


فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (01-01-2011), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (01-01-2011)



عاشورا* خادمه چشم براه گل نرگس* (02-01-2011)
محرّم،
فروردین جانهاست و بهار ایمانهای سست شده و طراوت اندیشه های مرده و افسرده و خوابیده،
و شكوفایی غنچه های بسته بیداری و آگاهی و ایثار و فداكاری است.
محرّم،
وجدان همیشه بیدار تاریخ،
و گلوی هماره فریادگر زمان است.
محرّم،
ماه پاسداری از حرمت انسان است.
محرّم،
حریم ایمان و حصار قرآن است.
محرّم،
اهرم حركت دهنده انسانها و پدیدآورنده شورشهای شیعی و نهضتهای علوی و قیامهای مكتبی است.
حسین(ع) پیامهای شفابخشش را،
همه ساله بر بالهای سرخ شهادت می نویسد و پیكهای رهایی را بر موجهای محرّم و عاشورا سوار می كند.
كلاسهای كربلا كه در همه جاست حتی بدون یك روز تعطیلی،
به من و تو و به همه آنانكه به نجات «انسان» می اندیشند،
می آموزد. چرا كه :
هر روز عاشوراست و هر جا كربلاا
«غدیر علی»،
«حرای محمّد» است،
در جلوه ای پس از بیست و سه سال.
«عاشورای حسین»،
دادخواهی غدیر علی(ع) است،
پس از نیم قرن مظلومیّتِ حقّ.
«عاشورا»،
سقّای تشنه كامانِ عزّت است
،عاشورا، انفجاری از نور و تابشی از حق بود كه بر «طور» اندیشه ها تجلی كرد و «موسی خواهان» گرفتار در «تیهِ» ظلمت را از سرگردانی نجات بخشید.
عاشورا درخششی بود كه در دل دشمن،
ترس ریخت و در دل دوست، امید آفرید و مردگان را بیدار ساخت و غافلان را به هوش آورد و «شب» را تا پشت دروازه های شهر شرك و قلعه نفاق، تاراند.
گرچه در آن نمیروز سرخ، در آن صحرای آتشگون، در آن كربلای «آزمایش»، قیام قیامت در خون نشست،
ولی فریاد رسایت در عمق زمان برخاست.
جهان در حسرت آيينه مانده ست
گرفتار غمي ديرينه مانده ست
شب سردي ست بي تو بودن ما
بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟
عهد آسمانى (01-01-2011)
عاشورا، نماد رويارويي حق و باطل
بي گمان اهدافي را كه پيامبران تعقيب مي كردند، ازسوي جانشينان برحق ايشان پي گيري شده و مي شود. امامان معصوم (ع) به عنوان ادامه دهندگان، رسالت پيامبران، نه تنها همانند آنان به اين وظيفه عمل كرده و در راستاي آن تلاش كردند بلكه همانند پيامبران اولوالعزم از همه توش و توان خويش بهره گرفتند و با صبر و شكيبايي بي مانند خويش كوشيدند تا اين خط تفكري كه از آدم تا خاتم ادامه داشت، تا خاتم ولايت صديقان هم چنان مستمر بماند و پرچم سرافراز آن برافراشته بماند.
در برابر اين خط نيز همواره خط و جريان فكري و عملي ديگري نيز وجود داشته و دارد كه مي كوشد تا اين اهداف آرماني تحقق نيابد و اين پرچم آزادگي و عدالت خواهي فرو افتد. قرآن مي فرمايد كه گروهي مي خواهند اين دين خاموش شود. به كاربردن واژه يريدون كه دلالت بر استمرار دارد نمايانگر آن است كه در برابرجريان حق و عدالت، جرياني است كه مي كوشد تا چراغ اين دين را خاموش كند و نگذارد تا به اهداف خويش برسد
رخداد عظيم عاشورا قرار گرفتن اين دو جريان در برابر يكديگر بود. آناني كه نتوانسته بودند پيامبر را شكست دهند و نورش را خاموش كنند آن روز در برابر امام حسين (ع) صف بندي مي كنند. پيش از آن به پيامبر طعنه مي زدند و اميد آن داشتند كه با ابتر بودنش اين آتش علم و دانشي را كه افروخته خاموش شود. وقتي از ابتر بودن وي سخن مي گفتند به اين معنا بود كه وي نه فرزندي دارد كه راهش را ادامه دهد و نه پيرواني خواهد داشت كه اين تفكر خدايي را زنده نگه دارند و در نهايت به خاموشي و سردي مي گرايد. اين اميد را داشتند و تلاش بسياري نيز كردند. گاه به صراحت مي گفتند كه روزگار محمد(ص) سر آمد وحكومت و دين وي از ميان رفت. خواستند تا نامش را از ماذنه ها بردارند و صداي اذاني را كه نامش را زنده نگه مي داشت وراندازند.
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (01-01-2011), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (01-01-2011), عهد آسمانى (01-01-2011)



همسويي اهداف امام حسين (ع) وپيامبران
رخداد عاشورا به سبب اهدافي كه داشت و نيز مسائل و جهاتي كه براي خود تعريف كرده بود از پيچيدگي خاصي برخوردار است. تحليل اين پديده نشان مي دهد كه ميان آن و مساله انتظار و مهدويت ارتباط تنگاتنگي است. دراين جا بر اين نكته تاكيد مي شود كه مي توان ميان اهدافي كه امام حسين (ع) در عاشورا مي جست و ميان اهداف پيامبران پيوندي محكم و استوار يافت.
در تحليلي مي توان اين اهداف را درآگاهي و روشنگري، آزادي و عدالت خلاصه كرد. به نظر مي رسد كه در تمام انقلاب ها و نهضت هاي بشري اين امور كه فطري انسان هستند مورد نظر و توجه بوده است. انسان به طور طبيعي جست وجوگر حقيقت است و مي خواهد به شناخت و آگاهي درست دست يابد. از اين رو روشنگري و آگاهي يافتن به حقايق به عنوان خواسته نخستين انسان مطرح است.
قرآن تبيين مي كند كه پيامبران براي اين هدف برانگيخته شده اند و مساله تعليم و آموزش كتاب وحكمت مسأله اي است كه همه پيامبران بر آن تاكيد داشته اند. انسان با آموزش و تعليم افزون بر اين كه مي تواند بر حقايق هستي دست يابد و موقعيت خود و جهان را تفسير كند مي تواند از راه آن با حقوق خود آشنا شود و ازآن درزندگي اش بهره گيرد.
بعثت پيامبر اكرم اين گونه بود كه ملتي بي قانون و بي سواد و ناآگاه را به شناخت و آگاهي رساند و حقوق و تكليف خود را شناخت. انقلاب عاشورا به جهت بازگرداندن به اين مساله آغاز مي شود و هدف حضرت حسين (ع) اصلاح امتي بود كه به ناآگاهي و تحميق دچار شده و گروهي با انواع روش ها آنان را درجهل و ناداني نگهداشته بودند. مردم در طول نيم قرن پس از پيامبر (ص) از آگاهي و شناخت و حقيقت دور و به نوعي جهالت گرفتار شده بودند. باورهاي پيشين آنان كم كم و در طول زمان از ميان رفته و تاريكي جهالت نسبت به خود و ارزش ها و حقايق اسلام بر آنان چيره شده بود. نسبت به محتواي اصلي و اساسي اسلام ناآگاه شده و حق و باطل در هم آميخته بود. پوستين اسلام را وارونه به تن آن كرده و برتن باطل جامه اي از حق پوشانده بودند.
امام حسين(ع) با قيام خويش كوشيد تا مردمان را به آگاهي مجدد رساند و به نحوي تجديد دين كند. همان كاري را كه امام زمان بر پايه روايات انجام خواهد داد. اين گونه است كه ميان هدف قيام عاشورايي و نهضت مهدوي يگانگي و وحدت وجود دارد و چنان كه امام صادق مي فرمايد امام حسين(ع) نهضت خويش را به خاطر آگاهي بخشي به مردم و جامعه آغاز كرد و مردم را به شناخت و آگاهي نسبت به دين رساند. آن حضرت تجديد دين را هدف خويش قرار داد چنان كه حضرت مهدي(عج) نيز آن را پي مي گيرد.
************************************************** *******
۩*♥*۩ معماهای قرآنی« معماي قبلی رو جواب بده و بعدی رو طرح کن» ۩*♥*۩
*~|♥|♥|♥~* معما ((چيستان هاي مذهبي)) معما *~|♥|♥|♥~*
*~|♥|♥|♥~* معماهاي احکام شرعي *~|♥|♥|♥~*
*~|♥|♥|♥~* معما...(( معماهاي مربوط به پيامبران))...معما *~|♥|♥|♥~*
شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (01-01-2011)



آزادي، گمشده انسان
آزادي دومين گم شده انسان است و به معني رهايي از هرگونه قيد و بندهايي است كه وي را از دست يابي به حق و هدف خويش بازمي دارد. وقتي انسان به شناخت درست و راستيني از حق و حقيقت دست يافت، مي كوشد تا از حق خود و شناختي كه به دست آورده است بهره مند شود. اگر چيزي در درون و يا بيرون سد راه وي شود با آن به مبارزه برمي خيزد.
آن چه سد راه انسان مي شود قيد و بندهايي است كه از درون و يا بيرون برگردن و دست و پاي وي آويخته مي شود و نمي گذارد تا آزادانه به سوي اهداف خويش حركت كند. اسارت دروني، همان اسيري در دست تمايلات سيري ناپذير نفساني است. البته اين اسارت دروني دو ظهور متفاوت پيدا مي كند. گاه زندگي فردي و گاه زندگي اجتماعي او را تهديد مي كند. خواسته هاي دروني، وي را برده خواسته هاي ديگران نيز مي كند و اين گونه است كه بر پايه خواسته هاي ديگران حركت مي كند تا به خواسته هاي دروني خويش پاسخ دهد.
اما اسارت بيروني، اسارتي است كه از سوي جامعه بر وي تحميل مي شود. انساني كه اهل تكبر است و خود را برتر از ديگران مي يابد، در جامعه انساني، مستكبر مي شود و اين استكبار است كه عصيان و طغيان را دامن مي زند و طغيان نيز سبب مي شود تا او به انسان فاسدي به عنوان طاغوت تبديل شود. اين گونه است كه اسارت دروني وي را به انسان فاسدي تبديل مي كند كه استكبار بورزد و آن گاه عصيان و گناه كند و در دام طغيان افتد و در نهايت به انسان طاغوتي تبديل شود كه مي خواهد جامعه را به اسارت كشد. از اين رو گفته اند آزادي از اسارت باطني ريشه رهايي از اسارت ظاهري است.
دعوت پيامبر براي رهايي بشر از اسارت هاي باطني و ظاهري بود. انقلاب حسيني نيز همين هدف را داشت و تداوم حركت پيامبر(ص) بود. حركتي كه امام حسين(ع) آغاز كرده بود به اين هدف بود كه مردم را از اسارت طاغوت رهايي بخشد، طاغوتي كه خود در بند و اسير شهوات دروني بود و استكبار و طغيان مي ورزيد. آن حضرت خواست تا مردم را از شر طاغوت آزاد كند و دولتي براساس آزادي و آزادگي برپا نمايد. امام زمان نيز در اين راستا حركت مي كند و نهضت وي اين گونه است.
************************************************** *******
۩*♥*۩ معماهای قرآنی« معماي قبلی رو جواب بده و بعدی رو طرح کن» ۩*♥*۩
*~|♥|♥|♥~* معما ((چيستان هاي مذهبي)) معما *~|♥|♥|♥~*
*~|♥|♥|♥~* معماهاي احکام شرعي *~|♥|♥|♥~*
*~|♥|♥|♥~* معما...(( معماهاي مربوط به پيامبران))...معما *~|♥|♥|♥~*
شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (01-01-2011)



عدالت، هدف نهضت حسيني
عدالت سومين هدفي است كه مي توان در نهضت حسيني از آن سخن گفت. آن حضرت افزون بر آگاهي بخشي به مردم و رهايي از طاغوت مي خواست دولت و حكومتي را بنياد نهد كه بر پايه عدالت باشد. از اين رو سخن از سيره جد و پدرش به ميان مي آورد كه بر پايه عدالت بود و حتي حضرت امير مومنان(ع) جانش را بر سر عدالت خواهي خويش گذاشت.
حسين بن علي(ع) مظهر عدالت خواهي بود. او در برابر ظلم و بيداد ايستاد تا دادگري را به جامعه بازگرداند. پيامبران و امامان معصوم(ع) مظهر خداوندي هستند كه همه چيز هستي را بر پايه عدالت بنياد نهاده است. بنابراين اگر به قدرت و حكومتي دست مي يافتند مظهر و محل تجلي عدالت خداوندي بودند. آنان بر اين پايه تلاش مي كردند تا هر حقي به صاحب آن بازگردانده شود حتي اگر كابين و مهر زنان شده باشد. انقلاب حسيني با اين هدف شكل گرفت و انقلاب مهدوي نيز با اين هدف شكل مي گيرد تا عدالت در گستره جهاني برپا شود و حكومت عدالت محور در سطح جهان تشكيل گردد.
آگاهي اي كه نهضت پيامبران و انقلاب عاشورا و نهضت مهدوي در پي آن است، اوج معرفت و آگاهي است كه همان شناخت توحيد است؛ زيرا مقصد نهايي آفرينش خدا و عبوديت بر پايه شناخت است. از اين رو شناخت و آگاهي واقعي به شكل عبوديت خدا ظاهر مي شود كه اين خود به معناي آزادي از هر قيد و بند سياسي و اجتماعي و دروني و بيروني است.
اگر بخواهيم حقيقت قيام عاشورايي را كه همان حقيقت قيام مهدوي است بشناسيم در وهله نخست بايد آگاهي را براساس معرفت ديني تبيين و تفسير كنيم. آگاهي در اين تفسير در سرآغازش همان معرفت و شناخت خدا قرار دارد و اين كه انسان به فطرت الهي بازگردد و حق را ببيند و جز تحقق حق، اراده اي نداشته باشد. آزادي در اين تفسير همان رهايي از قيد و زنجيرهاي دروني در وهله نخست و بازكردن قيد و بندهاي حاكميت بيروني طاغوت است كه ضدالهي است؛ زيرا طاغوت كسي است كه گرفتار نفس خويش است و طغيان خدا را در پيش گرفته و بر پايه آن مردم را به اسارت خويش درآورده است. اين گونه است كه در مكتب اسلام، معرفت الهي به آزادي و آزادي به اخلاق مي انجامد كه به معناي بيرنگي مطلق و رنگ مطلق توحيد گرفتن است. اين انسان موحد و مخلص است كه از همه قيد و بندها آزاد است و در بند ماده و نام و نشان آن نيست.
چنين انساني پس از آن و در پي توحيد محض در زندگي عملي خويش، عدالت را پيشه خود مي گيرد؛ زيرا انسان كامل، مظهر حق است. خداوند هم مظهر عدالت است و همه جهان را برپايه عدالت سامان داده است. اين گونه است كه ولايت بر پايه عدالت شكل مي گيرد. عدالت به عنوان هدف، مورد توجه پيامبران و معصومان و كساني است كه ولايت امور مردم و جامعه در دست ايشان است.
************************************************** *******
۩*♥*۩ معماهای قرآنی« معماي قبلی رو جواب بده و بعدی رو طرح کن» ۩*♥*۩
*~|♥|♥|♥~* معما ((چيستان هاي مذهبي)) معما *~|♥|♥|♥~*
*~|♥|♥|♥~* معماهاي احکام شرعي *~|♥|♥|♥~*
*~|♥|♥|♥~* معما...(( معماهاي مربوط به پيامبران))...معما *~|♥|♥|♥~*
شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (01-01-2011)



هدف از عزاداري و ياد كرد عاشورا
آيات بسياري به انسان وعده داده است كه روزي زمين در دست صالحان قرار مي گيرد و صالحان، حاكمان زمين خواهند شد. اين وعده با مقدماتي تحقق خواهد يافت كه ما از آن به فرآيند ياد كرده ايم. برنامه اي مشخص وجود دارد تا زمينه براي بروز و ظهور وعده و ايجاد حكومت صالحان بر تمامي زمين ايجاد شود.
اذيت و آزارهايي كه پيامبر در مدت بيست وسه سال تحمل كرد، در راستاي اين هدف بوده است. البته شرايطي پس از رسول(ص) ايجاد شد كه مردم را به عقب بازگرداند و نهضت امام حسين(ع) براي بازگشت به راه درست بود كه از آن به اصلاح در امت جدش ياد مي كند. در اين دوره ارتدادي پيش آمد كه البته ارتداد فقهي نبود ولي جامعه را از مسير تكاملي خويش دور ساخت و نهضت حسيني تلاش كرد تا مردم را به راه بازگرداند. برنامه امام حسين(ع) بر روشنگري استوار بود از اين رو در مدت كوتاه روز عاشورا ايشان بيش از هفت سخنراني روشنگرانه انجام مي دهد؛ اهداف نهضت را بيان مي كند و به روشني، طاغوت و اهدافش را افشا مي نمايد. هرچند كساني كه در آن جا بودند همان زمان آگاه نشدند و به خود نيامدند ولي وقتي با خود خلوت كردند حقيقت را چون آفتاب ظهر روشن ديدند و راه را از چاه شناختند. آن روشنگري امام حسين(ع) و ديگر پيام آوران نهضت موجب شد تا جريان به مسير ديگري برود و نوعي آگاهي پديدار شود. هرچند كه آن خط انحرافي به ظاهر ادامه داشت ولي ديگر چون پيش از نهضت حسيني كارآيي نداشت و نمي توانست خط اسلام را از صحنه به كلي بيرون برد و نابود سازد.
نهضت حسيني مقدماتي چون مسأله ولايت و غدير داشت و عاشورا خود حلقه اي ديگر براي اجراي وعده حق براي به سامان رساندن زمين و تحقق حكومت جهاني عدالت محور مهدوي است. تكرار عاشورا به معناي تكرار اهداف و زنده نگه داشتن آن است تا مردم را براي حكومت مهدوي آماده كند. هدف از يادكرد عاشورا به معناي يادكرد اهداف قيام است تا فراموش نشود و اين كه هدف آن بوده است تا حكومت عدالت محور در زمين بر پا شود.
عزاداري به معناي آن است كه امت همواره بداند كه دو خط، مقابل يك ديگر در طول تاريخ بوده است. خطي كه پيامبران در آن قرار داشتند و خطي كه فرعون و يزيد و مانند آن قرار دارند و مي خواهند نور حق و حق طلبي و عدالت خواهي از ميان برود و نگذارند تا حكومت صالحان برروي زمين تشكيل شود. مسأله انتظار به معناي انتظار پيروزي خط صالحان است كه نمونه روشن آن امام حسين و نهضت وي بود.
************************************************** *******
۩*♥*۩ معماهای قرآنی« معماي قبلی رو جواب بده و بعدی رو طرح کن» ۩*♥*۩
*~|♥|♥|♥~* معما ((چيستان هاي مذهبي)) معما *~|♥|♥|♥~*
*~|♥|♥|♥~* معماهاي احکام شرعي *~|♥|♥|♥~*
*~|♥|♥|♥~* معما...(( معماهاي مربوط به پيامبران))...معما *~|♥|♥|♥~*
شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (01-01-2011)
ای حسین!...
گرچه در آن «نینوا» نای حقیقت گوی تو را بریدند، امّا ... نوای «حق، حقِ» تو در تاریخ، همچنان ماندگار شد و جاودانه ماند.
ای حسین!
كربلای تو،
انقلاب آموز و انسان ساز نسلها و قرنها و سرزمینها بود و عاشورای تو،
بارور سازنده لحظه ها و روزها و سالها.
حسین(ع)
مرگ را «پل عبور» به آخرت می دانست و «بقا» را در «فنا» می جست و «پیروزی» را در «شكست»! «زندگی» را در «مرگ» می دید و «ماندن» را در «رفتن» و «حضور» را در «غیبت» می شناخت و «شهادت» را حضور جاودانه در تاریخ می دانست و مرگ را برای فرزندان آدم، همچون گلوبندی زیبا برسینه دختری جوان، شایسته می دید.
حسین(ع)
شناگر دریای خون بود و رهپوی وادی عشق. و در قربانگاه خود، در آخرین لحظات نیز، سرود توحید و رضا خواند.
حسین(ع)،
كربلایی نیست، جهانی است.
حسین(ع)،
هم «راه» است و هم «راهنما». هم كاروان است و هم قافله سالار.
حسین(ع)،
كشتی نجات و مشعل هدایت است.
هنوز هم بشریّت، تشنه درسهای «مكتب عاشورا»ست،
مكتبی كه الفبای آن، فداكاری، جانبازی، خلوص و خدامحوری است.
حسین(ع)،
چشمه ای از حقیقت و حرّیت است كه تا ابد كام تشنگان آزادی را سیراب می سازد.
جهان در حسرت آيينه مانده ست
گرفتار غمي ديرينه مانده ست
شب سردي ست بي تو بودن ما
بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟
خادمه زینب کبری(س) (02-01-2011)



در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)