صفحه 13 از 18 نخستنخست ... 391011121314151617 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 177

موضوع: پرتوی از عظمت امام حسین علیه السلام

  1. Top | #121

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اين نامه - كه از آن محبوبيت و عظمت مقام حسين در بين مسلمين و شدت سوء انعكاس هتك احترامات او در قلوب عموم آشكار است - اين است:
    حسين بن علي متوجّه عراق شده است، و او پسر فاطمه بتول، و فاطمه دختر پيغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) است، اي فرزند زياد، پس بترس از آنكه نسبت به او بدرفتاري نمايي، و بر خود عيب و عاري برانگيزي كه هيچ چيز آن را جبران ننمايد، و خواص، و عوام تا دنيا باقي است هرگز آن را فراموش نسازند.
    خوارزمي بعد از نقل اين داستان مي گويد:فَلَمْ يَلْتَفِتْ عَدُوُّ اللهِ إِلَی كِتَابِ الْوَلِيدِ؛
    آن دشمن خدا به نامه وليد اعتنايي نكرد.
    (1)
    ابن اثير مي گويد: وقتي عمر بن سعد از عبيدالله مهلت گرفت تا درباره جنگيدن با حسين(علیه السلام) فكر كند، به منزل آمد و با خيرخواهان خودش مشورت كرد. با هركس مشورت مينمود او را از اقدام به اين جرم عظيم باز ميداشت.
    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 23-07-2025 در ساعت 19:31
    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #122

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حمزة بن مغيرة بن شعبه - که پدرش مغيره در انحراف از اهل بيت(علیهم السلام) معروف و از پايه گذاران پادشاهي يزيد بود - پسرخواهرش نزد او آمد و گفت: به خدا پناه ميبرم
    ص: 115

    1- . خوارزمي، مقتل الحسین(علیه السلام)، ج1، ص221، فصل11.
    از اينكه به جنگ حسين بروي و خدا را مخالفت كني و قطع رحم نمايي. به خدا سوگند اگر از دنياي خود و آنچه داري و از سلطنت تمام روي زمين اگر براي تو بود بيرون بيايي، بهتر است براي تو از اينكه خدا را ملاقات كني درحالي كه خون حسين به گردنت باشد.
    (1)
    ابوزهير عبسي گفت: شنيدم شبث بن ربعي در امارت مصعب مي گفت: خدا به اهل اين شهر (كوفه) هرگز خير ندهد و آنها را از رشد و استقامت محروم سازد. آيا عجب نمي كنيد كه ما با علي بن ابيطالب و بعد از او با پسرش براي ياري آل ابي سفيان پنج سال نبرد كرديم پس از آن در كنار آل معاويه و پسر سميه زانيه، با پسر علي كه بهترين اهل زمين بود جنگ كرديم. ضَلالٌ يَا لَكَ مِنْ ضَلَالٍ.
    (2)
    ابن سعد در طبقات گفته مرجانه مادر عبيدالله بن زياد به او گفت:
    يَا خَبِيثُ قَتَلْتَ ابْنَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ وَاللهِ لَا تَرَی الْجَنَّةَ أَبَداً؛
    (3)
    اي خبيث! پسر دختر رسول خدا را كشتي! به خدا هرگز بهشت را نخواهي ديد.
    حميد بن مسلم گفت: عمر بن سعد با من دوست بود بعد از بازگشتن از جنگ حسين(علیه السلام) به نزد او رفتم و از حالش پرسيدم، گفت: از حال من نپرس كه هيچ كس از منزلش بيرون نرفت و برنگشت كه بازگشت او بدتر از من باشد، قطع خويشاوندي كردم و گناه بزرگي را مرتكب شدم.
    (4)
    امضاء

  4. Top | #123

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و نيز عمر بن سعد وقتي از نزد ابن زياد برخاست و به منزلش ميرفت ميان راه ميگفت: هيچ كس بازگشت از سفر نكرد به اين گونه كه من بازگشتم، اطاعت كردم فاسق ظالم پسر زياد فاجر را، و خداي عادل را معصيت كردم، و خويشاوندي شريفه را بريدم.
    ص: 116

