سید علی طباطبایی صاحب رياض
علی بن محمد بن علی یکی از بزرگترين اعلام شيعه در قرن سيزدهم هجری، فقيهی است اصولی و مجتهدی بزرگ مشهور به صاحب رياض، که رياض المسائل او با ذکر دلايل در بيان احکام شرع مقدس یکی از بهترين کتب فقهی شيعيان است. سيد علی در ربيع الاول سال 1160 در کاظمين عليهما السلام در خانه دانش متولد شد و از محضر والد فاضل خويش ابو المعالی، آقا محمد علی بهبهانی کسب دانش نمود و در سن جوانی لياقت فهم درس استاد کل وحيد بزرگ را در شهر کربلا به دست آورد و پس از چند سال خود به تدريس و تعليم و تعلم و تصنيف و تأليف اشتغال ورزيد.
سيد علی طباطبائی خواهر زاده وحيد بهبهانی است که به دامادی استاد کل دايی جان عزيزش نيز مفتخر شد. جد سيد علی داماد ملا محمد صالح مازندرانی است که از نسل دختر مجلسی اول و اين صالح مازندرانی، علمائی چون: آقا و آل آقا، بحر العلوم و آل بحر العلوم، سيد صاحب رياض و دودمان وی که همگان زينت بخش جهان اسلام و تشيع گشتند. سيد علی را فرزندانی است عالم و زعمائی قابل چون سيد مهدی طباطبائی و ديگری به نام سيد محمد مجاهد شبيه قمر بنی هاشم.
غير از کتاب رياض المسائل، معظم له شرحی بر مفاتيح فيض کاشانی و شرحی به مختصر النافع محقق اول و حاشيه ای بر مدارک و حاشيه بر معالم، رسائلی در اصول و درباره استصحاب، حجيت و اجماع نيز به رشته تحرير برد.
صاحب رياض با جناب ميرزای قمی معاصر بود و با هم آشنائی کامل داشتند و گاه سخنان عالمانه فيما بين آنها رد و بدل می شد. صاحب روضات می نويسد همين که سيد ميرزا را در عتبات می ديد با ابهت و فقيهانه دو زانو می نشست و خطاب به ميرزا می گفت: بگو تا بگويم! ميرزا با تأنی و ملايم می فرمود بنويس تا بنويسم!!. صاحب رياض در حوزه عتبات در آغاز کار از محضر صاحب حدائق نيز غافل نبود و اساتيد متعددی به خود ديد و از خرمنهای مختلف خوشه ها چيده و اغلب علمای بزرگ بعدی که انشاء الله به ذکر آنها می رسيم از شاگردان اين بزرگوارانند.
معظم له ظاهرا در سال 1231 به اتفاق رقيب خود صاحب قوانين به ديار هميشگی شتافت و به کربلای حسينی در کنار قبر دائی خويش برای هميشه آرميد. رحمت خدا بر روان علمای ربانی مداوم باد.
بيننده ی عزيز: صاحب روضات ذيل ترجمه اين سيد عالی مقام داستان جالبی که دلالت بر لطف خدا و کرامت اين بزرگوار است مرقوم داشته و خلاصه آن اينکه: در سال 1216 روز عيد غدير که طايفه ستمگر وهابی به سر کردگی سعود بن عبد العزيز در شهر کربلا و ديگر بلاد هجوم بردند بعد از کشتار و غارت اموال حرمين، جهت کشتن اعلام بزرگ از جمله همين آقا نيز قصد هجوم داشتند. سيد بلا فاصله قبل از هجوم آنها به منزلش، قسمت اعظم اثاث منزل را به اتفاق زن و فرزند به جای امنی روانه ساخت. طولی نکشيد که به قصد کشتن اين سيد بزرگار به خانه ريختند و فرياد می زدند أين مير علی؟ أين مير علی؟ یعنی سيد علی کجاست؟ سيد در هيزم خانه توکل به خدا نوزاد را به سينه چسبانيد و به زير سبد بزرگی مخفی شد. بعد از غارت و خرابی به منزل و تفحص زياد به هيزم خانه وارد شدند و لابلای هيزمها را بازديد نموده، قدری هيزم روی سبد هم ريختند و به لطف خدا توجهی به زير سبد ننمودند، و اگر نوزاد را نفسی بلند یا گريه و ناله ای، آن دو را قطعا شهيد می نمودند در اينجا به یاد جمله سرور شهيدان که فرمود: عميت عين لا تراک عليها رقيبا و خسرت صفقه عبد لم تجعل له من حبک نضيا... افتادم). نوشته اند آن بی دينان بدتر از یزيد، ضمن کشتار و شکستن ضريح و غارت اموال مردم و حرمين به هنگام غروب از ترس وحشت، شهر را ترک نمودند.



نقل قول
