اصلا بگــذار امشـب فـاش از ایـن احتیـاج غریـب بگویـم ،
نه مُهری می خواهم و نه مِهــر نگاهی ...
فقط تو را ،
خــودِ تـو را می خواهـم ای عشـق ...
سال هاست که بی تو ،
شب ها سحـر نمی شود ...
آقــایِ غریبــم نمی آیــی ؟؟؟


| ❤ |
اصلا بگــذار امشـب فـاش از ایـن احتیـاج غریـب بگویـم ،
نه مُهری می خواهم و نه مِهــر نگاهی ...
فقط تو را ،
خــودِ تـو را می خواهـم ای عشـق ...
سال هاست که بی تو ،
شب ها سحـر نمی شود ...
آقــایِ غریبــم نمی آیــی ؟؟؟
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 05-09-2014 در ساعت 03:18
دلتنگم..
برای دخترکی که رویا میبافت.. فارق از وضوح نبودن ها..
سردی نبایدها.. سختی گسستن ها..
شهاب منتظر (05-09-2014)


| ❤ |
ای روزهای خوب که در راهید!
ای جاده های گم شده در مه!
ای روزهای سختِ ادامه!
از پشت لحظه ها به در آیید
این روزها که می گذرد
هرروز احساس می کنم که مرا
از عمق جاده های مه آلود
یک آشنای دور صدا میزند
آهنگ آشنای صدای او
مثل عبور نور ، مثل عبور نوروز
مثل صدای آمدن روز است
آن روز که ناگزیر می آید
آن روز ، پرواز دستهای صمیمی
در جستجوی دوست آغاز می شود
روزی که دست خواهش ، کوتاه
روزی که التماس گناه است
و زانوان خسته ی مغرور
جز پیش پای عشق
با خاک آشنا نشونـد
روزی که سبز ، زرد نباشد
گلها اجازه داشته باشند
هر جا که دوست داشته باشند، بشکفند
دلها اجازه داشته باشند
هر جا که نیاز داشته باشند، بشکنند
ای روزهای خوب که در راهید!
ای جاده های گم شده در مه!
ای روزهای سختِ ادامه!
از پشت لحظه ها به در آیید!
ای روز آفتابی!
ای روز آمدن!
ای مثل روز، آمدنت روشن!
این روزها که می گذرد
هر روز، در انتظار آمدنت هستم
دلتنگم..
برای دخترکی که رویا میبافت.. فارق از وضوح نبودن ها..
سردی نبایدها.. سختی گسستن ها..
شهاب منتظر (05-09-2014)


| ❤ |
پلکی بزن تمام مرا غرق نور کن
این من، مَنِ سیاهِ دلم را بلور کن
این لحظه های گمشده در اضطراب را
همسایه سلام و سرود و سرور کن
یا رنگ صبر بر شبِ تنهایی ام بپاش
یا غیبت همیشگی ات را حضور کن
هی انتظار پشت دلم صف کشیده است
تا جمعه ظهور، دلم را صبور کن
خطی بزن به دفتر شب های انتظار
ای آخرین ستاره روشن! ظهور کن!
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 05-09-2014 در ساعت 03:18
دلتنگم..
برای دخترکی که رویا میبافت.. فارق از وضوح نبودن ها..
سردی نبایدها.. سختی گسستن ها..
شهاب منتظر (05-09-2014)


| ❤ |
بیا بیا گل نرگس جهان برای شماست
جهان به یمن وجودت به افتخار شماست
بیا بیا گل نرگس اگر چه بد کردیم
ولی تمام نظرها به لطف و جود شماست
بیا بیا گل نرگس که ندبه میخوانیم
اگرچه بر دلمان نیست ولی برای شماست
بیا بیا گل نرگس به آسمان سوگند
قسم به نام و نهادت علی به یاد شماست
بیا بیا گل نرگس زرنجمان تو بکاه
هزار همت و کاوه فدای راه شماست
بیا بیا گل نرگس به جان تشنه عشق
دعا دعای ظهور است که با نگاه شماست
بیا بیا گل نرگس که عهدها خواندیم
اگرچه هیچ نماندیم ولی به لطف شماست
بیا بیا گل نرگس و دستمان تو بگیر
که با ظهور وجودت جهان فدای شماست
بیا بیا گل نرگس که در زلال دلی
و بین این همه دلها دلی برای شماست
بیا بیا گل نرگس که کوفیان رفتند
هزار نامه مصری که جان فدای شماست
بیا بیا گل نرگس تو را به خاک بقیع
که قلب و روح جهانی به جستجوی شماست
بیا بیا گل نرگس بیا به دعوت یاس
که دست به پهلو نشسته به انتظار شماست
بیا بیا گل نرگس به مادرت زهرا
که جان برای شهادت به کربلای شماست
بیا بیا گل نرگس و العجل مولا
که این نوای هدایت و با نگاه شماست
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 05-09-2014 در ساعت 03:19
دلتنگم..
برای دخترکی که رویا میبافت.. فارق از وضوح نبودن ها..
سردی نبایدها.. سختی گسستن ها..
شهاب منتظر (05-09-2014)


| ❤ |
هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد هر کس مرا یافت، مرا می شناسدیا ثارالله
هرکس مرا شناخت، مرا دوست می دارد و هر کس مرا دوست داشت، عاشق من می شود
و هر کس عاشق من شد، من عاشق او می شوم و هر کس من عاشقش بشوم، او را می کشم
و کسی که او را بکشم، بر من دیه اش واجب است و کسی که دیه اش بر من واجب شد،
پس خودم خون بهای او می شوم
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 05-09-2014 در ساعت 03:19
دلتنگم..
برای دخترکی که رویا میبافت.. فارق از وضوح نبودن ها..
سردی نبایدها.. سختی گسستن ها..
شهاب منتظر (05-09-2014)


