سؤال و جواب های مربوط به بحث نظام احسن و آخرالزمان
سؤال: شما می فرمایید برای رسیدن به وضع موعود، باید از دریچه ای به نام انقلاب اسلامی گذشت. حال از کجا معلوم است که انقلاب مردم ایران همان انقلابی است که دریچه طلوع انقلاب مهدی علیه السلام است؟

سؤال و جواب های مربوط به بحث نظام احسن و آخرالزمان
سؤال: شما می فرمایید برای رسیدن به وضع موعود، باید از دریچه ای به نام انقلاب اسلامی گذشت. حال از کجا معلوم است که انقلاب مردم ایران همان انقلابی است که دریچه طلوع انقلاب مهدی علیه السلام است؟

یک قدم تا ظهور
جواب: وقتی پذیرفتیم که ما باید از دریچه انقلابی که انکشاف انقلاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه است، به وضع موعود برسیم، می بینیم شرایطی که به عنوان مقدمه، آرزوی ائمه و پیامبران علیهم السلام بوده است، در اساسِ تئوریک این انقلاب محقق است و برای مطمئن شدن به عرض بنده لازم است به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی نظر بفرمایید که با واقعه غدیر شروع شد و خداوند فرمود: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ»(1) ای پیامبر! آنچه را به تو رسیده است رابه مردم برسان، و اگر این کار را انجام ندهی، رسالت خدای خود را انجام نداده ای، و در این راستا خداوند تو را از خطراتی که مردم پیش می آورند حفظ می کند و نمی گذارد نقشه کافران به نتیجه برسد.
پس غدیر به معنی حاکمیت امام معصوم در ادامه اسلام، به دستور خدا در 18 ذیحجه سال دهم هجری بنیان گذاری شد ولی جریانی قدرتمند و با
ص: 249
________________________________________
1- سوره مائده آیه 67.
برنامه ریزیِ به ظاهر همه جانبه(1)
به زعم خود، غدیر را در سقیفه دفن کرد و نه تنها علی علیه السلام را از صحنه تصمیم گیری جامعه خارج نمود، جریان اُموی با مدیریت معاویه حدود صدسال جهان اسلام را قبضه کرد و مردم را مجبور کرد تا آن حضرت را لعنت کنند، و هرکس را احتمال می دادند شیعه علی علیه السلام است می کشتند تا هیچ جای پایی در تاریخ اسلام از آن حضرت نماند، زیرا نگران حضور علی علیه السلام و غدیر در آینده تاریخ بودند، ولی با این همه، غدیر در نهضت حسین علیه السلام به صحنه آمد، و باز فرهنگ سقیفه نه تنها حسین علیه السلام را که متذکر برگشت به غدیر بود، شهید کردند، بر جسد مبارک آن حضرت اسب ها تازاندند تا حتی بدن او نمانَد، چون نگران حضور غدیر در آینده تاریخ بودند.

ولی همواره حضور غدیر با روش خاص ائمه علیهم السلام و به صورت های مختلف در تاریخ ادامه یافت و مکتب امام صادق 4000 دانشمند صاحب نظر در امور اسلامی تربیت نمود و حضور غدیر را در تاریخ به نمایش گذارد، و باز عباسیان بدتر از اُمویان امام کاظم علیه السلام را گرفتار زندان های طویل المدت کردند، تا غدیر نماند، ولی بنا به وعده خداوند غدیر همواره جای خود را در تاریخ می گشاید و جلو می رود، به طوری که
ص: 250
________________________________________
1- جریان صحیفه یا پیمان نامه در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 4 ص 454 آمده است که پس از ماجرای غدیر خم گروهی به این نتیجه رسیدند پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله با تمام قدرت بر ضد حکومت علی علیه السلام مبارزه کنند و پیمان نامه ای با امضاء 34 نفر تهیه و آن را به ابوعبیده جرّاح دادند مبنی بر این که محمد صلی الله علیه و آله رسالت خود را انجام داد و کسی را جانشین خود قرار نداد و اختیار حکومت را به عهده ملت گذارد تا رهبری ملت موروثی نشود...». همچنین علامه مجلسی در بحارالانوار، ج 28، ص 102 به بعد آورده اند.
مأمون خلیفه حیله گر عباسی مجبور می شود فرزند غدیر یعنی امام رضا علیه السلام را به عنوان ولیعهد خود تعیین کند تا از فشار شیعیان آسوده بماند، ولی باز مجبور شدند برای دفن غدیر، به آن حضرت علیه السلام زهر بخورانند و بقیه امامان بعد از حضرت رضا علیه السلام را در حصر نگه دارند، به امید آن که برای همیشه غدیر را از صحنه تاریخ خارج کرده باشند، که ناگهان در پهنه امپراطوری عثمانی نه تنها صدای شیعه بلندتر از قبل به گوش ها رسید، بلکه با ظهور سلسله صفویه دولت شیعه پا به عرصه تاریخ گذاشت و باز دولت عثمانی از طریق نادرشاه خواست رسمیت تشیع را در کشور ایران نفی کند ولی ملت ایران نادرشاه را نفی کرد و عنوان «سردار ملی» او را به «فاجعه ملی» تغییر داد،(1) و باز غدیر خود را ادامه داد تا در نظام مشروطه نه تنها دیگر شاه عباس صفوی نیست که به فقیه اجازه حکم کردن بدهد، بلکه طبق قانون اساسی مشروطه، فقهِ آل محمد علیهم السلام است که باید حقانیت قوانین مجلس شورای ملی را تأیید کند. و باز خواستند از طریق رضاخان حرکت غدیر را نفی نمایند، ولی باز غدیر؛ تاریخ را شکافت و انقلاب اسلامی به صحنه آمد، حالا در انقلاب اسلامی دیگر نه تنها شاه عباس نیست که به فقیه اجازه حکم دادن می دهد، بلکه مثل انقلاب مشروطه هم نیست که پادشاه کنار مجلس باشد و بخواهد در قوانینی که مجتهدان تأیید می کنند دخل و تصرف کند، بلکه حالا فقه آل محمد علیهم السلام یعنی ولی فقیه است که حکم ریاست جمهور را تنفیذ می کند، و با انقلاب اسلامی سیرتاریخی
ص: 251
________________________________________
1- تاریخ تحولات سیاسی ایران، دکتر موسی نجفی- موسی حقانی، فصل سوم، دوران گذار.
غدیر در زمان غیبت به تمامیت خود رسید و یک قدم دیگر تا تحقق کامل غدیر باقی نمانده است و آن ظهور وجود مقدس امام معصوم یعنی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه بر رأس امور است، و عملی شدن قول رسول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه علیها السلام که فرمود: نگران مباش مهدی این امت از فرزندان تو است.(1)
یعنی نهایت اسلام با فکری که تو شروع کردی شکل می گیرد.
چنانچه ملاحظه می فرمایید انقلاب اسلامی به عنوان زمینه طلوع انقلاب مهدی عجل الله تعالی فرجه از نظر تئوری محقق شده است و لذا اوّلین قدم اساسی برداشته شده است، حال با تحقق دولت اسلامی و سپس کشور اسلامی، شرایط آماده تر می شود. مگر در زمان غیبت امام معصوم عجل الله تعالی فرجه بهترین شکل سازمان سیاسی این نیست که سخنان خدا و پیامبر و امام معصوم از طریق کارشناس کشف حکم خدا و کشف سخنان معصومین علیهم السلام ارائه بشود و هم او حاکم باشد؟ به غیر از آن صورتِ آرمانی که امام معصوم حاکم باشد، صورتی آرمانی تر از انقلاب اسلامی که مقدمه آن انقلاب موعود باشد، نمی توانیم تصور کنیم. ممکن است بگویید از کجا که این فقیه اشتباه نکند؟ مگر معصوم است؟ آری او معصوم نیست و واقعاً ممکن است اشتباه کند، امّا عنایت داشته باشید که سعی شده است تا شرایطی فراهم شود که او قلیل الاشتباه باشد، یعنی از طریق خبرگانِ فقیهِ فقیه شناس، کسی حاکم شده است که احتمال کم ترین اشتباه در او باشد، یعنی آنچه ممکن بوده در عمل دقت لازم به کار رفته تا عقلاً به بهترین نتیجه برسیم. به همین دلیل در زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه شرایط سیاسی برای اداره جامعه اسلامی،
ص: 252
________________________________________
1- منتهی الآمال، ج2، فصل 3 در اثبات وجود مهدی عجل الله تعالی فرجه
بهتر از این که واقع شده، نداریم. مثلاً در زمان مشروطه علما می دانستند شاه نباید نظر نهایی را بدهد، چون شاه یک فرد است و نه یک مکتب، ولی حرفشان این بود که فعلاً چاره ای نداریم. ولی حالا می گوییم از نظر تئوری هیچ اشکالی نیست. مشکل فقط در این است که بتوانیم آن را در روابط اجتماعی جامعه پیاده کنیم.
ابتدا باید اندیشه ای در قالب تئوری ارائه شود و سپس به مرور در روابط اجتماعی نهادینه گردد، هر چند دشمنان، موانع ایجاد کنند تا در نهادینه کردن آن تئوری موفق نشویم، ولی وقتی به حقّانیت اندیشه خود مطمئن هستیم و خدای حکیم زمینه تحقق آن را در نظام اَحسن فراهم کرده است، اگر پشتکار لازم را به خرج دهیم، موفق می شویم.

چگونه امام شناخته می شود؟
سؤال: وقتی موعد ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه فرا می رسد ما چگونه و از کجا بفهمیم آن دوره فرا رسیده است آن هم در این زمانه که همه چیز مبهم است؟
جواب: گفت: دیده آن باشد که باشد شه شناس
تاشناسد شاه را در هر لباس
شما همین حالا هم اگر واقعاً بنا داشته باشید حق را بفهمید، حق به راحتی خودش را نشان می دهد. در روایت داریم که حضرت بانگ می زند که «من مهدی ام!» تمام انسان های منتظر می فهمند.
حضرت امام باقر علیه السلام می فرمایند: «پس ندا می کند منادی از آسمان به اسم قائم علیه السلام، پس می شنود کسی که در مشرق و در مغرب است،
ص: 253
نمی ماند خوابیده ای مگر آن که بیدار شود، و نه ایستاده ای مگر آن که می نشیند و نه نشسته ای مگر آن که می ایستد، از خوف آن صدا» و حضرت فرمودند: «آن صدا از جبرئیل است در ماه رمضان، در شبِ جمعه بیست و سوم.»(1)
و شواهد نشان می دهد شعور برای فهم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه در منتظران آن حضرت آن چنان بالا است که به خوبی او را می شناسند، همین حالا هم اگر شما سیاهیِ وضع موجود را در تمام ابعادش بررسی کنید و ببینید اصلاً بویی از عالَم بقیهالله که عالم بقاء و قرارِ با حق است، نمی دهد و منتظر واقعی شوید، شعار شما هم این می شود که «چون یافتمت جانا، بشناختمت جانا».
اگر کسی خر دجّال را نشناسد، به طرفش می رود. در روایات داریم: خر دجّال یک چشم دارد. ظاهراً یعنی یک بُعدی است و لذا انسان هایی هم که ابعاد روحانی خود را از دست داده اند و فقط بُعد حسّی خود را رشد داده اند، تحت تأثیرش قرار می گیرند و جالب است که می گویند این آدم ها پشگل های او را می خورند، شاید معنی اش این باشد که سخن های او را می پذیرند، در حالی که ظاهر انسانی دارد، ولی باطناً الاغ است و هر چند با دهانش سخن می گوید، ولی آن دهان، دهان نیست، نطقش، نطق کثیف است، ولی عده ای هستند که همان ها را با تمام وجود می پذیرند.
زراره می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم؛ نداکننده ای از آسمان ندا می کند که «فقط فلانی امیر است، و دیگری ندا می کند فقط علی و پیروان او رستگارند». گفتم: پس چه کسی پس از این با مهدی می جنگد؟ فرمود:
ص: 254
________________________________________
1- بحار الانوار، ج52، ص230.

شیطان در مورد فردی از بنی امیه ندا می دهد: «همانا فلانی و پیروانش رستگارانند». گفتم: پس چه کسی می تواند راست گو را از دروغ گو تمیز دهد؟ فرمود: کسانی آن ها را از هم تمیز می دهند که همواره حدیث ما را نقل می کنند و پیش از آن که آن اتفاق واقع شود، می گویند که واقع خواهد شد و می دانند که آنان همان بر حقان راست گویند.(1)
پس تنها راه شناخت اُنس با کلام اهل البیت است، با فهمی عمیق «کانوا یروون حدیثنا» و پیش از فرارسیدن و وقوع این حادثه بزرگ از آن سخن گفتن و آن را به گفتمان غالب مبدل ساختن«یقولون».
اکثر روایت های آخرالزمان به تأویل نیاز دارد و نظر به جنبه باطن وقایع دارد. حالا اگر کسی امروز نتوانسته باشد خر دجّال را بشناسد و تحت تأثیر او باشد، منتظر چیز بالاتری نیست، کسی که منتظر شرایط عالی زندگی زمینی نیست امام علیه السلام را نمی تواند بشناسد. اگر کسی سیاهی ظلمت آخرالزمان را شناخت، منتظر افق نورانی الهی است، و اگر کسی آمد و گفت الحمدالله با وجود اینترنت، شرایط ظهور امام زمان علیه السلام فراهم شده است و از این طرفِ دنیا می شود آن طرف را دید، گرفتار حجاب مدرنیته است، او متوجه نیست که اگر بنا شد امام علیه السلام فوق این عالَم باشد، زمین زیر پای یارانش می پیچد. امام در مکه سخن می گویند، در همان لحظه سریعاً با ده هزار لشکر به کوفه می آیند، زره پیغمبر را می پوشند، زره را نجنبانده سوار بر اسب در همه شهرها حاضر هستند و برنامه شان را پیاده می کنند.
ص: 255
________________________________________
1- بحارالانوار، ج52، ص294، از غیبت نعمانی.
همان طور که عرض شد در شرایط ظهور؛ یک ارتباط فوق زمان و مکان در صحنه است. یک حیات برتر در صحنه است، چون ما هنوز از این عالمِ سراسر مادّی درنیامده ایم، شرایط آن حضرت را نیز در این فکر و فرهنگ بررسی می کنیم. عرض شد که می فرمایند: یاران امام شب ها در خانه خوابیده اند و صبح در کنار امام علیه السلام در مکه هستند و به اصطلاح در سمینار مربوطه شرکت می کنند، حرکت های آن ها به صورت طیّ الارض است.

سؤال: چگونه می توان برای ظهور حضرت تلاش کرد و همواره به یاد ایشان بود؟
جواب: فکر می کنم با عنایت به نکاتی که از اول بحث تا این جا عرض شد، بتوان در جواب این سؤال این طور جمع بندی کرد که اساسی ترین وظیفه ما در حال حاضر از یک طرف عبارت است از شناختِ آنچه وضعیت موجود جهان از بشر گرفته و فرهنگ مدرنیته مانع تحقق آن گشته، و از طرف دیگر سعی در تقویت انقلاب اسلامی به عنوان زمینه ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه است. امروزه بر عهده ما است که با روشی دقیق جایگاه و ریشه های فکری فرهنگ مدرنیته را بشناسیم و بشناسانیم و روشن کنیم آنچه امروزه با لعابی به نام علم به صحنه زندگی بشر آمده است، ظلماتی است بزرگ که انسان را از ارتباط با عالم قدس به کلی محروم می کند، در این حالت است که در تعادل لازم برای ادامه زندگی صحیح قرار گرفته اید. إن شاءالله
ص: 256

سؤال: در مباحث دینی مطرح می شود که عموماً دنیا و جذبه هایش علیه ما است و زندگی دنیایی همواره با ناکامی همراه است، آیا در آخرالزمان هم همین طور است؟
جواب: از یک جهت آری و از یک جهت خیر! از آن جهت که دنیا را هدف خود قرار دهیم و قلب خود را مشغول دنیا کنیم، همیشه این کار بد است و هرکس گرفتار این نوع گرایش نسبت به دنیا شد، ناکام خواهد شد، ولی از این جهت که در ظلمات آخرالزمان؛ فضای بین انسان ها فضای تقوا نیست، شرایط زمانِ ظهور حضرت درست عکس این شرایطی است که اکنون هست، چون در عالم بقیهالله همه عالم جیره خوار نظام مهدویت اند. نظامی که تجسم تقوای واقعی است. خداوند می فرماید: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَکِن کَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُونَ»(1) یعنی؛ اگر مردم ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند، حتماً برکات آسمان و زمین را بر آن ها می گشادیم. و مصداق کامل این آیه در زمان مهدی علیه السلام محقق می شود، به همین جهت در روایات داریم؛ زمین بسیاری از برکاتش را در آخرالزمان ظاهر می کند.
سؤال: آیا در زمان حضور حضرت اثری از علوم جدید مانند فیزیک و شیمی و امثال این ها خواهد بود؟
جواب: به نظر بنده خیر! به طور مختصر در بین بحث دلایل مسئله را عرض کردم، فکر می کنم اصلاً آن عالَم، عالَمی است که تمنای آن با تمنای بشر جدید فرق اساسی می کند. تمنای بشر جدید طوری است که از
ص: 257
________________________________________
1- سوره اعراف، آیه96.
طریق درگیری با طبیعت حاصل می شود و تکنیک موجود را بر اساس همان هدف درست کرده است و این تمدن با تمدنی که می خواهد با طبیعت رفیق باشد، فرق می کند و لذا ابزارهایش هم ابزارهای دیگری است. تکنیک موجود، تکنیک رفاقت با طبیعت نیست، با ظهور امام زمان علیه السلام یکی از اصول فرهنگی آن حضرت، فرهنگ تعامل با طبیعت است، مثل فرهنگ سایر انبیاء در رابطه با طبیعت که موجب انکشاف هر چه بیشتر استعدادهای طبیعت است، نه سرکوبی آن.(1)

شواهدی که در روایات آمده است، حکایت گر تمدن دیگری است که می فرماید: سپرها و کلاه خودها و زره های اصحاب امام زمان علیه السلام در یکی از بیابان های کوفه دفن است، حضرت می آیند آن را درمی آورند و استفاده می کنند، البته ممکن است ظاهر این روایات منظور نباشد، ولی روی هم رفته بنده این قدر می دانم که امام، نظامی را محقق می کند که با آنچه بشر امروز می شناسد، تفاوت اساسی دارد، لازم است با دقت بیشتر به روایاتی که در این مورد وارد شده رجوع بفرمایید. شاید تا حدی بشود شواهدی در راستای این مطلب در کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» و «بحث بصیرت و انتظار فرج» که ضمیمه آن کتاب است، پیدا کرد و یا در بحث «ملاقات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه» کمی در این مورد بحث شده است.
ص: 258
________________________________________
1- برای بررسی بیشتر این بحث به کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهّم» رجوع بفرمایید.

ملاقات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه، خطرها و غفلت ها
اشاره
بسم الله الرّحمن الرّحیم(1)
﴿اَلسَّلامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤمِنینَ وَ مُبیرِ الْکافِرینَ. اَلسَّلامُ عَلَی مَهْدِی الْاُمَم﴾
﴿اَلسَّلامُ عَلَی الْقائِمِ الْمُنْتَظَر وَالْعَدْلِ الْمُشْتَهَر. اَلسَّلامُ عَلَی بَقِیَّهِ اللهِ فی بِلادِهِ﴾(2)
ص: 261
________________________________________
1- بحثی که در پیش رو دارید حاصل سخنرانی استاد طاهرزاده در جمع دانشجویان است، محور اصلی بحث، تحلیل موضوع ملاقات های مطرح شده با امام زمان عجل الله تعالی فرجه است و خطرها و غفلت هایی که ممکن است در این راستا برای افراد پیش آید. بحمدالله در طی بحث، زوایای خوبی در این رابطه برای عزیزان روشن شد و چون احساس کردیم مباحث مطرح شده می تواند برای اکثر برادران و خواهران متدین که در این وادی تلاش می نمایند مفید باشد، پس از تکمیل بحث توسط استاد، در اختیار عزیزان قرار می گیرد. مسئله ملاقات با وجود مقدس حضرت صاحب الأمر عجل الله تعالی فرجه نه آنچنان است که بتوان از آن دست برداشت و نه آنچنان است که فکر کنیم به راحتی ممکن است و این است که باید با دقت و با داشتن معارف عمیق نسبت به مقام امامت، موضوع را دنبال کرد و از همه مهم تر باید متوجه رؤیت قلبی وجود مقدس حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجهشد، چیزی که در این بحث سعی شده زوایای آن تا حدّ ممکن روشن شود. استاد پس از مقدمه ای دقیق نسبت به مبانی معرفتی مهدویت، با حوصله زیاد به جواب سؤالات دانشجویان درباره موضوع مذکور پرداختند که دقت در جواب ها به خودی خود موجب طرح سرفصل های قابل توجهی نسبت به امر فوق خواهد شد. امید است عزیزان علاقه مند به این گونه مباحث بتوانند بهره کافی ببرند. إن شاءالله «گروه فرهنگی المیزان»
2- مفاتیح الجنان، قسمتی از زیارت مخصوص امام زمان عجل الله تعالی فرجه.
سلام بر آن امامی که موجب احیاء مؤمنین و نابودی و بی ثمری کافران خواهد شد. سلام بر مهدی امّت، سلام بر قائم منتظر و عدل مورد نظر. سلام بر بقیه الله در هرجایی که آن جا شهر خدا خواهد بود.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه، عین انسانیت
از خدا با تمام وجود تقاضامندم که کمک کند تا درباره ملاقات هایی که با سرّی ترین سرّ عالَم وجود - یعنی وجود مقدّس حضرت بقیّهالله عجل الله تعالی فرجه- صورت گرفته است، مختصری طرحِ موضوع کنیم و روشن شود که به این ملاقات ها چقدر باید بها بدهیم و از کجا به آن ها مطمئن شویم و به طور کلّی چگونه به صحت و سقم آن ها پی ببریم.
در مورد امام زمان علیه السلام سه محوری که عموماً باید مورد بحث قرار گیرد، عبارت است از اوّلاً؛ «هَل هُوَ؟» آیا موضوع مورد بحث، وجود خارجی دارد؟ آیا وجود مقدّس امام، واقعاً هست؟ دوم این که «ما هُوَ؟» چگونه هست و نحوه وجود مقدس حضرت علیه السلام در عالم به چه نحوه ای است؟ سوم این که «لِمَ هُوَ؟» او برای چیست؟ آیا می شود جهان بدون حجت خدا محقق شود و ادامه وجود دهد؟
در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت»، در بحث «نحوه حضور حضرت حجّت علیه السلام در هستی» این سه موضوع مورد بحث قرار گرفته است. با این که در اثبات وجود امام زمان علیه السلام روایات کافی در بین شیعه و سنی وجود دارد و به واقع روایت در جای خودش خیلی ارزش دارد، در آن کتاب بحث را به روایت متکی نکرده ایم تا کسی نگوید: «ما هنوز در مقدماتِ
ص: 262
بحث مشکل داریم، چرا شما موضوع را به روایات مستند کرده اید؟!». در آن بحث روشن شده که وقتی «انسانیت» یک وجود تشکیکی یعنی دارای شدت و ضعف است و هر چیزی که تشکیکی است یک حدّ تامّ دارد و حد ّتامّ انسانیت لامحاله باید «انسان کامل» یعنی امام زمان علیه السلام باشد». به عنوان مثال «علم» شدت و ضعف دارد و به اصطلاح فیلسوفان، تشکیکی است؛ یعنی یک نفر ممکن است به حقیقتی عالِم باشد و دیگری به همان حقیقت، عالِم تر باشد و از آن جایی که «علم» شدت و ضعف دارد، پس باید یک «عینُ العلم» وجود داشته باشد که او علیمِ مطلق یعنی حضرت «الله» است. مثل این که هر «تَر»ی به «عین تری» ختم می شود و به اصطلاح فیلسوفان: «کُلُّ ما بِالعَرَضِ، لابُدَّ أنْ یَنْتَهی إلَی ما بِالذّات»؛ یعنی، هر چیزی که عَرَضی است- مثل تریِ پارچه- به چیزی که ذاتی است، مثل آب یا عین تری ختم می شود، ولی هیچ وقت درباره این ستون نمی گوییم: «ستونی هم هست که از این ستون، ستون تر است!». چون ذات و واقعیتی به نام ستون بودن در خارج نداریم، بلکه اعتبار ما است. شما می توانید بگویید: «این شخص از آن شخص عالِم تر است.» امّا نمی توانید بگویید: «این ستون، از آن ستون «ستون تر» است!»، چون علم یک حقیقت و ذاتی است که در خارج واقعیت دارد و در عین داشتن یک حدّ تام که همان علیم مطلق است در انسان های مختلف جلوه هایی از آن وجود دارد. امّا ستون یک حقیقت یا یک ذاتِ «وجود»ی نیست، بلکه به اصطلاح فیلسوفان، «ماهیت» است. انسانیت هم مثل علم، به دلیل این که شدت و ضعف برمی دارد، ذاتی است «وجود»ی، مثل «علم» است که حقیقت
ص: 263
خارجی دارد و لذا شدت و ضعف برمی دارد و به همین جهت هم ما می توانیم بگوییم: «این شخص از آن شخص انسان تر است».

حال با توجّه به این مقدمه که انسانیت تشکیکی است و شدت و ضعف برمی دارد، روشن می شود باید یک «عین الانسان» که درجه شدید انسانیت است، در عالم باشد و همه انسان ها که در انسانیت دارای شدّت و ضعف هستند، از نظر انسانیت به آن عین انسانیت ختم می شوند. إن شاء الله بحثش را به صورت مفصّل در آن کتاب دنبال فرمایید. همان طور که عرض شد، اوّل باید به «هل هُو» پرداخته شود که آیا انسان کامل در این عالم هست؟ و این اوّلین چیزی است که در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه از نظر «استدلال» باید در نظر داشته باشیم.
گاهی دل انسان یک هوشیاری نسبت به وجود مقدّس امام زمان عجل الله تعالی فرجه دارد، آن خودش چیز خوبی است. امّا ما باید پشتوانه عقلیِ اعتقاداتمان را هم داشته باشیم تا از این طریق هم اعتقاداتمان صحیح باشد و هم راهی باشد برای تقویت همان شناخت قلبی. در عین این که با مجهزشدن به استدلال های عقلی در مورد وجود مقدس حضرت صاحب الأمر عجل الله تعالی فرجه جواب منکران وجود حضرت را هم می دهیم.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)