


| ❤ |
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-10-2018), اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* (12-10-2018), سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* (11-10-2018)



| ❤ |
مژدگانی بده عباس که خواهر آمد
خاطر آسوده که با چادر و معجر آمد !
قافله همره خود مشک پرآب آورده
جرعه جرعه غم و اندوه رباب آورده
بسپارید که در علقمه هرگز نرود
وای اگر شکوه ی او پیش ابالفضل رود
آه بانو زچه رو قافله ات کم دارد
بعد از آن شام سیاه اشک دمادم دارد
نکند دختری که بود شبیه زهرا
جای مانده است در آن شام بلا
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-10-2018), اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* (12-10-2018), سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* (11-10-2018)
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-10-2018), اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* (12-10-2018)






| ❤ |
دل به عشق یوسف زهرا نهاده میرویم
از نجف تا کربلا پای پیاده میرویم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام
مرغ روحم پر زند در قتلگاه و علقمه
تا گذارم چهره بر خاک عزیز فاطمه
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام
یابن زهرا سربه کف در سرزمینت آمدم
تا شوم زوار روز اربعینت آمدم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام
زائر قبر شریف یوسف زهرا شدم
همسفر با کاروان زینب کبری شدم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام
کربلا یا کربلا یاکربلا یاکربلا
زینب خونین جگر برگشته از شام بلا
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام
ای خدا پروانۀ قبر علی اکبر شدم
زائر هفتاد و دو آلالۀ پرپر شدم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام
غلامرضا سازگار
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* (12-10-2018)



| ❤ |
از اول این مرثیه تا آخر افتادن
زائر شدن در راه مثل خواهر افتادن
زینب زیارتنامه اش را خوانده در این راه
مثل روایات صحیحه با سر افتادن
از كودكان كاروان آموختم این را
از ناقه ها در مقدم یكدیگر افتادن
تا مرز تاول زخم پا را میبرم در راه
خوب است در این راه با این باور افتادن
هر خط شبیه نامه و هر جمله یك كودك
با تازیانه آخرش از دفتر افتادن
كل زیارتنامهء عباس یك حرف است
كاری نمی شد كرد وقت معجر افتادن
كل زیارتنامهء حیدر ولی این بود
وقتی كه در افتاد با آتش در افتادن
در این مسیر این داستان برعكس شد اما...
زینب علی می گشت در وقت سر افتادن
افتادن اصلآ معنی اش پرواز خواهد شد
در آخر این راه مثل خواهر افتادن
زهرا حسینش را امانت داد به زینب
ربط است بین زیور و انگشتر افتادن
اصغر شدن اما علی اكبری رفتن
اكبر شدن اما علی اصغر افتادن
رونق گرفته كسب و كار مردم بازار
كار سرت تا هست در تشت زر افتادن
پیشی گرفته حرمله با تیر معروفش
شمر است و در اینجا به فكر خنجر افتادن
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-10-2018)



| ❤ |
دوباره مثل همه سال های قبل از این
ز کاروان رفیقان خویش جا ماندیم
همه ، برات گرفتند و رفته اند و ما
به پشت پنجرهء جنت الرضا ماندیم
زمان بدرقه شان بغضمان شکست آقا
که خوبها همه رفتند و باز ، ما ماندیم
هنوز گرم همین فکرهای خود بودیم
که ما چرا ز رفیقان خود جدا ماندیم
پیام آدرس هیات آمد و ما باز
به زیر پرچم سقای با وفا ماندیم
هنوز جمعه شبی هست و هیاتی باقیست
اگر به حسرت دیدار کربلا ماندیم
به پشت گرمی این وعده های ... سال بعد ...!
گریستیم و پس از آن به این هوا ماندیم
برای دیدن تصویر زائران حسین
شبانه روز به پای رسانه ها ماندیم
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-10-2018)



| ❤ |
می گویم از کنار زیارت نرفته ها
بالا گرفته کار زیارت نرفته ها
اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا
این است روزگار زیارت نرفته ها
امسال اربعین همه رفتند و مانده بود
هیات در انحصار زیارت نرفته ها
انگار بین هیات ماهم نشسته بود
زهرا به انتظار زیارت نرفته ها
در روز اربعین همه ما را شناختند
با نام مستعار «زیارت نرفته ها»
اما هزارمرتبه شکر خدا که هست
مشهد در اختیار زیارت نرفته ها
باب الحسین قسمت آنانکه رفته اند
باب الرضا قرار زیارت نرفته ها
غم میخورم برای دل رهبرم که هست
تنها طلایه دار زیارت نرفته ها
گفتند شاعران همه ازحال زائران
این هم به افتخار زیارت نرفته ها
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اگر دربند درمانند درمانند
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-10-2018)



| ❤ |
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-10-2018 در ساعت 03:27
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-10-2018)






| ❤ |
بوی حسین میدهد زائر کربلای او
ره به بهشت میبرد مسافر ولای او
آنکه به سوی کوی او آبله پای میرود
مرهم درد خویش را میخرد از عطای او
پای پیاده از نجف تا به حریم کربلا
سعی صفا و مروه است در نگه خدای او
محشر اربعین او عرصه حق و باطل است
باک ندارد از خطر عاشق و مبتلای او
دیده زائر حسین ابر بهار میشود
تا نظرش فتاد بر کعبه دلربای او
یاد لبان تشنه اش شعله به سینه افکند
وای ز دستتای فرات از غم ماجرای او
شیعه! نماز عشق را در صف او اقامه کن
تا بشود نصیب تو در دو جهان لقای او
صورت آرزو به دل دیده به راه مانده تا
همره زائران شود راهی کربلای او
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************



| ❤ |
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اگر دربند درمانند درمانند
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)