| ❤ |
شبی ای کاش چشمم فرش می شد زیر پای تو
و من قربانی چشم تو می گشتم، فدایِ تو
به مژگان می زدم جارو کف کفش تو را امّا
به جنت هم نمی دادم، کفی از خاک پای تو
برای قلب مجروحم کمی تو روضه می خواندی
میان اشک می مردم، به پای روضه های تو
دلم می خواست مثل گل شبی بودی در آغوشم
از این رو می بردم حسرت همیشه بر عبای تو
هوای چشم های من همیشه تا ابد ابری است
که دارم در دلم یاد تو و در سر هوای تو
به یاد نرگس بیمار تو یک عمر بیمارم
ندارد سینه ی زخمی شفا غیر از شفای تو
گرفته کعبه رونق بس که گردیده به گرد تو
صفا حتی صفا را وام دارد از صفای تو
الا ای آخرین منجی، امام جمعه دنیا
همین جمعه بیاید کاش از کعبه صدای تو
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 05-09-2014 در ساعت 03:21
دلتنگم..
برای دخترکی که رویا میبافت.. فارق از وضوح نبودن ها..
سردی نبایدها.. سختی گسستن ها..
خادمه زینب کبری(س) (29-08-2014), شهاب منتظر (05-09-2014)


| ❤ |
اینجا برای از تو نوشتن هـوا کم است
دنیا برای از تـو نوشتن مـرا کم است
اکسـیـر مـن،
نه اینـکه مــرا شعـــر تازه نیست
من از تو می نویسم واین کیمیا کم است
سرشارم از خیال ولی کفاف نیست
در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است
گاهی تو را کنار خود احساس می کنم
اما چقـدر دلخـوشی خوابها کم است
خون هرآن غزل که نگفتم بپای توست
آیا هنوز آمدنت را بهــا کم است؟؟؟؟
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 05-09-2014 در ساعت 03:21
دلتنگم..
برای دخترکی که رویا میبافت.. فارق از وضوح نبودن ها..
سردی نبایدها.. سختی گسستن ها..
خادمه زینب کبری(س) (29-08-2014), شهاب منتظر (05-09-2014)



حُسن شما نبود که دلبر نداشتیم
بهره ز خانواده ی کوثر نداشتیم
در فصل انتظار فرج شکر می کنیم
جز سایه ی ولای تو بر سر نداشتیم
ذکر تو جنّت دل هر منتظر بود
بی نام تو بهشت معطّر نداشتیم
با این همه خطا و گناهی که داشتیم
از آستان قدس تو سر بر نداشتیم
در کشتیِ خزان زده ی آخر الزّمان
بی پشتوانه ی تو که لنگر نداشتیم
سوی تو آمدیم که حاجت روا شدیم
رفتیم چونکه حاجت دیگر نداشتیم
هر هفته رنجنامه ی ما خِجلت آور است
جز دردسر برای تو آخر نداشتیم
ما بر صحیفه ی دل خود نقش می زنیم
ره توشه جز ولایت حیدر نداشتیم
بر ما چه می گذشت ز هول و عذاب قبر
محشر اگر شفاعت مادر نداشتیم
ای یوسف عزیز به سوی وطن بیا
موعود آل فاطمه یابن الحسن بیا
شاعر : احسان محسنی فر
ویرایش توسط شهاب منتظر : 29-08-2014 در ساعت 08:54
نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (29-08-2014)



همواره در برابر لیلی جنون کم است
شیرین اگر تویی به خدا بیستون کم است
تنها دلیل کثرت شاعر تویی، ولی
هر قدر شعر گفته شده تا کنون، کم است
من آمدم که یک شبه شاعر شوم تو را
اما برای وصف تو، عمر قرون کم است
من آه می کشم که چه می خواهی از دلم
باور مکن کشیدن آه از درون کم است
کاری کن ای عزیز، زلیخا شود دلم
یوسف اگر تویی، جگر غرق خون کم است
شاعر : سیّد حمید رضا برقعی
نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (29-08-2014)



دارد بهانه این دل، آهش اثر ندارد
دیگر هوای یارم ، بر دل گذر ندارد
آن کس که همنشین من بود یک زمانی
دیگر ز من بریده، بر من نظر ندارد
آنقدر بی کسم من، کز حال این دل من
حتی دو چشم خشکم، دیگر خبر ندارد
میخانه را نبستند، جام مرا شکستند
دیگر پس از رفیقان، عمرم ثمر ندارد
غرق گناه گشتم، گم کرده راه گشتم
دیگر دلم هوای، ذکر سحر ندارد
یاد دوکوهه هر وقت، افتد دل غریبم
هیچ آرزو به غیر از، اذن سفر ندارد
اذن سفر دهیدم، بیمار پر امیدم
بر درد غربت من، دارو اثر ندارد
مولای ما تو هستی، بابای ما تو هستی
بابا به جز محبت، بهر پسر ندارد
بس باشد این تباهی، بر من نما نگاهی
حق زین گدا به عالم، بیچاره تر ندارد
شاعر : جواد حیدری
ویرایش توسط شهاب منتظر : 29-08-2014 در ساعت 17:58
نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (29-08-2014)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)