صفحه 11 از 20 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 197

موضوع: تاریخ فلسفه

  1. Top | #101

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در وجه تسمیه این علم به «علم کلام» چند وجه گفته شده است:
    1 - چون مسایل این علم همیشه به صورت گفتار و کلام عرضه می شده است.
    2 - چون روش و عادت علما در اینگونه مسایل این بوده که در کتب خود سخن را با تعبیر «الکلام فی کذا (کلام در اثبات واجب، کلام در اثبات نبوّت و...)» آغاز می کردند.
    3 - چون یکی از مهمترین مباحث این علم، مسأله «کلام خدا» است و اینکه آیا مخلوق و یا قدیم می باشد، نام یک بخش از این نوع مباحث اعتقادی عقلی را (که در دوره ای(204) افراد زیادی هم به همین مناسبت کشته شدند) بر روی کل آن گذاشتند.
    4 - در زبان یونانی به منطق و فن استدلال «لوگوس» به معنای کلمه گفته می شد و چون مباحثات کلامی در قدرت تکلم و فن استدلال برای محکوم کردن طرف مقابل، اثر فراوان داشت، از «لوگوس» یونانی معادل ساختند و کلام را بر این نوع مسایل، اطلاق کردند.
    5 - چون مسایل کلامی مبتنی بر ادله قطعی و مؤید به ادله سمعی است، در قلب بیشتر نفوذ می کند و ادعای طرف مقابل را قطع می نماید، به «کلام» که از «کلم» به معنای جَرح (یعنی جریحه دار کردن، بریدن و قطع کردن) مشتق می شود، نامگذاری شده است.
    6 - چون سخن در اطراف مباحثی بود که به عقیده «اهل حدیث»(205) در باره آنها باید سکوت کرد در برابر عقیده بر سکوت آنان، این نوع مباحث، «کلام» نامیده شد.(206)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #102

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خصوصیات روش کلامی در گذشته

    1 - در گذشته، متکلم خود را متعهد به دفاع از اندیشه دینی می دانسته و در حوزه مسایل دینی، بحث و گفتگو می کرده است، برخلاف فیلسوف (به معنای خاص آن) که برای کشف حقایق کلی هستی، تلاش می کند و لذا به مسایلی وسیعتر از آنچه متکلم مورد بحث قرار می دهد، می پردازد.
    2 - متکلم برای دفاع از دین از هر شیوه ای برهانی، جدلی، مغالطه ای و... استفاده می کرده است مثلاً به طریق جدلی، نتایج سوء و فاسد اعتقادطرف را به او می فهماند و او را به سکوت واداشته و در نتیجه عقیده خود را اثبات شده تلقی می کرد به همین جهت علم کلام را «حکمت جدلی» نیز نامیده اند.
    3 - معمولاً متکلمان، هستی را از دریچه معیارها و خصایص مربوط به انسان می شناختند؛ مثلاً ملاکهای «عقل عملی» که مربوط به شؤونات گوناگون خاص انسان و روابط حاکم بر جوامع انسانی می شود، تعمیم می دادند و مناسبات خدا و طبیعت را نیز بر همین اساس تعیین می کردند و آنچه در عرف افراد بشر، زشت یا زیبا محسوب می شد، در باره خدا و هستی مطرح می ساختند. و یا مثلاً مقبولات و مشهورات را که در روابط اجتماعی انسان کارساز است، مقدمات قیاسات برای استدلال در مورد هستی، قرار می دادند و از آن نتیجه می گرفتند نه آنکه صرفاً بر یقینیات و برهان تکیه کنند؛ مثلاً از اینکه عقل عملی، حُسن عدالت و قُبح ظلم را درک می کند، نتیجه می گرفتند که خدا عادل است و ظالم نیست. و چنین نبود که برای اثبات عدالت خدا به نظام اَحْسَن جهان و... که صرفاً بر درک عقل نظری استوار است، استدلال کنند.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  4. Top | #103

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    رابطه کلام و فلسفه

    در جهان اسلام گر چه تفکر عقلی از ابتدا توسط قرآن و تعلیمات معصومین علیهم السلام بنیان گذاشته شد، ولی - همانطور که اشاره گردید ظهور آن در میان مسلمانان، بیشتر به شیوه کلامی بود و از این رو پیدایش علم کلام بر ظهور فلسفه (به معنای خاصش) تقدم داشت. و حتی برخی متکلمان، هنگامی که مشاهده کردند که اندیشه هایی به نام «فلسفه» در جامعه اسلامی وارد شده است، ابتدا به چشم شک و تردید نگریستند و مراقب بودند این اندیشه ها به دین، خدشه ای وارد نسازد. بسیاری از این اندیشه ها را بررسی کرده و مورد انتقاد قرار دادند.
    در برابر، برخی با عمیقتر کردن تعقل و تکیه بر برهان، اندیشه های اساسی عقلی اعتقادی را بیشتر توضیح داده و یا ردّ شُبهات و یا تجدید نظر در مفاهیم فلسفی، به تکمیل آنها پرداختند.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  5. Top | #104

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    این گونه برخورد آراء برای کلام و فلسفه، هر دو ثمر بخش بود و باعث شد هر دو رشد کنندو به تدریج مسایل کلامی با همان شیوه برهانی در کتب فلسفی و کلامی مطرح گردید و تقریباً مرز میان کلام و فلسفه برداشته شد.
    «ابن خلدون» می گوید: «فلسفه با مسایل کلامی به نحوی مخلوط شده که هیچ یک از آن دو قابل تمییز از دیگری نیست».(207)


    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  6. Top | #105

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    علل ظهور آراء و عقاید گوناگون کلامی

    در میان مسلمانان آراء و نظریات اعتقادی و مذهبی گوناگونی به وجود آمد. برخی از علل ظهور این آرای مختلف، عبارتند از:
    1 - استنباط مسلمانان از آیات قرآن و عدم رجوع به اهل بیت علیهم السلام پس از پیامبر در فهم قرآن. هر کسی طبق سلیقه خود، برداشتی از ظاهر قرآن داشت، آن را ملاک نظریات کلامی خود می دانست و با دیگری که فهم و برداشت دیگری داشت، به مخالفت بر می خواست. برخی که فکر تازه ای را مطرح می کردند یا از شهرتی برخوردار بودند و یا حکومت وقت به نحوی از آنها حمایت می کرد، گروهی تشکیل می داد و یا به عنوان رئیس فلان نظر و عقیده معروف می شد.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  7. Top | #106

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    2 - آشنایی مسلمانان با اقوام گوناگون و پیروان ادیان دیگر بویژه زندیق ها و ملحدهایی که به طور کلی، ضد دین بودند و از ناحیه حکومتهای بنی امیه و بنی عباس، آزادی بیشتری برای بیان نظرات الحادی خود داشتند. آنان بر اساس عقاید دینی و قومی گوناگون، مسایلی را طرح می کردند و از مسلمانان پاسخ می خواستند و چون حاضر نبودند از آن دست بردارند، برای تثبیت آن، به استدلال و بحث می پرداختند و افراد را متمایل به عقاید خودشان می کردند. این نوع عقاید و مسایل وارده، سبب شد که بر محور آنها آرای کلامی مختلفی پیدا شود.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  8. Top | #107

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    3 - آشنایی با آرای فلسفی یونان و اسکندریه و متفکرانی از قبیل افلاطون و ارسطو نیز، بروز مسایل جدید کلامی را در پی داشت.
    عوامل اجتماعی و سیاسی هم در تشدید و تقویت بسیاری از آرای کلامی و به وجود آمدن گروهها و فرقه های خاص دخالت داشته است؛ مثلاً در رأی جبر که تغییر اوضاع و احوال اجتماعی، تنها به دست خدا و به اراده او لحاظ می شود، به واسطه حکام جور تقویت می شد و یا مسأله خلق قرآن و اصالت عقل در مقابل نقل، مدتی از دوران حکومت عباسی، جنبه سیاسی به خود گرفت و بهانه ای برای سرکوبی «اهل حدیث» به شمار می آمد.
    نخستین مسأله کلامی در میان مسلمانان در سال دهم هجری، بلافاصله پس از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله پیدا شد. آن مسأله، مسأله امامت و خلافت بود که خود مسایلی را در پی داشت. از جمله اینکه: امامت انتصابی است یا انتخابی؟ آیا پیامبر باید تکلیف مردم را مشخص کرده باشد و آیا مشخص کرده و نصّی بر آن وجود دارد یا آنکه به عهده مردم گذاشته شده و آنها خودشان امام را تعیین می کنند؟
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  9. Top | #108

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آیا همه مردم، در رأی دخالت دارند یا آنکه تعدادی کافی است؟ این تعداد چه شرائطی باید دارا باشند؟ خود امام چه شرایطی را؟ آیا افضلیت، عصمت، عدالت و... شرط است یا نه؟ دو امام در یک زمان می توانند باشند یا نه؟ و...
    موجبات قتل عثمان، مانند تبعید کردن «ابوذرغفاری»، تعیین حاکمان نالایق، ظلم و ستم به مردم، اختصاص بیت المال به خویشان و... و نفس موضوع قتل، باعث شد این بحث به میان بیاید که آیا مبارزه با ظالم، واجب است یا نه؟ آیا لازم است که امام ظالم و جنایتکار نباشد؟ آیا اطاعت و صبر بر فرمان حاکم ظالم بهتر از خروج و قیام علیه او نیست؟
    «حَکَمیّت» در «صفین» نیز این بحث را پیش آورد که پذیرفتن حکمیت، گناه کبیره است یا نه؟ و آیا مرتکب کبیره مؤمن است یا فاسق یا کافر؟ و بدین صورت «خوارج» پیدا شدند.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  10. Top | #109

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    عقاید خوارج عبارت بود از:
    1 - هیچ کسی جز خدا حاکم نیست (البته آنها به رغم این ادعا، حکومتِ ابوبکر و عمر و شش سال اول حکومت عثمان و تا قبل از حکمیت، حکومت علی علیه السلام را قبول داشتند).
    2 - امر به معروف و نهی از منکر در هر وضع و حالی واجب است و باید بر علیه امام جائر مبارزه کرد و هیچ شرطی ندارد.
    3 - تنها ملاک مسلمانی، عمل است و تصدیق قلبی مهم نیست.
    4 - مرتکب کبیره کافر است و اگر توبه نکند، باید او را کشت.
    عکس العمل عقاید خوارج، «آرای مرجئه» بود که عبارت بود از:
    1 - اینکه «ایمان»، امری صرفاً عقلی است و عمل، هیچگاه در ایمان دخالت ندارد. و حتی اگر کسی به زبان، اظهار کفر و بت پرستی کند و در عمل از یهود و نصاری پیروی کند، مؤمن است(208) بنا براین، هیچ معصیتی، مؤمن را از مؤمن بودن خارج نمی سازد
    2 - اینکه باید در برابر جریانهای سیاسی و حکام، بی طرف بود و باید حاکمان را به خدا واگذار کرد چرا که ایمان به قلب است و تنها خداست که از قلب مردم خبر دارد.
    3 - اجرای حکم و کیفر گناهکاران را باید به ارجاء و تأخیر انداخت و به آنها مهلت داد (و از این رو مرجئه را «مرجئه» نامیده اند) گناهکاران، خود باید امیدوار به مغفرت الهی باشند و دیگران هم در باره آنها باید به عفو خدا امیدوار باشند (و به همین جهت که اینان تأکید بر امیدوار بودن به مغفرت الهی داشتند نیز «مرجئه» نامیده شده اند)
    4 - پیشوا و خلیفه هر چند گناه کند، مقامش باقی است و اطاعتش واجب و نماز پشت سر او صحیح است. به همین علت نیز خلفای جور، «مرجئه» را حمایت می کردند.

    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  11. Top | #110

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    معتزله

    در برابر فکر افراطی «خوارج»، مبنی بر کافر بودن مرتکب کبیره. و همچنین فکر تفریطی گروه «مرجئه» مبنی بر اینکه مرتکب کبیره مؤمن است و خود ایمان، کفّاره عمل اوست، «معتزله» واکنش نشان دادند و قایل شدند که مرتکب کبیره نه کافر است و نه مؤمن.
    اولین کسی که این عقیده را ابراز کرد؛ «واصل بن عطا» (80 - 131 هجری) شاگرد «حسن بصری» بود. روزی در محضر او این سؤال مطرح گردید که خوارج درست می گویند یا مرجئه؟ «واصل بن عطا» پیش از اینکه «حسن بصری» جوابی بدهد، گفت: به عقیده من اهل کبائر، فاسقند نه کافر. حسن بصری او را اخراج کرد. و به قولی او بعد از این سخن از جمعیت جدا شد. حسن بصری روی به دیگران کرد و گفت: «اعتزَل عَنّا». بعد برادر همسرش «عمرو بن عبید» نیز به او ملحق شد و مردم در باره آنها گفتند: «اعتزلا قول الاُمّه» یعنی آن دو از قول امت جدا شدند و قول سومی را اختراع کردند.

    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




صفحه 11 از 20 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi