَتِ الْمَرْأَةُ وَ هِيَ تُهَلِّلُ وَ تُكَبِّرُ اسْتِبْشاراً؛(13)
آيا تاكنون گفتارى بهتر از پرسش اين بانو كه در باره امر دينش پرسيد، شنيدهايد؟
عرض كردند: اى رسول خدا! ما گمان نمىكرديم زنى به چنين چيزى دست يابد!
آنگاه پيامبر(ص) رو به طرف آن زن گرداند و به او فرمود:
اى زن! برگرد و به ساير زنانى كه از سوى آنان آمدهاى اعلام كن كه خوشرفتارى يكى از شماها با شوهر و جوياى رضايت او شدن و دنبال كردن موافقت او، با همه آن فضايل و اعمال مردان برابرى مىكند.
آن زن برگشت در حالى كه از خوشحالى و بشارت يافتن، تهليل و تكبير بر زبان داشت.
مرحوم علامه طباطبايى از اين حديث، نكات چندى را استفاده كرده است كه به اختصار به آنها اشاره مىشود:
1. از امثال اين قضايا روشن مىشود كه زنان با اينكه بيشتر به امور داخلى منزل مشغولند، اما از نظر مراجعه به ولىّ امر و كوشش در جهت حل پارهاى مشكلات خويش منعى نداشتهاند.
2. آنچه بيشتر در زندگى زن، مورد پسند اسلام است اين است كه وظيفه مهم خانهدارى را فراموش نكند، و اين توصيه پيامبر(ص) گرچه واجب نبود لكن در يك محيط سالم و مذهبى، همين دستور استحبابى حافظ اين خواسته اسلامى بود.
3. زنان با اينكه از فضيلت امثال جهاد، به عللى كه روشن است محرومند اما اسلام اين محروميتها را با مزايا و ارزشهاى ديگرى كه بسى افتخارآميز است جبران كرده است. (14)
حديث بعدى مىتواند تفسيرى بر اين وظيفه باشد.



نقل قول
