البته حديث سبعة احرف قطعى نبود تا بر اساس آن، بتوان عملكرد صحابه را توجيه نمود، زيرا نه تواتر آن قابل اثبات بود و نه از جهت سندى، تمام راويان، سالم از تضعيف بودند و نه محتواى روايات سبعة احرف، با يكديگر همسانى و يكسانى داشت. بلكه در آنها تناقض و تنافىهاى قابل توجّهى وجود داشت. ازاين رو جمعى از دانشمندان اهل سنت آن را روايتى مشكل دانسته و جمعى در معناى آن دچار ترديد شدهاند؛ تا آنجا كه بيش از 35 قول از ابن حبّان بستى نقل شده كه هر قولى در معناى روايت سبعة احرف با برخى از اقوال ديگر سازگارى نداشت. برخى نيز به خاطر قبول احرف سبعه دچار ابهاماتى شدند كه همچنان دامنگير آنان شده است و اگر جمعى براى احرف سبعه، معناى خاصى ذكر نمودهاند، ديگر دانشمندان اهلسنت، به نقد آن پرداخته و آن را نپذيرفتهاند. در فصل سوم به بررسى و نقد ديدگاههاى اهل سنت و برخى از مستشرقان پرداخته خواهد شد.