    1- . طبری، تاريخ، ج4، ص309 - 310؛ ابن اثیر جزری، الكامل في التاريخ، ج4، ص52 - 53.
    2- .[3] طبري، تاريخ، ج4، ص332؛ ابن اثير جزري، الکامل في التاريخ، ج4، ص68 - 69.
    3- . ابن سعد، الطبقات الکبری، ج10، ص500؛ سبط ابن جوزی، تذكرة الخواص، ص233.
    4- . ابن داوود دینوری، الاخبارالطوال، ص260.
    عمر سعد تا زنده بود مردم از او كناره گيري ميكردند هروقت به گروهي از مردم ميگذشت، از او روي ميگرداندند و هروقت داخل مسجد ميشد مردم بيرون ميآمدند، و هركس او را ميديد به او دشنام ميداد ناچار خانهنشين شد تا كشته گشت.
    (1)
    ابن اثير و طبري روايت كرده اند: وقتي آن جماعت كه سر حسين را از كوفه به شام آورده بودند بر يزيد وارد شدند و آن سر مبارك را پيش روي آن ملعون گذاردند و سرگذشت كربلا را برايش گفتند، هند دختر عبدالله بن عامر بن كريز، زن يزيد با جامهاش سرش را پوشيد (و بدون عبا) بيرون آمد گفت:
    آيا سر حسين پسر فاطمه دختر رسول خداست؟يزيد گفت: آري در مصيبت او با صداي بلند گريه كن، و براي پسر دختر رسول خدا و خالص قريش لباس عزا بپوش! ابن زياد شتاب كرد او را كشت، خدا او را بكشد.
    (2)
    ص: 117

    1- . سبط ابن جوزی، تذكرةالخواص، ص233.
    2- . طبري، تاریخ، ج4، ص355 - 356؛ ابن اثیر جزری، الكامل في التاريخ، ج4، ص84 - 85. اين اظهارات يزيد و عمر بن سعد، و شبث به هيچ وجه نشانه پشيماني آنها از قتل حسين(علیه السلام) نيست بلكه نشانه فشار افكار و توجّه سيل اعتراض و تنفر مردم از آنهاست. آنها ميخواستند با اين گونه سخنان مردم را آرام كنند، و از خشم و نفرتشان بكاهند. يزيد ميديد حتي در اندرون خانهاش انعكاس شهادت حسين(علیه السلام) اثر كرده، و همه با او دشمن و از او بيزار شدهاند و در معرض خطر قتل و انقلاب ناگهاني واقع شده است، چگونه يزيد پشيمان شده بود بااينكه ابن زياد بعد از قتل حسين(علیه السلام) مورد كمال علاقه و اعتماد او بود نه او را عزل كرده و نه محاكمه و مؤاخذه نمود و نه توبيخ نامهاي به او نوشت و همان طور كه عقيلة هاشميين (حضرت زينب(علیها السلام)) در آن خطبه تاريخي فرمود: از اينكه سر حسين(علیه السلام) را برايش آوردند انتقام خون خويشاوندان مشرك و كافر خود را از پيغمبر(صلی الله علیه وآله) گرفته، شاد و خشنود بود. عمر سعد علاوه بر آنكه مورد دشنام و اعتراض مردم شده بود چون به حكومت ري، نرسيد اظهار پشيماني كرد زيرا به آنچه از قتل حسين(علیه السلام) آرزو داشت نرسيد و در جامعه، بدنام و منفور عامّه گرديد و غير از رسوایي خود و خاندانش بهرهاي نبرد، ولي اگر به استانداري ري رسيده بود و ميتوانست با زور سرنيزه با احساسات عمومي بجنگد و مانند ستمكاران ديگر مردم را خفه كند، هرگز اظهار پشيماني نميكرد و اگر مأموريت هاي ديگر هم به او ميدادند با كمال ميل انجام ميداد و براي خاطر مقام، همه رجال روحاني و ملّي را قتل عام ميكرد؛ و الا هر ظالم و ستمگر و سياستمداري براي اغفال جامعه اين اظهارات را مينمايد.
    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 29-07-2025 در ساعت 17:53
    امضاء

  5. Top | #124

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حتي ابن زياد ملعون نيز چنان تحت تأثير اعتراضات قاطبه مسلمين واقع و در امواج تنفر و انزجار عمومي غرق و نكوهيده نام شد كه در انديشه تبرئه خود، و محو نامههايي كه راجع به قتل حسين(علیه السلام) نوشته بود برآمد.
    هشام بن عوانه گفت: ابن زياد بعد از شهادت حسين(علیه السلام) به عمر بن سعد گفت: آن نامهاي كه راجع به كشتن حسين به تو نوشتم كجاست؟ گفت: من براي انجام فرمان تو رفتم و نامه گم شد.
    گفت: بايد آن را بياوري: گفت: گم شد. گفت: به خدا قسم البتّه بايد آن را بياوري! گفت: به خدا سوگند آن دست آويز اعتذار من در نزد زنان سالخورده قريش است.به خدا سوگند من راجع به حسين نصيحتي به تو كردم كه اگر آن را با پدرم سعد وقاص كرده بودم حقّ نصيحت را ادا نموده بودم.
    عثمان بن زياد برادر عبيدالله گفت:
    راست ميگويد به خدا سوگند دوست ميداشتم كه از پسران زياد مردي نماند مگر آنكه در بيني او حلقه غلامي تا روز قيامت باشد و حسين كشته نشده باشد.
    هشام گفت والله عبيدالله اين سخن را رد نكرد.
    (1)

    امضاء

  6. Top | #125

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ابومخنف روايت كرده كه مردم به سنان بن انس گفتند: حسين بن علي پسر فاطمه دختر رسول الله(صلی الله علیه وآله) و بزرگ ترين عرب را كه ميخواست به حكومت بني اميه پايان دهد كشتي، برو به نزد فرماندهان خودت و پاداش بگير، اگر تمام اموال خزينههاي خودشان را به تو بدهند كم است! سنان سواره رو به سوي خيمه عمر سعد آمد. او گستاخ و شاعر و مرد احمقي بود آمد بر در خيمه عمر بن سعد ايستاد و گفت:
    أَوْفِرْ رِكَابِي فِضَةً وَذَهَباً *** إِنِّي قَتَلْتُ الْمَلِكَ الْمُحَجَّبَا
    قَتَلْتُ خَيْرَ النَّاسِ اُمّاً وَأَباً *** وَخَيْرُهُمْ إِذْ يَنْسِبُونَ نَسَباً
    ص: 118

    1- . طبری، تاريخ، ج4، ص357.
    ركاب اسب مرا با طلا و نقره پر كن! زيرا من سلطان صاحب عظمت و جلال را كشتم، كسي را کشتم كه بهترين مردم بود از جهت پدر و مادر، و در مقام افتخار به نسب، نسبش از بهترين تبارها بود!.
    عمر سعد گفت: شهادت ميدهم كه ديوانهاي هستي كه هرگز افاقه نيافتي. سپس گفت: او را نزد من بياوريد، وقتي او را وارد خيمه نمودند با خنجر كوچك يا چوب دستي خود به او زد، و گفت: اي ديوانه، آيا اين گونه سخن ميگويي؟ به خدا اگر ابن زياد اين سخنان را از تو بشنود گردنت را ميزند.
    (1)با اين تنبيهي كه عمر سعد از سنان كرد، خولي وقتي سر مبارك را نزد ابن زياد برد همين اشعار را قرائت كرد.(2)
    عمرو بن حريث كه از خواص زياد، و پسرش عبيدالله بود، و گاهي ازطرف آنها نيابت فرمانداري كوفه به او واگذار ميشد، بنا به نقل سبط ابن جوزي در خبر جانكاه تقوير، قطعههاي كوچكي از گوشت و اعضاي آن سر مبارك را از ابن زياد گرفت و در رداي خزي كه به دوشش بود جمع آوري كرد و غسل داد
    ص: 119

    1- . طبری، تاريخ، ج4، ص347؛ ر.ک: ابن اثیر جزری، اسدالغابه، ج2، ص21.
    2- . ابن اثیر جزری، اسدالغابه، ج2، ص21. ابن حجر هیتمی در الصواعق المحرقه (ص197 - 198) ميگويد: قاتل آن حضرت نزد ابن زياد اين اشعار را خواند: إِمْلأْ رِكَابِي فِضَّةً وَذَهَباً *** فَقَدْ قَتَلْتُ الْمَلِكَ الْمُحَجَّبَا وَمَنْ يُصَلِّي الْقِبْلَتَيْنِ فِي الصَّبا *** وَخَيْرَهُمْ إِذْ يَذْكُرُونَ النَّسَبَا قَتَلْت خَيْرَ النَّاسِ اُمّاً وَأَبَاً ابن زياد خشمناك شد. گفت: تو كه اين را ميدانستي چرا او را كشتي؟ به خدا قسم از من جايزه نخواهي ديد و گردنش را زد.
    و عطر و طيب بر آنها زد و كفن كرد، و در خانه خودش دفن نمود و آن خانه معروف به دارالخز گرديد.
    (1)
    نبايد تعجّب كرد از اينكه عمرو بن حريث از گوشت سر امام حسين(علیه السلام) احترام و تجليل نمود و آن را در خانه خود مدفون ساخت بااينكه در شمار حزب بني اميّه بود و برطبق فرمان زياد و عبيدالله كار ميكرد؛ زيرا اين گونه اشخاص كه دين را تا آنجا كه با منافع مادّي آنها مزاحمت نكند محترم ميشمارند و در هنگام مزاحمت و معارضه دين را به دنيا ميفروشند، اينها در عصر ما هم بسيارند.عمرو بن حريث از گوشت سر امام حسين(علیه السلام) تقديس مينمود و شايد آن را موجب بركت خانه خود ميشمرد، اما قاتل آن حضرت را ياري ميكرد و در زمان ما هم مردمي هستند كه نسبت به سيدالشهدا(علیه السلام) اظهار ارادت ميكنند اما با هدف او مبارزه مينمايند، براي اسيري زينب و ساير بانوان اهل بيت(علیهم السلام) گريه ميكنند اما نسبت به حجاب و عفّت زنانشان بيتفاوتند، قرآن را بازوبند كودكان خود قرار ميدهند و هروقت ميخواهند سفر كنند قرآن بر سر ميگيرند ولي با احكام قرآن و تعاليم اسلام مخالفت ميكنند.
    حقیقت اين است كه اينها هم اگر در آن زمان بودند با يزيد همكاري كرده و از كشيدن شمشير به روي حسين(علیه السلام) خودداري نميكردند.
    «افّ بر اين مسلمانان و افّ بر اين مسلماني!»
    ص: 120

    1- . سبط ابن جوزي، تذكرة الخواص، ص233.






    امضاء

  7. Top | #126

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    انعكاس شهادت سيدالشهدا(علیه السلام)

    شهادت امام حسين(علیه السلام) در تمام مجامع اسلامي و بلاد مسلمان نشين با تأثر و تأسف شديد روبه رو شد.
    براي مسلمان ها غمانگيزتر از خبر فجيع شهادت يگانه سبط پيغمبر و يادگار آن سرور خبري نبود.
    اگرچه - در پارهاي از نقاط دورافتاده از مركز اسلام كه تربيت آنها تحت سلطه شديد اموي بود و كنترل اخبار، آنها را از آگاهي به حقايق آنچه در عالم اسلام اتّفاق ميافتاد، مانع بود - در ابتدا آن طور كه بايد شهادت آن حضرت به گوش افراد نرسيد، ولي با تبليغات و افشاگري هاي اسيران كربلا و رفت وآمد مطلعين، عموم مردم از سوء رفتار بني اميه با خاندان پيغمبر آگاه شدند و موج نفرت و انزجار به زودي همه جا را فرا گرفت.
    به راستي در آن شرايطي كه حسين(علیه السلام) را شهيد كردند - كه همه جا را مأموران دولتي و سربازان دژخيم كه شرف خود را به جيره و حقوق فروخته بودند، تحت نظر گرفته و دستگاه جاسوسي و كارآگاهان حكومت در همه گوشه و كنار كوچك ترين عكس العمل مردم را گزارش ميدادند و آنها را به سياه چال هاي زندان و تعذيبات شديد مبتلا ميساختند - اگر به جاي حسين(علیه السلام) پيغمبر(صلی الله علیه وآله) را هم شهيد ميكردند، در ابتدا شايد خيلي بيش از اينها انعكاس آن در جوامع مسلمين آشكار نميگشت.
    ص: 121
    دوست و دشمن، عالم و جاهل، زن و مرد، از اين واقعه انگشت حيرت به دندان گزيدند، و از مهابت اين عمل وحشيانه و گستاخي و جسارتشان نسبت به هتك حرمت خدا و رسول، تعجّب ها نمودند.
    بعضي از افراد سرشناس مانند عبدالله بن عمرو بن عاص بااينكه شهادت علي(علیه السلام) را در محراب عبادت شنيده بود، شهادت حسين(علیه السلام) و تجاسر اشرار را به قتل آن حضرت پيش بيني و باور نميكرد.
    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 24-08-2025 در ساعت 16:57
    امضاء

