صفحه 11 از 16 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 155

موضوع: تجلي امامت در نهج البلاغه‌

  1. Top | #101

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    آري، به خدا سوگند كه آنها سخن خدا را شنيده و به خاطر سپرده بودند. ولي دنيا در چشم ايشان زيبا جلوه كرد و زينت و زيور دنيا آنانرا فريفت».
    آن روز كه مسلمانان با جهاني شور و شوق و قلبي آكنده از اميد و آرزو، خسته از همه‌ي انحرافها و كجرويها و تبعيضهاي دوران سياه حكومت خلفاي سه‌گانه، به سوي خانه‌ي امام علي (ع) شتافتند، و از آن امام حق درخواست پذيرش بيعت كردند. امام به منظور اتمام حجت، خاطره‌ي تلخ روزهاي پس از شهادت و رحلت رسول‌الله (ص)، و سياه كاريها و سياست بازيهاي ناجوانمردانه‌ي مدعيان خلافت را به مردم گوشزد كرد و فرمود، به ياد داريد كه هنگام بيعت با عثمان خطاب به او گفتم:
    لقد علمتم اني احق بها من غيري و و الله لا سلمن ما سلمت امور المسلمين و لم يكن فيها جور الا علي خاصه التماسا لاجر ذلك و فضله و زهدا فيما تنا فستموه من زخرفه و زبرجه. [143].
    «شما خوب مي‌دانيد، كه من از همه‌ي مردم به جانشيني رسول‌الله (ص) سزاوارترم. به خدا سوگند به اين دليل خلافت را به ديگري واگذار مي‌كنم. تا شايد امور مسلمانان سامان پذيرد و در اين رابطه به هيچ كس، مگر من ستمي نشود. اين كار را به خاطر پاداش نيكوي آن و به دليل بي‌ميلي به زر و زيور دنيا انجام مي‌دهم، همان چيزي كه شما به آن شيفته‌ايد و براي فراهم آوردن آن جنگ و ستيزه مي‌كنيد».
    يادآوري حوادث تلخ گذشته در خاطر مردم از سوي امام عليه‌السلام
    [صفحه 146]
    براي اين بود، كه همه‌ي مردم به ياد داشته باشند، كه امام علي (ع) از حكومت و امامت امت اسلامي، جز حاكميت مطلق اسلام، اجراي دقيق سنت پيامبر خدا، حفظ و پاسداري كيان اسلام و عزت و قدرت مسلمين هدف ديگري را تعقيب نمي‌كند. و به همين دليل در دوران خلافت زمامداران سه‌گانه‌ي گذشته، امام (ع) از حق قطعي و حتمي خود چشم پوشيد، تا مگر شريعت اسلام باقي بماند و شرف و عزت و قدرت مسلمانان بازيچه و دستخوش تندباد حوادث نشود. و از آنجا كه علي عليه‌السلام مسلمانان رفاه طلب و سست عنصر روزگار خود را خوب مي‌شناخت و آنان را مردمي حق جوي و عدالت طلب نمي‌شناخت و نيك مي‌دانست كه روي آوري ايشان به امام، به خاطر رهايي از بن‌بست نابسامانيهاي دوران گذشته و به اميد دستيابي به اركان حكومت آينده و برخورداري از منابع بيت‌المال مسلمين است و اهداف اين مردم دنيا طلب با آرمانهاي مقدس و الهي وي سازگار نيست، به ناچار از پذيرش بيعت آنان خودداري مي‌كرد. با اينهمه سرانجام مقاومت امام در عدم پذيرش بيعت مردم، به دليل اشتياق و اصرار و التماس بي‌پايان مردم در هم شكست. و بالاخره مسلمانان در نهايت شادماني و اميد و نشاط، امامت آن بزرگوار را گردن نهاده و با امام پرهيزگاران و وصي پيامبر اكرم (ص) بيعت كردند.

    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #102

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    امام عليه‌السلام ماجراي خودداري خويش را از پذيرش بيعت مردم، و ميزان شوق و نشاط ايشان را به هنگام بيعت با آن حضرت اينگونه توصيف مي‌فرمايد:
    و بسطتم يدي فكففتها و مدد تموها فقبضتها، ثم تداككتم علي تداك
    [صفحه 147]
    الابل الهيم علي حياضها يوم ورودها، حتي انقطعت النعل و سقط الرداء و وطي الضعيف و بلغ من سرور الناس ببيعتهم اياي ان ابتهج بها الصغير و هدج اليها الكبير و تحامل نحوها العليل و حسرت اليها الكعاب. [144].
    «شما براي بيعت با من دست مرا گشوديد و من آنرا بستم. و شما دست مرا به سوي خود مي‌كشيديد، ولي من آن را باز پس مي‌كشيدم. آنگاه شما مانند شتران تشنه، كه هنگام آب خوردن به آبشخورها هجوم مي‌برند و يكديگر را پهلو مي‌زنند، مرا به گونه‌اي در ميان گرفتيد، كه بند كفشم پاره شد و عبا از دوشم افتاد و افراد ناتوان پايمال شدند. و در آن روز مردم به دليل بيعت با من چنان شاد بودند، كه از شادي آنها كودكان نيز به وجد و سرور آمده بودند. پيران خانه‌نشين، با پاي لرزان براي مشاهده‌ي بيعت مردم با من به راه افتاده، بيماران براي تماشاي صحنه‌ي بيعت بر دوش افراد سوار شده و دوشيزگان نوجوان (شتابزده) بي‌نقاب در آن جمع حاضر شده بودند».
    هنگامي كه امت اسلام با قلبهايي آكنده از مهر به امام و سينه‌هايي سرشار از عشق و ارادت و ايمان نسبت به علي (ع) به اميد استقرار حكومت قسط و عدل و آزادي اسلامي، دستهاي آرزومند و حاجت طلب خود را به سوي امام دراز كرده و فرياد رساي ايشان به نداي بيعت، بيعت، فضاي شهر را پر كرده بود، امام پرهيزگاران آزاده، در نهايت صراحت و روشني، موقعيت مردم و مواضع اسلامي خود را براي آگاهي امت اسلام در
    [صفحه 148]
    طول تاريخ، اينگونه بيان فرمود:
    لم تكن بيعتكم اياي فلته و ليس امري و امركم واحدا، اني اريدكم لله و انتم تريدونني لانفسكم. ايها الناس اعينوني علي انفسكم و ايم الله لانصفن المظلوم من ظالمه و لا قودن الظالم بخزامته حتي اورده منهل الحق و ان كان كارها. [145].
    «بيعت شما با من كاري دور از انديشه و تدبير نبود و كار من و شما يكسان نيست. من شما را براي خدا مي‌خواهم و شما مرا براي خودتان مي‌طلبيد. اي مردم، مرا با پيروزي بر هواهاي نفساني خود ياري كنيد. به خدا سوگند، كه من براي گرفتن حق ستمديدگان از ستمگران، بر اساس عدل و انصاف فرمان مي‌دهم. و ستمگر را- مانند شتري- از حلقه‌ي بيني وي مي‌كشم تا او را به آبشخور حق برسانم، اگر چه در رسيدن به آن آرزومند و شيفته نباشد».
    امضاء

  4. Top | #103

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در سخنان استوار و متين و جاذب امام عليه‌السلام، حقايقي روشن و واقعيتهاي انكارناپذيري جلوه مي‌كند، كه تامل و توجه به اين سخنان، روشنگر نكات مهم و حياتي در حيات امام و مواضع حق ايشان و بيانگر موقعيت و پايگاه مردم در انديشه و نگاه امام است. در ذيل به برخي از اين نكات مهم اشاره مي‌شود.
    1- به عقيده‌ي امام مسلمانان پس از قتل عثمان و سپري شدن دوران خلافت و زمامداران سه‌گانه، به انحراف خويش از صراط مستقيم امامت و
    [صفحه 149]
    وصايت پي‌برده و عواقب شوم و تلخ اين انحراف را چشيده و لمس كرده بودند. و به دليل گرفتاري در تنگناهاي سياسي و ترفندهاي حكومتي و بن‌بستهاي پديد آمده در شئون حياتي و اجتماعي مسلمين بر اثر حكومت زمامداران سه‌گانه، تنها راه نجات و هدايت را در توسل به دامان امام علي (ع) يافته بودند. و بر اساس اين واقعيت عيني و انكار ناپذير پيروزي بر مشكلات اجتماعي و رستگاري اخروي را در پذيرش امامت علي عليه‌السلام و قبول ولايت آن حضرت بر همه‌ي شئون حياتي امت اسلام مي‌دانستند. از اين روي هجوم مسلمانان به سوي خانه‌ي امام علي (ع) و اشتياق و اصرار ايشان به بيعت با آن بزرگوار، كاري بدور از انديشه و تدبير نبود. و نه تنها چنين نبود، بلكه حاصل سالها تجربه‌ي تلخ و ناگوار خلافت زمامداران سه‌گانه و نتيجه‌ي صلاحديد انديشمندان امت اسلامي و آرزو و اميد يكايك مسلمانان بود. و امام عليه‌السلام با عنايت به همه‌ي اين واقعيتها و با توجه به تنگناها و بن‌بستهايي كه امت اسلامي گرفتار آن شده بود، با صراحت و قاطعيت تمام مسلمانان شيفته‌ي بيعت با امام را مخاطب قرار داده و فرمود:
    «بيعت شما با من كاري دور از انديشه و تدبير نيست … ».
    2- به گواهي تاريخ اسلام صفحات روشن و فروزان تاريخ حيات اميرالمومنين علي (ع) گوياي اين حقيقت عيني و حتمي است، كه ذرات وجود امام (ع) مومن به خداي يكتا و معتقد به اصالت و حقيقت قرآن و موقن و معترف به رسالت و نبوت خاتم‌الانبياء حضرت محمد بن عبدالله (ص) مي‌باشد. و بر پايه‌ي استوار چنين ايمان و اعتقادي لحظه، لحظه‌ي
    [صفحه 150]
    زندگاني امام موحدان صادق و پيشواي پرهيزگاران صالح، علي عليه‌السلام، اين يگانه‌ي دهر و عصاره عصر، جلوه‌گاه زيباي ايمان، اخلاص، ايثار، تقوي، جهاد، گزينش رضوان خدا و انتخاب رضاي حق تعالي است. سيره‌ي روشن امام علي عليه‌السلام بيانگر اين حقيقت است، كه در انديشه‌ي امام و در سويداي قلب مطهر آن وصي معصوم رسول‌الله (ع)، جز رضاي الهي و اخلاص پروردگار، حقيقت ديگري راه ندارد. و به همين سبب زبان علي، قلم علي، شمشير علي، انديشه‌ي علي، عمل علي و جهاد علي عليه‌السلام همه در راه خدا، براي خدا و در جهت تحقق حاكميت مطلق الهي به كار رفته است. و سيما و سيره‌ي امام علي (ع) مصداق حقيقي و الگوي عيني اين آيه‌ي شريفه‌ي قرآني است كه:
    قل ان صلوتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين لا شريك له و بذلك امرت و انا اول المسلمين. [146].
    «بگو همانا نماز و طاعت و همه‌ي اعمال من و زندگاني و مرگ من براي خداست، كه پروردگار جهانها است. او را انبازي نيست و به همين اخلاص كامل مرا فرمان داده‌اند و من نخستين كسي هستم كه مطيع و تسليم فرمان خدا مي‌باشم».
    امام علي (ع) از فرهنگ وحي و شريعت الهي اسلام، صبغه الله و اخلاص عمل را آموخته است. چرا كه قرآن از ميان همه‌ي رنگهاي هوي و هوس، ريا، نفاق، كبر، شهوت، حرص، حسد و قدرت طلبي، رنگ خدايي
    [صفحه 151]
    و جلوه‌ي الهي را زيباترين و نيكوترين رنگها دانسته و در نهايت صراحت و قاطعيت مي‌فرمايد:
    صبغه الله و من احسن من الله صبغه و نحن له عابدون. [147].
    «رنگ‌آميزي خداست كه به ما رنگ فطرت ايمان و سيرت توحيد بخشيده، هيچ رنگي خوشتر از ايمان به خداي يكتا نيست و ما او را بي‌هيچ شائبه‌ي شرك پرستش مي‌كنيم».
    و از آنجا كه علي عليه‌السلام اراده، انديشه، عمل و موضع گيريش در همه‌ي عمر بر اساس قرآن كريم و سنت قائمه‌ي رسول‌الله (ص)، رنگ خدايي و جلوه‌ي الهي دارد، موضع قطعي و حتمي خود را در رابطه با مساله‌ي بيعت به روشني براي مردم بيان كرده و تفاوت هدف خود را با اهداف بيعت‌كنندگان، در ارتباط با حكومت و امامت امت اسلامي، اعلام مي‌دارد. اعلام موضع امام پيرامون پذيرش مسئوليت حكومت و زعامت مسلمانان، به اندازه‌اي روشن و قاطع و بدور از ترفندهاي سياسي و شيطنتهاي ديپلماسي بود، كه تاريخ و حوادث تاريخي نتوانست آن را ثبت نكند و به همين دليل امروز پس از گذشت پانزده قرن، صداي رساي امام علي (ع) از ديوارهاي محكم و ستبر قرون گذشته و به گوش همه‌ي عدالت خواهان و آزادگان يكتاپرست مي‌رسد، كه امام فرمود:
    «كار من با شما يكسان نيست، زيرا من شما را براي خدا مي‌خواهم ولي شما مرا براي خودتان مي‌طلبيد … ». [148].
    [صفحه 152]
    3- در سخنان رسا و روشن امام بر اين حقيقت تصريح شده، كه امام عليه‌السلام حكومت و امامت امت اسلامي را براي خدا مي‌خواهد. و هنگامي كه اساس حكومت و پايه‌هاي بنيادي امامت خدايي باشد، در چنين حكومت و امامتي بي‌گمان هدف رهبر جامعه، استقرار عدل و حاكميت قسط در ميان جمهور انسانها است. از اين روي امام عليه‌السلام پس از آنكه مسلمانان با آن حضرت بيعت كردند، خط مشي سياسي و استراتژي حكومت و امامت خود را دفاع از ستمديدگان و سركوب و نابودي ستمگران خودكامه و خودخواه اعلام كرده و فرياد دفاع از مظلومان را در گوش تاريخ، از حلقوم حق گوي خود برمي‌كشد و خطاب به همه‌ي حاضران عصر خود و آگاهان و بيداران نسلهاي آينده مي‌فرمايد: «به خدا سوگند، كه براي گرفتن حق ستمديدگان از ستمگران بر اساس عدل و انصاف فرمان مي‌دهم. و ستمگر را- مانند شتري- از حلقه‌ي بيني او مي‌كشم تا وي را به آبشخور حق برسانم، اگر چه در رسيدن به آن آرزومند و شيفته نباشد». [149].
    آن روز كه مردم با امام عليه‌السلام بيعت كردند و سخنان آن حضرت را در ارتباط با اقامه‌ي حق، بر چيدن بساط ظلم و نابودي نظام تبعيض و رواج فساد شنيدند، باور نداشتند كه علي عليه‌السلام به آنچه مي‌گويد مومن است و آنچه را كه ايمان دارد، تا نثار جان در راه خدا و تحقق آرمانهاي مقدس اسلامي پاي مي‌فشارد. و در ارتباط با استقرار حكومت قسط و
    [صفحه 153]
    عدل در پرتو ايمان به خداي يگانه، با هيچ جريان باطل و گروه ناحقي سازش نخواهد كرد. و از آنجا كه امام طرفداران حق و هواخواهان عدالت را در ميان مسلمانان اندك مي‌ديد، براي اتمام حجت و تبيين و تشريح خط مشي سياسي و استراتژي حكومت مدافع حق، كه آن حضرت مي‌رفت تا استقرار آن را در جامعه‌ي اسلامي پي‌ريزي كند، مسلمانان را مخاطب قرار داد و در نهايت قدرت و اعتقاد فرياد كشيد كه:
    ذمتي بما اقول رهينه و انا به زعيم. ان من صرحت له العبر عما بين يديه من المثلات حجزته التقوي عن تقحم الشبهات. الا و ان بليتكم قد عادت كهياتها يوم بعث الله نبيكم (ص). و الذي بعثه بالحق لتبلبلن بلبله و لتغر بلن غربله و لتساطن سوط القدر، حتي يعود اسفلكم اعلاكم و اعلاكم اسفلكم و ليسقن سابقون كانوا قصروا و ليقصرن سباقون كانوا سبقوا. و الله ما كتمت و شمه و لا كذبت كذبه و لقد نبئت بهذا المقام و هذا اليوم … [150].
    «آنچه مي‌گويم در عهده‌ي خويش مي‌دانم و خود را به آن پاي بند مي‌دانم. آن كس كه عبرتها او را آشكار شود- و از آن پند پذيرد- و از كيفرها كه پيش چشم اوست عبرت گيرد، تقوا او را نگه دارد و به سرنگون شدنش در شبهه‌ها نگذارد.
    آگاه باشيد- كه روزگار- دگر باره شمار را در بوته‌ي آزمايش ريخت، مانند روزي كه خدا پيامبر شما را برانگيخت. به خدايي كه او را به راستي مبعوث فرمود، به هم خواهيد در آميخت و چون دانه كه در غربال ريزند،
    [صفحه 154]
    يا ديگ افزار كه در ديگ ريزند، روي هم خواهيد ريخت، تا آن كه در زير است زبر شود و آن كه بر زبر است به زير در شود و آنان كه واپس مانده‌اند، پيش برانند و آنها كه پيش افتاده‌اند، واپس مانند.
    به خدا سوگند كلمه‌اي از حق را نپوشاندم و دروغي بر زبان نراندم، چرا كه از چنين حال و چنين روز آگاهم كرده‌اند».
    امام عليه‌السلام در رابطه با احقاق حقوق پايمال شده‌ي مسلمانان، اعاده و بازگشت شخصيت، كرامت و شرف مومنان با اخلاص و مصادره و باز پس گيري ثروتهاي به تاراج رفته‌ي بيت‌المال مسلمانان به روزگار رهبري عثمان و بازگردانيدن آنها به سهامداران شايسته‌ي بيت‌المال فرمود:
    و الله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملك به الاماء لرددته. فان في العدل سعه و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق. [151].
    «به خدا اگر بينم كه- اموال بيت‌المال- به كابين و مهر زنان يا بهاي كنيزكان رفته باشد، آن را باز مي‌گردانم، چرا كه در عدالت گشايش است و آن كه عدالت را بر نتابد، ستم را سخت‌تر يابد».
    به دنبال اين هشدارهاي بيدارگرانه‌ي امام عليه‌السلام و در پي اعلام خط مشي و استراتژي حكومت آن حضرت، همه‌ي آنها كه به اميد برخورداري از بيت‌المال، به دليل سابقه‌اي كه در اين رابطه در عهد زمامداري زمامداران سه‌گانه‌ي گذشته داشته‌اند و امروز با همان خيالهاي خوش پيرامون امام عليه‌السلام فراهم آمده‌اند، پايگاه لرزان و فروريخته‌ي خود را يافتند و از
    [صفحه 155]
    همان روزهاي نخست زعامت امام از اطراف وي پراكنده شده و نقشه‌ي مخالفت و مبارزه‌ي با امام را به اجراء در آوردند. و در نهايت تاسف و آزردگي خاطر مسلمانان، به گواهي تاريخ پرچمهاي مخالفت و ناسازگاري و ستيز با امام، از سوي ناكثين، مارقين و قاسطين، به دست فتنه و آشوب و توطئه‌ي دنياخواران هوسباز در برابر علي (ع) افراشته شد. و امام علي (ع) اين مظلوم‌ترين چهره‌ي تابناك امامت، در روزگار محدود زعامت و رهبري خود، نه تنها مجال و فرصت كافي براي اقامه‌ي حكومت قسط و عدل نيافت، بلكه‌ي همه‌ي توان و همت امام در جهت خاموشي آتش فتنه و فساد و سركوب آشوبگران و فتنه‌جويان شد. اندكي دقت در سخنان امام، پيمان شكني باج خواهان امت اسلام و مظلوميت امام علي (ع) را در تاريخ اسلام تصوير مي‌كند. به گفتار امام عليه‌السلام در رابطه با بيعت شكني برخي از مسلمانان و جنگ افروزي طلحه و زبير توجه كنيد:


    امضاء

  5. Top | #104

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    2- به گواهي تاريخ اسلام صفحات روشن و فروزان تاريخ حيات اميرالمومنين علي (ع) گوياي اين حقيقت عيني و حتمي است، كه ذرات وجود امام (ع) مومن به خداي يكتا و معتقد به اصالت و حقيقت قرآن و موقن و معترف به رسالت و نبوت خاتم‌الانبياء حضرت محمد بن عبدالله (ص) مي‌باشد. و بر پايه‌ي استوار چنين ايمان و اعتقادي لحظه، لحظه‌ي
    [صفحه 150]
    زندگاني امام موحدان صادق و پيشواي پرهيزگاران صالح، علي عليه‌السلام، اين يگانه‌ي دهر و عصاره عصر، جلوه‌گاه زيباي ايمان، اخلاص، ايثار، تقوي، جهاد، گزينش رضوان خدا و انتخاب رضاي حق تعالي است. سيره‌ي روشن امام علي عليه‌السلام بيانگر اين حقيقت است، كه در انديشه‌ي امام و در سويداي قلب مطهر آن وصي معصوم رسول‌الله (ع)، جز رضاي الهي و اخلاص پروردگار، حقيقت ديگري راه ندارد. و به همين سبب زبان علي، قلم علي، شمشير علي، انديشه‌ي علي، عمل علي و جهاد علي عليه‌السلام همه در راه خدا، براي خدا و در جهت تحقق حاكميت مطلق الهي به كار رفته است. و سيما و سيره‌ي امام علي (ع) مصداق حقيقي و الگوي عيني اين آيه‌ي شريفه‌ي قرآني است كه:
    قل ان صلوتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين لا شريك له و بذلك امرت و انا اول المسلمين. [146].
    «بگو همانا نماز و طاعت و همه‌ي اعمال من و زندگاني و مرگ من براي خداست، كه پروردگار جهانها است. او را انبازي نيست و به همين اخلاص كامل مرا فرمان داده‌اند و من نخستين كسي هستم كه مطيع و تسليم فرمان خدا مي‌باشم».
    امام علي (ع) از فرهنگ وحي و شريعت الهي اسلام، صبغه الله و اخلاص عمل را آموخته است. چرا كه قرآن از ميان همه‌ي رنگهاي هوي و هوس، ريا، نفاق، كبر، شهوت، حرص، حسد و قدرت طلبي، رنگ خدايي
    [صفحه 151]
    و جلوه‌ي الهي را زيباترين و نيكوترين رنگها دانسته و در نهايت صراحت و قاطعيت مي‌فرمايد:
    صبغه الله و من احسن من الله صبغه و نحن له عابدون. [147].
    «رنگ‌آميزي خداست كه به ما رنگ فطرت ايمان و سيرت توحيد بخشيده، هيچ رنگي خوشتر از ايمان به خداي يكتا نيست و ما او را بي‌هيچ شائبه‌ي شرك پرستش مي‌كنيم».
    امضاء

  6. Top | #105

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و از آنجا كه علي عليه‌السلام اراده، انديشه، عمل و موضع گيريش در همه‌ي عمر بر اساس قرآن كريم و سنت قائمه‌ي رسول‌الله (ص)، رنگ خدايي و جلوه‌ي الهي دارد، موضع قطعي و حتمي خود را در رابطه با مساله‌ي بيعت به روشني براي مردم بيان كرده و تفاوت هدف خود را با اهداف بيعت‌كنندگان، در ارتباط با حكومت و امامت امت اسلامي، اعلام مي‌دارد. اعلام موضع امام پيرامون پذيرش مسئوليت حكومت و زعامت مسلمانان، به اندازه‌اي روشن و قاطع و بدور از ترفندهاي سياسي و شيطنتهاي ديپلماسي بود، كه تاريخ و حوادث تاريخي نتوانست آن را ثبت نكند و به همين دليل امروز پس از گذشت پانزده قرن، صداي رساي امام علي (ع) از ديوارهاي محكم و ستبر قرون گذشته و به گوش همه‌ي عدالت خواهان و آزادگان يكتاپرست مي‌رسد، كه امام فرمود:
    «كار من با شما يكسان نيست، زيرا من شما را براي خدا مي‌خواهم ولي شما مرا براي خودتان مي‌طلبيد … ». [148].
    [صفحه 152]
    3- در سخنان رسا و روشن امام بر اين حقيقت تصريح شده، كه امام عليه‌السلام حكومت و امامت امت اسلامي را براي خدا مي‌خواهد. و هنگامي كه اساس حكومت و پايه‌هاي بنيادي امامت خدايي باشد، در چنين حكومت و امامتي بي‌گمان هدف رهبر جامعه، استقرار عدل و حاكميت قسط در ميان جمهور انسانها است. از اين روي امام عليه‌السلام پس از آنكه مسلمانان با آن حضرت بيعت كردند، خط مشي سياسي و استراتژي حكومت و امامت خود را دفاع از ستمديدگان و سركوب و نابودي ستمگران خودكامه و خودخواه اعلام كرده و فرياد دفاع از مظلومان را در گوش تاريخ، از حلقوم حق گوي خود برمي‌كشد و خطاب به همه‌ي حاضران عصر خود و آگاهان و بيداران نسلهاي آينده مي‌فرمايد: «به خدا سوگند، كه براي گرفتن حق ستمديدگان از ستمگران بر اساس عدل و انصاف فرمان مي‌دهم. و ستمگر را- مانند شتري- از حلقه‌ي بيني او مي‌كشم تا وي را به آبشخور حق برسانم، اگر چه در رسيدن به آن آرزومند و شيفته نباشد». [149].
    آن روز كه مردم با امام عليه‌السلام بيعت كردند و سخنان آن حضرت را در ارتباط با اقامه‌ي حق، بر چيدن بساط ظلم و نابودي نظام تبعيض و رواج فساد شنيدند، باور نداشتند كه علي عليه‌السلام به آنچه مي‌گويد مومن است و آنچه را كه ايمان دارد، تا نثار جان در راه خدا و تحقق آرمانهاي مقدس اسلامي پاي مي‌فشارد. و در ارتباط با استقرار حكومت قسط و
    [صفحه 153]
    عدل در پرتو ايمان به خداي يگانه، با هيچ جريان باطل و گروه ناحقي سازش نخواهد كرد. و از آنجا كه امام طرفداران حق و هواخواهان عدالت را در ميان مسلمانان اندك مي‌ديد، براي اتمام حجت و تبيين و تشريح خط مشي سياسي و استراتژي حكومت مدافع حق، كه آن حضرت مي‌رفت تا استقرار آن را در جامعه‌ي اسلامي پي‌ريزي كند، مسلمانان را مخاطب قرار داد و در نهايت قدرت و اعتقاد فرياد كشيد كه:
    ذمتي بما اقول رهينه و انا به زعيم. ان من صرحت له العبر عما بين يديه من المثلات حجزته التقوي عن تقحم الشبهات. الا و ان بليتكم قد عادت كهياتها يوم بعث الله نبيكم (ص). و الذي بعثه بالحق لتبلبلن بلبله و لتغر بلن غربله و لتساطن سوط القدر، حتي يعود اسفلكم اعلاكم و اعلاكم اسفلكم و ليسقن سابقون كانوا قصروا و ليقصرن سباقون كانوا سبقوا. و الله ما كتمت و شمه و لا كذبت كذبه و لقد نبئت بهذا المقام و هذا اليوم … [150].
    «آنچه مي‌گويم در عهده‌ي خويش مي‌دانم و خود را به آن پاي بند مي‌دانم. آن كس كه عبرتها او را آشكار شود- و از آن پند پذيرد- و از كيفرها كه پيش چشم اوست عبرت گيرد، تقوا او را نگه دارد و به سرنگون شدنش در شبهه‌ها نگذارد.
    آگاه باشيد- كه روزگار- دگر باره شمار را در بوته‌ي آزمايش ريخت، مانند روزي كه خدا پيامبر شما را برانگيخت. به خدايي كه او را به راستي مبعوث فرمود، به هم خواهيد در آميخت و چون دانه كه در غربال ريزند،
    [صفحه 154]
    يا ديگ افزار كه در ديگ ريزند، روي هم خواهيد ريخت، تا آن كه در زير است زبر شود و آن كه بر زبر است به زير در شود و آنان كه واپس مانده‌اند، پيش برانند و آنها كه پيش افتاده‌اند، واپس مانند.
    امضاء

  7. Top | #106

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    به خدا سوگند كلمه‌اي از حق را نپوشاندم و دروغي بر زبان نراندم، چرا كه از چنين حال و چنين روز آگاهم كرده‌اند».
    امام عليه‌السلام در رابطه با احقاق حقوق پايمال شده‌ي مسلمانان، اعاده و بازگشت شخصيت، كرامت و شرف مومنان با اخلاص و مصادره و باز پس گيري ثروتهاي به تاراج رفته‌ي بيت‌المال مسلمانان به روزگار رهبري عثمان و بازگردانيدن آنها به سهامداران شايسته‌ي بيت‌المال فرمود:
    و الله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملك به الاماء لرددته. فان في العدل سعه و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق. [151].
    «به خدا اگر بينم كه- اموال بيت‌المال- به كابين و مهر زنان يا بهاي كنيزكان رفته باشد، آن را باز مي‌گردانم، چرا كه در عدالت گشايش است و آن كه عدالت را بر نتابد، ستم را سخت‌تر يابد».
    به دنبال اين هشدارهاي بيدارگرانه‌ي امام عليه‌السلام و در پي اعلام خط مشي و استراتژي حكومت آن حضرت، همه‌ي آنها كه به اميد برخورداري از بيت‌المال، به دليل سابقه‌اي كه در اين رابطه در عهد زمامداري زمامداران سه‌گانه‌ي گذشته داشته‌اند و امروز با همان خيالهاي خوش پيرامون امام عليه‌السلام فراهم آمده‌اند، پايگاه لرزان و فروريخته‌ي خود را يافتند و از
    [صفحه 155]
    همان روزهاي نخست زعامت امام از اطراف وي پراكنده شده و نقشه‌ي مخالفت و مبارزه‌ي با امام را به اجراء در آوردند. و در نهايت تاسف و آزردگي خاطر مسلمانان، به گواهي تاريخ پرچمهاي مخالفت و ناسازگاري و ستيز با امام، از سوي ناكثين، مارقين و قاسطين، به دست فتنه و آشوب و توطئه‌ي دنياخواران هوسباز در برابر علي (ع) افراشته شد. و امام علي (ع) اين مظلوم‌ترين چهره‌ي تابناك امامت، در روزگار محدود زعامت و رهبري خود، نه تنها مجال و فرصت كافي براي اقامه‌ي حكومت قسط و عدل نيافت، بلكه‌ي همه‌ي توان و همت امام در جهت خاموشي آتش فتنه و فساد و سركوب آشوبگران و فتنه‌جويان شد. اندكي دقت در سخنان امام، پيمان شكني باج خواهان امت اسلام و مظلوميت امام علي (ع) را در تاريخ اسلام تصوير مي‌كند. به گفتار امام عليه‌السلام در رابطه با بيعت شكني برخي از مسلمانان و جنگ افروزي طلحه و زبير توجه كنيد:
    امضاء

  8. Top | #107

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    فاقبلتم الي اقبال العوذ المطافيل علي اولادها تقولون:
    البيعه، البيعه! قبضت كفي فبسطتموها و نازعتكم يدي فجذبتموها، اللهم انهما قطعاني و ظلماني و نكثا بيعتي و البا الناس علي، فاحلل ما عقدا و لاتحكم لهما ما ابرما و ارهما المساءه فيما املا و عملا و لقد استثبتهما قبل القتال و استانيت بهما امام الوقاع، فغمطا النعمه وردا العافيه. [152].
    «شما براي بيعت با من، مانند زناني كه تازه فارغ شده و به سوي نوزادان خود مي‌شتابند، به طرف من هجوم آورده و پياپي مي‌گفتيد:
    [صفحه 156]
    براي بيعت آمده‌ايم، بيعت، بيعت. و من- به دليل شناختي كه از شما داشتم- دستهاي خود را بر هم نهادم، ولي شما به زور آنها را باز كرديد. من دستهايم را باز پس كشيدم و شما آنها را براي بيعت به سوي خود كشيده و با اصرار فراوان با من بيعت كرديد. خدايا اين دو نفر (طلحه و زبير) رشته‌ي خويشاوندي با من را بريدند، بي‌پروا به من ستم كردند، بيعت خود را با من شكسته و مردم را عليه من برانگيختند. بنابراين گرههايي را كه اينها بسته‌اند، تو باز كن و آنچه را كه رشته‌اند استوار مكن و كيفر آنچه را كه به دل داشتند و اعمالي را كه انجام دادند، به ايشان برسان.
    من پيش از شروع جنگ از آنها خواستم، تا بيعت خود را از سر گيرند و هنوز كه به آتش جنگ دامن نزده‌اند، لحظه‌اي بينديشند، ولي آنها نعمت حق تعالي را خوار شمرده و سلامت و آرامش را نپذيرفتند».

    سيماي امام در آئينه‌ي كلام امام
    شناخت امام و عرفان و آگاهي نسبت به شخصيت و هويت امام معصوم و برگزيده از سوي خدا و معرفي شده به وسيله‌ي پيامبر (ص)، اگر چه بر هر مسلماني واجب است و بر اساس اين تكليف الهي همه‌ي مسلمانان و گرويدگان به خداي يگانه، وظيفه دارند كه در جهت دستيابي به شناخت امام معصومي كه اطاعت از وي فريضه‌ي الهي است، تلاش و كوشش كنند. ولي با اينهمه معرفت در حق امام و آگاهي از شخصيت و هويت و كرامت ذاتي وي، امر مهمي است كه به سادگي و سهولت امكان‌پذير نيست. و همه‌ي آنهايي كه در رابطه با شناخت امام معصوم
    [صفحه 157]
    واجب الاطاعه تلاش كرده‌اند، ميزان عرفان و آگاهي آنها از امام و شخصيت ملكوتي او، در حد توان و گنجايش علمي و ظرفيت وجودي ايشان مي‌باشد. و در حقيقت امام را آن چنان كه هست و همسنگ و همسان شخصيت حقيقي و ملكوتي و معنوي او نشناخته‌اند و در واقع:
    هر كس به زباني صفت و حمد تو گويد
    بلبل به غزل خواني و قمري به ترانه

    امضاء

  9. Top | #108

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بر اساس اين واقعيت و از آنجا كه در پي شناخت سيماي امام در نهج‌البلاغه هستيم و با علم و آگاهي نسبت به اين حقيقت كه همه‌ي پيشوايان معصوم ديني از عترت پاك و مطهر رسول‌الله، يك نور واحدند و روشني و نورانيت ايشان از نور الهي و حقيقت ذات اقدس كبريايي است، كه نور آسمانها و زمين است و مثل نور او چراغداني را مانند است، كه در آن مصباح جاي گرفته و اين چراغ در آبگينه است و اين زجاجه بسان كوكب فروزنده‌ايست و … [153].
    و همه‌ي شرح و تفسيري كه درباره‌ي آيه‌ي مباركه‌ي نور آمده و تمامي در بيان حقيقت ذات اقدس الهي و شرح شخصيت و عظمت پيامبر اكرم (ص) و ائمه‌ي اطهار (ع) مي‌باشد. و با اين همه به دليل ناتواني علمي و ضعف درك و فهم انسانها، نمي‌توان به مقام والاي امام و شناخت پايگاه رفيع امامت دست يافت. به ناچار بهترين راه براي شناخت امام (ع) و آگاهي از مقام
    [صفحه 158]
    معظم وي، روي نياز به سوي علي (ع) مي‌آوريم و در كلام رساي آن حضرت- اگر چه آن بزرگوار هم در حد درك و فهم محدود انسانها سخن گفته- مقام و منزلت ايشان را مي‌جوئيم. و يقين داريم كه توصيف امام از شخصيت خود، وصف نور است. و از آنجا كه همه‌ي عترت پيامبر (ص) نور واحدي هستند، با شناخت علي عليه‌السلام به قداست، عظمت و شخصيت امامان معصوم از نسل وي، فراخور فهم خويش دست مي‌يابيم. بر اين اساس همه‌ي تشنگان زلال معرفت امام علي (ع) را به نوشيدن از كوثر گواراي كلام آن حضرت، در معرفي خود فرا مي‌خوانيم
    :
    امضاء

  10. Top | #109

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    :
    هماهنگي امام با قرآن و پيامبر
    زبان گويا به حق و بيان رسا و هماهنگ با راستي و حقيقت اميرالمومنين علي (ع)، در رابطه با همراهي ايشان با قرآن و همگامي خويش با پيامبر مكرم (ص) مي‌فرمايد:
    و و الله ان جئتها اني للمحق الذي يتبع، و ان الكتاب لمعي ما فارقته مذ صحبته. [154].
    «سوگند به خداي بزرگ كه اگر به آن كار اقدام مي‌كردم، (حكميت را در جنگ صفين مي‌پذيرفتم) حق با من بود و سزاوار بود كه از من پيروي كنند. به راستي كه كتاب حق تعالي با من است و من از هنگامي كه با قرآن همراه شده‌ام، هرگز از كتاب خدا جدا نشده‌ام (يعني همه‌ي افكار و
    [صفحه 159]
    تصميمات و اعمال من بر اساس قرآن مجيد است)».
    امام علي عليه‌السلام در نامه‌اي كه به عثمان بن حنيف انصاري مرقوم فرمود، در ارتباط با همراهي خويش با حضرت رسول (ص) چنين نوشت:
    و انا من رسول‌الله (ص) كالضوء من الضوء و الذراع، من العضد … [155].
    «و يگانگي من با پيامبر خدا (ص)، مانند نوري است روشني يافته از نوري ديگر و همانند پيوستگي ساعد با بازو است».
    امام عليه‌السلام در رابطه با سبقت و فضيلت خويش در ايمان به رسول‌الله (ص) و پذيرش گفتار و اطاعت از امر و نهي آن بزرگوار و عصاره‌ي عالم آفرينش، مي‌فرمايد:
    و لقد علم المستحفظون من اصحاب محمد (ص) اني لم ارد علي الله و لا علي رسوله ساعه قط. و لقد واسيته بنفسي في المواطن التي تنكص فيها الابطال و تتاخر فيها الاقدام، نجده اكرمني الله بها. و لقد قبض رسول‌الله (ص) و ان راسه لعلي صدري و لقد سالت نفسه في كفي، فامررتها علي وجهي و لقد وليت غسله (ص) و الملائكه اعواني، فضجت الدار و الافنيه، ملا يهبط و ملا يعرج و ما فارقت سمعي هينمه منهم، يصلون عليه حتي و اريناه في ضريحه. فمن ذا احق به مني حيا و ميتا؟ … [156].
    «بزرگان از اصحاب محمد (ص) كه نگهبانان دين و سنت او هستند، به خوبي مي‌دانند كه من هرگز لحظه‌اي از اجراي فرمان خدا و پيامبر اعظم (ص) دور نبوده‌ام. و در موارد حساسي كه قهرمانان- از ترس- سست شده
    [صفحه 160]
    و از ميدان جنگ عقب گرد مي‌كردند، من در راه آن حضرت جانبازي و از خودگذشتگي مي‌كردم. و اين شجاعت و شهامتي است، كه خدا به من عنايت كرده و مرا به آن گرامي داشته است.
    آنگاه كه پيامبر خدا (ص) جان مي‌سپرد، سر مبارك آن حضرت بر روي سينه‌ي من بود و بر روي دست من جان از بدنش جدا شد. و من- به قصد تبرك- دست به چهره‌ام كشيدم. در آن حال من به تنهايي كار غسل آن حضرت را به عهده گرفتم و در اين مهم فرشتگان به من كمك مي‌كردند. در آن هنگام در و ديوار خانه به ناله و گريه در آمده بود، گروهي از فرشتگان از آسمان به زمين آمده و گروهي بالا مي‌رفتند. به هنگام غسل دادن و كفن پوشانيدن پيامبر (ص) گوشم از صداي زمزمه‌ي فرشتگان كه به آن حضرت صلوات مي‌فرستادند، تا هنگامي كه پيامبر (ص) را در قبر گذاشتم، پر شده بود.
    با اين همه- امتيازات ويژه كه بر شمردم- چه كسي از من به پيامبر (ص)، در زمان حيات و پس از رحلت نزديكتر و به خلافت او سزاوارتر است؟ … ».

    سابقه‌ي ايمان و جهاد امام
    يكي از فضيلتهاي غير قابل انكار در حيات امام آزادگان و مولاي موحدان پرهيزگار، سابقه و سبقت آن بزرگوار در ايمان به خدا و رسول‌الله (ص) و جهاد در راه خدا است. و اين حقيقت روشن و آشكاريست كه همه‌ي تاريخ‌نگاران اسلامي به آن گواهي داده‌اند، تا آنجا كه
    [صفحه 161]
    اهل سنت هرگاه نام مبارك اميرالمومنان علي عليه‌السلام را بر زبان مي‌آورند، بي‌درنگ در وصف آن بزرگوار مي‌گويند، كرم الله وجهه. [157] و اين سخن اقرار و اعتراف صريح آنان به سابقه‌ي توحيد و دوري و پرهيز و بيگانگي آن عزيز خدا و پيامبر، با آلودگي شرك است. و اين فضيلت انحصاري و امتياز ويژه‌ي امام علي (ع) است، و به غير از آن حضرت همه‌ي اصحاب رسول‌الله سابقه‌ي شرك داشته‌اند. در اين رابطه به سخنان علي عليه‌السلام پيرامون سابقه‌ي ايمان و عظمت جهاد در راه خدا، در دوران حيات آن حضرت توجه كنيد:
    انا وضعت في الصغر بكلا كل العرب و كسرت نواجم قرون ربيعه و مضر و قد علمتم موضعي من رسول‌الله (ص) بالقرابه القريبه و المنزله الخصيصه و ضعني في حجره و انا وليد … و ما وجدلي كذبه في قول و لا خطله في فعل و لقد قرن الله به (ص) من لدن ان كان فطيما اعظم ملك من ملائكته، يسلك به طريق المكارم و محاسن اخلاق العالم، ليله و نهاره و لقد كنت اتبعه اتباع الفصيل اثر امه، يرفع لي في كل يوم من اخلاقه علما و يامرني بالاقتداء به. و لقد كان يجاور في كل سنه بحراء، فاراه و لا يراه غيري و لم يجمع بيت واحد يومئذ في الاسلام غير رسول‌الله صلي الله عليه و آله و خديجه و انا ثالثهما.
    اري نور الوحي و الرساله و اشم ريح النبوه. و لقد سمعت رنه الشيطان حين نزل الوحي عليه (ص) فقلت: يا رسول‌الله ما هذه الرنه؟ فقال:
    [صفحه 162]
    هذا الشيطان قد ايس من عبادته، انك تسمع ما اسمع و تري ما اري، الا انك لست بنبي و لكنك لو زير و انك لعلي خير. [158].
    «من در آغاز نوجواني سينه‌هاي- قهرمانان- عرب را بر زمين نهادم و شاخه‌هاي نو بر آمده و بلند (دليران و بزرگان) قبيله‌ي ربيعه و مضر را درهم شكستم. و شما مقام و مرتبه‌ي مرا در نزد پيامبر خدا، به سبب خويشاوندي نزديك و مقام و احترام ويژه‌اي كه نزد او داشتم، به خوبي مي‌دانيد. پيامبر امجد (ص) مرا در دامان خود پرورش داد، در حالي كه من كودك خردسالي بودم …
    و پيامبر (ص) هرگز دروغي در گفتار و لغزشي در كردار من نيافته بود. حق تعالي از هنگامي كه پيامبر (ص) را در دوران كودكي از شير باز گرفته بودند، بزرگترين ملك از فرشتگان خود را همنشين او گردانيد، تا شب و روز او را به راههاي كرامت و اخلاق نيك در جهان سوق دهد. و من مانند بچه شتري كه در پي مادرش روان است، به دنبال وي روان بودم. و او هر روز پرچم نو و تازه‌اي از خلق و خوي نيك برمي‌افراشت و به من فرمان مي‌داد كه از او پيروي كنم. پيامبر اكرم (ص) مدتي از سال را در كوه حراء اقامت مي‌كرد و جز من كسي او را نمي‌ديد.
    امضاء

  11. Top | #110

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    امام عليه‌السلام در رابطه با سبقت و فضيلت خويش در ايمان به رسول‌الله (ص) و پذيرش گفتار و اطاعت از امر و نهي آن بزرگوار و عصاره‌ي عالم آفرينش، مي‌فرمايد:
    و لقد علم المستحفظون من اصحاب محمد (ص) اني لم ارد علي الله و لا علي رسوله ساعه قط. و لقد واسيته بنفسي في المواطن التي تنكص فيها الابطال و تتاخر فيها الاقدام، نجده اكرمني الله بها. و لقد قبض رسول‌الله (ص) و ان راسه لعلي صدري و لقد سالت نفسه في كفي، فامررتها علي وجهي و لقد وليت غسله (ص) و الملائكه اعواني، فضجت الدار و الافنيه، ملا يهبط و ملا يعرج و ما فارقت سمعي هينمه منهم، يصلون عليه حتي و اريناه في ضريحه. فمن ذا احق به مني حيا و ميتا؟ … [156].
    «بزرگان از اصحاب محمد (ص) كه نگهبانان دين و سنت او هستند، به خوبي مي‌دانند كه من هرگز لحظه‌اي از اجراي فرمان خدا و پيامبر اعظم (ص) دور نبوده‌ام. و در موارد حساسي كه قهرمانان- از ترس- سست شده
    [صفحه 160]
    و از ميدان جنگ عقب گرد مي‌كردند، من در راه آن حضرت جانبازي و از خودگذشتگي مي‌كردم. و اين شجاعت و شهامتي است، كه خدا به من عنايت كرده و مرا به آن گرامي داشته است.
    آنگاه كه پيامبر خدا (ص) جان مي‌سپرد، سر مبارك آن حضرت بر روي سينه‌ي من بود و بر روي دست من جان از بدنش جدا شد. و من- به قصد تبرك- دست به چهره‌ام كشيدم. در آن حال من به تنهايي كار غسل آن حضرت را به عهده گرفتم و در اين مهم فرشتگان به من كمك مي‌كردند. در آن هنگام در و ديوار خانه به ناله و گريه در آمده بود، گروهي از فرشتگان از آسمان به زمين آمده و گروهي بالا مي‌رفتند. به هنگام غسل دادن و كفن پوشانيدن پيامبر (ص) گوشم از صداي زمزمه‌ي فرشتگان كه به آن حضرت صلوات مي‌فرستادند، تا هنگامي كه پيامبر (ص) را در قبر گذاشتم، پر شده بود.
    با اين همه- امتيازات ويژه كه بر شمردم- چه كسي از من به پيامبر (ص)، در زمان حيات و پس از رحلت نزديكتر و به خلافت او سزاوارتر است؟ … ».

    امضاء

صفحه 11 از 16 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi