اما در فرهنگ تشيع، نه تنها خلفاي ديگر بلکه ديگر ائمه نيز به اين لقب خوانده نمي شوند :
« بعد از شهادت اميرالمومنين(علیه السلام) شخصي به امام حسن مجتبي (علیه السلام) گفت :
" السلام عليک يا امير المومنين" حضرت فرمود :
اين لقب خاص پدر ما علي (علیه السلام) است.
راوي ديگري آمد خدمت امام جعفر صادق (علیه السلام) و گفت :
"السلام عليک يا امير المومنين".
فرمود:
"ذاکَ جَدُّنا علي بنُ اَبي طالب"
گفت: آقا شما اميرالمومنين نيستيد؟
فرمود:
در معنا هستم، ولي "اميرالمومنين" لقب خاص جد ما علي بن ابي طالب است.
در رجال برقي از مآخذ بسيار معتبر و پيشين ما،
دوازده نفر از بزرگان صحابه را نام مي برد که در اولين جمعه بعد از روز سقيفه يکي بعد از ديگري در مسجد پيغمبر برخاستند
و ابوبکر را مخاطب ساختند و سوابق درخشان اميرالمومنين را بر شمردند،
و صريحاً شايستگي آن حضرت را براي خلافت اسلامي بازگو کردند...
اين دوازده نفر، شش تن از مهاجرين، و شش تن از انصار بودند.
آن شش تن که از مهاجرين بودند:
ابوذر غفاري، سلمان فارسي، خالد بن سعيد بن عاص، مقداد بن اسود، بُريده اسلمي و عمار ياسر،
و شش نفر از اهل مدينه و انصار:
خُزيمه بن ثابت(ذو شهادتين)، سهل بن حُنَيف، ابوالهَيثَم بن تَيهان، قيس بن عُباده خزرجي، اُبَي بن کعب و ابو ايوب انصاري بودند.
سلمان از جمله گفت:
اي ابوبکر!
آيا مي خواهي پيشواي کسي باشي که از تو داناتر است؟ مقدم بدار در اين امر کسي را که خدا و پيغمبر در زمان حياتش مقذدم داشت.
و بُرَيده اسلمي از جمله گفت:
اي ابوبکر! فراموش کرده اي، يا خود را به فراموشي مي زني !
نمي داني که پيغمبر در زمان حياتش به ما فرمان داد برويم و به علي سلام کنيم و بگويي :
"السلام عليک يا اميرالمومنين" (3) همان طور که لقب "اميرالمونين" غصب شد،
واقعه بزرگ غدير خم هم به کلي فراموش شد، يعني بزرگان صحابه به عمداً آن را فراموش کردند.»
(4)
اما اين لقب اندکي بعد از غدير براي خليفه دوم هم به کار رفت. (5)
به نظر عبدالرحمن ابن خلدون اين لقب براي آن به عمر سرايت کرد که کاربرد واژه خليه، پس از ابوبکر مشکل مي شد.
«چون بيعت مردم بر ابوبکر مقرر شد صحابه و ديگر مسلمانان او را خليفة رسول اللّه مي ناميدند
و اين امر همچنان بر همين منوال بود تا ابوبکر درگذشت و چون پس از وي بيعت با عمر پيش آمد مردم او را خليفة خليفة رسول اللّه ميخواندند
و گويي مردم اين لقب را بسبب بسياري ِ کلمات و تتابع اضافات سنگين مي شمردند.»
وي سپس به استفاده از واژه هايي چون "امير حجاز" براي پيامبر (صلی الله علیه و اله) در پايان عصر جاهليت و نيز لقب "اميرالمسلمين" براي سعدبن ابي وقاص که اميرلشکريان قادسيه بود اشاره مي کند.
اما بي آنکه به سابقه اختصاص لقب "اميرالمومنين" براي امام علي(علیه السلام) تصريح کند، مي افزايد:
«اتفاقاً يکي از صحابه(؟) عمر را «اي اميرالمومنين » خطاب کرد و مردم اين لقب را پسنديدند و تصويب کردند و او را بدان خواندند.
گويند نخستين کسي که عمر را بدين لقب ناميد عبداللّه بن جحش بود و برخي گويند عمرو بن عاص و مغيرة بن شعبه او را بدين لقب خوانده اند
و به قولي پيکي خبر فتح بعضي از لشکريان را آورد و همين که داخل مدينه شد از عمر پرسيد و مي گفت:
اميرالمومنين کجاست؟ اصحاب عمر که اين ترکيب راشنيدند آنرا نيکو شمردند و گفتند راست گفتي بخداي نام اوست و از آن پس وي را بدان خواندند
و در ميان مردم به منزله لقبي براي او تلقي گرديد و آنگاه خلفاي پس از وي اين لقب را به وراثت از وي گرفتند و آنرا نشانه اي از خلافت شمردند.(6)
بنابراين پس از خليفه دوم، ديگر خلفا نيز بدين نام خوانده شدند.
از ادامه توضيحات ابن خلدون مي توان دريافت که تا ميانه سده دوم هجري قمري، غير از خلفا، کسي بدين لقب خوانده نشده است وي مي گويد:
«و هيچکس در تمام دوران دولت بني اميه در اين لقب و نشانه خاص با ايشان شرکت نمي کرد.»
اما پس از فروپاشي خلافت امويان، اين لقب از اختصاص به خلفا نيز خارج شد و فقهاي بزرگ اهل سنت نيز بدين لقب ناميده شدند.
آخرين باري كه از اين لقب براي يك حاكم استفاده شد در افغانستان بود.(8)
عبدالرحيم غنيمه، اهل مراکش، مولف "تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي"، که اثر خويش را بيشتر ناظر بر فضاي علمي دانشگاهها و مراکز علمي اهل سنت نوشته است،
بي آنکه به پيشينه اين لقب و کاربرد خاص آن نزد پيامبر اعظم(صلی الله علیه و اله) و شيعيان اشاره کند،
يادآور مي شود که اين لقب از خلفا به فقها و مفسران (اهل سنت) سرايت کرده است. وي درباره کاربرد اين واژه براي فقيان و محدثان (عامه) از قول زرقاني (9) مي نويسد:
«اميرالمومنين غير از لقبي است که (به خليفه) در خلافت حکومتي اطلاق مي گرديد،
بلکه اين لقبي بود که تنها محدثان بزرگ از بين ساير دانشمندان از طبقه مفسران و فقيهان و علماي ديگر بدان اختصاص يافته بودند.»(10)
عبدالرحيم غنيمه، سپس تصريح مي کند که پيشينه تاريخي اين واژه را درنيافته است و مي افزايد:
«به دقت نمي دانيم که اين لقب از کي به وجود آمد و چه کسي اول بار به آن ملقب گرديد. از جمله کساني که لقب اميرالمومنين يافته اند " ابن راهويه اسحق ابن ابراهيم" محدث بود
که احمد ابن حنبل در باب او گفته است : "او اميرالمومنين در حديث بود (11) ."
غنيمه سپس در پانوشت اين مطلب يادآوري مي کند:
«اما ما نمي دانيم که آيا ابن راهويه در زمان حياتش ملقب به اميرالمومنين شده يا اينکه اين حنبل بعدا خود اين لقب را بر وي اطلاق کرده است.
ابن راهويه در سال 288 در گذشت و او استاد علماي حديث بود و امامان ششگانه غير از "ابن ماجه" از وي اخذ حديث کرده اند.» (12)
پی نوشتها :
------------------
[3] رجال برقي، در آغاز رجال ابن داوود، چاپ دانشگاه تهران. به نقل: از دواني علي، غدير خم؛ حديث ولايت. تهران. نشر مطهر. چاپ دوم. 1385. ص 41
[4] دواني، علي، همان. صص 41 تا 43.
[5] همان. ص 41
[6] عبدالرحمان ابن خلدون. مقدمه. ترجمه محمد پروين گنابادي. تهران. انتشارات علمي و فرهنگي. چاپ نهم. ج 1 صص 435 تا 436.
[7] همان. ص 436
[8] چهارم آوريل ۱۹۹۶ بيش از 1500 تن از طلاب افغانستان در قندهار با ملا محمد عمر، رهبر خود با عنوان "اميرالمومنين" بيعت کردند. مراسم بيعت، با بلند کردن دست انجام پذيرفت.
[9] شرح زرقاني بر المواهب اللدنيه از قسطلاني ج 5 ص 304. به نقل از: عبدالرحيم غنيمه. تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي. نورالله کسائي. تهران. انتشارات يزدان.. چاپ اول تابستان 1363. ص291.
[10] شرح زرقاني. همان. ج 5 ص 304.
[11] شرح زرقاني. همان. ج 1 ص 141.
[12] عبدالرحيم غنيمه. تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي. نورالله کسائي. تهران. انتشارات يزدان.. چاپ اول تابستان 1363. ص291
[13] در كتب پيشين نيز چگونگي اختصاص لقب اميرالمومنين براي علي(ع) مورد اشاره واقع شده است. از جمله مي توان به كتاب زير اشاره كرد:
- واحديان درگاهي، مهدي. امير بر مومنان؛ در بيان اختصاص لقب اميرالمومنين، به امام علي بن ابي طالب. انتشارات يوسف فاطمه(ع). 1382.