  8. Top | #127

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آري باوركردني هم نبود، زيرا هنوز پنجاه سال از رحلت پيغمبر اعظم اسلام(صلی الله علیه وآله) نگذشته بود ولي بانگ توحيد و صداي رسالت او با سرعت عجيب به گوش جهانيان رسيده و دامنه فتوحات اسلام و نهضت آزادي انسان ها از پرستش بت ها و پيكرهها و زمامداران و پادشاهان و امپراطوران، آسيا و آفريقا را تكان داده بود، و قسمت عمده از كشورهاي بزرگ وارد نهضت آسماني اسلام شده و به تعاليم قرآن گرويده و ذمائم اخلاقي را پشت سر ميگذاشتند. روزبه روز صيت عظمت پيغمبر اعظم(صلی الله علیه وآله) دل هاي بسياري را فتح ميساخت.
    پيغمبري كه به سوي قومش و به سوي همه افراد بشر، همه درهاي رحمت، عزّت، سعادت، غنا و ثروت و خير دنيا و آخرت را گشود و آنها را از تاريكي به روشنايي، و از ظلمت به نور، و از مرگ به زندگي، و از آن وضع وحشيانه و پر از ننگ و ناكامي به آن حيات شرافتمندانه و اجتماع عالي و انواع نعمت ها رسانيد.
    پنجاه سال از درگذشت پيامبر عطوف و مهربان و سرمايه عزّت و بركت نگذشته بود كه جمعي از اشرار و منافقين امت او از كساني كه به زبان شهادت به رسالت و پيامبري او ميدادند، از كساني كه دعوت پيغمبر و برنامههاي آسماني او همه چيزشان: عزّتشان، مجدشان، قدرتشان و افتخارشان شده بود، جمع شدند و مرتكب بزرگ ترين جنايات تاريخ و حق نشناسي شدند. پسر عزيز آن پيغمبر را كه مانند خود پيغمبر مايه افتخار و سربلندي آنها و مظهر تمام كمالات انسانيت
    ص: 122
    بود و براي نجات امت، تلاش و كوشش ميكرد با اهل بيت و اطفال خردسال و تني چند از ياران و اصحابش كه همه از اوتاد أرض، و قرّاء قرآن، و عبّاد و زهّاد و معلّمان بزرگ اخلاق فاضله انساني و راهنماي جامعه و در پاكي و طهارت نمونه فرشتگان مقرّب خدا بودند - در يك بياباني فرود آوردند و در شدّت زحمت تشنگي قرار داده، و آب را بر روي آنها كه ميهمان بودند بسته - و به فجيعترين وضعي كه تاريخ نظير آن را نشان نميدهد كشتند.
    باوركردني نبود، زيرا انتظار نميرفت خيانت و جنايت بشر تا اين حد هم جلو برود، زيرا انتظار نميرفت بشريت اين گونه در عميقترين دركات نكبات اخلاقي و رذائل ظلم و ستم سقوط كند.
    بينهايت شگفتانگيز بود، زيرا بسياري از كشندگان حسين(علیه السلام)، او را دعوت كرده بودند، حسين(علیه السلام) را ميشناختند و از او در عالم اسلام كسي را فاضل تر نميدانستند.
    زيرا دين فروشي و شرافت فروشي آنها بر همه آشكار شد خودشان هم اقرار داشتند. ابوعثمان عبدالرّحمان نهدي كه در عهد پيغمبر(صلی الله علیه وآله)، اسلام اختيار كرده و در چندين جنگ مسلمين با كفار شركت نموده، و دوازده سال مصاحبت سلمان فارسي را يافته، و در عبادت و قرائت قرآن معروف بود وقتي حسين(علیه السلام) به شهادت رسيد، از شدت تأثّر و ناراحتي از كوفه هجرت كرد، و گفت:
    لَا أَسْكُنُ بَلَداً قُتِلَ فِيهِ إبْنُ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ(صلی الله علیه وآله)؛
    (1)
    در شهري كه در آن پسر دختر پيغمبر(صلی الله علیه وآله) كشته شده باشد سكونت نميگزينم.


    امضاء

  9. Top | #128

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ام ّسلمه كه در بين زنان پيغمبر(صلی الله علیه وآله) بعد از خديجه ام ّالمؤمنين نمونه برجسته يك زن مسلمان بود به روايت ابن سعد وقتي خبر شهادت امام حسين(علیه السلام) به او رسيد (متعجّبانه) گفت:
    ص: 123


    1- . ابن اثیر جزری، اسدالغابه، ج3، ص325.
    آيا چنين كاري را كردند؟ خداوند خانهها و قبرهايشان را از آتش پر كند سپس آن قدر گريه كرد تا بي هوش شد
    .(1)
    حسن بصري ميگفت: اگر كشندگان حسين از قوم من بودند، و مرا ميان بهشت و جهنم مختار ميساختند، آتش جهنم را بر بهشت ميگزيدم براي آنكه در بهشت، چشمم به روي پيغمبر(صلی الله علیه وآله) نيفتد و از آن حضرت شرمنده نشوم
    .(2)
    زهري ميگويد: وقتي خبر شهادت حسين(علیه السلام) به ربيع بن خيثم رسيد گريه كرد و گفت: كشتند جواناني را كه اگر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) ايشان را ميديد دوست ميداشت آنها را و با دست خود به آنها غذا ميداد و آنها را بر زانوي خود مينشانيد
    .(3)
    يحيي بن حكم وقتي از كساني كه سر سيدالشهدا(علیه السلام) را آورده بودند، پرسيد: چه كرديد؟ گفتند: وارد شدند بر ما از ايشان يعني اهل بيت، هجده مرد، ما همه را كشتيم، و اين سرهاي آنها و اين زنان اسير آنهاست، يحيي بن حكم
    (4) گفت:
    حُجِبْتُمْ عَنْ مُحَمَّدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَنْ اُجَامِعَكُمْ عَلَی أَمْرٍ أَبَداً ثُمَّ قَامَ فَانْصَرَفَ؛
    (5)
    شما از محمّد(صلی الله علیه وآله) در روز قيامت پوشيده و محجوب شديد (يعني چشمتان به جمال آن حضرت نخواهد افتاد) من هرگز در هيچ كاري با شما همكاري نخواهم كرد و برخاست و رفت.
    و اين يحيي همان كس است كه آن اشعار معروف را در مجلس يزيد خواند.
    ص: 124


    1- . ابن سعد، الطبقات الکبری، ج10، ص496؛ سبط ابن جوزی، تذكرة الخواص، ص240.
    2- . شبلنجی، نورالابصار، ص268؛ شبراوی، الاتحاف، ص72؛ صبان، اسعاف الراغبین، ص161. مانند اين سخن از ابراهيم نخعي نيز نقل شده است: شبراوی، الاتحاف، ص74؛ صبان، اسعاف الراغبین، ص160 - 161.
    3- . سبط ابن جوزي، تذكرة الخواص، ص240 - 241.
    4- . يحيي برادر مروان است و مروان همان كسي است كه وليد را به قتل حسين(علیه السلام) تحريك ميكرد.
    5- . طبري، تاريخ، ج4، ص356.


    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 11-09-2025 در ساعت 12:41
    امضاء

  10. Top | #129

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ابومخنف ميگويد: خبر داد مرا ابوجعفر عبسي از ابي عمّاره عبسي که گفت: يحيي بن حكم برادر مروان گفت:
    لُهامٌ بِجَنْبِ الطَّفِّ أَدْنَی قَرَابَةً *** مِنْ إبْنِ زِيَادِ الْعَبْدِ ذِي الْحَسَبِ الْوَغْلِ
    سُمَيَّةُ أَمْسَی نَسْلُهَا عَدَدَ الْحَصَی *** وَلَيْسَ لآل ِالْمُصْطَفَی الْيَوْمَ مِنْ نَسْلٍ
    آن لشكر بزرگ كه در زمين كربلا بودند در خويشي به ما نزديك ترند از ابن زياد، برده بدگهر! سميّه نسل و تبارش به عدد ريگ ها شد، درحالي كه براي آل مصطفي امروز نسلي باقي نمانده است.
    يزيد به سينه او زد و گفت: ساكت شو
    .(1)
    مانند يحيي بن حكم از اطرافيان و كسان بني اميه بسيار بودند كه سخت تكان خوردند و نميتوانستند زبان خود را نگاه دارند و آن را به ذمّ و نكوهش كشندگان حسين(علیه السلام) باز ننمايند، و از عار و ننگي كه از ارتكاب اين جرم بر دامن بنياميّه و اعوان و دستگاه هاي حكومتي آنها نشست چيزي نگويند؛ حتي در اندرون خانه يزيد نيز چنان كه سابقاً شرح داده شد صداي اعتراض بلند شد؛ زيرا هركس ذرّهاي از اسلام بهره و بويي برده بود نميتوانست اين صحنهها را تماشا كند كه مردان خاندان نبوّت را شهيد و زنانشان را اسير كنند، و زبان به اعتراض نگشايد، و به عاملين آن جرائم لعنت و نفرين نكند.
    عبدالله بن زبير گفت: حسين، مردن با كرامت و شرافت را بر زندگي با پستي و ذلت برگزيد. خدا حسين را رحمت كند، و كشندة او را خوار سازد. بعد از حسين ديگر كسي به اين مردم (يعني بني اميّه) اطمينان پيدا نخواهد كرد و سخن آنها را تصديق نخواهد نمود و عهدشان را نميپذيرد. به خدا سوگند كشتند كسي را كه ايستادنش به نماز و عبادت در شب طولاني و روزه داريش بسيار بود و
    ص: 125


    1- . طبری، تاريخ، ج4، ص352.
    سزاوارتر بود به خلافت و زعامت مسلمين از جهت دين و فضايل. به خدا قسم حسين آن كس نبود كه قرائت قرآن، گريه از بيم خدا، روزه و مجالس ذكر و ياد خدا را ترك كند و غنا و آوازه خواني و نوشيدن حرام و شكار را اختيار نمايد و در اين كلمات اعتراض به يزيد داشت
    .(1)
    ابن عبّاس گفت:
    پيامبر(صلی الله علیه وآله)
    را در خواب ديدم پريشان و غبارآلوده و در دستش تنگي از خون بود گفتم: پدر و مادرم فداي تو يا رسول الله(صلی الله علیه وآله) اين چيست؟ فرمود: «اين خون حسين و اصحاب اوست، امروز همواره آن را جمع آوري كردم»، بعد مكشوف شد كه در همان روز (روز عاشورا) حسين شهيد شده است
    .(2)
    زهري گويد: چون خبر شهادت سيدالشهدا(علیه السلام) به حسن بصري رسيد، آن قدر گريه كرد كه در گونههاي او اثر گريه ظاهر شد، و گفت: واي از ذلّت امّتي كه زنازادهاي از ميان آن امّت پسر دختر پيغمبر او را كشت! به خدا سوگند، سر حسين به تنش باز ميگردد، پس جدّش و پدرش از پسر مرجانه انتقام خواهند گرفت
    .(3)
    زن كعب بن جابر به او كه جناب برير را كشته بود گفت:
    كشندگان پسر فاطمه را ياري كردي و برير سيّد قاريان قرآن را كشتي! من هرگز با تو سخن نخواهم گفت
    .(4)
    عظمت شهادت حسين(علیه السلام)، و بزرگي جنايت كشتن آن حضرت به قدري در وجدان مردم و نفوس همه سنگين و غيرقابل تحمل بود كه حتي آنهايي كه
    ص: 126


    1- . طبری، تاریخ، ج4، ص364.
    2- . ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج2، ص71؛ ابن عبدالبر، الاستيعاب، ج1، ص395 – 396؛ شبراوی، الاتحاف، ص41.
    3- . سبط ابن جوزی، تذكرة الخواص، ص 278.
    4- . ابن اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ج4، ص67.
    دركربلا حاضر شده بودند با نهايت طمع به جوايز و مناصب و رتبههايي كه به آنها عرضه ميشد، و با كمال علاقهاي كه به حفظ مقامات خود در ادارات و مؤسسات حكومت به وسيله جلب رضايت و خشنودي عبيدالله داشتند، نميتوانستند خود را از اهميت و عظمت آن غافل كنند، و وجدان هاي سياه و تاريك و شقيّ آنها نيز سنگيني اين جنايت و بار گناهي را كه به دوش گرفته بودند كاملاً احساس ميكرد؛ لذا هريك از آنها ميخواست كشتن آن حضرت را ديگري به عهده بگيرد.
    شبراوي ميگويد: حسين همچنان با شجاعت مي جنگيد، تا آنكه پيكر پاك و نازنينش سي ويك زخم نيزه و سی وچهار زخم شمشير برداشت تا آنگاه كه بر زمين افتاد، شمر با جمعي از سپاهيان، ميان آن حضرت و خيام حرم حايل شدند، و زماني طولاني گذشت و كسي آماده قتل آن حضرت نميشد، و اگر ميخواستند آن حضرت را بكشند، ميكشتند ولي هركس از ارتكاب اين جرم بزرگ خودداري ميكرد و ميخواست دستش به ريختن خون حسين آلوده نشود و هركس منتظر بود كه اين ستم عظيم را ديگري مرتكب شود.
    پس به تحريك شمر از هر سو به آن حضرت حمله كردند و با آن همه جراحات، آن امام مظلوم مجاهد برميخاست و بر زمين ميافتاد و با قوّت قلب و ثبات و شجاعت، با آنها جهاد ميكرد و به آن همه جراحات اعتنا نمينمود و با شهامت قرشي و عزّت هاشمي استوار بود. مانند شير جهندهاي بود كه از گزند سگان بيم نداشت.
    اما چه ميتوان كرد؟ قضاوقدر ازلي و حكمت الهي اقتضا داشت چنين مصيبت سخت و حادثه بزرگ و ناگوار در اسلام روي دهد تا مردم بدانند دنيا بيمقدار و حقير است و ناملائمات با آن ملازم است، ديگران در سختي ها و مصائب به آن حضرت تأسّي كنند و حسين(علیه السلام) از شهادت به مقامي نائل شود كه عشّاق افتخارات بزرگ، آن مقام را آرزو مي كنند.
    ص: 127
    و اگرنه كسي نزد خدا عزيزتر از پاره تن حبيبه مجتبي و سبط رسول مصطفي نبود، و معلوم است كه خدا توانا، و قادر بر دفع دشمنان آن حضرت بود.
    لَكِنَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ وَلَا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ
    .(1)

    امضاء

  11. Top | #130

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    توجّه نفوس به عظمت پيشامد به نوعي شد كه اسلام غرق در مصيبت و داغدار شد.
    مرگ يك عالم روحاني و دلسوز براي جامعه، و علاقه مند به تربيت نفوس و تكميل ارواح و تهذيب اخلاق چقدر مردم را سوگوار ميسازد؟ درگذشت يك مرجع ديني و زعيم منحصربه فرد مذهبي چگونه قلوب را ميشكند و اشك ها را جاري ميسازد.
    همه ديديم كه رحلت زعيم بزرگ و مجاهد و استاد عالي قدر ما مرحوم آيت الله بروجردي+ چگونه عالَم اسلام را تكان داد و در ماتم و سوگواري غرق ساخت و چه انقلاب و شورشي در عزاي آن مرد بر پا شد.
    در شناخت عظمت شهادت حسين و فرزندان و برادران و برادرزادگانش كه همه از خاندان نبوت و گوهرهاي تابناك درياي هدايت و معنويت بودند بايد از اين قياس و ميزان استفاده نمود.
    نه تنها عظمت شهادت، عظمت شهادت با تشنگي و منع آب، حتي از اطفال خردسال.
    شهادت توأم با كشتارهاي فجيع و بيرحمانه كودكان و شيرخواران.
    شهادت با اسب تاختن بر بدن هاي پاك شهيدان.
    شهادت با برهنه ساختن پيكرهاي جانبازان راه خدا.
    ص: 128


    1- . شبراوی، الاتحاف، ص51 - 53. اقتباسي است از اين آيه قرآن: ﴿لَا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ﴾. انبياء، 23.
    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 23-09-2025 در ساعت 03:25
    امضاء

صفحه 13 از 18 نخستنخست ... 391011121314151617 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi