صفحه 13 از 33 نخستنخست ... 39101112131415161723 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 324

موضوع: نزول قرآن و رؤياى هفت حرف

  1. Top | #121

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    البته اين كه علل منع تدوين حديث از جمله روايت ناهيه، قابل قبول هست يا نه، بايد در تاريخ تدوين حديث، بررسى شود؛ ليكن بر مبناى اهل سنت كه پذيرفته‏اند حديث نبوى به علت منع و نهى از تحديث و كتابت آن، تا يك قرن، تدوين و كتابت نشده است و پس از يك قرن، نهى از كتابت و تدوين حديث از بين رفت و احاديث تدوين شدند، آيا در طول آن يك قرن، زمينه جعل و تحريف و نقل به معنا و ... براى احاديث فراهم نشد؟ چطور ممكن است كه حديثى در طول يك قرن كتابت نشده باشد و فقط از طريق چندين واسطه نقل شده باشد و در عين حال، الفاظ آن ثابت و اصيل مانده باشد؟

    آيا مى‏توان پيش بينى كرد كه حديث سبعة احرف در صورت صحت صدور آن از پيامبر(ص) -كه محل ترديد است- در طول يك قرن، به شكل صحيح، نقل و سپس تدوين شده باشد؟ و با توجه به اين كه حتى روايت احاديث براى مقطعى از زمان ممنوع بود، چگونه حديث سبعة احرف از حافظه‏ها نرفته است؟ آيا اين همه تفاوت در عبارت‏ها در گزارش يك واقعه -مثل نزاع عمر بن خطاب با هشام بن حكيم- حكايت از آن ندارد كه عدم كتابت آن موجب اضطراب در متن حديث سبعة احرف شده است؟ آيا در صورت عدم كتابت حديث در مقطع زمانى بسيار حساسى، يعنى دوران صحابه و كبار تابعين، چطور مى‏توان بر تمامى احاديث نبوى صحه گذاشت؟



    امضاء





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #122

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    اگر در بين جوامع حديثى شيعه، حديث سبعة احرف با تعبير نزول قرآن بر هفت حرف، اصلاً ذكر و روايت نشده است، يا به شكل يك خبر واحد ضعيف كه آن‏هم احتمالاً از كتب روايى اهل سنت، سرايت كرده است، آيا دليلى بر عدم صدور روايت آن از پيامبر(ص) نيست؟

    شيعه كه حديث پيامبر(ص) را از نخستين روزهاى صدر اسلام مى‏نوشته است، چه در زمان حيات پيامبر(ص) و چه در دوران صحابه وتابعين، چرا چنين روايتى را در نزول الفاظ قرآن بر هفت حرف ثبت نكرده است؟ چرا در كتب اربعه شيعه، هيچ اثرى از آن نيست؟ آيا حديث سبعة احرف، همانند حديث نهى از تدوين حديث، مجعول نيست؟

    شايان ذكر است كه حديث سبعة احرف، مربوط به تثبيت ولايت وخلافت خلفاهم نبوده است كه راويان شيعيان به علت گرايش‏هاى مذهبى، از ذكر و كتابت‏آن‏خوددارى نمايند، بلكه در صورت صحت، روايت نبوى بوده كه مربوط به قرآن مى‏شده؛ قرآنى كه همه مسلمين آن را به طور يك‏سان قبول دارند، لذا روايت‏مذكور، حتى متعرض يك مسأله اختلافى هم نبوده است و شيعه به طور طبيعى مى‏بايد همانند ديگر روايات نبوى -اگر از پيامبر(ص) صادر شده بود- به‏تدوين‏آن اقدام نمايد و آن را بپذيرد، در حالى كه از اين روايت در منابع شيعى اثرى و خبرى نيست.




    امضاء




  4. Top | #123

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    آيا منكر حديث سبعة احرف كافر است؟

    از جمله پيامدهاى حديث سبعة احرف، نسبت كفر به منكر آن است. زيرا نزد برخى از دانشمندان اهل سنت، آن قدر قطعى جلوه نموده است كه منكر آن را كافر دانسته‏اند. آنان حكم به كفر را به دو جهت بيان داشته‏اند:

    1 . به جهت اين كه روايت سبعة احرف را متواتر دانسته‏اند و كسى كه با علم به تواتر چنين روايتى منكر آن باشد، يا منكر حرفى از آن باشد، كافر شناخته شده است.

    2 . رواياتى از خود پيامبر(ص) آورده‏اند كه ضمن بيان سبعة احرف براى قرآن، جدال و ترديد در آن را كفر مى‏داند كه به آنها اشاره مى‏شود:

    الف) حدثنى يونس بن عبدالأعلى قال: أخبرنا أبن وهب قال: اخبرنى سليمان بن بلال، عن يزيد بن خصيفة، عن بسر بن سعيد: إنّ أباجهيم الأنصارى أخبره: أن رجلين اختلفا فى آية من القرآن فقال هذا: تلقّيتها من رسول‏اللَّه(ص) و قال الآخر: تلقيتها من رسول‏اللَّه(ص) فسألا رسول‏اللَّه عنها. فقال رسول‏اللَّه(ص): إنّ القرآن أنزل على سبعة احرف. فلاتماروا فى القرآن؛ فإن المراء فيه كفر؛



    امضاء




  5. Top | #124

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    بسر بن سعيد به نقل از اباجهيم گويد: دو نفر در آيه‏اى از آيات قرآن، اختلاف نمودند و هر كدام مى‏گفت من از پيامبر(ص) چنين فراگرفته‏ام. هر دو نزد پيامبر(ص) رفتند و از او قرائت آيه را سؤال نمودند. حضرت فرمود: قرآن بر هفت حرف نازل شده است. در قرآن، جدال و ترديد ننماييد زيرا ترديد و مراء در قرآن موجب كفر است.(43)

    ب) عن ابى‏هريره: أن رسول‏اللَّه(ص) قال: أنزل القرآن على سبعة احرف فالمراء فى القرآن كفر - ثلاث مرات؛

    پيامبر(ص) فرمود: قرآن بر هفت حرف نازل شده است. ترديد و جدال در آن كفر است و حضرت سه مرتبه آن را فرمودند.(44)

    ج) عن بسر بن سعيد، عن أبي‏قيس مولى عمرو بن العاص، عن عمرو بن العاص إنّ رسول‏اللَّه قال: نزل القرآن على سبعة أحرف على أيّ حرف قرأتم فقد أصبتم فلاتماروا فيه، فإن المراء فيه كفرٌ؛



    امضاء




  6. Top | #125

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    پيامبر(ص) فرمود: قرآن بر هفت حرف نازل شده و بر هر حرفى كه شما قرائت نموده‏ايد، با واقع منطبق است (يعنى قرآن است) در قرآن مراء و ترديد ننماييد زيرا ترديد در آن موجب كفر است.(45)

    د) حدثنا ابن حميد قال: حدثنا حرير، عن مغيرة، عن إبراهيم، عن عبداللَّه قال: من كفر بحرف من القرآن او بآية منه فقد كفر به كلّه؛

    عبداللَّه گفت: هركس به حرفى از حروف قرآن يا به آيه‏اى از آن كفر ورزد، به همه قرآن كفر ورزيده است.(46)

    بر اساس روايات مذكور و بر اساس تواتر روايات احرف سبعه، منكر هر حرفى از سبعة احرف، از نظر برخى از دانشمندان اهل سنت كافر مى‏باشد.

    ابن قتيبه مى‏گويد:

    همه اين حروف (سبعة احرف) كلام خداوند متعال هستند كه روح‏الامين بر پيامبر(ص) نازل نموده است.(47)

    دكتر حسن ضياء الدين عتر نيز مى‏گويد:

    انكار حرف ثابتى از احرفى كه قرآن بر آنها نازل شده است، انكار برخى از آيات كتاب است و انكار وحى الهى است و معتقد به آن در معرض كفراست و بر آن روايت نبوى دلالت دارد كه: ترديد در قرآن كفر است... و به جهت آن كه احاديث نزول قرآن، متواتر است و منكر احرف سبعه با علم به تواتر آن احاديث، بدون ترديد، كافر است‏(48).



    امضاء




  7. Top | #126

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    بررسى ادعاى كفر براى منكر هر حرفى از حروف سبعه در صورت ثبوت تواتر آن و ثبوت اين كه هر حرفى از نزد خداوند نازل شده، امرى است پذيرفتنى. زيرا به انكار روايت نبوى و به انكار وحى الهى (قرآن) منجر مى‏شود. اما در صورت عدم ثبوت تواتر روايت سبعة احرف -به‏دلايلى كه در بحث بررسى تواتر گذشت- و در صورت عدم اثبات حروف سبعه براى قرآن، چگونه مى‏توان انكار آن را مساوى با كفر دانست. به ويژه كه روايات دالّ بر كفر منكر آن و اين كه پيامبر(ص) فرمود <در قرآن مراء ننماييد و ترديد در آن كفر است» ثابت و قطعى نيست. زيرا راوى ابى‏هريره و عمرو بن عاص است كه هر دو از وثوق محرومند.

    چگونه مى‏توان كافر خواند كسى را كه قرآن و پيامبر(ص) و رسالت آن را قبول دارد و فقط معتقد شده است كه روايت نبوى سبعة احرف مجعول است، و قرآن بر يك حرف نازل شده است. دكتر حسن ضياءالدين عتر، با توجه به همين نكته مى‏گويد: <در صورت حصول علم به تواتر، كافر است.»(49) نزد كسانى مانند دكتر عتر و ابن قتيبه كه معتقدند تمامى حروف، كلام اللَّه و مُنزل من عنداللَّه است و مقصود از حروف هم، الفاظ است، منكر آن منكر قرآن است. ولى اثبات آن براى همگان حاصل نيست؛ بلكه نزد عده‏اى عكس آن ثابت شده است.

    روايات مذكور هم ضمن اين كه از نظر سند، قابل قبول نيستند؛ زيرا ابوهريره و عمروبن عاص در سلسله راويان آنها تضعيف شده‏اند و ديگرانى مانند عبداللَّه كه در روايت چهارم بود، شناخته شده نيست و بر فرض صحت، بيانگر آن است كه اگر كسى كلام و وحى الهى را شناخت و بدان يقين كرد و منكر آن شد، كافر است. آرى، همه مسلمين پذيرفته‏اند كه منكر قرآن، پس از شناخت و سپس انكار آن به سبب لجاجت، كافر است.





    امضاء




  8. Top | #127

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    تقديس صحابه در امر قراآت به استناد حديث سبعة احرف


    از ديگر دامنه‏هاى حديث سبعة احرف، تقديس صحابه در امر قراآت است. زيرا با مطالعه در آنچه گذشت، مى‏توان معتقد شد از زمانى كه قرائت قرآن مختلف شد و هر قارى تلاش و اجتهاد مى‏نمود تا به نص اصلى قرآن برسد، قراآت گوناگونى رواج يافت و حديث سبعة احرف، در توجيه آنها به پيامبر(ص) نسبت داده شد، تا كسى در امر قراآت به ويژه قراآت مشهور، ترديد نكند. از اين جهت در قرون بعدى، جمعى معتقد به تواتر قراآت شدند و براى تقديس صحابه در قراآت، حديث سبعة احرف، مجدداً مورد تمسك واقع شد؛ تا مبادا كسى صحابه را به سبب قراآتِ منتسب به آنها، نكوهش كند. زيرا همه قراآت را صحابه، به استناد حديث سبعة احرف، از پيامبر(ص)نقل مى‏كردند.
    امضاء




  9. Top | #128

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    البته حديث سبعة احرف قطعى نبود تا بر اساس آن، بتوان عملكرد صحابه را توجيه نمود، زيرا نه تواتر آن قابل اثبات بود و نه از جهت سندى، تمام راويان، سالم از تضعيف بودند و نه محتواى روايات سبعة احرف، با يكديگر هم‏سانى و يك‏سانى داشت. بلكه در آنها تناقض و تنافى‏هاى قابل توجّهى وجود داشت. ازاين رو جمعى از دانشمندان اهل سنت آن را روايتى مشكل دانسته و جمعى در معناى آن دچار ترديد شده‏اند؛ تا آن‏جا كه بيش از 35 قول از ابن حبّان بستى نقل شده كه هر قولى در معناى روايت سبعة احرف با برخى از اقوال ديگر سازگارى نداشت. برخى نيز به خاطر قبول احرف سبعه دچار ابهاماتى شدند كه هم‏چنان دامنگير آنان شده است و اگر جمعى براى احرف سبعه، معناى خاصى ذكر نموده‏اند، ديگر دانشمندان اهل‏سنت، به نقد آن پرداخته و آن را نپذيرفته‏اند. در فصل سوم به بررسى و نقد ديدگاه‏هاى اهل سنت و برخى از مستشرقان پرداخته خواهد شد.
    امضاء




  10. Top | #129

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    همه اين ابهامات و سردرگمى‏ها براى اهل سنت در حالى پيدا شده است كه پيروان اهل‏بيت(ع) از آن در امانند. به باور شيعيان، قرآن تنها بر يك حرف نازل شده و اين اعتقاد چيزى از قرآن نكاسته است.
    چنين اعتقاد شفافى درباره قرآن، هم دامن شيعه را از عقايد ناروا و احاديث جعلى پيراسته و هم زمينه را براى دفع شبهات مستشرقان مهيا كرده است.

    آرى، به دلايلى كه گفته آمد و در جاى خود بحث شده است، امامان معصوم برخى از قراآت را تجويز فرموده اند. اما اين جواز به معناى قبول حديث سبعة احرف نيست.

    امضاء




  11. Top | #130

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    پى‏نوشتها:‌


    1 . احمد البيلى، الاختلاف بين القراءات، ص 58.
    2 . همان، ص 59.
    3 . ابن حجر عسقلانى، فتح البارى فى شرح صحيح البخارى، ج‏9، ص‏7.
    4 . سيد شريف الدين، النص و الاجتهاد، ص 126، و الغدير فى الكتاب و السنة و الادب، ج‏6، ص‏205: عن علي(ع) لولا أن عمر نهى عن المتعة ما زنى إلّا شقيٌ. آيه فما استمتعتم به منهنّ فآتوهن أجورهنّ. نسا(4) آيه‏24.
    5 . النص و الاجتهاد، ص 119، و الغدير، ج‏6، ص‏198. عن سعيد بن المسب إن عمر نهى عن المتعة فى أشهر الحج و قال: فعلتها مع رسول اللَّه و أنا أنهى عنها، ج‏6، ص‏205. آيه فمن تمتّع بالعمرة إلى الحج فما استيسر من الهدى. بقره(2) آيه 196.
    6 . النص و الاجتهاد، ص 20. در زمان پيامبر(ص) انجام شد و در زمان ابابكر هم او دستور داد ولى عمر نهى كرد. آيه إنما الصدقات للفقراء و المساكين و العاملين عليها و المؤلفة قلوبهم. توبه(9) آيه 60. لكن لمّا ولّى أبوبكر جاء مولفة قلوبهم لاستيفاء سهمهم ... فكتب أبوبكر لهم بذلك فذهبوا بكتابة عمر ليأخذوا خطّه عليه فمزقه و قال : لاحاجة لنا بكم. فقد عز اللَّه الإسلام و أغنى عنكم.
    7 . تاريخ الطبرى، ج‏3، ص‏291.
    8 . احمد امين، ظهر الاسلام، ج‏4، ص‏38.
    9 . تفسير طبرى، ج‏1، ص‏37، ح 16.
    10 . همان، ح 17.
    11 . ابن ابيّ الحديد، شرح نهج البلاغه، ج‏1، ص‏183.
    12 . ابن سعد، الطبقات الكبرى، ج‏3، ص‏274.
    13 . ابن ابيّ الحديد، شرح نهج البلاغه، ج‏1، ص‏181.
    14 . تاريخ الطبرى، ج‏3، ص‏396.
    15 . ابن ابيّ الحديد، شرح نهج البلاغه، ج‏2، ص‏20.
    16 . ابن سعد، الطبقات الكبرى، ج‏4، ص‏335.
    17 . الدر المنثور، ج‏1، ص‏15، و مجمع البيان، ج‏1، ص‏67، ذيل آيه.
    18 . كنز العمال، ج‏2، ص‏593، شماره 4811.
    19 . مجمع البيان، ج‏2، ص‏233، ذيل آيه، و التبيان، ج‏2، ص‏388، ذيل آيه.
    20 . كنز العمال، ج‏2، ص‏592، شماره 4806.
    21 . مستدرك حاكم، ج‏2، ص‏287.
    22 . مجمع البيان، ج‏5، ص‏110، ذيل آيه.
    23 . الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج‏2، ص‏304 ذيل آيه، و كنز العمال، ج‏2، ص‏597، شماره 4823.
    24 . عمر بن شبّه، تاريخ المدينة المنورة، ج‏2، ص‏707.
    25 . كنز العمال، ج‏2، ص‏593، شماره 4810، و الدرالمنثور، ج‏4، ص‏69، ذيل آيه.
    26 . كنز العمال، ج‏2، ص‏596، شماره 4817.
    27 . سيوطى، الدر المنثور، ج‏4، ص‏89، ذيل آيه.
    28 . مجمع البيان، ج‏8، ص‏350، ذيل آيه.
    29 . كنز العمال، ج‏2، ص‏592، شماره 4808.
    30 . الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج‏4، ص‏534.
    31 . مصنف عبدالرزاق، ج‏3، ص‏207.
    32 . مفردات راغب، ص 283.
    33.. مجمع البحرين، ج‏2، ص‏375.
    34 . صدوق، علل الشرائع، ج‏2، ص‏357، باب 73: علة السعى الى الصلاة.
    35 . كنز العمال، ج‏2، ص‏594، شماره 4814.
    36 . الدر المنثور، ج‏6، ص‏285، ذيل آيه.
    37 . كنز العمال، ج‏2، ص‏591، شماره 4804، و مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج‏7، ص‏133.
    38 . كنز العمال، ج‏2، ص‏591، شماره 4805.
    39 . مجمع البيان، ج‏10، ص‏393، ذيل آيه.
    40 . صحيح بخارى، ج‏1، ص‏32، باب كتابة العلم.
    41 . مسند احمد، ج‏1، ص‏64 و الدكتور بشار عواد معروف، المسند الجامع، ج‏14، ص‏14.
    42 . مسند احمد، ج‏1، ص‏7 و المسند الجامع، ج‏9، ص‏658، شماره 7151 و سنن ابن ماجه، ج‏1، ص‏49، ح‏138.
    43 . ذهبى، ميزان الاعتدال، ج‏3، ص‏355.
    44 . التفسير الكبير، ج‏26، ص‏24، ذيل آيه 32 فاطر.
    45 . الدر المنثور، ذيل آيه 32 فاطر.
    46 . فاطر (35) آيه 32.
    47 . ذهبى، ميزان الاعتدال، ج‏3، ص‏355.
    48 . مسند احمد، ج‏5، ص‏183، و المسند الجامع، ج‏13، ص‏580.
    49 . مسند احمد بن حنبل، ج‏1، ص‏45، و المسند الجامع، ج‏13، ص‏518، شماره 10484.
    50 . اعراف (7) آيه 172.
    51 . مالك، موطأ، ص 560، و مسند احمد، ج‏1، ص‏44 و سنن ابي‏داود، شماره 4703 والمسند الجامع، ج‏14، ص‏9، شماره 10601.
    52 . زلزله (99) آيه 7 - 8.
    1 . سفينة البحار، ج‏2، ص‏414 و صحيح بخارى، كتاب فضائل القرآن، باب سوم، و الاتقان فى علوم القرآن، ج‏1، ص‏208.
    2 . الاتقان فى علوم القرآن، ج‏1، ص‏211.
    3 . زنجانى، تاريخ قرآن، ترجمه فارسى، ص 82 ، به نقل از ابن طاووس، سعد السعود .
    4 . الاتقان، ج‏1، ص‏221.
    5 . البيان فى تفسير القرآن، ص‏258.
    6 . علامه طباطبائى، قرآن در اسلام، ص‏132.
    7 . تفسير طبرى، ج‏1، ص‏35، حديث 7.
    8 . همان، ص‏50.
    9 . همان، ص‏51.
    10 . همان، ص‏48.
    11 . زركشى، البرهان فى علوم القرآن، ج‏1، ص‏238 - 239.
    12 . ابن جزرى، النشر فى القراءات العشر، ص 31.
    13 . دكتر عتر، الاحرف السبعة و منزلة القراءات منها، ص‏276.
    14 . البرهان فى علوم القرآن، ج‏1، ص‏223.
    15 . ابن جزرى، النشر فى القراءات العشر، ج‏1، ص‏31.
    16 .البرهان فى علوم القرآن، ج‏1، ص‏220.
    17 . اضواء على السنّة المحمدية، ص 300، به نقل از هدى السارى، ج‏2، ص‏201.
    18 . تفسير طبرى، ج‏1، ص‏35، ح 7.
    19 . همان، ح 8.
    20 . همان، ص‏42، ح 45.
    21 . همان، ص‏39، ح 29.
    22 . همان، ص‏39، ح 30.
    23 . همان، ص‏40، ح‏32.
    24 . همان، ص‏40، ح 35.
    25 . همان، ج‏40، ح 38.
    26 . همان، ص‏42، ح 46.
    27 . تفسير طبرى، ج‏1، ص‏36، ح 15.
    28 . همان، ص‏37، ح 16.
    29 . همان، ح 17.
    30 . همان، ص‏36، ح 10.
    31 . همان، ص‏42، ح 43.
    32 . همان، ص‏53، ح 67.
    33 . همان، ص‏53، ح 70.
    34 . حديث مضطرب، حديثى است كه از لحاظ متن يا سند، مختلف نقل شده باشد كه اگر اين اختلاف به معنا به وثاقت سلسله خدشه رساند، از درجه صحت ساقط مى‏باشد.
    35 . ذهبى، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، حوادث 143ه'.ق.
    36 . سيوطى، تدريب الراوى فى شرح تقريب النواوى، ج‏1، ص‏88.
    37 . صحيح البخارى، ابواب العلم.
    38 . اضواء على السنّة المحمديه، ص 167.
    39 . ذهبى، تذكرة الحفاظ، ج‏1، ص‏3.
    40 . ابن سعد، الطبقات الكبرى، ج‏3، ص‏206.
    41 . صحيح مسلم، كتاب الزهد، باب التثبت فى الحديث، ج‏18، ص‏129.
    42 . مسند احمد حنبل، ج‏3، ص‏56.
    43 . تفسير طبرى، ج‏1، ص‏41، ح‏41، و مسند امام احمد، ج‏4، ص‏169.
    44 . تفسير طبرى، ج‏1، ص‏35، ح 7 و مسند احمد، ج‏1، ص‏300.
    45 . مسند احمد، ج‏4، ص‏204.
    46 . تفسير طبرى، ج‏1، ص‏46، ح 58.
    47 . تأويل مشكل القرآن، ص 30.
    48 . الاحرف السبعة و منزلة القراءات منها، ص 100 - 101.
    49 . همان.

    امضاء




صفحه 13 از 33 نخستنخست ... 39101112131415161723 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi