صفحه 12 از 18 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 179

موضوع: زخمه های قلم{1}۩`✾` ۩ دل نوشته ها , از عاشورا تا اربعین ۩`✾` ۩

  1. Top | #111

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    همه از هر کجا باشند از این راه می‌آیند

    به سویت ای امین‌الله خلق الله می‌آیند



    صف جن و ملک با زائرانت هم‌قدم هستند

    به عشقت از عوالم، خیل خاطرخواه می‌آیند



    زمین سرمست راه افتاد و بر ما راه آسان شد

    زمین و آسمان با زائرانت راه می‌آیند



    ببین شانه به شانه هم سفید و هم سیاه اینجا

    به شوق دیدن تو پابه‌پا، همراه می‌آیند



    گروهی غرق توصیفند و مست مدح چشمانت

    گروهی روضه‌خوان، با سیل اشک و آه می‌آیند



    به شهرت می‌رسند و حال و روز شهر بارانی است

    پر از بغضند و نم نم تا دم درگاه می‌آیند



    مدار عاشقی سقاست، آغاز طواف از اوست

    به سوی آفتاب آنجا به اذن ماه می‌آیند



    قیامت کرده‌ای، انگار تصویری است از محشر

    که دوشادوش هم نزدت گدا و شاه می‌آیند



    نکیر و منکر از من گرچه زهر چشم می‌گیرند

    به لطف گوشه چشمت آخرش کوتاه می‌آیند

    سید محمدمهدی شفیعی:


    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #112

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,681
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,697
    مورد تشکر
    206,297 در 64,542
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض







    مرغ دل های ما هوایی شد
    گوییا باز کربلایی شد

    صحبت از کربلا میان آمد
    بی جهت نیست اشکمان آمد

    عدّه ای روی لب دعا دارند
    عزم رفتن به کربلا دارند

    چه زمانی!زمان اوج عزا
    اربعینِ حسین،خون خدا

    خوش به حال مقامت ای زائر
    چه بگوید به وصفت این شاعر

    تو مقامت فراتر از عرش است
    ظاهراً پای تو بر این فرش است

    تو همانی که برگزیده شدی
    تو به دست حسین،خریده شدی

    عاقبت کربلا نصیبت شد
    روضةُ الانبیا نصیبت شد

    گرچه توفیق یار ما نشده ...
    گره از کار بسته وا نشده ...

    بنما بی قرار شش گوشه
    یادی از ما کنار شش گوشه

    این که ذکر دمادمت بوده
    مزد اشک محرّمت بوده

    خوش به حالت حسین مزدت داد
    می روی دست حق پناهت باد

    علقمه،کاظمین و کرب و بلا
    یا نجف،کوفه یا که سامرّا








    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  4. Top | #113

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض










    ﺑﺮﺧﻴﺰ و ﺑﺒﻴﻦ ﻋﺎﻗﺒﺖ و ﺁﺧﺮﻣﺎﻥ ﺭا
    ﻟﺒﻬﺎﻱ ﺗﺮﻙ ﺧﻮﺭﺩﻩ و ﭼﺸﻢ ﺗﺮﻣﺎﻥ ﺭا

    ﺑﺮﺧﻴﺰ ﻛﻪ اﺯ ﺑﺎﻍ ﺧﺰاﻥ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﺒﻴﻨﻲ
    ﮔﻞ ﻫﺎﻱ ﻛﺒﻮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ی ﭘﺮﭘﺮﻣﺎﻥ ﺭا

    ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺧﻴﻤﻪ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺭﻓﺖ ﻣﺪﻳﻨﻪ
    ﺁﻣﺪ ﻧﻆﺮﻡ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﻣﺎﺩﺭﻣﺎﻥ ﺭا

    ﺑﻌﺪ اﺯ ﺗﻮ و ﻋﺒﺎﺱ ﺣﺮﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻏﺎﺭﺕ
    ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺳﺘﻢ ﺑﺮﺩ ﺯﺭ و ﺯﻳﻮﺭﻣﺎﻥ ﺭا

    ﻛﻢ ﺑﻮﺩ ﺑﻴﻔﺘﻢ ﺑﺨﺪا اﺯ ﺭﻭﻱ ﻧﺎﻗﻪ
    ﺑﺮ ﻧﻴﺰه ﻛﻪ ﺩﻳﺪﻡ ﺳﺮ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﻣﺎﻥ ﺭا

    اﺯ ﺷﻬﺮ ﭘﺪﺭ ﻣﺎﻧﺪﻩ اﻡ ﺁﺧﺮ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ
    ﺩﺭ ﻛﻮﻓﻪ ﺷﻜﺴﺘﻨﺪ ﺑﺮاﺩﺭ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺭا

    در اﻣﻨﻴﺖ ﻛﺎﻣﻞ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺑﻮﺩیﻡ
    ﺑﺎ ﻧﻴﺰﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﻭﺭﻭ ﺑﺮﻣﺎﻥ ﺭا

    ﻳﻚ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺧﻴﺮﻩ و ﻣﻦ ﺧﻴﺮﻩ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺖ
    ﺩﻳﺪی ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ اﺯ ﺭﻭﻱ ﻧﻲ ﻣﺤﺸﺮﻣﺎﻥ ﺭا

    ﺟﺎﻥ ﺩاﺩﻥ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﻼ ﻋﺎﻡ ﻃﺒﻴﻌﻲ اﺳﺖ
    ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﺒﺮﺩﺳﺖ ﻛﺴﻲ ﻣﻌﺠﺮﻣﺎﻥ ﺭا

    اﺯ ﺷﺎﻡ ﻫﻤﻴﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻛﻪ ﺷﻜﺴﺘﻨﺪ
    ﺑﺎ ﺿﺮﺏ ﻟﮕﺪ ﺷﺎﺧﻪ ی ﻧﻴﻠﻮﻓﺮﻣﺎﻥ ﺭا

    ﺩﺭ ﻓﻜﺮ ﺭﺑﺎﺑﻴﻢ ﻫﻤﻪ ﮔﺮﭼﻪ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ
    ﮔﻬﻮاﺭﻩ ی ﭼﻮﺑﻲ ﻋﻠﻲ اﺻﻐﺮﻣﺎﻥ ﺭا







    امضاء



  5. Top | #114

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    از اول این مرثیه تا آخر افتادن

    زائر شدن در راه مثل خواهر افتادن

    زینب زیارتنامه اش را خوانده در این راه

    مثل روایات صحیحه با سر افتادن

    از كودكان كاروان آموختم این را

    از ناقه ها در مقدم یكدیگر افتادن

    تا مرز تاول زخم پا را میبرم در راه

    خوب است در این راه با این باور افتادن

    هر خط شبیه نامه و هر جمله یك كودك

    با تازیانه آخرش از دفتر افتادن

    كل زیارتنامهء عباس یك حرف است

    كاری نمی شد كرد وقت معجر افتادن

    كل زیارتنامهء حیدر ولی این بود

    وقتی كه در افتاد با آتش در افتادن

    در این مسیر این داستان برعكس شد اما...

    زینب علی می گشت در وقت سر افتادن

    افتادن اصلآ معنی اش پرواز خواهد شد

    در آخر این راه مثل خواهر افتادن

    زهرا حسینش را امانت داد به زینب

    ربط است بین زیور و انگشتر افتادن

    اصغر شدن اما علی اكبری رفتن

    اكبر شدن اما علی اصغر افتادن

    رونق گرفته كسب و كار مردم بازار

    كار سرت تا هست در تشت زر افتادن

    پیشی گرفته حرمله با تیر معروفش

    شمر است و در اینجا به فكر خنجر افتادن










    امضاء



  6. Top | #115

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    دوباره شهر پر از شور و شوق و شیدایی است
    دوباره حال همه عاشقان تماشایی است
    که فصل پر زدن از انزوای تنهایی است
    سفر حکایت یک اتفاق رویایی است

    ببند بار سفر را که یار نزدیک است
    طلوع صبح شب انتظار نزدیک است

    ببین که قفل قفس را شکسته، می آیند
    کبوتران حرم دسته دسته می آیند
    چو موج از همه سو دلشکسته می آیند
    غریب، از نفس افتاده، خسته می آیند

    که باز بعد چهل شب، کنار او باشند
    شبیه حضرت زینب کنار او باشند

    تمام پشت سر جابر ابن عبدلله
    چه عاشقانه قدم می زنند در این راه
    از اشتیاق حرم راه می شود کوتاه
    هر آنکه خواهد از این جام عشق، بسم الله

    که این پیاده روی برترین عزاداری است
    قسم به نور، که این ابتدای بیداری است

    *****************
    دوباره حال من و شعر می شود مبهم
    دلی که دست خودم نیست می شود کم کم-
    در آرزوی حرم غرق در غم و ماتم
    اگر اجازه دهد زائرش شوم، من هم-

    «غروب در نفس تنگ جاده خواهم رفت
    پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت»

    محمد غفاری








    امضاء



  7. Top | #116

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,526 در 5,425
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    این روزها پر از تب مولا کجایی‌ام
    اما هنوز کوفه‌ای از بی وفایی‌ام

    ای زخمی از دوروئی من! دوست دارمت
    در گیر و دار تیرگی و روشنایی‌ام

    گم کرده ام مسیر تو را در غبار شهر
    اما اسیر توست دل روستایی‌ام

    گفتند کربلای زمینی… نیامدم
    حالا که راه بسته شده من هوایی‌ام

    این بار چندم است که تا مرز آمدم
    آه از شکسته بالی و بی دست و پایی‌ام…

    پلکم که گرم می‌شود از خواب می‌پرم
    با سرفه های همسفر شیمیایی‌ام

    آورده‌ام بضاعت مزجاه قوم را
    انگشتر “عزیز”م و تسبیح دایی‌ام

    آورده‌ام پناه به شش گوشه ی غمت
    برگشته‌ام به اصلیت نینوایی‌ام

    دستت همیشه روی سر ما پیاده‌ هاست
    این اربعین به لطف خدا کربلایی‌ام

    شعر از سرم پرید… دلم پیش موکب است
    این بار چندم است که یخ کرد چایی‌ام




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. Top | #117

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,681
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,697
    مورد تشکر
    206,297 در 64,542
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض








    نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
    نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

    شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرد
    و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرد

    زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟
    تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری؟

    جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت
    از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت

    مرا از فیض رستاخیز چشمانت نکن محروم
    جهان را جان بده، پلکی بزن، یا حی یا قیوم

    خبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردی
    و عیسی را به آیین مسلمانی در آوردی

    خبر دارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردی
    از آن وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردی

    تو می رفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کم
    به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم

    تو را تا لحظه ی آخر نگاه من صدا می زد
    چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زد

    حدود ساعت سه جان من می رفت آهسته
    برای غرق در دریا شدن می رفت آهسته

    بخوان آهسته از این جا به بعد ماجرا با من
    خیالت جمع ای دریای غیرت خیمه ها با من

    تمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود
    ولی از پا نیفتادم، شکستم بی صدا در خود

    شکستم بی صدا در خود که باید بی تو برگردم
    قدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردم…

    نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
    نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

    سید حمید رضا برقعی




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. Top | #118

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,526 در 5,425
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید

    نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

    شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرد

    و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرد

    زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟

    تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری؟

    جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت

    از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت

    مرا از فیض رستاخیز چشمانت نکن محروم

    جهان را جان بده، پلکی بزن، یا حی یا قیوم

    خبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردی

    و عیسی را به آیین مسلمانی در آوردی

    خبر دارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردی

    از آن وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردی

    تو می رفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کم

    به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم

    تو را تا لحظه ی آخر نگاه من صدا می زد

    چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زد

    حدود ساعت سه جان من می رفت آهسته

    برای غرق در دریا شدن می رفت آهسته

    بخوان آهسته از این جا به بعد ماجرا با من

    خیالت جمع ای دریای غیرت خیمه ها با من

    تمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود

    ولی از پا نیفتادم، شکستم بی صدا در خود

    شکستم بی صدا در خود که باید بی تو برگردم

    قدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردم…

    نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید

    نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

    سید حمید رضا برقعی




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 16-10-2018 در ساعت 03:40
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. Top | #119

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    باز این چه شورش است که در اربعین توست

    باز این چه ماتم است که دلها غمین توست

    زوار اربعین تو ایمانشان سر است

    ایمان علامتی است که در اربعین توست

    موکب به موکب از تو فقط حرف می زنند

    این شور و عشق و زلزله ی آتشین توست

    در قتل تو حرارتی از جنس آتش است

    شوق زیارت تو الفبای دین توست

    سمعا و طاعتا به لب هر چه زائر است

    اهلا و مرحبا به زبان آفرین توست

    جمعیتی به یاری ات از جان گذشته اند

    این پاسخی به ناله ی هل من معین توست

    بنگر رباب ها، علی اصغر به روی دست

    بنگر هنوز حرمله ها در کمین توست

    با زائران خویش بگو عاقبت به خیر

    زیرا بهشت قطعه ای از سرزمین توست

    قافیه را به مادرتان هدیه می دهم

    این کشته ی فتاده به هامون حسین توست

    سجده به سنگ می کنم و گریه می کنم

    چون یادگار زخم عمیق جبین توست

    شاعر:حجت الاسلام موحدی


    امضاء


  11. Top | #120

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    جابرا اشک فشان ناله بزن زمزمه کن


    گریه با فاطمه از داغ بنی فاطمه کن


    در حریم پسر فاطمه یاد از همه کن


    روی از گوشه گودال سوی علقمه کن


    امضاء


صفحه 12 از 18 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi