صفحه 12 از 18 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 177

موضوع: پرتوی از عظمت امام حسین علیه السلام

  1. Top | #111

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پيغمبر(صلی الله علیه وآله) به علي(علیه السلام) فرمود:
    «يَا عَلِيُّ كَحِّلْهُ»؛
    «يا علي دارو در چشمش بكش».
    علي(علیه السلام) سرمهدان، و ميلي بيرون آورد، و به او فرمود پيش بيا تا دارو در چشمت بكشم، و ميل را به كمي از كحل زد و در چشم راست او كشيد به طوري كه احساسسوزش كرد و ناله كرد و از خواب بيدار شد درحالي كه هنوز آن حرارت در چشمش باقي بود، پس چشم راست را باز كرد و تا زنده بود با آن ميديد و به شكرانه اين كرامت فرش هايي براي مشهد حسيني تهيه و تقديم كرد.
    (1)
    ص: 107

    1- . شبراوی، الاتحاف، ص84 - 85.
    28. و نيز شبراوي كرامت ديگر از شیخ ابي الفضل نقيب خلوتيه نقل كرده و مختصر آن اين است كه از بركت توسل و زيارت مشهد حسيني خدا او را از بيماري سختي كه پزشكان از درمان آن عاجز شده بودند شفا داد.
    (1)
    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 11-04-2025 در ساعت 20:25
    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #112

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    29. ابوالفرج از قاسم بن اصبغ بن نباته روايت كرده كه مردي از بني ابان بن دارم را با چهرهاي سياه ديدم درحالي كه پيش از آن زيبا و سفيدرو بود و علّت را از او پرسيدم، گفت:
    جواني را از كساني كه با حسين بودند كشتم كه اثر سجده در ميان چشم هايش ظاهر بود از آن زمان كه او را كشتم تا حال شبي نميخوابم مگر آنكه ميآيد و گريبان مرا ميگيرد و به سوي جهنم ميبرد و مرا در آن ميافكند پس من صيحه ميزنم به نوعي كه كسي در قبيله باقي نميماند مگر آنكه صداي صيحه مرا ميشنود.
    اصبغ گفت مقتول آن مرد، حضرت عباس بود.
    (2)
    معجزات و كرامات سيدالشهدا(علیه السلام) در كتب سنّي و شيعه بسيار است هركس زياده بر اين بخواهد به كتاب مناقب ابن شهرآشوب، و بحارالانوار و عوالم العلوم و كتاب هاي ديگر رجوع نمايد.
    ص: 108

    1- . شبراوی، الاتحاف، ص85 – 86.
    2- . ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبيين، ص78 - 79. اگرچه اين معجزه در شمار معجزات ابي الفضل العبّاس(علیه السلام) است اما نويسنده نتوانست از نگارش آن صرف نظر كند و شمردن آن هم از معجزات حسين(علیه السلام) به مناسبت شدت ارتباط اين دو برادر بجا و مناسب است.
    امضاء

  4. Top | #113

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خضوع اهل باطل در برابر عظمت اهل حقّ

    در وجود انسان يك چراغي از عالم غيب روشن و نوري پرتوافكن است كه او را به راستي، و حق پرستي، عدالت و امانت، راهنمايي مينمايد.
    اين نور به واسطة مددهايي كه از عالم غيب به او ميرسد و در اثر اعمال صالحه و علم و معرفت و تربيت صحيح، قوّت ميگيرد تا آنجا كه از اشعه آن تمام باطن وسيع انسان روشن ميشود و هيچ نقطه تاريكي در وجود آدمي باقي نميگذارد.
    چنانچه سوء رفتار و كردار زشت و توجّه زياد از اندازه به امور مادي و محسوس و جهل و بياطلاعي از حقايق و معارف و معقولات موجب ميشود كه پردههايي ضخيم بينش چشم دل را بگيرد و اشتغال به مناهي و ملاهي و حب دنيا و جاه و مقام و شهوات بشر را سرگرم نموده و از تفكر در عواقب امور و سرنوشتي كه در پيش دارد و آيندهاي كه در انتظار اوست باز ميدارد.
    ولي در اين مرحله هم انسان هرچه سقوط كند، و مصداق: ﴿اُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ﴾
    (1) گردد باز هم گاهي يك راهها و روزنهها و دريچههايي از وجودش به سوي عالم غيب و حقیقت باز ميگردد كه اگر بخواهد جهشي كند و خود را از سياه چال سقوط و محيط تاريك و پر از بحران شهوات و عالم حيواني بيرون اندازد ميتواند.
    اسم اين را درك ميگذاريد، بگذاريد؛ وجدان واقعي انسان ميناميد بناميد؛ غريزه حقیقت خواهي و سرشت خداداد، فطرت، هرچه اسمش باشد، و هركس از اين ديد
    ص: 109

    1- . اعراف، 179.
    عالي و بينش پاك بشري هر تعبيري ميخواهد بنمايد، اين قدر هست كه درباطن انسان هرچه هم تاريك شود گاهي يك روشني ضعيف و خفيفي خودنمايي مينمايد كه همان فهم و درك خفيف او را در مقابل خدا مسئول ميسازد و حجت را بر او تمام ميكند به طوري كه همه از او انتظار انجام وظيفه و عمل به تكليف و احترام به شرف انسانيت دارند و اگر خلاف وظيفه رفتار كند و به بيشرفي تن در دهد او را مستحقّ ملامت و سرزنش و قابل مجازات و تأديب ميدانند.

    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 30-04-2025 در ساعت 17:00
    امضاء

  5. Top | #114

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ما ميبينيم مخالفان انبيا و مكتب هاي حق پرستي و حريت و عدالت، در هنگامهاي كه گرم مبارزه با مردان خدا بودند در يك مواقعي مثل آنكه بياختيار يا ناآگاه باشند زبان به مدح و ثناي آنها ميگشودند، و تحت تأثير پاك دامني، حقیقت، معنويت، قدس، تقوا و طهارت آنها واقع ميشدند، گريه ميكردند و اندوه ميخوردند. اما دوباره همان راه خود را ادامه ميدادند مثل كسي كه از خود بي خود شود و مدهوشانه به مطالبي بر زيان خودش اقرار و اعتراف كند و ناگهان به خود آيد و باز به همان پله اول برگردد و در قلعه حاشا و انكار بنشيند.
    تاريخ اسلام پر است از اقرارها و اعترافات دشمنان سرسخت پيغمبر(صلی الله علیه وآله) و ائمه طاهرين(علیهم السلام) به حقیقت آنها.
    آري دشمنان كينه كش و متعصب و دنياپرست و مغرور اهل بيت(علیهم السلام)، شهادت به فضيلت و حق پرستي آنها، و بطلان خود ميدادند و اقرار ميكردند كه حب دنيا يا عناد و لجاج آنها را به مخالفت برانگيخته است.

    امضاء

  6. Top | #115

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    داستان ابوسفيان و اخنس و ابوجهل را در تاريخ حضرت رسول اعظم(صلی الله علیه وآله) بخوانيد كه چگونه محرمانه و دور از چشم ديگران شب ها براي شنيدن آيات قرآن مجيد نزد پيغمبر خدا مي رفتند، و روز با آن حضرت مخالفت و ستيزه داشتند.
    (1)
    ص: 110

    1- . ابن اسحاق، سیره، ج4، ص169؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج1، ص207 - 208؛ ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج3، ص82؛ همو، السیرة النبویه، ج1، ص505 - 506؛ سیوطی، الدر المنثور، ج4، ص187.
    کساني که علي(علیه السلام)، را خانه نشين كردند به فضايل او معترف بودند و او را لايق ترين شخصيت عالم اسلام ميدانستند. معاويه و عمروعاص، چه در زمان حيات حضرت علي(علیه السلام)، و چه بعد از حيات او در مجالس خصوصي و حتي در مجالس عمومي مكرر از فضايل و علم و زهد علي(علیه السلام) سخن ميگفتند، و گاهي تحت تأثير تذكر و ياد عبادات و زهد و عدالت آن حضرت ميگريستند. سخنان مروان وقتي در حمل جنازه حضرت امام حسن مجتبي(علیه السلام) شركت ميكرد معروف و مشهور است.

    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 17-06-2025 در ساعت 18:08
    امضاء

  7. Top | #116

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    عبدالملك مروان وقتي در ضرب نقود به آن مشكل عجيب و مهم برخورد ناچار - چنانچه بيهقي و دميري نقل كرده اند - متوسل به ذيل علم حضرت امام باقر(علیه السلام) گرديد و از آن ولي خدا حلّ آن مشكل را طلبيد.
    (1)
    منصور دوانيقي همان كسي كه آن همه سادات و فرزندان پيغمبر را به قبيحترين وضعي كشت، و برحسب نقلهاي معتبر به امر او حضرت امام صادق(علیه السلام) را مسموم و شهيد كردند، بنا به نقل يعقوبي از اسماعيل بن علي بن عبدالله بن عباس براي آن حضرت آن قدر گريه كرد كه ريشش از اشكش تر شد، و ميگفت:
    آقاي اهل بيت، و بقيه نيكان ايشان از دنيا رفت. سپس گفت: جعفر از آن كسان بود كه خدا در شأن آنها فرمود:
    ﴿ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا﴾
    (2)
    «و از كساني بود كه خدا آنها را برگزيد، و از پيش قدمان در خيرات بود».
    (3)
    ص: 111

    1- . بیهقی، المحاسن و المساوي، ج 2، ص 159 - 160؛ دمیری، حياةالحيوان، ج1، ص97.
    2- . فاطر، 32.
    3- . يعقوبي، تاريخ، ج2، ص383.
    امضاء

  8. Top | #117

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    هارون معترف به مقامات حضرت موسي بن جعفر(علیهما السلام) بود، و داستاني كه مأمون راجع به احترام او از حضرت امام كاظم(علیه السلام) نقل كرده مشهور است. راجع به ساير ائمه(علیهم السلام) نيز به همين گونه خلفا و دشمنان آنها به فضايلشان اعتراف ميكردند و در حلّ مشكلات و مسائل معضله علمي به آنها پناه ميبردند. البتّه نميتوان انكار كرد كه بيشتر اين اعترافات از سوي دشمن، بر اساس سياست و نيرنگ و مصلحت روز و خودنمايي و به قصد اغفال مردم بوده ولي اين اعترافها مقبوليت طرف و حسن شهرت و اتّفاق عموم را بر لياقت و صلاحيت او ثابت ميكند كه دشمن هم فرصت و زمينه براي ترديد يا انكار آن نميبيند.

    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 20-07-2025 در ساعت 21:11
    امضاء

  9. Top | #118

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آنچه گفته شد از خضوع دشمن و تواضع او در برابر حقیقت مردان خدا در تاريخ زندگي حضرت سيدالشهدا(علیه السلام) نمايان و آشكار است. عباس محمود عقّاد دانشمند معروف مصري ميگويد:
    در ميان کساني که به جنگ حسين رفتند يك نفر كه دعوت حسين را باطل بداند و خود را به كيشي غير از كيش اسلام معرفي كند نبود مگر كساني كه كفر را در باطن خود پنهان مينمودند (كه آنها نيز به ظاهر اظهار اسلام ميكردند) ميگويد:
    سپاهي كه به جنگ حسين رفت، سپاهي بود كه براي كشمکش با دل و وجدان خود جنگ ميكرد و براي خاطر والي و فرمانده و ارتشبدش با خداي خودش نبرد مينمود. اگر جنگ آن گروه، جنگ عقيدهاي با عقيدهاي ديگر بود مانند جنگ مسلمين و مجوس يا مسلمين و نصاري، اين قدر دامنشان به ننگ و عار نفاق، و زشتي اخلاق آلوده نميشد. دشمني اين مردم با عقيدهاي كه ميدانستند حقّ است (و جنگ آنها با مردي كه ميدانستند مرد حقّ است) ناستودهتر از دشمني و جنگ كساني است كه از راه جهل و ناداني جنگ مينمايند؛
    لِأنَّهُمْ يُحَارِبُونَ الْحقّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ.
    (1)
    ص: 112

    1- . زيرا آنها با حقّ مي جنگند درحالي که مي دانند که حقّ است.
    ازاين جهت در آن مواقف خطرناك، دشمنان حسين در تاريكي و ظلمتي فرو رفته بودند كه حتي از كمترين درخششي از عالم نور و فداكاري، محروم شده بودند و به حقیقت روز كربلا، دو نيروي متضاد، نيرويي از عالم ظلماني با نيرويي از عالم نور باهم در نبرد شدند.
    (1)
    امضاء

  10. Top | #119

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ابن اعثم روايت كرده كه وقتي نامه يزيد به وليد رسيد كه در آن فرمان صريح به قتل حسين(علیه السلام) و وعده جايزه و فرماندهي داده بود سخت دلتنگ شد، و گفت:
    لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ.
    اگر يزيد همه دنيا را با انواع زينت ها و نعمت هايش به من بدهد، من هرگز در خون فرزند رسول خدا(صلی الله علیه وآله) شريك نخواهم شد هرچه خواهد گو باش.
    (2)
    دينوري ميگويد: وقتي مروان پيشنهاد كشتن حسين را به وليد داد گفت:
    وَيْحَكَ أَ تُشِيرُ عَلَيَّ بِقَتْلِ الْحُسَيْنِ بْنِ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ - صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَعَلَیْهِمَا السَّلَامُ - وَاللهِ إِنَّ الَّذِي يُحَاسَبُ بِدَمِ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَخَفِيفُ الْمِيزَانِ عِنْدَ اللهِ؛
    (3)
    واي بر تو آيا مرا به كشتن حسين پسر فاطمه دختر رسول الله(صلی الله علیه وآله) اشاره ميكني؟ به خدا سوگند! آن كس كه روزقيامت به خون حسين محاسبه شود ترازوي حسناتش نزد خدا سبك است.
    از اين جمله آشكار است كه وليد از بيشرمي و پليدي روان مروان بسيار تعجّب نموده و انتظار نداشت شخصي كه خود را مسلمان ميداند هرچند مثل
    ص: 113

    1- . عقّاد، ابوالشّهداء، ص 230.
    2- . ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج5، ص18.
    3- . ابن داوود دینوری، الاخبارالطوال، ص218.
    مروان، منافق و بدسابقه باشد چنين پيشنهادي را بدهد؛ لذا چنانچه سبط ابن جوزي ميگويد: به او گفت: اي مروان،
    وَاللهِ مَا اُحِبُّ أَنَّ لِي مَا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ، وَإِنِّي قَتَلْتُ حُسَيْناً؛
    به خدا قسم دوست نميدارم كه آنچه آفتاب بر آن ميتابد مال من باشد، و من حسين را كشته باشم.
    (1)

    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 22-07-2025 در ساعت 22:47
    امضاء

  11. Top | #120

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ابن اثير روايت كرده كه گفت:
    وَاللهِ مَا اُحِبُّ أَنَّ لِي مَا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ وَغَرُبَتْ عَنْهُ مِنْ مَالِ الدُّنْيَا وَمُلْكِهَا وَإِنِّي قَتَلْتُ حُسَيْناً أَنْ قَالَ لَا اُبائِعُ وَاللهِ إِنِّي لَأَظُنُّ أَنَّ امْرَءً يُحَاسَبُ بِدَمِ الْحُسَيْنِ لَخَفِيفُ الْمِيزَانِ عِنْدَ اللهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
    (2)
    خوارزمي روايت كرده كه بعد از اينكه مروان، وليد را به كشتن امام حسين(علیه السلام) تحريص كرد، و گفت: اگر شتاب در پايان دادن به كار حسين نكني ميترسم كه از درجه و اعتباري كه نزد يزيد داري بيفتي. وليد گفت:مَهْلاً، وَيْحَكَ دَعْنِي مِنْ كَلَامِكَ هَذَا، وَأَحْسِنِ الْقَوْلَ فِي ابْنِ فَاطِمَةَ فَإِنَّهُ بَقِيَّةُ وُلْدِ النَّبِيِّينَ؛
    (3)
    آرام باش، واي بر تو! مرا به حال خود بگذار از اين سخنان نگو. دربارة پسر فاطمه گفتار نيكو داشته باش! زيرا که او باقي ماندة فرزندان پيغمبران است.
    ص: 114

    1- . سبط ابن جوزی، تذكرة الخواص، ص214.
    2- . ابن اثیر جزری، الكامل في التاريخ، ج4، ص15 - 16.
    3- . خوارزمي، مقتل الحسین(علیه السلام)، ج1، ص 181، فصل9.
    و نيز خوارزمي نقل كرده كه وقتي وليد از توجّه موكب حسيني به سوي عراق آگاه شد به ابن زياد نوشت:
    أمّا بَعْدُ فَإِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ قَدْ تَوَجَّهَ إِلَی الْعِرَاقِ، وَهُوَ ابْنُ فَاطِمَةَ الْبَتُولِ، وَفَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللهِ فَاحْذَرْ يَا ابْنَ زِيَادٍ أَنْ تَأْتِيَ إِلَيْهِ بِسُوءٍ فَتُهَيِّجَ عَلَی نَفْسِكَ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا مَا لَا يَسُدُّهُ شَيْءٌ، وَلَا تَنْسَاهُ الْخَاصَّةُ وَالْعَامَّةُ أَبَداً مَا دَامَت الدُّنْيَا.
    امضاء

صفحه 12 از 18 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi