ابن ابی الحدید می گوید: بسیاری از مردم، ندبه و مرثیه حضرت فاطمه علیها السلام بر پدر بزرگوارش را در روز رحلت آن حضرت و پس از آن روز نقل کرده اند که آن مرثیه الفاظ معدود و مشهوری است از جمله:
«ای پدر جان! بهشت جاودانه آرامگاه توست! ای پدر جان، که نزد پروردگار صاحب عرش، جایگاه تو است. ا ی پدرجان، که جبرئیل تو را پوشش داد. ا ی پدر جان، که پس از امروز تو را نخواهیم دید».
بعضی از مردم خاطر نشان می کنند که این ندبه و درد دل ها با نوعی از تظلّم و ابراز رنج و درد همراه است؛ به دلیل جریانی که بر سر او آمده بود و او را مغلوب ساخته بود و درستی این مطلب را خدا بهتر می داند.
شیعه نقل می کند: که گروهی از صحابه، به گریه های طولانی حضرت فاطمه علیها السلام اعتراض و او را از آن همه گریه نهی کردند و گفتند: «از کنار مسجد فاصله بگیر و به یکی از اطراف مدینه برو».(3)
________________________________________
1- مناقب (ابن شهر آشوب)، ج 1، ص 169.
2- العقد الفرید، ج 3، ص 328.
3- شرح نهج البلاغه، ج 13، ص 43.
ص: 93
در حزن شدید حضرت فاطمه علیها السلام ، جبرئیل فرود می آمد و در سوگ پدر به او تسلای خاطر می داد. برای او از رسول اعظم صلی الله علیه و آله و درجه رفیع حضرتش خبر می آورد و از آینده ذریه اش به او خبر می داد. حضرت فاطمه علیها السلام این اخبار غیبی را برای امیرمؤمنان علی علیه السلام بازگو می کرد و امیرمؤمنان، علی علیه السلام آنها را می نوشت.(1)
روزی از حضرت علی علیه السلام درخواست کرد پیراهن پدرش را که وی را با آن غسل داده، نزد او بیاورد. چون آن را مشاهده کرد و بویید، چنان شیون و زاری کرد که به حالت اغماء افتاد. پس حضرت آن را از او پنهان ساخت.(2)
در یکی از روزها نیز از بلال خواست اذان گوید و بلال چنان بود که بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله ، دیگر اذان نمی گفت. چون مؤذن رسول خدا صلی الله علیه و آله بانگ تکبیر بلند ساخت، حضرت زهرا علیها السلام دوران پدر را به یاد آورد و به گریستن پرداخت و چون ندای «اشهد ان محمداً رسول الله» سر داد، حضرت فاطمه علیها السلام با صورت بر زمین افتاد و غش کرد. بلال اذان را قطع کرد و آن را به پایان نرساند.(3)
حضرت فاطمه علیها السلام آن قدر از ظلم و ستمی که بر او رفت، شکوه کرد که سران مدینه رنجور شدند و از حضرت علی علیه السلام خواستند که او یا شب بگرید یا روز.(4) حضرت خواسته آنان را به حضرت زهرا علیها السلام گفت. ایشان فرمود: «ا ی ابالحسن، من مدت زیادی در میانشان نیستم و از گریه بر پدرم باز نمی ایستم، نه شب و نه روز.» حضرت علی علیه السلام مانع او نشد، اما خانه ا ی در
________________________________________
1- اصول کافی، ج 1، ص 382.
2- اصول کافی، ج 1، ص 382.
3- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ص 61.
4- مناقب (ابن شهر آشوب)، ج2، ص 78.
ص: 94
قبرستان بقیع به نام «بیت الاحزان»(1) برایش بنا کرد تا در آنجا گریه کند.(2) این خانه در پناه شاخه های درخت خرما ساخته شده بود(3) و صبحگاهان که فرامی رسید، حضرت فاطمه علیها السلام همراه فرزندان خود به آنجا می رفت و شب هنگام حضرت علی علیه السلام او را به منزل بازمی گرداند.(4)
دو _ ارائه خطبه عیادت
دو _ ارائه خطبه عیادت
هنگامی که حضرت فاطمه علیها السلام بر بستر بیماری افتاد و بر اثر همان بیماری درگذشت، زنان مهاجر و انصار به عیادت حضرت آمدند. سلام کردند و گفتند: «ا ی دختر پیامبر، چگونه هستی و با این بیماری چگونه سر می کنی»؟
حضرت فاطمه علیها السلام به درگاه خداوند سپاس گزارد و بر پدرش درود فرستاد و گفت:
به خدا سوگند، از دنیایتان سیر شده ام. بر مردانتان غضبناکم، دینداری آنان را آزمودم و سست پیمانی شان بیزارم ساخت؛ آنان به شمشیری شکسته و تیغ زنگارخورده می مانند؛ اندیشه ا ی پست و گفتاری نارسا دارند. مردمی که خشم خدا را خریدند و جاودانی در آتش دوزخ را
________________________________________
1- امام شرف الدین می گوید: او (حضرت زهرا علیها السلام) و دو فرزندش و عده ای از زنان در بقیع زیر درختچه ای در فراق رسول خدا صلی الله علیه و آله نوحه سرایی می کردند؛ چون آن درختچه را قطع کردند، علی علیه السلام برای فاطمه علیها السلام خانه ای در بقیع ساخت که برای نوحه سرایی در آن مأوا می گرفت. این خانه همان بیت الاحزان نامیده می شود. وی همچنان می گوید: این خانه (بیت الاحزان) در هر نسلی از این امت زیارت می شد؛ چنانچه مشاهد مقدسه هم چنین بود تا اینکه به دستور ملک عبدالعزیز ابن سعود الجندی هنگامی که مسلط بر حجاز شد ویران گردید و همین طور مقدسات در بقیع هتک حرمت و ویران شد و این به مقتضای مذهب وهابیت وی بود. این واقعه در سال 1344 هجری قمری رخ داد. (النص والاجتهاد، ص 302؛ عوالم العلوم، ج11، ص 489؛ وفا الوفاء، ج3، ص 918).
2- 13 سمهودی، در تاریخ مدینه، ج2، ص 95 به نقل از: غزالی قول به استحباب نماز در مسجد حضرت فاطمه علیها السلام در بقیع را آورده است اما از غیر او بیان داشته که این مسجد در حقیقت همان «بیت الحزن» است که دخت رسول خدا صلی الله علیه و آله در ایام سوگواری خود بر پدرش، به آنجا می رفت.
3- ابوبکر خوارزمی، المختار من نوادر الاخبار، ص 191.
4- بحارالانوار، ج10، ص 51.
ص: 95
برگزیدند. این است حال مردان شما! و من به ناچار کار را به آنان واگذارده و سنگینی و ننگ حق کشی را برایشان بار کردم. بریده باد دست جفاکاران و نابودی و هلاک، ارزانیشان.
وای بر آنان، چرا نگذاردند حقّ در مرکز خود قرار یابد و چرا پایگاه خلافت نبوی را از خانه وحی دور کردند؟ راستی آیا سزاوار است که انسان آگاهِ بر امور دین و دنیا را کنار زنند؟ و آیا این اقدام ناصواب جز زیان آشکار چیز دیگری است؟
به خدا سوگند آنان از ابوالحسن روی گرداندند و او را نپسندیدند، چون سوزش شمشیر او را چشیدند و دیدند که او را از مرگ هراسی نیست و استوار و پایدار در صحنه مبارزه حق و باطل بر جای می ماند.
سوگند به خداوند یکتا، اگر اینان علی را بر کاری که پیامبر بر عهده او نهاده بود، می گماردند؛ او به نیکی کار را به سامان می رساند، امت را با روشی آسان به راه راست می برد. کم ترین حقّی از هیچ کس تباه نمی شد. نه روندگان به سختی می افتادند و نه سواران دل آزرده می شدند. علی آنان را به سرچشمه جوشان گوارای پرآبی می رساند که کاستی بدان راه نداشت، آب از همه سویش تراوش می کرد و همگی در کنار این چشمه سار پر آب سیراب می گشتند. او در پنهان و آشکار مردم را اندرز می داد، از دارایی های دنیا بهره ا ی نمی گرفت و خود را به حُطام آن نمی آلود. با رفتار الهی خود بر مردم آشکار می ساخت که زاهد کیست و دنیاگرا کدام است؟




نقل قول
