نازم به این خدا که گنهکار میخرد
هر روزهدار را، دم افطارمیخرد
با آبروی رفته به مهمانی آمدهام
هر بار آبروی مرا یار میخرد



| ❤ |
نازم به این خدا که گنهکار میخرد
هر روزهدار را، دم افطارمیخرد
با آبروی رفته به مهمانی آمدهام
هر بار آبروی مرا یار میخرد



| ❤ |
آنچه امید دهد توبه من را این است
پای العفو من از رحمت حق تضمین است
من اگر بر سر این سفره طمعکار شدم
علت این بود که مهمانیتان رنگین است
میزبان، سفره برای دل مهمان چیده
میهمان گر ننشیند سر آن توهین است
تا که بیمار به لب آه کشد قبل همه
این طبیب است که آماده سر بالین است
به من درد کشیده مده دارو آخر
بیشتر، ناز طبیبانه مرا تزکین است
در سحر فیض عجیبی است که از برکت آن
چشم از خانه گریزان، سحر حق بین است
هر که گوید سخنی لحظه افطار ولی
دم افطار فقط ذکر حسین شیرین است
رمضان ماه حسین است خدا می داند
ربناهای مرا ذکر حسین آمین است
حاجت هر که در این ماه بُود حج اما
دل ما را طلب کرب و بلا تسکین است






| ❤ |
![]()
نوروز دل مومن ،ماه رمضان آمد
آن شوق ز جان رفته برگشته به جان آمد
آریم دمی تا یاد از فصل خزان خود
این ماه بهارستان هنگام خزان آمد
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
در آمد بار ديگر ماه يزدان
به فرّ و شوکت و فيض فراوان
صباح مکرمت گرديد طالع
منوّر شد جهان از طلعت آن
مه ايمان و عيد حق پرستان
نسيم مغفرت هر سو وزان است
سحاب مرحمت باشد خروشان
مه روزه است و هنگام عبادت
خوشا حال نکوي روزه داران
در آ در مکتب «صوموا تصحوا»
که در آن ميشود امراض درمان
هلا بر خود بنازيد و بباليد
که ايزد را در اين ماهيد مهمان
الا اي معصيت کار گرفتار!
که از کردار خود هستي پشيمان
چرا بيگانهاي از درگه دوست؟
چرا حال تو زار است و پريشان؟
بنه تاريکي جهل و ضلالت
بيا در پرتو انوار قرآن
مپو زين پس ره شرّ و شقاوت
بيا اندر طريق خير و احسان
مشو نوميد از عفو خداوند
و گر هستي غريق بحر عصيان
بيا در مکتب «توبوا الي الله»
ز قرآن آيه «لاتقنطوا» خوان
جهان را نور رحمت کرده روشن
منوّر شد ز اشراقش دل و جان
مبادا کفر اين نعمت نماييد
که نعمت، سلب ميگردد ز کفران
مبارک ماه و اوقات شريفي است
به لهو و بيهده ضايع مگردان
غنيمت دان دعا و عرض حاجات
نماز و روزه و نيکي به اخوان
به خود آ اي گنه کار نگون حال!
رها کن رشته بيداد و طغيان
بيا با خالق خود آشنا شو
مرو زين بيش، اندر راه شيطان
خدايا! از کرم بر من ببخشاي
به رويم باز کن ابواب عرفان
ز ما بر احمد(ص) و آلش تحيّات
ایت الله صافی گلپایگانی
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************



| ❤ |
مومن به ریا روزه شماری نکند
در کوچه ادای روزه داری نکند
در محضر خالقش ولی انسان هم
بی عذر و بهانه روزه خواری نکند
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 19-03-2025 در ساعت 23:20



| ❤ |
خود را به خواب مي زني اي بنده تا به كي !؟
هي توبه پشت ِ توبه، سرافكنده تا به كی !؟
دنيا وفا نكرده ، وفا هم نمي كند
با زرق و برقش از غم دل، كم نمي كند
از حوض ِ نور،كي به رخت آب مي زني !؟
كي دست رد به سينه ي اين خواب مي زني !؟
اي بنده جزء براي خدا بنده گي نكن
!کج می روی،لجاجت و یک دنده گی نکن
بنده در اوج ِ فاجعه زانو نمی زند
غير از خداي ِ خود به كسي رو نمي زند
عقلت مگر به شايد و بايد نمي رسد !؟
بارِ كجت به منزل و مقصد نمي رسد
تيشه نزن به ريشه ي خود بنده ي خدا
بیراهه می روی، نشو شرمنده ی خدا
جاي غم ِ بهشت، غم ِ پول مي خوري !؟
بيچاره اي كه مثل پدر گول مي خوري
بيهوده هي براي دلت كيسه دوختي
باغ بهشت را به جو ِ ري فروختي !؟
ای ورشکسته،بیش ترازاین ضرر نده
لحظه به لحظه عمر خودت را هدر نده
شبهاي قدر فرصت خوبيست؛ گريه كن
آيا زمان توبه ي تو نيست!؟ گریه کن
شبهاي قدر فرصت خوبيست؛ توبه كن
غيراز تو و خدا كه كسي نيست!توبه کن
شبهاي قدر ناله بزن بي معطلي
دستم به دامنت، مددي مرتضي علي
شبهاي قدر اشك تو را كوثري كند
زهرا براي شيعه ي خود مادري كند
جا مانده اي ز قافله، هيهات، گریه کن
امشب براي عمه ي سادات گريه كن
شايد خدا به حال ِ خرابت نظاره كرد
پرونده ي سياه تو را پاره پاره كرد
مانند سوزِ صبح ِ مه آلود مي رسد
وقتي نمانده است، اجل زود مي رسد
باید بری ! به فكرِ حساب و كتاب باش
فكر فشارِ قبر و سئوال وجواب باش
شبهاي قبر، تيره تر از كرده هاي توست
مهتاب روشنش سفر كربلاي توست
بي نور عشق، قبر تو دلگير مي شود
امشب بگير تذكره را ، دير مي شود
ای تشنه لب ، ز دست سبو آب را بگير
امشب به گريه دامن ارباب را بگير
وحيد قاسمي
![]()



| ❤ |
![]()
آمد ماه صیام سنجق سلطان رسید
دست بدار از طعام، مائده جان رسید
روزه چو قربان ماست زندگی جان ماست
تن همه قربان کنیم جان چو به مهمان رسید



| ❤ |
یا اله الخلق رب الممكنات
یا بدیع المنشئات الحادثات
كن تو نزدیكم به خشنودی خود
تا شوم در این مه از اهل نجات
ای خدا خشنودیت در نزد من
هست بهتر از بهشت و محسنات
عارف كامل بداند این سخن
كاین صفت الحق بود خیرالصفات
دور كن یا رب در این ماه عزیز
ما و كل بندگان از مبغضات
از خطایا و معاصی باز دار
و از جمیع موبقات و مهلكات
هم موفق كن به روز و شب مدام
خواندن قرآن و آی شامخات
تا بیفزاید به نور قلب من
ذكر آیات و بیان بینات
صوت قرآن خوش ملیح و دلكش است
من فدای او ز اسماء و ادات
این دعا را كن الهی مستجاب
یا رحیماً بالنفوس الناقصات






| ❤ |
در سحر فیض عجیبی است که از برکت آن
چشم از خانه گریزان، سحر حق بین است
هر که گوید سخنی لحظه افطار ولی
دم افطار فقط ذکر حسین شیرین است
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
ای روزه دار ، افطار محتاج یک دعایم
ای روزه دار ، افطار محتاج یک دعایم
با نامه ی سیاهم ، قلب تو را شکستم
آلوده و گنهکار ، محتاج یک دعایم
خیلی دلم گرفته ، از تو خبر ندارم
با این وجود دلدار ، محتاج یک دعایم
تا خواستم بیفتم ، دست مرا گرفتی
این بار هم چو هر بار ، محتاج یک دعایم
شرمنده ام کجاها ، دیدی گناه کردم
خیلی شدم گرفتار ، محتاج یک دعایم
نگذاشتی بریزد یک لحظه آبرویم
هستم به تو بدهکار ، محتاج یک دعایم
ای کاش یک سحر هم ، راهت بیافتد اینجا
در انتظار دیدار ، محتاج یک دعایم
خیمه نشین صحرا ، آرام جان زهرا
هر جایی هستی ای یار ، محتاج یک دعایم
وقت اذان مغرب ، دلتنگ کربلایم
ای روزه دار ، افطار محتاج یک دعایم
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)